ویژگی تربیت معنوی

   از آنجایی که افلاطون برای این جهان معنوی بالاترین ارزش را قایل است، اساس و بنیان تربیت را بر پایه ی روح و  معنویت قرار می دهد و هدف غایی تربیت را تربیت معنوی می داند. افلاطون دو رکن عمده ی تربیت را پرورش روح و جسم می داند، اما براین باور است که سلامتی جسم به خودی خود موجب سلامتی بعد معنوی نمی شود، اما در روح و بعد معنوی ویژگی ای وجود دارد که می تواند تمام ویژگی های خوب را در جسم ایجاد کند. روی هم رفته، افلاطون تربیت معنوی را مهم ترین بعد می داند و باور دارد که موسیقی و ویژگی های درونی و برونی باید با هم هماهنگ شوند تا بتوانند فضایلی همانند دانایی و شجاعت را بروز دهند. اگر بین این دو هماهنگی ایجاد نشود، نمی توان این فضایل را در نفس ایجاد کرد. بنابراین، افلاطون تربیت اخلاقی را زمینه ای برای تحقق تربیت معنویت می داند. (سلحشوری،1390) فوکو بر این باور است که معنویت مجموعه ای از کاوش ها، کارها و تمرین هایی است که منجر به مراقبه می شود، کارهایی مانند خالص کردن خود، ریاضت و توجه به روح که این اعمال در قالب دانش و آگاهی نیستند بلکه بخشی از وجود فرد هستند که به منظور کسب و رسیدن به حقیقت بکار برده می شوند. بر اساس این گفته، میتوان نتیجه گرفت که حقیقت چیزی نیست که فرد بتواند به  آسانی به آن نایل شود بلکه برای رسیدن به آن نیاز است که فرد به تغییر و اصلاح درونی خود بپردازد و این یک مسئولیت متقابل است. از یک سو حقیقت موجب سعادت و نیک بختی و آرامش روح خواهد شد و ازسوی دیگر، فرد برای رسیدن به حقیقت باید نیروهای درونی خود را متمرکز کند و به تزکیه بپردازد .میلر معتقد است زمان برای آموزش با روح فرا رسیده و همه ی ما به قدر کافی روش های آموزش ماشینی و حسابگرانه را که موجب ویرانی روح انسانی می گردد تجربه کرده ایم. توجه به کمیت یادگیری بدون نگرانی درباره ی کیفیت، موجب تضعیف روحیه ی دانش آموزان گردیده، حال آنکه چگونه می توانیم این تغییرات را از سمت آموزش متمرکز بر مغز به سمت و سوی آموزشی مبتنی بر روح هدایت کنیم، چگونه می توانیم در عصر فرا مدرن تغییرات بنیادی را در آموزش و پرورش ایجاد کنیم و مکان و قبله این تغییرات و تحولات کجا باید باشد؟ میلر اشاره می کند از طریق رفتن به سوی برنامه ی درسی معنوی و روحانی است که می توان تجربیات با ارزش و با معنایی را به دانش آموزان داد که نتایج چنین برنامه ی درسی همان دانش آموز با روح، معلم با روح، مدرسه و تغییرات با روح همراه با یک جامعه ی شاد و همدل، کارآمد مهربان و … خواهد بود. (سلحشوری،1390 )

مطلب مرتبط :   طرز تهیه یک سرم تقویت مژه واسه داشتن مژه های پرپشت "

طرح بازگشت به معنویت در دنیای پست مدرن، نه تنها الزاما به معنای به رسمیت شناختن ادیان نیست، بلکه بیشتر به مفهوم تلاش برای پر کردن خلأ معنویت انسانی با معنویت  هایی است که مشکلات ادیان تاریخی و سنتی را نداشته باشند. مطالعه ی مفهوم معنویت در زمینه ی تربیتی معاصر حکایت می کند که در رویارویی با مفهوم طیفی از دین باوری تا معنویت باوری فارغ از دین وجود دارد. در یک سوی این طیف، ” معنویت”  متفکران دینی قرار دارند که معتقدند اصولا مفهوم معنویت تنها در چارچوب گفتمان دینی معنا پیدا می کند و غیر ازادیان آسمانی )حتی ادیان زمینی) نمی توانند از معنویت به مفهومی معنادار سخن به میان آورند.در سوی دیگر این طیف، متفکران سکولار قرار دارند که معنویت را نیاز عاطفی و روانشناختی انسان تلقی می کنند و الزامی در هویت بخشی دینی برای حل نیازهای معنوی نمی بینند. (باغ گلی و همکاران ،1392، جوادی آملی ،1378 )

در برخورد رهبران جنبش های نو ظهور با تعریف معنویت، میتوان جهتگیری های گوناگونی را مشاهده کرد که برخی از آنها در تلاش برای شفاف سازی مفهوم معنویت به این شرح است:

  • معنویت به مثابه جست جوی معنا در زندگی
  • معنویت به معنای کامل شدن و دست یابی به نگاهی کل نگر
  • معنویت به معنای نگرش به ژرفای زندگی
  • معنویت به معنای تمرکز برانبساط روح به عنوان انرژی (خسرو پناه ،ص 78 ، 1390)

 

2-5-3- تربیت معنوی و رابطه ی آن با تربیت دینی و تربیت اخلاقی

از آن جایی که افلاطون برای جهان معنوی بالاترین ارزش را قایل است، اساس و بنیان تربیت را بر پایه ی روح و معنویت قرار می دهد و هدف غایی تربیت را تربیت معنوی می داند . کودکان نمی توانند استعاره را از غیر استعاره تشخیص بدهند و آن چه که در این دوره به کودکان گفته می شود، بسیار ماندگار است. پس بهتر است که نخستین داستان هایی که برای کودکان گفته می شود، بیش تر بر انگیزنده و مشوق تربیت اخلاقی باشند. افلاطون مضمون تربیت هنری زمان خود را مورد نقد قرار می دهد و باور دارد که مضمون داستان ها نباید موجب ترس و وحشت افراد از مرگ شود و یا این که این داستان ها نباید گریه و خنده ی مفرط، حرص، شهوت و ظلم را تشویق کنند، بلکه باید بیش تر مروج راستی و خویشتن داری باشند. (سلحشوری، 1390، ص47 )

افلاطون آن قدر به تربیت اخلاقی اهمیت می دهد که باور دارد هنر و تربیت هنری را باید در کنترل داشته باشیم و مراقب باشیم که در نقاشی، معماری، صنایع و … چیزی مطرح نشود که باعث رواج اخلاق نکوهیده، افراط گرایی فرومایگی و زشتی شود. پس محیط تربیت باید در وهله ی نخست به وسیله ی تربیت اخلاقی از هر گونه فساد مبرا شود زیرا محیط زهرآگین باعث می شود که افراد کم کم تحت تاثیر آن محیط قرار بگیرند و باعث بیماری روح که بنیان تربیت است شود.

مطلب مرتبط :   واکنش های زوجین در تعارضات زناشویی

افلاطون پرورش اخلاقیات را زمینه ای برای تربیت معنوی می داند. وی اوج تربیت معنوی را تجلی زیبایی در روح و جسم افراد می داند. به بیان دیگر، باید بین صفات درونی و برونی افراد هماهنگی ایجاد شده باشد و این هماهنگی فقط از راه هنر و به ویژه موسیقی ایجاد شود.

براساس دیدگاه افلاطون تحقق تربیت معنوی منوط به تربیت اخلاقی است. افلاطون دو رکن عمده ی تربیت را پرورش روح و جسم می داند، اما براین باور است که سلامتی جسم به خودی خود موجب سلامتی بعد معنوی نمی شود، اما در روح و بعد معنوی ویژگی ای وجود دارد که می تواند تمام ویژگی های خوب را در جسم ایجاد کند. روی هم رفته، افلاطون تربیت معنوی را مهم ترین بعد می داند و باور دارد که موسیقی و ویژگی های درونی و برونی باید با هم هماهنگ شوند تا بتوانند فضایلی همانند دانایی و شجاعت را بروز دهند. اگر بین این دو هماهنگی ایجاد نشود، نمی توان این فضایل را در نفس ایجاد کرد. (سلحشوری، 1390، ص48 )

با توجه به این ویژگی ها سلحشوری اشاره دارد  که بین سه مفهوم تربیت اخلاقی ، معنوی و دین با این که ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد ، اما می توان گفت که پله ی نخست تربیت ، تربیت اخلاقی است و هدف بالاترین درجه ی تربیت ، تربیت دینی است و از آن جایی که مهمترین بعد وجودی انسان روح است و همه ی انسانها در این جنبه مشترک اند و روح دارای قدرت بسیار زیادی است ، بنابراین ، معنویت می تواند هم تعالی دهنده باشد و هم در خدمت فرهنگ ماده گرایی قرار گیرد .

پس می توان گفت که دو نوع معنویت وجود دارد : معنویت غیردینی که فقط تا حدی می تواند به قدرت های روح از راه کنترل و تهذیب منفس و کم کردن نقش محسوسات که پایین ترین مرحله ی تربیت دینی است ( حداکثر به عالم ملکوت ) ، دسترسی یابد و معنویت دینی و بویژه دین اسلام که اگر فرد براساس راهکارهای آن عمل کند ، می تواند به کمال و فعلیت قدرت های روح و عوالم دیگر مانند عالم جبروت و عالم اسماء الهی برد .