عواملی که همراه مصرف یا سوء مصرف مواد هستند

در بررسی سبب شناسی سوء مصرف مواد و عود رفتارهای اجباری، محققان و نظریه پردازان مختلف، نقص در تنظیم هیجان[1]، تحمل پایین ناراحتی[2]، اجتناب هیجانی، رفتار بدون تفکر و عادتی، سوگیری نسبت به نشانه های مواد، خود کارآمدی پایین، نقص مهارت های مقابله ای و خلاء معنوی را عنوان کرده اند (بلوم[3]، 2005). بر اساس چندین مطالعه که صورت گرفته است، مصرف یا سوء مصرف مواد متأثر از چندین عامل می باشد. برخی اظهار کرده اند که سوء مصرف مواد، ممکن است نتیجه عوامل فیزیکی-زیستی باشد. برخی دیگر عوامل روان شناختی را عامل سوء مصرف مواد و برخی دیگر، عوامل فرهنگی- اجتماعی نظیر زمینه فرهنگ پذیری فرد را در این زمینه دخیل دانسته اند (چن[4]، 2003). چاین، لای و روس[5] (1991) گفته است که مقدار مصرف الکل، متأثر از هر سه سطح فیزیکی-زیستی-روان شناختی و فرهنگی- اجتماعی می باشد. بنابراین، این نکته مهمی است که هر یک از این عوامل خطر پذیر را در افزایش درک ما از برنامه درمانی مصرف یا سوء مصرف مواد کمک می کند، بررسی کنیم.

عوامل فیزیکی-زیستی

عوامل فیزیکی-زیستی (بیوفیزیولوژی) در مصرف یا سوء مصرف مواد، به ویژه در مصرف الکل و وابستگی به آن دخیل هستند. برخی از مطالعات پژوهشی، ارتباط ترکیب ژنتیکی را در رفتارهای سوء مصرف مواد مورد بررسی قرار داده اند. بیشتر این مطالعات تأکید کرده اند که عوامل بیوفیزیولوژی، نقش مهمی در مصرف/سوء مصرف در آمریکایی های آسیایی تبار داشته است (چن، 2003). پاسخ سریع واکنش فیزیولوژیکی اصلی بود که در برخی مطالعات تأثیر چگونگی عوامل فیزیولوژیکی در رفتارهای مصرف/سوء مصرف کننده مواد را مورد پژوهش و توجه قرار گرفت. پژوهش نشان داد که پاسخ سریع از طریق آنزیم ALDH ایجاد می شود (ماتسویوشی[6]، 2001). ALDH  آنزیمی است که سوخت و ساز الکل را شامل می شود. برخی افراد با نژاد آسیایی، تنوعی در  ALDH  دارند. ما متوجه شدیم که در این افراد الکل اسید استیک[7]، در طی سوخت و ساز الکل به کندی برطرف می شود. بنابراین، احتمال بیشتری دارد که واکنش های فیزیولوژیکی به الکل داشته باشند (لوزاک[8] و همکاران، 2002).

در پژوهشی رابطه بین  ALDHو انتظارات الکل را مورد مطالعه قرار گرفت که این دو عامل چگونه با مصرف الکل در بین آمریکایی های آسیایی تبار همبستگی دارد. نتایج نشان داد که بزرگسالان با ALDH، که الکل کمتری می نوشیدند، انتظارات و تمایل شان به مصرف الکل کمتر وجود داشت (مک­کارتی[9]و همکاران، 2000). داده ها همچنین نشان می دهد که مشروب خواری مشکل آفرین انسان ها، در خانواده ها تداوم می یابد، که حاکی از وجود مؤلفه ژنتیکی است (اما با عوامل اجتماعی هم هماهنگ است). چندین مطالعه نشان داده اند که نرخ سوء مصرف یا وابستگی به الکل در میان خویشاوندان و فرزندان مشروب خوران مشکل آفرین بالاتر از حدی است که انتظار می رود (کرینگ[10]، دیوسیون[11]، نیل و جانسون[12]، 2007؛ ترجمه شمسی پور، 1388). تحقیقات انجام شده بر روی دوقلوها نشان داده که میزان همگامی سوء استفاده از الکل در دوقلوهای همسان و غیر همسان به ترتیب54% و 2% است. این موضوع دلالت بر یک عنصر ژنتیکی قوی در سوء استفاده از الکل دارد (دیوی، 2008؛ ترجمه گنجی، 1389).

علاوه بر این، مطالعات خانواده نشان می دهد که خویشاوندان سوء مصرف کنندگان مواد، نه فقط در معرض خطر بالاتر سوء مصرف مواد قرار دارند، بلکه در معرض خطر بیشتری نسبت به مواد دیگر هستند. به طور کلی مصرف شدید یا سوء مصرف ماری جوانا (کندلر[13] و پری اسکات[14]، 1999) و سوء مصرف دارو (تسوآنگ[15] و همکاران، 1998) همگامی بیشتری در میان دوقلوهای همسان نسبت به دوقلوهای ناهمسان نشان داده است. پژوهش هایی که بر روی دوقلوهای انسانی انجام شده نشان داد که پیش آمادگی­های سوء مصرف و وابستگی به مواد نیز می تواند به شکل ارثی منتقل شود (کومر، 2006).

عوامل روان شناختی

عوامل روان شناختی نظیر سلامت روانی و موضوعات سازگاری، می تواند نقش محوری در سوء مصرف مواد داشته باشند. در مطالعه ای که چاین، لای، و روس[16] (1991) بر روی آمریکایی های آسیایی تبار انجام دادند، نتیجه گرفته اند که انزوای اجتماعی و مشکلات خانوادگی از جمله عوامل اصلی در روی آوردن به مصرف الکل در میان برخی از کارگران رستوران که آمریکایی آسیایی تبار بود.

دآوانزو[17]، فری[18] و فرومن[19] (1994) با گروهی از زنان کامبوجی مصاحبه کردند و متوجه شدند که بیشتر از 58% از نمونه که مصرف مواد داشتند به عنوان خود درمانی[20]، برای سازگاری با استرس، فراموش کردن مشکلات و پرداختن به ناراحتی های فیزیکی بوده است. آمریکایی های آسیایی تبار، به طور کلی تقاضای کمک حرفه ای نمی کنند و تمایل دارند که مشکلاتشان را با خانواده، خودشان حل کنند و احتمالاً مصرف مواد را به عنوان یک روش خود درمانی به کار می گیرند (سو و سو[21]، 2003). به طور کلی فرض بر این است که یکی از انگیزه های روان شناختی اصلی برای مصرف مواد، تغییر دادن خلق است-یعنی مصرف مواد به این دلیل تقویت می شود که خلق های مثبت را افزایش یا خلق های منفی را کاهش می دهد (کرینگ و همکاران، 2007).

پژوهشی نشان داده است که انتظارات مربوط به اثرات دارو- برای مثال، این باور که دارو جسارت و بی باکی را تحریک خواهد کرد و پاسخدهی جنسی را افزایش خواهد داد- به طور کلی افزایش مصرف دارو را پیش بینی می کند. پژوهش نیز، رابطه دوسویه ای بین انتظارات و مصرف الکل مطرح می کند. انتظارات مثبت، مصرف الکل را پیش بینی می کند. مصرف الکل به حفظ و تقویت انتظارات مثبت کمک می کند (شر[22]، وود و راسکین[23] 1996). اینکه شخص تصور می کند می کند یک داروی خاص چقدر زیان آور است و شیوع ادراک شده مصرف آن توسط دیگران، عواملی هستند که با مصرف دارو رابطه دارند. به طور کلی هر چه خطر ادراک شده یک دارو بیشتر باشد، احتمال مصرف آن کمتر خواهد بود (سام اچ سا[24]، 2004).

مطلب مرتبط :   تعاریف خلاقیت از دیدگاه روانشناختی و اهمیت آن در زندگی

عامل روانشناختی دیگر شخصیت است. شخصیت و سایر تفاوت های فردی می تواند به تبیین این موضوع کمک کند که چرا احتمال سوء مصرف یا وابسته شدن برخی از مردم به داروها بیشتر است. مطالعات مقطعی این ایده را تأیید می کند که افسردگی و اضطراب با شروع مصرف سیگار رابطه دارد، اما مطالعات طولی آینده نگر چنین رابطه ای را تأیید نمی کند (کاسل[25] و همکاران، 2003). بین مصرف دارو و به طور کلی اختلال شخصیت جامعه رابطه ستیز پیدا شده است (بال[26] و همکاران، 1994). علاوه بر این مصرف الکل با چند اختلال شخصیت همایند است که اختلال شخصیت جامعه ستیز در مورد مردان و اختلال شخصیت مرزی در مورد زنان بیش از همه قابل توجه اند (مورگن اشترن[27] و همکاران، 1997). نافرمانی و سطوح بالای پرخاشگری نیز با سوء مصرف مواد رابطه دارد (اندرسون[28]، مگنوسون[29] و ونبرگ[30]، 1996). اختلال کاستی توجه/بیش فعالی (ADHD) و اختلال سلوک در کودکی نیز با مصرف دارو رابطه دارند (هچتمن[31]، ویس[32] و پرلمن[33]، 1984).

عوامل خانوادگی

عوامل خانوادگی به طور قوی و همواره با مشکلات سوء مصرف مواد مرتبط هستند. به علاوه سوء مصرف مواد در انسجام خانواده به عنوان یک واحد و در کارکرد اعضا آن باعث بروز آشفتگی     می شود (رتوندا و شرر و ایم[34]، 1995). روش های فرزندپروری مانند نظارت پایین، انضباط نامؤثر و برقرای ضعیف ارتباط نیز در مشکلات سوء مصرف مواد در بین جوانان دخالت دارند (مک گیلیکادی[35] و همکاران، 2001). مطالعات روی بزرگسالان نشان می دهد که عوامل زوجی و زناشویی، مانند راهبردهای مقابله ای ضعیف همسران برای کنار آمدن از پس سوء مصرف مواد (باربر[36]، 1995) و در کل، الگوهای ارتباطی منفی در ازدواج (فالس-استوارت و بیرکلر[37]، 1998) با مصرف بیشتر مواد فرد سوء مصرف کننده در ارتباطند. علاوه بر این، تحقیقات نشان می دهد که حفظ روابط نزدیک در خانواده های پدری سالم ممکن است سوء مصرف کننده بزرگسال را نسبت به بازگشت[38] محافظت کند (لاوی و آلتوس[39]، 2001). نوجوانانی که خانواده های خود را پر مشکل می دانند و از سن هفت سالگی، خانواده با آن­ها به عنوان یک غریبه رفتار می کند، بیشتر احتمال دارد در نوجوانی، مواد مخدر مصرف کنند (شدلر و بلاک[40]، 1990). علاوه بر این اگر خود والدین مواد مصرف کنند، احتمال این که فرزند نوجوان آن­ها به مواد مخدر روی بیاورد بیشتر خواهد بود. کودکانی که پدرشان سیگاری است سه برابر بیشتر احتمال دارد که در 15 سالگی سیگار بکشند (میلز و روبین[41]، 1990). مواجهه با مصرف الکل توسط پدر و مادر، احتمال مشروب­خواری فرزندان را بیشتر می کند (هاوکینز[42] و همکاران، 1997).

مشکلات روان پزشکی، زناشویی یا قانونی در خانواده با سوء مصرف مواد و نبود حمایت عاطفی از جانب پدر یا مادر با مصرف سیگار، ماری جوانا و الکل رابطه دارد. سرانجام مطالعات طولی نشان داده اند که نبود نظارت و کنترل پدر و مادر، به همنشینی و معاشرت بیشتر با همسالان سوء مصرف کننده دارو و مصرف بیشتر داروها در آینده می انجامد (توماس[43] و همکاران، 2000). پژوهش ها همچنین بر نقش محافظتی خانواده ها و والدین کارآمد در مسیر رشد تحولی خانواده در کاهش آلودگی به مواد دلالت دارند (هاوکینز و همکاران[44]، 2005). برودی و همکارانش[45] (2009) در پژوهشی نشان دادند که سطوح بالای حمایت والدین حتی آسیب پذیری ژنتیکی برای افزایش مصرف مواد را در هر زمانی کاهش می­دهد. تداوم عوامل خانوادگی بعد از گسترش مشکلات سوء مصرف مواد اهمیت دارند، برای مثال، همراهی بین ارتباطات نامناسب اعضای خانواده و مصرف مواد ارتباط وجود دارد (ویلز و آینته[46]، 2007) و استرس در روابط خانوادگی می­تواند در مصرف مواد در بین بزرگسالان نقش داشته باشد (فالس-استوارت [47]و همکاران، 2009). در حقیقت تعارض خانوادگی (آکیولینو و سوپل[48]،2001؛ والکر[49] و دیگران، 2007)،  حمایت پایین خانوادگی، مصرف مواد در اعضای دیگر خانواده و استرس های والدینی نشان داده که در برگشت[50]، بعد از درمان مواد، سهیم هستند. دشواری ها یا سختی های خانواده می تواند موانعی در درمان ایجاد کند (اپل[51] و دیگران، 2004). یحیی زاده (1388) در پژوهشی تحت عنوان تأثیر عوامل خانوادگی بر گرایش افراد وابسته به مواد مخدر در خانواده آن­ها، پی برد که در این خانواده ها، بین اعضای خانواده رابطه گرم و صمیمانه وجود ندارد، الگوهای ارتباطی مختل، غفلت و سوء استفاده جسمانی و روانی، خشونت، الگوهای انضباطی نامناسب والدین، عدم اقتدار والدین و انتظارات نامناسب والدین از فرزندان مشاهده شد.

بنابراین بین تعاملات خانوادگی و مصرف مواد ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و نشان دهنده این موضوع هستند که موضوعات خانوادگی می تواند معیاری برای موفقیت درمانی کوتاه مدت یا بلند مدت باشند (هاندلسمن، استین و گرلا[52]، 2005).

عوامل اجتماعی- فرهنگی

عوامل اجتماعی- فرهنگی نقش بسیار متغیری در سوء مصرف مواد و وابستگی به دارو دارند. دنیای اجتماعی از تأثیرات همسالان و پدر و مادر تا تأثیر رسانه ها و آنچه در یک فرهنگ خاص، رفتار قابل قبول به شمار می آید می تواند بر علاقه و دسترسی مردم به داروها تاثیر بگذارد (اسمارت[53] و آگبورن[54]، 2000). راحتی دسترسی به مواد نیز عاملی مؤثر است. در سال 2003 برآرود شد بود که  مصرف دارو در میان جوانانی که به داروفروشان برخورد کرده اند 35 درصد، اما در میان جوانانی که به آن­ها برنخورده بودند کمتر از 7 درصد بود (سام اچ سا[55]، 2004). محیط اجتماعی که شخص در آن عمل می کند نیز می تواند بر سوء مصرف مواد تأثیر بگذارد. برای مثال مطالعه سیگاری ها در زندگی روزمره نشان می دهد که آن­ها در کنار سیگاری های دیگر بیشتر احتمال دارد سیگار بکشند تا در کنار اشخاص غیر سیگاری (شیفمن[56] و همکاران، 2002و 2004). در برخی مناطق شهری که تعداد قابل ملاحظه ای از مصرف کنندگان مواد مخدر زندگی می کنند، نوعی خرده فرهنگ[57] به وجود آمده است که تجربه و تداوم مصرف مواد را حمایت می کند (تولایی، 1388).

مطلب مرتبط :   انواع تاب آوری از منظر روانشناسی و بررسی ویژگی هر یک از انها

فین و فیلیپ[58] (1978) برای بررسی الگوهای سوء مصرف مواد در چین و ژاپنی ها مطالعه ای انجام دادند. آن­ها متوجه شدند افرادیکه مواد مصرف می کردند، مصرف مواد را به عنوان یک روشی در جهت سازگار شدن با استرس های مهاجرت شان[59] به کار می گرفتند. چگونگی سطح فرهنگ پذیری افراد، عوامل فرهنگی دیگر همچون ارزش­های فرهنگی ممکن است بر سوء مصرف مواد تأثیر داشته باشند. چانگ[60] (1993) گزارش کرد که فرهنگ، قطعاً یک عامل اثرگذار است. برای مثال در مکتب کنفسیوس[61] و تائو[62] که بر اهمیت اعتدلال و هماهنگی با محیط تاکید می کنند، ممکن است روی سوء مصرف مواد آمریکایی های آسیایی تبار اثر بگذارد. اما دیدگاه هایی در مورد مصرف مواد وجود دارند که بر آمده از نظریه کنترل اجتماعی هستند. بر اساس این رویکرد، هنگامی­که پیوند ها بین افراد و نهاد های اجتماعی سست می شود، خطر درگیر شدن در رفتار انحرافی نظیر مصرف مواد افزایش پیدا می­کند. فرضیه کلیدی این نظریه این است که پیوند های مستحکم با والدین، سازگاری نوجوان را در ارزش­ها و هنجارهای اجتماعی افزایش می دهد (هیرسچی[63]، 1969).

همسالان

رفتار گروه همسالان از عوامل مهم پیدایش رفتار در گروه سنی نوجوان و جوان محسوب     می­شود. لذا چنانچه مصرف مواد در برخی اعضای این گروه سنی دیده شود احتمال مصرف در دیگر اعضا بیشتر می شود (تولایی، 1388). تأثیرات گروه همسالان نیز می تواند عامل مهمی در شروع مصرف مواد باشد. این تأثیرات لزوماً فشار مستقیم برای مصرف مواد نیستند، بلکه شکل تطابق با هنجارهای گروه را به خود می گیرند. بنابراین نوجوانان استفاده از مواد را به منظور اینکه خودشان را به عنوان عضوی از یک گروه خاص در نظر بگیرند شروع می کنند. این نشان می دهد که شبکه های اجتماعی می­توانند تأثیر بسیاری در آغاز مصرف مواد داشته باشند (اندرسون[64]، 1995).

اکثر والدین و نوجوانان، فشار همسالان را دلیل عمده روی آوردن نوجوان به مواد مخدر می­دانند. ولی اکثر قریب به اتفاق نوجوانان می گویند برای سر حال آمدن و فراموش کردن مشکلات، مشروب    می­خورند یا مواد مصرف می­کنند (بوک و لاین[65]، 1995). مطالعه ای دیگر نشان داد که داشتن دوستان سیگاری، سیگار کشیدن در آینده را پیش بینی می کند (کیلن7 و همکاران، 1997). در مطالعات طولی، همانندسازی با گروه همسالان در کلاس هفتم، مصرف مواد را در کلاس هشتم پیش بینی می کرد (سوسمن[66] و همکاران، 1994). تأثیرات همسالان در افزایش مصرف الکل و ماری جوانا هم مؤثر است (هوسانگ[67] و همکاران،2001). نفوذ همسالان به کیفیت رابطه نوجوانان با والدین بستگی دارد (چاسین[68] و همکاران، 1993). هر چه رابطه نوجوان با والدین خود بیشتر باشد، نفوذ همسالان در زمینه مصرف مواد کمتر می شود (کاپلان، 2000؛ ترجمه مهرداد فیروز بخت، 1386).

مواد

مصرف آسیب شناختی مواد به دو مقوله تقسیم می شود: سوء مصرف مواد[69] و وابستگی به مواد[70]

وابستگی به مواد که اعتیاد[71] هم گفته می شود، در DSM-IV-TR به صورت وجود مشکلات فراوان در  ارتباط با مصرف مواد مشخص می شود که مصرف بیش از اندازه مطلوب مواد، تلاش ناموفق برای کنار گذاشتن، داشتن مشکلات جسمی یا روانی که با مصرف مواد بدتر می شود و مشکلات در محل کار یا با دوستان از جمله آن­ها است (کرینگ[72] و همکاران، 2007). وابستگی به مواد معمولاً شامل تحمل[73] یا ترک است. تحمل با یکی از این دو مورد مشخص می شود: الف) مقادیر یا دوزهای بیشتری از ماده مورد نیاز برای ایجاد اثر دلخواه ب) در صورتی که مقدار همیشگی دارو مصرف شود، اثرات آن به نحو بارز کمتر می­شود. نشانه های ترک (یعنی اثرات جسمی یا روانی منفی) زمانی پدید می آید که شخص، مصرف ماده را قطع می کند یا مقدار آن را کاهش می دهد. برخی محققان استدلال می کنند که ترک باید برای تشخیص وابستگی به مواد الزامی باشد (لانگن بوچر و همکاران[74]، 2000).

برای تشخیص سوء مصرف مواد که خطر کمتری دارد، شخص باید دچار مشکلاتی مانند ناتوانی از انجام وظایف و تعهدات خود در محل کار یا خانواده باشد. مصرف مواد همچنین ممکن است شخص را در معرض مخاطرات فیزیکی، مانند رانندگی در حالت مستی قرار دهد. روابط اجتماعی ممکن است بد و نامناسب باشد و مشکلات قانونی زیادی دیده شود (سام اچ سا[75] ،

1-Emotion disregulation

Distress tolerance-2

3-Bloome

Chen-4

Chin, Lai & Rouse-5

1-Matsuyoshi

2-Acetaldehyde

3-Luczak

4-Mccarthy

5-Kring

1-Davison

2-Neal & Johnson

3-Kendler

4-Prescott

5-Tsuang

-Chin, Lai, & Rouse  6

7-D’Avanzo

8-Fry-e

9-Froman

10-Self-medication

1-Sue & Sue

2-Sher

Wood & Raskin-3

[24] -Substance Abuse and Mental Health Administration (SAMHSA).

5-Kassel

6-Ball

7-Morgenstern

8-Anderson

9-Magnusson

1-Wennberg

2-Hechtman

3-Weiss

4-Perlman

Rotunda, Scherer & Imm-5

McGillicuddy-6

Barber-7

Birchler-8

-Relapse  9

Lavee & Altus-10

  Shedler & Block-11

Mills & Rubin-12

Hawkins-13

Thomas-1

2-Hawkins, at al

3-Brody, at al

Wills & Ainette-4

5-Fals-Stewart

Aquilino & Suppple-6

Walker-7

8-Relapse

9-Appel, et al

1-Handelsman, Stein & Grella

2-Smart

3-Ogborne

[55] -Substance Abuse and Mental Health Administration (SAMHSA)

5-Shiffman

6-Subculture

7-Phin & Phillips

Immigration -8

 

[60]– Cheung

2 -Confucianism

3- Taoism

4- Hirschi

5- Anderson

6- Boeck& Lynn

7- Killen

1-Sussman

2-Hussong

3-Chassin

4-Substance abuse

5-Substance dependence

6-Addiction

7-Kring, et al

8-Tolerance

9-Langenbucher, et al

10-Substance Abuse and Mental Health Administration (SAMHSA)