تعریف ارزشیاب و ارزشیابی آموزشی:

نخست، برای آگاهی و اطلاع بیشتر از این اصطلاح، آن را از نظر لغوی، با استفاده از فرهنگهای لغت، بررسی می شود و بعد به چند نمونه از تعاریف ارائه شده توسط صاحب نظران این حوزه می پردازیم. در لغتنامه ی دهخدا و  فرهنگ فارسی معین، واژه های ارزشیابی و ارزشیاب یا مجری ارزشیابی نیامده است ولی در این دو فرهنگ،واژه های ارزیابی و ارزیاب تعریف شده است.

در فرهنگ دهخدا، ارزیابی “عمل یافتن ارزش هر چیز ،تقویم”و ارزیاب”کسی که ارزش هر چیزی را مشخص می کند، مقوم”تعریف شده است. در فرهنگ معین ارزیابی “عمل یافتن ارزش و بهای هر چیز، سنجش و بررسی هر چیز و برآوردن ارزش آن”و ارزیاب “کسی که ارزش هر چیزی را معین می کند، مقوم، کارشناس و سررشته دار در تعیین، ارزش و بها”تعریف شده است. فرهنگ وبستر ارزشیابی را “قضاوت یا تعیین ارزش یا کیفی کردن”تعریف کرده است. و همچنین فرهنگ روانشناسی پنگوئن آرتور ربر(1985) ارزشیابی را در معنای عام “تعیین ارزش و یا اهمیت یک چیز”می داند و در معنای خاص، آن را”تعیین میزان یک برنامه .یک درس ،یک سلسله آزمایش یا یک دارو و…در رسیدن به هدفهای اولیه آنها”می داند. متخصصان و صاحب نظران در حوزه های مختلف علوم تربیتی،در اواخر دهه ی1960به این حوزه ی جدید (ارزشیابی آموزشی)گرایش خاصی پیدا کردند که هر یک از این صاحب نظران با توجه به گرایش مورد علاقه و تخصص خود و فلسفه های تربیتی حاکم بر تفکر آنان ،تعاریف خاصی از آن ارائه دادند که این تعاریف در بعضی موارد مشابه و یا کاملا متفاوت با یکدیگر بود. بر اساس برخی از منابع اولین تعریف رسمی از ارزشیابی به نام رالف تایلر به ثبت رسیده است. وی ارزشیابی را وسیله ای جهت تعیین میزان موفقیت برنامه در رسیدن به هدف های آموزشی می داند؛به این معنا که ارزشیابی به دنبال تعیین میزان تغییرات رفتاری با توجه به هدف های آموزشی از قبل تعیین شده، است. گی(1991)، ارزشیابی را یک فرایند نظامدار(سیستماتیک)برای جمع آوری تحلیل و تغییر اطلاعات،به منظور تشخیص و تعیین میزان تحقق اهداف می داند و این که آیا هدف های مورد نظر تحقق یافته اند یادر حال تحقق یافتن هستند و به چه میزانی(سیف،1380). ولف،(1984) درکتاب”ارزشیابی آموزشی”ترجمه کیامنش(1379)، تعریف بیبای(1978) از ارزشیابی را مطرح کرده  است. وی ارزشیابی را “جمع آوری و تفسیر نظامدار شواهدی که به قضاوت ارزشی با توجه به عملی منجر می گردد،می داند”. دراین تعریف واژه ی”نظامدار”بیانگر اطلاعات موردنیاز برای عمل ارزشیابی که به صورت منظم و هدفدار جمع آوری می شود،است. منظور از واژه ی “تفسیر شواهد”این است که اطلاعات جمع آوری شده باید با دقت و با احتیاط کامل توسط عامل ارزشیابی یا افراد دارای صلاحیت مورد تفسیر قرار بگیرد. واژه ی “قضاوت ارزشی”نشان می دهد که مجری ارزشیابی وظیفه دارد، در مورد ارزش برنامه ی آموزشی مواد درسی یا موسسه ای که با توجه به اطلاعات جمع آوری شده و تفسیرهای به عمل آمده کار ارزشیابی را بر عهده دارد، قضاوت و داوری به عمل آورد. چهارمین عنصر کلیدی در تعریف بیبای”با توجه به عملی بودن”است که بیانگر این مسئله است که ارزشیابی تصمیم مدار است و مطالعات و بررسی های ارزشیابی به ایت منظور انجام می گیرد که نتایج جنبه عملی داشته باشد یا به عبارت دیگر ارزشیابی به این قصد که نتایج به صورت عملی در زمینه برنامه یا موضوع ارزشیابی شده منجر گردد، انجام می پذیرد. به طور کل باید گفت که ارزشیابی، نوعی قضاوت و داوری در حوزۀ تخصص عامل ارزشیابی است ولی قضاوت برای تصمیم گیری در حوزه صلاحیت تصمیم گیرندگان و سیاستگذاران آموزشی است.

مطلب مرتبط :   طرز تهیه ۶ دمنوش لاغری که چربی سوزی رو سرعت می بخشد

بنابراین، ارزشیابی شامل داوری ارزشی درباره مطلوب بودن یا مطلوب نبودن ویژگی یا موضوع ارزشیابی است. ناگفته نماند ارزشیابی بر اندازه گیری استوار است یعنی ارزشیابی های صحیح و درست مبتنی بر اندازه گیری های دقیق است.