رابطۀ عملکرد نظارتی گروههای آموزشی و اثربخشی آموزشی معلمان

با وجودی که مسئولان و کارشناسان آموزش و پرورش نسبت به بکارگیری نظارت و راهنمایی آموزشی نگرش مثبتی دارند، به علت محدودیتهای فراوان در ابعاد اقتصادی، ساختاری، و نیروی انسانی متخصص، تاکنون برنامه ریزی مشخص یا اقدام عملی مؤثری در این مورد صورت نگرفته است(نیکنامی، 1380 ص 1). عدم توجه به اهمیت نقش نظارت و راهنمایی آموزشی و طرح اندیشه و روشهای نو در مدارس به تدریج موجب شده است که الگوهای سنتی و غیر مؤثر آموزشی، همچنان سبک و سیاق جاری و مسلط در مدارس ما باشد و سرانجام اینکه برای کسب نتایج مطلوب تر آموزشی، نو اندیشی، نوگرایی و نوآوری مورد آزمایش و تجربه قرار نگیرد(همان). به علت کارآمد نبودن روشهای سنتی نظارت و راهنمایی آموزشی در رفع مسائل و مشکلات آموزشی معلمان و دانش آموزان، نارضایتی معلمان و بعلاوه بالا رفتن انتظارات اجتماع از آموزش و پرورش، تجدید نظر در مفهوم سنتی نظارت و راهنمایی آموزشی را الزامی ساخته است.

در سازمانهای آموزشی رهبران آموزشی(هرکس که بتواند امر آموزش و یادگیری را یک قدم پیشتر ببرد)معلمان را از لحاظ افکار، احساسات، رفتار و کردار تحت تأثیر قرار داده و در انجام دادن وظایف آموزشی، آنان را یاری می کنند (علاقه بند، 1372 ص 178). با توجه به اینکه راه حلهای نهایی مسائل و مشکلات آموزشی در دست رهبران آموزشی است، باید قابلیتها و تواناییهای بالقوه رهبران آموزشی و راهنمایان آموزشی تا حد امکان رشد و پرورش یابد، چون آنها نقش اساسی و مؤثری در تحقق اهداف آموزشی ایفا می کنند(نیکنامی، 1380 ص 5). راهنمایان آموزشی به منظور اصلاح وضع آموزشی تحت عنوان رهبران آموزشی با معلمان و با کمک آنان کار و فعالیت می کنند و از طریق همکاری حرفه ای سعی در ارتقای کیفیت عملکرد معلمان و رفع مسائل و مشکلات آموزشی آنان دارند. در بیشتر مدارسی که نظارت و راهنمایی آموزشی برعهده راهنمایان آموزشی است، این وظیفه کاری عادی و اداری تلقی شده که در روند اصلاح وضع آموزشی معلمان تأثیری ندارد. راهنمایان آموزشی باید بتوانند با راهنمایی مؤثر فعالیتهای آموزشی، محیط آموزشی را به ی یک نظام همکاری پویا و فعال تبدیل کنند و با یاری و مساعدت معلمان آنها را در نوآوری و انجام کار مؤثر تقویت نمایند. در چنین شرایطی است که موجبات شکوفایی استعدادها و قابلیتها فراهم می شود و معلمان به کار اثربخش برانگیخته می شوند و دانش آموزان به یادگیری تشویق می گردند، والدین در جریان یادگیری مشارکت می کنند و محیط مؤثری برای فعالیت آموزشی و تحقق اهداف آموزشی( اثربخشی آموزشی) بوجود می آید(علاقبند ، 1372ص 179) .

موفقیت برنامه های نظارت و راهنمایی آموزشی و نیل به هدفهای آن در گرو عملکرد مؤثر دیگر نظامهای رفتاری مدرسه است و بدون آگاهی از نحوه فعالیت این گونه نظامهای رفتاری، موفقیت این برنامه ها بعید به نظر می رسد و اثربخشی برنامه های نظارت و راهنمایی آموزشی نه تنها به ارتباط راهنمایان آموزشی با دیگر نظامهای رفتاری مدرسه، بلکه به آگاهی آنان از نحوه عملکرد تمام نظامهایی که به نحوی در اجرای مؤثر وظایفشان به آنها یاری می رسانند نیز بستگی دارد(نیکنامی، 1380ص 9). چنانچه آدامز و دیکی[1](1966ص 216) بیان می دارد که نظارت و راهنمایی آموزشی فرایندی است که باعث می شود تمام عوامل (عوامل آموزشی و غیر آموزشی مثل معلم، دانش آموز، برنامۀ درسی، تسهیلات و تجهیزات، ساختمان، بودجه، مسائل کارکنان و …) آگاهانه برای پیشرفت یادگیری به طور مؤثر و همچنین کمک به کارآمدتر شدن معلمان به کار گرفته شود. سرجیوانی و استارات[2](1993ص 90) بیان می دارند که اگر قرار باشد راهنمایان آموزشی در تغییر، تجدید سازمان و احیای مدارس و اثربخشی آن نقش مهمی ایفا کنند، باید از نقشهای سنتی خود فراتر روند و نباید هدف آنان صرفاً انجام دادن کار در مدرسه مطابق با موازین و معیارهای مشخص باشد.

مطلب مرتبط :   منشاء رابطه حقوقی امانی در حقوق مدنی ایران و فرانسه

وایلز کیمبل(1392) معتقد است که معلمان به واسطۀ تیپهای شخصیتی متفاوت و تفاوتهای فردی، مشکلات و و نیازهای متفاوتی خواهند داشت که راهنمایان تعلیماتی با توجه به این ویژگی و تفاوتها باید به هر دسته از معلمان خدمات و کمکهای خاص خود را بکنند(به نقل از گلیکمان 1990 ص 40). راهنمایان آموزشی باید بدانند که معلمان در چه صورتی و تحت چه شرایطی و با چه ویژگی فردی و سازمانی قادرند در تدریس خود اثربخش باشند. مدارس و راهنمایان  آموزشی باید معیارهای اثربخشی را تعیین کنند و زمینه ها و امکانات لازم را برای اثربخشی معلمان فراهم و به حمایت، تقویت و تشویق آنان بپردازند. راهنمایان آموزشی برای افزایش و ارتقای کارایی معلمان باید به تدوین و توسعۀ برنامۀ مؤثر نظارت و راهنمایی بپردازند و از آنجا که آنان در آموزش و پرورش نقش تعیین کننده ای دارند باید تلاش کنند محیط مناسبی به وجود آورند که در آن معلمان پذیرای راهنمایان باشند و احساس امنیت کنند(نیکنامی ، 1380 ص 30). به اعتقاد هوی و فورسایت (1986) نظارت بر اثربخشی کار معلمان ضروری است، ولی اگر مانع اصلاح فرایند تدریس و یادگیری شود نظارت و راهنمای آموزشی نیست. معلمان باید متناسب با پیشرفت علوم و تکنولوژی به گونه ای راهنمایی شوند که در انتخاب روش مناسب تدریس، استفاده از وسایل آموزشی و بهبود روابط انسانی در مدرسه، تغییرات زیادی در رفتار و روابط خود با دانش آموزان در محیط آموزشی به وجود آورند(به نقل از وکیلیان ، 1385 ص 9).

راهنمایی معلمان در انتخاب روشهای آموزشی و استفاده بهینه از امکانات موجود نه تنها تدریس را ساده تر و پر بارتر می سازد، بلکه شانس دانش آموزان را برای یادگیری مؤثر و مفید و همیشگی افزایش می دهد. مدارس موفق دارای نظام نظارت و راهنمایی آموزشی معتبری هستند که ضمن توجه به هدفهای آموزشی مدرسه، هدفهای فردی معلمان و رشد و پیشرفت حرفه ای آنان را نیز در نظر می گیرد.  عملکرد درست مدرسه و دستیابی به نتایج قابل قبول نشان دهنده هماهنگی اجزای مدرسه و اثربخشی راهنمایان آموزشی است(نیکنامی، 1380   ص 3).راهنمایان تعلیماتی در بازدید های خود از مدرسه ها، نه تنها از فعالیتهای آموزشی معلمان در زمینه های روش تدریس ، نحوه اداره کلاس و چگونگی ارزشیابی کلاس بازدید   می کنند بلکه فعالیتهای برنامه ریزی، سازماندهی ، هماهنگی و کنترل مدیر را در اثربخشی برنامه های مدرسه، نظارت و راهنمایی کرده و در صورت وجود مشکل یا انحراف، به شناسایی و رفع آنها اقدام می کنند (وکیلیان ، 1385 ص 19) . از نظرگلیکمان ( 1990 ص 49) چنانچه مدرسه ای در نیل به هدفهای آموزشی خود ناموفق باشد، مسئولیت این شکست صرفاً متوجه معلم نیست، بلکه مدیر مدرسه و راهنمای آموزشی هم مقصرند و باید در قبال عملکردشان پاسخگو باشند(نیکنامی، 1380 ص 3).

مطلب مرتبط :   نشانه های عاطفی و جسمانی افسردگی

نیکنامی(1380ص 23) بیان می دارد که مسئولیت نظارت و راهنمایی معلمان بعد از مسئولین آموزش و پرورش، بر عهده معلمان برجسته و ممتاز مدارس قرار گرفته و سعی شده است که از میان معلمان ثابت و عضو گروههای آموزش [3]، توانمندترین و شایسته ترین آنها، به راهنمایی معلمان دیگر بپردازند. فلسفۀ وجودی گروههای آموزشی به عنوان راهنمایان آموزشی برای معلمان، ایجاد زمینه های برخورد عقاید واندیشه ها و بروز خلاقیتها، ابداعات و ابتکارات و مبادلۀ تجربیات و رفع مسائل و مشکلات آموزشی معلمان و در نهایت رشد و پرورش همه جانبۀ دانش آموزان است.

پیشرفت علوم و تکنولوژی و انقلاب اطلاعاتی و نیاز معلمان به داشتن معلومات و مهارتهای تخصصی و استفاده از روشها و تکنولوژیهای نوین آموزشی توسط معلمان برای انجام وظایف و تدریس مؤثرتر خود، نیاز به سرگروههای آموزشی را دو چندان کرده است. مرحوم شهید ثانی درباره صلاحیت معلم برای تعلیم و انجام وظیفه بیان می دارد که او باید داری سطح خاصی از معلومات باشد و نسبت به موادی که تدریس می کند باید دارای احاطۀ کاملی باشد تا اعتماد دانش آموزان را بتواند جلب کند و باید به طور مداوم بر معلومات خود بیفزاید(حجتی 1358 صص 125– 122). که این مطلب می تواند بیانگر تأثیر نقش مشاوره ای تخصصی سر گروه های آموزشی برای دادن اطلاعات تخصصی به معلمان و نقش رهبری سرگروه های آموزشی برای ایجاد انگیزه در معلمان برای انجام وظایف محوله و اثربخشی آموزشی بیشتر باشد. سرگروههای آموزشی ضمن وقوف کامل به نقشهای نظارتی خود (هماهنگ کننده، ارزشیاب، رهبری و مشاوره) باید آنها را در عمل به کار ببرند.برای افزایش کیفیت کار معلمان و دانش آموزان و ارتقاء میزان یاددهی و یادگیری باید معلومات و مهارتها و توانایی فکری سرگروههای آموزشی و رابطۀ عملکرد آنان با اثربخشی معلمان، مورد توجه قرار گیرد. از طرف دیگر تدریس، اهداف مختلف علمی، اخلاقی، تربیتی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی را دنبال می کند پس باید اطمینان حاصل کرد که کلاسها، معلمان و دانش آموزان به اهداف ذکر شده برسند، پس باید بر کار معلمان و دانش آموزان و دیگر افراد نظارت کرد.

 

 

[1] . Adams & Dickey

[2] . Sergiovanni & Starrat

[3] .Supervision as indigenous of teaching team