تدریس

عنصر مهم در فرایند یادگیری در نظام آموزشی، تدریس موثر می­باشد. از طرفی اولین گام برای ایجاد تدریس موثر در نظام آموزشی تعیین اهداف تدریس مناسب توسط دستندرکاران آن می­باشد. در واقع  اهداف تدریس موضوعی اساسی در امر آموزش است و تاثیر فراوانی بر ارائه تدریس موثر توسط اساتید دارد.

 

2-1-3-1- مفهوم تدریس

تعاریف مختلفی از واژه تدریس ارائه شده است:

1-اصل فرایند تدریس فراهم آوردن محیط برای تعامل فراگیران و بررسی نحوه یادگیری است. هدف  تدریس در یک عبارت ساده، ممکن ساختن یادگیری دانشجو است (شعبانی­ورکی و قلی­زاده، 1385).

2-. چهار ویژگی خاص در تعریف تدریس وجود دارد که عبارتند از: وجود تعامل بین معلم و دانش­آموزان، فعالیت براساس اهداف معین و از پیش تعیین شده، طراحی منظم با توجه به موقعیت و امکانات، ایجاد فرصت و تسهیل یادگیری. بنابراین فعالیت­های پراکنده و یک­جانبه معلم ممکن است تغییری هم در دانش­آموزان ایجاد کند، تدریس گفته نمی­شود (شعبانی، 1387، ص 104 و 105).

3-گیج تدریس را هر شکلی از ارتباط بین فردی می­داند که منظور از آن   تغییر روش­هایی است که افراد می­توانند یا می­خواهند به آن روش­ها رفتار کنند (زاهدان­بابلان، 1391).

4-تدریس و آموزش دانشجویان از عمده­ترین وظایف اساتید محسوب می­شود (ظهور و اسلامی­نژاد، 1381). کویین[1] بیان می­کند که تدریس مجموعه مهارت­هایی را شامل می­شود که قبل، ضمن و پس از اجرای تدریس فرایند تدریس صورت می­گیرد و امکان آموزش دانشجو را فراهم می­کند. به دانشجو کمک می­کند تا براساس شرایط فراهم شده، سبک یادگیری خود و اهداف مورد نظر، به یادگیری نائل گردد (ضامنی، عنایتی و بهنام­فر، 1390).

5-آمیدون و هانتر نیز تدریس را یک جریان تعامل می­دانند که که در شکل ابتدایی، گفت و گوی کلاس درس را در بر می­گیرد و بین مدرس و فراگیر روی می­دهد و طی فعالیت از پیش تعریف شده، به پیش می­رود (زاهدان بابلان، 1391). بنابراین تدریس در کلاس درس به کنش متقابل مدرس و فراگیر اشاره دارد که به منظور ایجاد تغییرات مثبت در فراگیران انجام، می­شود.

 

2-1-3-2- انواع سبک­های تدریس

تدریس به عنوان یکی از ارکان اصلی فرایند آموزشی تلقی می­گردد که در کارایی نظام آموزشی نقش موثر ایفا می­کند و در این میان اگر اساتید با اصول و مبانی و هدف­های تدریس، ویژگی­های دانشجویان و نیازهای آنان آشنا نباشند، هرگز نمی­توانند به عنوان مربیان و مسئولین تعلیم دانشجویان در جامعه به خوبی ایفای نقش کنند (حسن­زاده و همکاران، 1392). اثربخشی هر تدریس نیازمند انعطاف­پذیری، انرژی و تعهد حرفه­ای اساتید می­باشد و تدریس موفق نیازمند آن است که اساتید توانایی داشته باشند بر نیازها و فهم یادگیرندگان در طول فرایند یادگیری نظارت داشته باشند و بر مبنای آن اقدام نمایند (لیسا و رایموند[2]، 2001)

یاکسل[3](2008 ) سبک تدریس را بیانگر خصوصیات شخصی و رفتاری غالب آموزشگر می­داند که در ضمن رهبری و مدیریت کلاس خود ظاهر می­سازند؛ به عبارت دیگر، سبک تدریس نمایانگر خصوصیات و ویژگی­های بادوام شخص آموزشگر و مشخص­کننده نوع رفتار وی در کلاس است (به نقل از خندقی و رجائی، 1392). در واقع سبک تدریس به معنی رفتارها و اعمال اساتید و دانشجویان می­باشد که در جریان یادگیری از خود  نشان می­دهند.

مطلب مرتبط :   سبک اسناد از دیدگاه روانشناختی

گراشا معتقد است پنج سبک تدریس در اساتید آموزش عالی مشاهده می­شود که بدین شرح می­باشد (رازقی­نژاد، بخشی و مشایخی، 1389):

1-خبره، متخصص یا کارشناس[4]: این اساتید دارای آگاهی و تجربه­ای هستند که دانشجویان به آن نیاز دارند. تلاش او برای حفظ موقعیتش به عنوان یک متخصص، ارائه دانش و ارتقا کفایت علمی دانشجویان از طریق رقبا بین آن­ها می­باشد. او علاقمند به انتقال اطلاعات و اطمینان از آمادگی کامل دانشجویان می­باشد. محدودیت این سبک آن است که اگر بیش از اندازه استفاده شود دانش استاد می­تواند تهدیدی برای دانشجویان کم­تجربه باشد. در واقع در این نوع سبک اساتید سعی دارند آگاهی، تجربه، اطلاعات و معلوماتشان را در هنگام تدریس به دانشجویان اتتقال دهند و از آمادگی کامل دانشجویان اطمینان کامل حاصل نمایند.

2-آمرانه[5]: این اساتید در بین دانشجویان به سبب دانش نقش او به عنوان یک عضو هیأت علمی، از محدودیت مطلوبی برخوردارند. توجه ایشان به بازخورد منفی و مثبت رفتار، دستیابی به اهداف و رعایت قوانین توسط دانشجویان می­باشد، ایشان راههای استاندارد، قابل قبول و انتظارات روشن در اموری که باید انجام شوند، تاکید دارد. این روش به طور استاندارد غیرقابل انعطاف و سرسخت است و برای دانشجویان ایجاد انگیزش نمی­کند. این نوع سبک از گزینه­های بازدارنده، تاکید صرف بر قوانین و مقررات دشوار و …استفاده می­کند. بنابراین دانشجویان در برابر چنین سبک تدریسی در کلاس آزادی زیادی نداشته و انگیزه خود را برای فعالیت و بحث از دست می­دهند.

3-مدل فردی[6]: ایشان معتقد به مثال­های شخصی و ارائه یک مدل نمونه، برای چگونه فکر کردن و عمل کردن دانشجویان می­باشد. روی­هم­رفته، راهنمائیها و کسب مهارت مستقیم را در انجام امور نشان می­دهد و دانشجویان را به مشاهده و سپس رقابت تشویق می­کند. در این سبک تاکید بر نظارت مستقیم و مستمر است و این اساتید بر این باورند که روش تدریس آن­ها بهترین راه برای راهنمایی دانشجویان است در صورتی که آن­ها به آن استانداردها و توقعات مورد نظرشان نرسند احساس بی­کفایتی خواهند نمود. در واقع تاکید این نوع سبک بر کسب مهارت مستقیم توسط دانشجویان از طریق ارائه مدل نمونه و نظارت مستقیم و مستمر اساتید بر فرایند کسب مهارت آن­ها می­باشد.

4- تسهیل­کننده[7]: این روش تاکید بر تعاملات دانشجو و استاد است. دانشجویان را از طریق پرسیدن سوال، بیان عقاید؛ پیشنهاد منطقی و تشویق آن­ها به توسعه و بصیرت و انتخاب ارزیابی می­شوند. روی­هم­رفته به توسعه ظرفیت دانشجو برای کسب استقلال در عمل و مسئولیت اشاره دارد. استاد با دانشجو به صورت مشاوره­ای کار می­کند و او را راهنمایی و دلگرم می­نماید. انعطاف­پذیری شخصی، تاکید بر نیازها و اهداف دانشجویان و جلب رضایت، از مزایای این سبک می­باشد. در واقع این نوع سبک از انعطاف­پذیری بیشتری برخوردار می­باشد؛ چنین سبکی بر تعاملات دانشجو و استاد تاکید بیشتری داشته و به دانشجویان اجازه می­دهد تا ایده­های خود را ارائه دهند و آزادانه در کلاس به بحث و گفت و گو بپردازند بنابراین چنین سبکی موجب می­شود که دانشجویان و اساتید از انگیزه بیشتری در  فرایند تدریس برخوردار شوند.

مطلب مرتبط :   هوش چیست؟و چه رابطه ای با سن انسان دارد؟

5-وکالتی یا محول کننده[8]: این اساتید علاقه­مند به توسعه ظرفیت دانشجویان در انجام امور به طور مستقل بر روی پروژه­ها کار می­کنند و استاد به عنوان شخص مطلع و کاردان در مواقع لازم در دسترس می­باشد. مشارکت دانشجویان برای پیشرفت حرفه­ای و ایجاد اعتماد و اطمینان باعث اعتماد دو طرفه می­شود (رازقی­نژاد، بخشی و مشایخی، 1389). در واقع این نوع سبک روحیه استقلال طلبی، اعتماد به نفس را در دانشجویان رشد می­دهد و موجب می­شود که دانشجویان در تدریس خود به کارایی و اثربخشی بیشتری برسند.

 

2-1-3-3- اهداف تدریس

واژه فارسی”هدف” در متون مختلف در مقابل واژه­های متعدد انگلیسی مانند، Goal,Objective, Target, Purpose وAim”به کا رفته که گاه با پسوند­هایی مانند “کلی”، “جزیی” و “بخشی” نیز تفکیک شده است. در این میان دو واژه Goal, Objective بیشتر استفاده شده اند (نوذری، 1392). مدالن)2013) معتقد است که اهداف، مقاصدی هستند که ما می­خواهیم در پایان کار به آن­ها برسیم. علاقه­بند (1391، ص 18) نیز اهداف را نتایج مطلوبی می­داند که رفتار در جهت آن­ها هدایت می­شود.

اهداف تدریس از نظر آنجلو و کراس (1993) به معنی بیان وظایف اعضای هیأت علمی و همچنین رتبه­بندی آنچه که آنان از دانشجویان برای یادگیری در دوره­ها می­خواهند،  تعریف می­شود.در واقع بدون اهداف تدریس روشن، نمی­توان میزان اثربخش­ بودن تمام تلاش­ها را به راحتی محاسبه کرد (مدالن، 2013).شناسایی اهداف تدریس درک روشنی از اقدامات اساتید در کلاس درسشان فراهم می­کند (کنگ، 2008). آنجلو و کراس(1993) اهداف تدریس را به معنای توصیفات اعضای هیأت علمی در مورد آنچه که می­خواهند دانشجویان فراگیرند، می­دانند. همچنین معتقدند که اهداف تدریس روشن و مشخص به درک آنچه اعضای هیأت علمی سعی دارند تدریس کنند یاری می­رسانند. آن­ها همچنین اظهار می­دارند که علی رغم این موضوع، اعضای هیأت علمی به ندرت اهدافشان را در عبارات روشن بیان می­کنند. ولی این بدان معنا نیست که اعضا هیأت علمی اهدافی برای تدریس خود ندارند. بنابراین هدف به عنوان شاخص و هادی مسیر نقش مهمی را  در فرایند تدریس ایفاکرده و به عنوان راهنمای اساتید در جریان تدریس عمل می­کند.  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[1] -Burton

[2] -Iowa Department of Education

[3]– Luwis & Smith

[4] – Bell, Allen & Bernan

[1] – Quinn

[2]– Lisa & Raymond

[3]-Yuksel

[4]– Expert

[5] – Formal Authority

[6] – Personal Model

[7]–  Facilitator

[8]–  Delegator