مبانی اجتماعی سازگاری

از آنجایی که هم نیازهای انسان و هم شرایط محیطی که در آن زندگی می کند متنوع و در حال دگرگونی است، بنابراین قابلیت انطباق و اینکه فرد بتواند به سازگاری دست یابد یک امر مهم و حیاتی محسوب می شد. آدمیان در بسیاری از شئون زندگی اجتماعی خود به ناچار با افراد دیگری در رابطه مداوم قرار دارند. در این روابط هرکس به گونه ای باید به یک سازگاری نسبی دست یابد تا زندگی رضایت بخش تری داشته باشد. به همین دلیل است که برخی از مشکلات و موانع سازگاری انسان از حیات اجتماعی او مایه می گیرد. در جریان همین سازگاری اجتماعی است که مساله رابطه فرد و جامعه به میان کشیده می شود. گاهی اوقات، برخورد و کشمکش ناشی از سازگاری با محیط اجتماعی به تدریج به درون نیز نفوذ کرده و منشأ تعارضات روانی، ناکامی و اضطراب در انسان می گردد.

در دنیای پیچیده پیرامون انسان ها، هر فرد ناچار است با دو دسته از عوامل بغرنج مقابله کرده و خود را با آنها سازگار و منطبق گرداند. این عوامل عبارتند از:

1) نیازهای مبهم و پیچیده ای که هم در بعد زیستی و هم اجتماعی بروز می یابند. انسان علاوه بر تامین نیازهای زیستی خود می خواهد که در محیط امن و به دور از خطرات زندگی کند. نیاز به پیشرفت، درگیر شدن در روابط اجتماعی سالم و … همگی مصداق کشش به سمت ارضای نیازهای اجتماعی می باشند.

2) همه این نیازها باید در یک الگو و چارچوب معینی تامین شوند. هر جامعه دارای قوانین و قواعد، مشکلات و محدودیت های طبیعی و مصنوعی، امر و نهی ها و موانعی می باشد که باید بر طبق آنها عمل کرد.

تعارض، کشمکش و عدم سازگاری از آنجایی شروع می شود که فرد در همین نقاط با جامعه روبرو شده و طعم ناکامی را بچشد. بطور کلی می توان گفت که سازگاری اجتماعی بر این ضرورت متکی است که نیازها و خواسته های فرد با منافع و خواسته های گروهی که در آن زندگی می کند هماهنگ و متعادل شود و از برخورد مستقیم و شدید با منافع و ضوابط گروهی جلوگیری به عمل آید.

مطلب مرتبط :   امکان سنجی بازار و موانع آن در ایران

شاید گاهی اوقات واژه سازگاری با مفهوم انطباق پذیری[1]به اشتباه جای یکدیگر مورد استفاده قرار بگیرند در حالی که این دو همواره مترادف نیستند. در فرآیند سازگاری هدف نهایی ارضا نیازها، کاهش سائقه ها، حفظ آرامش و تعادل درونی است. افراد در این فرآیند به نقطه ای می رسند که علاوه بر هماهنگی با محیط خود به یک حس آرامش و رضایت نیز دست می یابند و همین می تواند به ارضای برخی از نیازهایشان منجر شود.  در حالی که انطباق پذیری با محیط، چنانچه محیط سخت و غیرعادی باشد ممکن است به قیمت سازگاری و دستیابی به سکون و تعادل داخلی تمام شود. این مساله بدین معناست که ارگانیزمی که با شرایط سخت محیط خود انطباق یافته است لزوماً در حالت سازگاری به سر نمی برد و همین امر باعث تفکیک این دو مفهوم از هم می شود. (والی پور، 1360)

تعاریف سازگاری

«سازگاری بطور کلی عبارت از رابطه ای است که هر ارگانیزم نسبت به وضع موجود با محیط خود برقرار می سازد. این اصطلاح معمولاً در رابطه با سازگاری اجتماعی و روانشناختی بکار برده می شود و در چنین مواردی مفهوم مثبتی دارد. یا حالت تعادل کامل بین ارگانیزم و محیط، حالتی که در آن تمام نیازها برآورده شده و تمام اعمال ارگانیزمی به راحتی صورت می پذیرد.» (پورافکاری، 1383، ص 28)

در لغت نامه دهخدا سازگاری موافقت در کار و حسن سلوک و … تعریف شده است. از نظر لغوی فعل سازگار شدن به معنی متناسب بودن، مربوط بودن، انطباق یا وفق دادن می باشد.

ساترلند[2](1989) سازگاری را تغییراتی در رفتار یا فرآیندهای اندیشه می داند که ارگانیزم را قادر می سازد تا بطور  انطباقی با تغییرات محیط یا تغییرات حاصل در توانایی های خود کنار بیاید.

شوهان[3](1991) سازگاری را ارتباط موزون و هماهنگ با محیط می داند که توانایی برآورده کردن اکثر نیازهای فرد و انطباق با مقتضیات محیط را در بر می گیرد.

مطلب مرتبط :   دو رویکرد مهم در تعریف هوش عاطفی

فلامن[4](1989) معتقد است کوشش هایی که افراد برای برآورد ساختن انتظارات و مشکلاتی که به نحوی در محیط با آنها روبرو می شوند به کار می برند، سازگاری نامیده می شود.

آیکن[5](1985) توانایی انطباق با جامعه و برآورده ساختن نیازهای خود را سازگاری می نامد.

همچنین آلن (1985) معتقد است که سازگاری با دستیابی به درک مناسبی از رفتارها، اندیشه ها و احساسات خود و دیگران اشاره دارد که به نحو مطلوبی بروز و ظاهر شدن راهبردهای کنار آمدن را برای انتظارات جامعه و مشکلاتی فراهم می کند.

سازگاری فرآیند پیوسته ای است که در آن تجارب یادگیری اجتماعی شخص باعث ایجاد نیازهای روانی می گردد و نیز امکان کسب توانایی و مهارت هایی را فراهم می سازد که از آن طریق می توان به ارضای آن پرداخت.

گراسمن[6]رفتار سازگارانه را چنین تعریف می کند: رفتار سازگارانه به کارایی فرد یا درجه سازگاری فرد با معیارهای استقلال شخصی و مسئولیت های اجتماعی که از سن و گروه فرهنگی اش انتظار می رود، اشاره دارد. جنبه های سه گانه این رفتار عبارتند از:

1) نضج و رسیدگی       2) یادگیری            3) سازگاری اجتماعی (نیکتاش، 1379)

سازگاری به تعامل بین شخص و محیط یا رویدادی اشاره دارد که از طرف شخص، فشار زا تلقی می گردد. همچنین می توان گفت سازگاری به تلاش فرد برای از بین بردن این عوامل فشار زا گفته می شود و نه نتایج حاصل از آن؛ در واقع سازگاری ممکن است در پیشگیری، اجتناب یا کنترل فشارها موثر باشد یا نباشد برای مثال رفتارهای مختلف مثل خوردن مرضی، سیگار کشیدن یا مصرف الکل نیز مثال هایی از راهکار سازگاری نادرست می باشد. به علاوه سازگاری ممکن است به رفتارهای کاملاً آشکار یا پنهان و حتی افکار شخص اشاره داشته باشد. (مک کاوی[7]، 2005)

[1]. Adaptability

[2]. Saterland

[3]. Shuhan

[4]. Flamen

[5]. Aiken

[6]. Grassman‌

[7]. McCavei