اشکالی که موجب نقص باشد به نظر نمی‌رسد» محاکم نیز خود را از استناد به اصول حقوقی بی‌نیاز نمی‌بینند. در مواردی که قانون حکم خاصی برای موضوع ندارد برای اینکه رأی دادگاه خودسرانه جلوه نکند دادرس ناچار به «اصول حقوقی» استناد می‌کند. ماده 3 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 نیز استناد به «اصول حقوقی که مغایر با موازین شرع نباشد» را در مواردی که دادرس قانون حاکم به دعوا را به‌درستی تمییز نمی‌دهد اجباری کرده است.
در حقوق بین‌الملل نیز نقش اصول کلی حقوق بسیار مهم است.
بند سوم این ماده از جهات گوناگون مورد انتقاد قرار گرفته است ولی قدر مسلم از آن فهمیده می‌شود که در حقوق بین‌الملل عمومی اصول کلی حقوق یکی از منابع مستقل حقوقی و در ردیف عهدنامه و عرف است.
در حقوق تجارت بین‌الملل نیز نقش اصول کلی قابل توجه است: برای مثال ماده (2)7 کنوانسیون بیع بین‌المللی می‌گوید: «مسائل مربوط به موضوعات تمت حاکمیت کنوانسیون حاضر که تکلیف آن‌ها صراحتاً در این کنوانسیون تعیین نشده، طبق اصول کلی‌ای که کنوانسیون مبتنی بر آن است، … حل و فصل خواهند شد». بنابراین همانگونه که ملاحظه می‌گردد همه آنان که دستی بر آتش حقوق دارند به اصول کلی نیاز دارند و هر کس بنابر نیاز خویش از آن‌ها استفاده می‌کند.

بند دوم: حسن نیت اصل اخلاقی است یا حقوقی؟
در پاسخ به این پرسش و به‌عنوان مقدمه ذکر نکاتی ضروری به نظر می‌رسد. اصول که مفهوم و آثار آن‌ها در نظام حقوقی در گفتار گذشته مورد بررسی قرار گرفت اقسام مختلفی دارند. برای مثال اصل لزوم جبران ضرری که بر خلاف حق وارد شده است، قبح عقاب بلابیان، عدم تأثیر قونین نسبت به گذشته و … از جمله اصولی هستند که هر یک بنا بر ضرورتی در طول سالیان متمادی ایجاد شده‌اند و الهام‌بخش قانونگذاران در تدوین قوانین مختلف گشته‌اند.
هر یک از این اصول سرچشمه‌ای دارند. سرچشمه برخی از اصول نظیر اصل تساوی مدنی را انقلاباتی نظیر انقلاب کبیر فرانسه ایجاد کرده است،‌ برخی اصول از عقل و منطق و انصاف سرچشمه می‌گیرد و به دلیل همین منطق جنبه جهانی به خود می‌گیرد. برای مثال عقل حکم می‌کند که جمع شدن دو صفت متضاد در یک شخص اجرای حق را بیهوده می‌سازد بر اساس همین اصل منطقی قانونگذار ما نیز در ماده 300 قانون مدنی مقرر داشته است: «اگر مدیون مالک مافی‌الذمه خود گردد ذمه او بری می‌شود …» برخی اصول نیز هستند که از آموزه‌های اخلاقی و مذهبی سرچشمه می‌گیرند مانند اینکه «هرکس مال دیگران را تلف کند ضامن آن است و باید مثل یا قیمت آن را بدهد …» واژه مسئولیت هرجا بکار رود طنین اخلاقی دارد و مسئول کسی است که خطاکار است و باید مکافات گناهی را که مرتکب شده است ببیند. حال می‌خواهیم ببینیم، حسن نیت که یکی از اصول کلی تلقی شده است؛ در زمره کدام‌یک از این اصول قرار می‌گیرد و سرمنشأ آن چیست؟ پاسخ به این پرسش را خواهیم داد اما پیش از آن باید مفهوم اخلاق و رابطه آن با حقوق را نیز مورد بررسی قرار دهیم تا اخلاقی یا حقوقی بودن حسن نیت آشکار شود.

الف) رابطه اخلاق و حقوق
در باب رابطه اخلاق و حقوق و تأثیر و تأثر آن‌ها از یکدیگر مباحث فراوانی مطرح شده است. از جمله اینکه اخلاق چه چیزی را در بر می‌گیرد؟ اخلاق چه کسانی باید اجرا شود؟ و معیارهای اخلاقی تا چه حد می‌توانند در حقوق تأثیر گذارند؟ و پاسخ به این پرسش‌ها تبیین رابطه اخلاق و حقوق را مه می‌نمایاند.
فلاسفه اخلاق را مجموعه قواعدی می‌دانند که هر شخص بر خودش تحمیل می‌کند و در اهمیت اخلاق و قواعد اخلاق گفته‌اند که قواعد اخلاق میزان تشخیص نیکی و بدی است. در مقابل جامعه‌شناسان اخلاق را «علم به عادات و رسوم تعریف کرده و قواعد آن را ناشی از اجتماع می‌دانند نه راهنمای آن» گروهی نیز اخلاق را اطاعت از دولت و قوانین اجتماعی می‌پندارند. خواجه نصیرالدین طوسی در تعریف اخلاق انسان را محور تعریف علم اخلاق قرار می‌دهد و می‌گوید: «علمی است به آنکه نفس انسانی چگونه خلقی اکتساب تواند کرد که جملگی احوال و افعال که به اراده از او صادر شود جمیل و محمود بود».
«اما صرف‌نظر از این اختلافات نظری اخلاق نیز مانند حقوق از قانون زندگی سخن می‌گوید» و در صدد بهبود زندگی انسان است. اخلاق دروغ، ریا، خیانت در امانت و … را مذموم می‌داند و در عوض از صداقت، یکرنگی و امانتداری حمایت می‌کند و با این دستورات در صدد کم کردن مرافعات میان مردم و کمک به نظم جامعه است.
به نظر برخی از نویسندگان رابطه میان اخلاق و حقوق تضاد است. «در واقع ریشه جدایی اخلاق و حقوق را باید در نوشته‌های ارسطو حکیم بزرگ یونان جستجو کرد. ارسطو حکمت را به سه شعبه اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مدن تقسیم می‌کند. در اخلاق راه رسیدن به سعادت و معنی فضیلت انسان مطرح است ولی تدبیر منزل و سیاست مدن از روابط خانواده و اجتماع و دولت (یعنی آنچه که امروز حقوق می‌نامیم) گفت‌و‌گو می‌کند». خواجه نصیرالدین طوسی متفکر قرن هفتم هجری نیز آنگاه که از اقسام حکمت عملی سخن می‌گوید موضوع اخلاق را نفس انسان و حیات فردی او می‌داند در حالیکه تدبیر منزل و سیاست را ناظر به روابط اجتماعی.
اما در بحث اختلاف حقوق و اخلاق نباید راه مبالغه پیمود، زیرا هر چند اساس قواعد حقوقی و اخلاقی با یکدیگر متفاوت هستند اما در مضمون و محتوا دارای اشتراک هستند، در واقع کدام نظام حقوقی می‌تواند با اخلاق ضدیت داشته باشد؟ و کدام سیستم حقوقی است که نمی‌خواهد اصل عدالت که اصلی اخلاقی است رعایت نماید؟ هرچند تلقی کشورهای مختلف نسبت به رابطه اخلاق و حقوق متفاوت است اما پاسخ به این سؤالات منفی است. قواعد حقوقی همانند قواعد اخلاقی هستند که ضمانت اجرا پیدا کرده‌اند و حقوق نمی‌تواند قوانین خارجی یا قراردادهای خصوصی که بر خلاف اخلاق حسنه بوده … به موقع اجرا گذارد… » که در این ماده قانونگذار احترام به اخلاق را واجب دانسته و تجاوز از آن را سبب بطلان قرارداد و حتی مانع اجرای قوانین دانسته است.
ریپر حقوقدان فرانسوی در کتاب مشهور خود تحت عنوان «قاعده اخلاقی در حقوق تعهدات» می‌گوید: «حقوق در فنی‌ترین بخش خود یعنی قراردادهای زیر نفوذ اخلاق قرار دارد اخلاق چنان در میان حقوق موضوعه گردش می‌کند که خون در بدن».
اکنون که نوع ارتباط حقوق و اخلاق را با یکدیگر دانستیم نقش حسن نیت در این ارتباط را بررسی می‌نماییم.

مطلب مرتبط :   منبع تحقیق درمورد اعراب و اسرائیل

ب) اصل اخلاقی – حقوقی حسن نیت
در بند اول رابطه اخلاق و حقوق را از این جهت بررسی کردیم که بدانیم حسن نیت اصلی اخلاقی است یا حقوقی؟ یا ماهیت دوگانه دارد؟
«در جریان تدوین ماده (1)7 کنوانسیون بیع بین‌المللی نیز یکی از دلایل مخالفین اصل حسن نیت اخلاقی بودن این مفهوم بود.» «تأثیر اخلاق بر حقوق تا بدانجاست که اساساً حق را مفهومی نسبی نموده است و در امکان استفاده از آن توجه به محرک و هدف صاحب حق را مقرر نموده است به‌نحویکه علم حقوق نمی‌تواند به مظهر خارجی اراده قناعت کند و نیت مشروع و اخلاقی شرط درستی اعمال حقوقی است.»
توجه به اخلاق در تفسیر عادلانه وسیله‌ای است برای تأمین پویای حقوق و پاسخگویی آن چرا که محال است حکم هر دعوایی در قانون پیش‌بینی شود؛ از این رو حرکت در مسیر تحولات اجتماعی ایجاب می‌کند دادرس همگام با جامعه به فضایل اخلاقی آن توجه نماید. مفاهیمی چون اخلاق حسنه و مشروعیت جهت نیز به منظور تأمین این جنبه و مفهوم وارد نظام‌های حقوقی شده‌اند.

براستی چرا حسن نیت را به آن اخگر تشبیه می‌کنند؟ چرا باید در پی تمهید نظریه برای آن بود؟ چرا باید به سراغ مفهومی مشکک و مبهم رفت، مگر نه اینکه حقوق باید پاسخی روشن در موارد مورد نیاز داشته باشد؟ پاسخ این است که حسن نیت از دید حقوق یک ارزش قابل حمایت است و حقوق ناگزیر از احترام به آن است چرا که روابط اجتماعی مردم اساساً بر صحت و درستی بنیان نهاده شده است و این خود دلالت بر این دارد که در جامعه حسن نیت حکمفرماست و یا اینکه حداقل اینگونه فرض می‌شود و این یک واقعیت است و حقوق چاره‌ای جز تعظیم در برابر واقعیت ندارد.
پاسخ دیگر این است که واژگان صداقت، وفاداری و عدم تقلب ارزش‌هایی اخلاقی و از مصادیق حسن نیت هستند که با وارد شدن در قوانین و پیدا کردن ضمانت اجرا تبدیل به قواعدی حقوقی شده‌اند. به‌ عبارت دیگر برای حفظ و صیانت از ارزش‌های اخلاقی یا مذهبی باید آن‌ها در قالب‌های حقوقی به کار برد و ضمانت اجرایی را مشخص کرد تا بدین صورت اختیاری بودن قواعد اخلاقی را کنار گذاشته و جنبه الزامی به خود بگیرند.

«اگرچه عده‌ای گفته‌اند که اصل حسن نیت بدرستی در حقوق موضوعه جا افتاده است، ولی مقصود و هدف اخلاقی آن تا حدودی تقلیل یافته زیرا با یک نفع درآمیخته شده است؛ حسن نیت اغلب از دیدگاه منفعت‌گرایانه عمل می‌کند (یعنی آنچه که به اخلاق توجهی ندارد) بدین ترتیب کسی که به قول خودش احترام می‌گذارد از این جهت است که تقابلی وجود دارد». اما در میان اکثر حقوقدانان حسن نیت اصلی اخلاقی حقوقی است.

مبحث دوم: ابعاد حسن نیت و تفکیک آن از نهادهای مشابه
حسن نیت اصل کلی حقوقی است که دارای جوهر اخلاقی است. این مفهوم اخلاقی – حقوقی امکان تعدیل، تکمیل، تحدید و تصحیح قواعد حقوقی را فراهم می‌سازد و بدین طریق زمینه انطباق حقوق با تحولات و نیازمندی‌های جدید و اوضاع و احوال هر مورد را ممکن می‌سازد. ضرورت‌های متعددی توسل به این اصل را توجیه می‌کند، لذا در این مبحث ابتدا ابعاد حسن نیت را از جنبه حمایتی و تکلیفی سپس به تفکیک حسن نیت از نهادهای مشابه خواهیم پرداخت.

گفتار اول: ابعاد حسن نیت
حسن نیت از یک منظر به دو بعد حمایتی و تکلیفی قابل تقسیم است. بعد از آشنایی با جلوه‌های حسن نیت‌ حمایتی، موضوع حسن نیت تکلیفی و نوعی، قابل بررسی می‌باشد. در مبحث اول به مفهوم حسن نیت پرداختیم که بیشتر مرتبط با حسن نیت تکلیفی (نوعی) می‌باشدو در این گفتار به شرح و توصیف آن خواهیم پرداخت.

بند اول: حسن نیت حمایتی
اولین پرسشی که هنگام مطالعه قوانین کشورها به ذهن می‌رسد این است که آیا اصل حسن نیت در حقوق اکثر کشورها وجود دارد یا نه؟ اگر محقق متکی به الفاظ، لغات و اصطلاحات باشد پاسخ می‌دهد که حسن نیت در حقوق اکثر کشورها به‌ویژه ایران وجود دارد. با مطالعه عمیق و دقیق قانون مدنی به همراه سایر قوانین این مسأله به خوبی هویدا می‌گردد. اگرچه لفظ حسن نیت صراحتاً در قانون مدنی ایران ذکر نشده است اما قانونگذار ما با امر به افعالی و نهی از امور خاصی درصدد ترویج حسن نیت بوده است.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

الف) اموال
در این بند برای نمونه به دو مصداق وقف و احکام املاک مجاور اشاره می‌کنیم و حسن نیت را در آن‌ها مورد بررسی قرار می‌دهیم.
همان‌گونه که می‌دانیم اموال مدیون وثیقه عمومی کلیه دیون وی در برابر دیان می‌باشد. حال اگر مدیون اقدام به وقف اموال خویش کند چون این عمل وی به ضرر دیان می‌باشد قانون مدنی ایران در ماده 65 خود این عمل را برخلاف حسن نیت دانسته و اعلام نموده است: «صحت وقفی که به علت اضرار دیان واقع شده است منوط به اجازه دیان است.»
اگرچه برخی از نویسندگان این ماده را بر اساس قاعده لاضرر توجیه کرده‌اند و گفته‌اند: «مقصود از علت در این ماده علت غایی یا انگیزه واقع است که اگر به ضرر دیان باشد وقف غیر نافذ است». اما با ممنوع بودن اضرار به غیر، در واقع رعایت صداقت و درستی در معاملات مورد توجه بوده است. قانونگذار با این نحوه بیان مدیون را مکلف کرده که به دور از هرگونه تقلب و حیله و با نهایت اعتماد و صداقت تعهدات خود را انجام دهد والا با ضمانت اجرای قانونی روبرو خواهد شد. در واقع آنجا که واقف با علم و عمد به ضرر داین اقدام می‌کند چنین اقداماتی خلاف حسن نیت است و چنین وقفی