تشریح عناصر و اجزای سرمایه فکری
ـ سرمایههای انسانی
سرمایههای انسانی ( تحت عنوان فردی، مهارتها، تواناییها و تجارب موجود در کارکنان یک سازمان برای خلق ارزش و حل کردن مسائل کسب و کار تعریف شده است (نورمن ، ۲۰۰۵).
سرمایه انسانی سبب شده است که سازمانها تا حد زیادی به دانش و مهارتهای کارکنان نشان برای ایجاد درآمد، رشد و هم چنین، بهبود کارایی و بهر و ری متکی شوند (وستفالین، ۱۹۹۹).
سرمایه انسانی شالوده سرمایه فکری را تشکیل میدهد و عنصر اصلی برای اجرای کارکردهای مربوط به سرمایه فکری است. این سرمایه نماینگر یک منبع مستمر تجدید و نوآوری برای سازمان محسوب شده که توانایی درک موضوعات را داشته و قادر است از تجاربی که کسب می کند
مزیت بیافریبنند (لونگو، ۲۰۰۷).
سرمایه انسانی، اشاره به ارزش تجمعی سرمایه گذاری در تعلیم و تربیت، آموزش قابلیتها و آینده کارکنان دارد که این آموزشها به دو شکل صورت میگیرند:
۱-آموزشهایی که فرد از طریق یادگیری رسمی میآورد.

۲-آموزشهایی که فرد از طریق یادگیری از دیگران و به صورت تجربی میبیند (بولن ، 2005).
ـ سرمایه ساختاری
سرمایه ساختاری اشاره به ساختارها و فرایندهای موجود در درون یک سازمان دارد که کارکنان از آنها استفاده کرده و از این طریق دانش و مهارتهایشان را به کار میگیرند. این سرمایه شامل مکانیزمها
و ساختارهایی است که نقش اصلی آن در حمایت از کارکنان برای رسیدن به عملکرد بهینه فکری
و از سویی دیگر زمینه بهینه در کسب وکار میباشد (ورگااون و همکاران، ۲۰۰۵).
از دیدگاه بنتیس اگر یک سازمان دارای نظامها و رویههای کاری ضعیفی باشد، سرمایه فکری کلی به حداکثر توانایی بالقوهاش دست نخواهد یافت. در حالی که، سازمانهایی با سرمایه ساختاری قوی دارای یک فرهنگ حمایتی خواهند شد که به افراد امکان میدهد تا دست به کارهای جدیدی بزنند، با شکست رو برو شوند و یاد بگیرند (بنتیس، ۱۹۹۸). هم چنین، چن و همکارانش معتقدند سرمایه ساختاری میتواند به کارکنان پشتیبانی برای تحقق عملکرد فکری بهینه و هم چنین عملکرد کسب و کار سازمان کمک کند. سرمایه ساختاری تابعی از سرمایه انسانی نیز میباشد. بنابراین، سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی در تعامل با یکدیگر به سازمانها کمک میکنند که به طور هماهنگ سرمایه مشتریان را شکل و توسعه داده و کار گیرند (چن وهمکاران، 2004 )
اگر فرض بر این قرار میباشد که افراد موجود در سازمان از سطح هوش بالایی برخوردار بوده
اما سیستمها و رویههای قویی که اعمال افراد را مورد پشتیبانی قرار میدهند وجود نداشته باشد، این افراد هرگز به بالاترین پتانسیلی که توان رسیدن به آن را دارند نخواهند رسید. ازسرمایه ساختاری به عنوان سندی برای سازمان نام برده میشود که نشان میدهد چگونه افراد با حفظ اثربخشی کارهایشان را انجام میدهند. از سوی دیگر این سرمایه از طریق ورودیهای فکری کارکنان شکل مییابد. به عبارت دیگرسرمایه ساختاری و سرمایه انسانی را در اختیار خود گرفته و از طرف دیگر به برخی از مهارتهای موجود در سرمایه انسانی برای حفظ حیات خود متکی است. از جمله این مهارتهامیتوان به توانایی برقراری ارتباط و تمایل به تسهیم اطلاعات اشاره کرد که این اجازه را میدهد که سرمایه انسانی درسرمایه ساختاری جا داده شود (پپارد ، ۲۰۰۱).
ساختار سازمانی یکی دیگر از فاکتورهای مهم سرمایه ساختاری است و به معنای ساختاری قوی
و پاسخگو که نتیجه فرایند مدیریت کردن شکل میگیرد. یک ساختار قوی و پاسخگو نشانگر ساختاری سیاست گذار، هدایت، کنترل کننده و اطلاعات میباشد. این ساختار میتواند علاوه بر این که ارتباطات رسمی سازمانی، متشکل از ارتباطات، قدرت و سیستم کنترلی سازمان را در بر میگیرد همچنین ارتباطات غیر رسمی سازمانی را هم در خود داشته باشد. از سوی دیگر ساختار سازمانی از محیط داخل و خارج
از سازمان نیز تأثیرمیپذیرد. بنابراین تاحد امکان وجود تغییرات سازمانی نشان دهنده تسریع در توسعه سازمانی خواهد بود. تعدادی از مدیران معمولاً معتقدند که هر چقدر در رابطه با تغییر یاد میگیرند بهتر
میتوانند شرکتشان را در مقابل تغییرات مدیریت کرده و به دنبال آن شرکت را به عملکرد بهتری برسانند. شایستگی سازمانی در نتیجه یادگیری مستمر و منسجم به وجودمیآید که متعاقب آن شایستگیها به یکی
از کلیدیترین قابلیتهای سازمانی تبدیل میشود. برای اثبات درستی این مطلب باید اشاره کرد که در قرن ۲۱ تنها راهی که یک شرکت میتواند برتری رقابتی خود را حفظ کند این است که سریعتر از رقبایش یاد بگیرند (چن، ۲۰۰۴).
در مطالعات بنتیس در سال ۲۰۰۲ صورت پذیرفت دو جز را بایستی در هنگام بررسی سرمایه ساختاری در نظر گرفت. این دو جز عبارتند از :
1- تکنولوژی
2-قابلیتهای معماری
تکنولوژیکی میتواند به عنوان دانش و تواناییهای داخلی که برای عملیات روزانه مهم میباشد تعریف گردد و از میان آنهامیتوان به دانش ضمنی، قوانین اختصاصی، طراحی و حالت منحصر به فرد کار کردن با یکدیگر اشاره کرد (بنتیس، ۲۰۰۲).
قابلیتهای معماری به توانایی شرکت برای منسجم کردن تو امان مؤلفههای شایستگی در مسیرهای جدید و همچنین فراهم نمودن زمینههای لازم برای ایجاد شایستگیهای جدید و برقراری کانالهای ارتباطی، فیلترهای اطلاعاتی و طراحی استراتژیهای حل مشکل مابین گروهها و همینطورسیستمهای کنترلی و ارزشهای فرهنگی اشاره دارد (هسیو1، ۲۰۰۶).
ـ سرمایه اجتماعی (رابطهای)
بر اساس نظریات (جاکوبسن و هفمن بنگ2 ۲۰۰۵) می توان سرمایه رابطهای را متشکل از عناصر زیر دانست:
1- شبکهها: مانند شبکههای تا مین کنندگان، توزیع کنندگان، سازمانهای تاثیر گذارو. . .
۲- نام تجاری: در این قسمت نام تجاری مد نظر است نه نشان تجاری (که جزئی از داراییهای معنوی محسوب میشود) در اینجا برتری شرکت، شهرت، آوازه و وضعیت حال شرکت مدنظر است.
۳- مشتریان: و در نهایت آخرین و با ارزشترین جز موجود در این قسمت مشتریان هستند. این قسمت در اصل محلی است که پول شرکت توسط آنها ایجاد میشود و در نتیجه مهمترین منبع ایجاد کننده مزیت رقابتی برای شرکت محسوب میگردد. میزان رضایت مشتریان، موفقیت یا شکست شرکت را تعیین میکند بنابراین دانستن اینکه مشتری تا چه حدی راضی است اهمیت دارد.

مطلب مرتبط :   تعریف بیماری و سلامت روان از دیدگاه پزشکی