معیارهای ارزشیابی فعالیت هنری

شاید مهم ترین بخش فعالیت های هنری کودکان، ارزشیابی است. معیارهایی که برای ارزشیابی آثار هنری کودکان به منظور هدایت غیرمستقیم آن ها در جهت تمایلات و استعدادهای شان وجود دارد را می توان این گونه برشمرد:

معیارهای عمومی ارزشیابی

  • ارزشیابی به صورت مستمر صورت گیرد .
  • ارزشیابی باید بعنوان بخشی از مراحل یاددهی- یادگیری در جریان فعالیت های هنری باشد .
  • ارزشیابی باید براساس اصول و فلسفه تعلیم و تربیت انجام یابد .
  • معیارهای ارزشیابی براساس نیازهای کودک استوار باشد .
  • معیارها باید همچون تغییر کودک مدام تغییر یابد .

معیارهای جزئی ارزشیابی

  • طرز تلقی های کودک از هنر و استنباطش نسبت به آن .
  • دانستنی ها ( اصطلاحات، ابزار و مواد هنری، عادتها و فنون، دانستن داستان هنر، خانه و … )
  • مشاهده نمود تعاون اجتماعی، مشارکت، نوع دوستی، مثبت اندیشی و … .
  • شرکت در تجارب هنری و فعالیت های گروهی و مباحث دیگران .
  • امکان اظهار نظر دانش آموز در خصوص کار خود و دیگران .
  • پذیرش انتقادهای دیگران .
  • نمود اعتماد به نفس در کارهای هنری کودکان .
  • محدود، قالبی و کلیشه ای نبودن رفتارهای هنری .
  • آزمودن حالت های مختلف مواد در اختیار، با ایده های مختلف .
  • اظهار نظر در مورد آثار هنرمندان بزرگ (محمدپور،1382؛ ص80- 77).

ابزارها و روش های ارزشیابی درحوزه های هنری

در ارزشیابی از فعالیت ها و محصولات هنری دانش آموزان می توان از ابزارها و روش های زیر استفاده کرد:

  • مشاهده ی چگونگی فعالیت دانش اموزان برای نیل به دریافت دقیق تر از کیفیت درگیری و شناسایی مسایل و مشکلات.
  • مصاحبه: برای پی بردن به مشکلات و مسائل فردی یا آشنایی بیشتر با سطح آگاهی های دانش آموزان درباره ی موضوع، مصاحبه را می توان به صورت فردی یا گروهی به اجرا گذاشت.
  • مباحثه: کانون مباحثه ها می تواند تفسیرهای ارائه شده از یک یا چند اثر هنری توسط دانش آموزان یا منتقدان باشد.
  • مقاله نویسی: معلم می تواند از دانش آموزان بخواهد به نگارش مطلب درباره ی هر یک اثر نقاشی، با توجه به مهارت های آموخته شده در زمینه نقد مسأله هنری، بنویسند.
  • کارنما یا پوشه ای که در برگیرنده کارهای هنری دانش آموزان، تمرین ها و تکالیف نوشتاری و … است .
  • ارزشیابی فرایندی یا غیر رسمی: در چارچوب این تکنیک ارزش یابی، از دانش اموزان خواسته می شود درباره ی کار خود به شکل شفاهی یا کتبی مطالبی بیان نمایند.
  • آزمون عملکردی: برای سنجش مهارت های مرتبط با این حوزه مانند چگونگی ساخت یا ترکیب رنگ ها.
  • چک لیست: ترجیحاً برای هر کلاس درس یا هر فعالیت یادگیری باید تکمیل شود و کیفیت فرایند را به تصویر بکشد.
  • شناسایی بصری: معلم ممکن است به دانش آموزان تصاویر یا اسلایدهایی از آثار هنری نشان دهد و از آن ها بخواهد هنرمند یا سبک هنری را شناسایی کنند.
  • استفاده از مقیاس های درجه بندی فردی: با استفاده از این مقیاس، دانش اموزان به ارزشیابی عملکرد خود در ارتباط با یک تکلیف یادگیری می پردازند(هورویتز و دی، 2001؛ ص558- 554).

ارزشیابی هنردرسایرکشورها

در نظام ارزشیابی ملی ، در کشورهای اروپایی مانند هلندو انگلستان، ارزشیابی از عملکرد دانش آموزان در حوزه ی هنرهای تجسمی گنجانده شده است. این امر برخلاف رویه ای است که در کشور آمریکا شاهد آن هستیم. البته باید اضافه کرد که ارزشیابی ملی در کشورهای اروپایی در حوزه ی هنرمبتنی برآزمون های رایج قلم و کاغذی نیست، بلکه ویژگی های هنری و اختصاصات ارزشیابی در این حوزه، مدّ نظر قرار گرفته است. ارزشیابی از عملکرد دانش آموزان در زمینه ی هنر، در کشورهای اروپایی در عین مشابهت ها در زمینه سنجش سراسری عملکرد، تفاوت هایی نیز دارند که برخی از آن ها به شرح زیر است:

  • در هلند تکیه ی اصلی بر استفاده از داوران بیرونی است. یک یا دو نفر از معلمان سایر مدارس نیز به طور مستقل به ارزیابی            اثر هنری می پردازندو میانگین نمرات دو یا سه نفر، به عنوان ارزشیابی اثر، استفاده می شود.در انگلستان در دوره جدید تأکید بیشتر بر معلم کلاس درس و اندیشه هایی همچون حرفه ای گرایی، مالکیت و مشارکت معلم قرار گرفته است. موضوع صلاحیت های معلم و توانایی های تخصصی او در تشخیص کیفیت اثر هنری دانش آموز دست اندرکاران نظام آموزشی انگلستان را بر آن داشته تا علاوه بر تمهیداتی که برای تربیت معلم متخصص اندیشیده اند، به رویه ای با نام  Moderation تمسک جویند. در این رویه، که با هدف افزایش دقت در ارزش یابی ها به خدمت گرفته شده است، یک فرد با بررسی آثاری که معلمان کلاس آن را ارزشیابی کرده اند، به جرح و تعدیل احتمالی نمرات می پردازد.

استانداردها، ملاک ها و معیارهای ارزشیابی از اثر هنری در هر کشور، به تناسب برنامه درسی ملی هنر، متفاوت است. این ملاک ها مستقیماٌبرگرفته از اهداف برنامه های درسی است. در کشور هلند ملاک های قضاوت و ارزشیابی به شرح زیر تدوین شده است:

  • دریافت کلی و کلان اولیه؛
  • دیدگاه انتخابی دانش اموز در مورد محتوایی که به تجسم هنری آن پرداخته است؛
  • اهداف برگزیده ی دانش آموز در و تناسب آن با شیوه ای که برای تجسم بخشیدن به محتوی انتخاب کرده است؛
  • چگونگی استفاده ازابزارهای هنری
  • قضاوت نهایی

بالاخره این که، هر دو کشور در جریان ارزشیابی به فرایند نیز توجه ویژه دارند. ارزیابی براساس فعّالیّت های دانش آموزان یا همان پوشه کار انجام می گیرد، که دربردارنده ی تاریخچه فعّالیّت های آنان است. ارزشیابی در این زمینه، طبیعتاً از نوع معیار مرجع ،         است. به عنوان مثال در هلند از مقیاس10 درجه ای استفاده می شود که 5/5، حداقل امتیاز قبولی در نظر گرفته شده است(مهرمحمدی، 1390: ص146-143).

در کانادا، سنجش توانمندی های هنری دانش آموزان از طریق ابزارهای مختلفی انجام می شود که از جمله ی آن ها می توان  به « برنامه نشانگرهای پیشرفت مدارس[1]» اشاره کرد. در ارزشیابی آموخته های هنری دانش آموزان کانادایی، مواردی مانند آموزش هنری با کیفیت، استخدام معلمان با صلاحیت در رشته های هنری، تدارک مقیاس های متنوع و جدید برای ارزشیابی فعالیت های هنری دانش آموزان و … در اولویت قرار دارد(هانلی[2]،2003؛ ص37).

برگه ارزشیابی فعّالیّت هنری دانش آموزان

در هر یک از رشته های هنری، یک مقیاس درجه بندی تهیه شده است. مقیاس درجه بندی شیوه نظام داری است برای گزارش قضاوت های معلم درباره فعالیتی که مورد بررسی قرار می دهد. در مقیاس درجه بندی یا برگه ارزشیابی فعّالیّت های هنری، برای هر رشته هنری، در مقابل آن تعدادی ویژگی، متناسب با اهداف این درس و در مقابل این ویژگی ها یک مقیاس چهار درجه ای           (خیلی خوب، خوب، قابل قبول، نیازمند آموزش و تلاش بیشتر) نوشته شده است .

مطلب مرتبط :   طلبکاری اجتماعی، نتیجه های منفی و راه هایی واسه پیشگیری و کنترل اون 

در هر نیم سال تحصیلی حداقل دو مرتبه برگه ارزشیابی دانش آموزان باید تکمیل شود: یک مرتبه در طول نیم سال تحصیلی و یک مرتبه در پایان نیم سال تحصیلی. مرتبه ی اول در طول نیم سال تحصیلی است با توجه به مشاهده معلم از فرایند فعالیت ها                   و تولید محصولات هنری دانش آموز تکمیل می شود. معلم می تواند در هر جلسه درس هنر برگه چند دانش آموز را تکمیل کند.به این ترتیب در پایان یک نیم سال همه ی کلاس برگه ی تکمیل شده خواهند داشت. در پایان نیم سال نیز از دانش آموزان می خواهیم پوشه کار خود را کامل و مرتب همراه خود بیاورند. با مشارکت خودشان پوشه کار را بررسی و مجدداً برگه ارزشیابی را تکمیل         می کنیم. در مورد فعالیت های تربیت شنوایی، قصه و نمایش که محصول عینی ندارد، با مراجعه به فهرست فعالیت ها  و طرح چند سؤال کوتاه از دانش آموزدر مقیاس چهار درجه ای ارزشیابی او علامت مناسب می گذاریم. در مورد نقاشی و کاردستی که محصول عینی دارند، از دانش آموز می خواهیم بهترین کار خود را از پوشه انتخاب و برای ارزشیابی ارائه دهد. پس از ارزشیابی این دو بخش، نوبت مهارت های فرایندی است. این ها مهارت هایی هستند که در فرایند همه ی فعالیت های یادگیری به طور مشترک وجود دارند.به همین دلیل در همه ی ساعت های درس هنر و حتی ساعات سایر درس ها قابل مشاهده هستند. معلم در طول یک نیم سال تحصیلی، با مشاهده ی رفتارها و فعالیت های هنری دانش آموز این قسمت را کامل می کند( نواب صفوی و همکاران،1390: ص213).

برنامه درسی هنردرسایرکشورهای جهان

برزیل

در برنامه درسی ملی جدید، به تدریس هنرهای تجسمی، تدریس موسیقی، نمایش و رقص توجه شده است. به تبع گرایش و تمایل بین المللی، برنامه درسی جدید برزیل در بردارنده ی این توصیه هاست: رشد و ارتقای تدریس هنراز طریق یک رویکرد بین رشته ای، ایجاد ارتباط میان تولیدات هنری منطقه ای و تولیدات فرهنگی بین المللی، فعالیت بر روی پنج سوژه تحت نام اخلاق، تکثّر فرهنگی، محیط، سلامتی وتربیت جنسی، کار و مصرف. برنامه درسی ملّی جدید پیشنهاد می کند که تدریس هنر در آموزش و پرورش از پایه ی اول تا هشتم، باید قادر باشد دانش آموزان را در ارزش ها، صلاحیت های هنری و زیباشناختی و ایجاد نگرش مثبت نسبت به هنرهای تجسّمی، موسیقی، رقص، نمایش رشد دهدتا از این طریق هم آثار هنری تولید کنند و هم از آثار هنری مردم و فرهنگ های دیگر لذّت ببرند. برنامه درسی ملی جدید در برزیل توصیه می کند، که تدریس هنر باید تمامی سطوح و مقاطع را در بر گیردبنابراین نه تدریس هنر در همه ی پایه ها اجباری است و نه مقدار ساعات هفتگی اختصاص یافته به آن. در برزیل و درقالب برنامه درسی هنر، نقاشی، هنرهای گرافیکی، مجسمه سازی، رسانه های ترکیبی، کاردستی و سرامیک آموزش داده می شوند.

لهستان

آموزش هنر در لهستان در صدد آماده سازی دانش آموزان برای مشارکت فعالانه در فرهنگ ملی و حیات فرهنگی است. این مهم از طریق رشد ویژگی های جسمانی و شخصی حاصل می شود. اهداف اصلی آموزش هنر در لهستان به قرار زیر است:

  • پرورش شناخت از طریق حواس چندگانه، ادراک و دریافت بصری، توصیف، تجزیه و تحلیل، گزینش، انتخاب و ترکیب، ویژگی های بصری تولیدات انسانی، آثار هنری و پدیده های طبیعی؛
  • بیان احساسات با کاربرد وسایل و رسانه های مختلف مثل نقّاشی، طرّاحی، مجسّمه سازی و رسانه های ترکیبی؛
  • برانگیختن تفکّر و فعّالیت خلاقانه؛
  • رشد تخیّل؛
  • استفاده از متون مختلف برای غنا بخشیدن به تجارب هنری؛
  • آموزش و پرورش موضوعات اساسی تاریخ هنر و آموزش احترام به میراث فرهنگی ملی و بین المللی؛
  • حمایت از فرایندهای مطالعه ی درباره خود( شناخت خویشتن و خودآگاهی)؛
  • آشکارساختن ارزش فرد.

اردن

کشور اردن دارای یک برنامه درسی ملّی و اجباری در زمینه ی تدریس هنر در مدارس است. در این کشور تغییراتی در خلال پانزده سال گذشته در حوزه ی آموزش هنر اتفاق افتاده است. این تغییرات در ابعاد اساسی آموزش هنر به وقوع پیوسته است و موضوعاتی نظیر آموزش زیست محیطی، فرهنگ عامیانه و مقوله ی چند فرهنگی را در بر می گیرد. در حال حاضر، این کشور در صدد استفاده از تکنولوژی جدید و کاربرد کامپیوتر در آموزش هنر است. وزارت آموزش و پرورش اردن سخت در تلاش است تا معلمان را قادر به طرح صحیح مضامین و مباحث فرهنگی بنماید.

در کشور اردن، در دوره ابتدایی، هنرهای تجسمی و هنرهای نمایشی اجباری است. در این کشور، در دوره ی متوسطه، دو درس مذکور از مواد درسی اختیاری است.اردن به عنوان کشوری در حال توسعه، امکانات کافی برای پاسخگویی به نیازها و علایق دانش آموزان در تمام زمینه های هنری را ندارد

آمریکا

« انجمن ملی تربیت هنری »[1]، که بزرگترین سازمان هنرهای تجسمی در آمریکاست، چهار هدف را برای تربیت هنری مطلوب پیشنهاد می کند: در همه ی مدارس ابتدایی و متوسطه، لازم است که دانش آموزان نشان از یک برنامه ی متوالی(به هم پیوسته) آموزش هنر، که در آن مطالعه ی زیباشناسی، نقادی هنر، تاریخ هنرو تولید هنری تلفیق شده است، بهره مند شوند. آموزش هنر به وسیله ی معلمان هنر که دارای مدرک معتبر هستند باید انجام گیرد. درس هنرهای تجسمی نباید با سایر دروس اجباری در تعارض باشد. هر دانش آموز دبیرستانی باید یکی از دروس هنرهای زیبا را با موفقیت پشت سر بگذارد.

در آمریکا فعالیت های هنری در موزه ها و مراکز هنری انجام می گیرد؛ که طی آن، دانش آموزان در قالب گردش های علمی، لااقل از یک موزه ی محلی، در هر سال ، بازدید می کنند. اگر این نوع گردش ها امکان نداشته باشد، بعضی موزه ها ترتیب اتخاذ می کنند که اشیاء جمع آوری شده را به داخل مدرسه بیاورند. هنرمندان در زمینه ی آموزش و تدریس هنر مشارکت دارند و از طریق                  کمیسیون های ایالتی هنر، به مدارس دعوت می شوند.

مطلب مرتبط :   عواملی که همراه مصرف یا سوء مصرف مواد هستند

در نظام آموزشی آمریکا، در هیچ یک از مقاطع، تربیت هنری درس اجباری نیست. در عین حال، انجمن ملی تربیت هنری 100 دقیقه را در هفته و در طول سال تحصیلی، برای هنر توصیه کرده است، که از این100 دقیقه استفاده ی کامل به عمل می آید. یک زنگ هنر در دوره ابتدایی30 تا40 دقیقه می کشد، که از این میزان معمولاً10 دقیقه صرف ایجاد انگیزه، 5 دقیقه صرف نمایش دادن ابزار آلات و 15 تا20 دقیقه صرف فعالیت های کارگاهی و 5 دقیقه هم صرف جمع بندی و ارزیابی می شود.

کانادا

کانادا یک برنامه درسی اجباری( ملی ) در زمینه هنر ندارد. برنامه های درسی ایالتی است. هر یک از ایالت ها، برنامه های درسی خاص خود را در زمینه هنر طراحی و تدوین می کنند و معمولاً هم برنامه های درسی جداگانه ای را در زمینه ی هنر موسیقی، نمایش و رقص تدوین کرده اند. غالب ایالات کانادا، در سیاست های آموزشی هنری خود، مقوله ی چند فرهنگی و اقوام اولیه ای را که به کانادا آمده اند مدنظر قرار داده اند. همچنین، در بسیاری از ایالات کانادا، هنرمندان در برنامه های آموزشی مدرسه شرکت دارند. این ایالات دارای دروس هنری از نوع بین رشته ای، مخصوصاً در دوره ابتدایی هستند.

در نظام آموزشی کانادا، انجمن موزه داران و گالری های هنری با اقتدار در صحنه حاضرند و ارتباط میان آن ها و مدارس بسیار قوی و خوب است. از آنجایی که برنامه درسی همگانی و ملّی وجود ندارد، هیچ زمان وساعت استانداردی هم برای آموزش آن تجویز نشده است. بیشتر ایالات در دوره ابتدایی، آموزش هنرهای تجسمی و نمایشی را مورد توجه و تشویق قرار می دهند. اگرچه آموزش این هنرها به عهده ی افراد غیرمتخصص است.

زلاندنو

هدف هنر در برنامه درسی زلاندنو دست یابی دانش آموزان به سواد هنری در هنرهایی مانند رقص، نمایش، موسیقی و هنرهای تجسمی است، تا آن ها زبان هنرها را یاد بگیرند، از طریق هنر با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، معانی موجود درهنرها را تفسیر نمایند و بالاخره، هنرها را در بستر تاریخی اجتماعی خود بشناسد. آخرین تحولات به عمل آمده در زمینه ی هنر، نگارش برنامه درسی جدید هنرها بوده است، که در بردارنده ی رقص، نمایش، هنرهای بصری و موسیقی است.

ایتالیا

مهمترین اهداف یا محورهای برنامه درسی هنر عطف  توجه به فرهنگ ملی( شامل فرهنگ های محلی و فرهنگ اقلیت های مختلف )، توجه به آموزش های زیست محیطی و میراث فرهنگی است. در این کشور هنرهای تجسّمی و هنرهای نمایشی در سه دوره                پیش دبستانی، دبستان و متوسِطه اجباری است و به آن ها دو ساعت زمان اختصاص یافته است. تربیت هنری در دوره ی                      پیش دبستانی به عنوان دروس اختیاری وجود دارد.

برنامه تربیت هنری در کشور ایتالیا استفاده از ابزارها و رسانه های نظیر نقاشی، گرافیک، طراحی، مجسمه سازی، رسانه ترکیبی، عکاسی و معماری و سرامیک را در دستور کار خود دارد. در ایتالیا یک نهضت هنری غالب وجود دارد که گرایش آن به سمت طراحی صنعتی و چند رسانه ای است. به اعتقاد متولیان نظام آموزشی، تربیت هنری به رشد تحمل و بردباری، احترام متقابل و فرهنگ صلح کمک می کند.

استرالیا

در استرالیا یک برنامه درسی ملی در زمینه ی هنرهای زیبا وجود ندارد و دستورالعمل ها ی ملی که در این زمینه تدوین شده اند، اجباری نیستند. در نظام آموزشی استرالیا، هنرهای تجسمی درس اختیاری است و برای دانش آموزان دوره ابتدایی بین 1 تا 5/2 ساعت در هفته و برای دانش آموزان راهنمایی بین 1 تا 5/1 ساعت در هفته و در دوره ی متوسطه و دانش آموزان پایه های 11 تا 12 ، 4 ساعت در هفته در نظر گرفته شده است. در قالب برنامه های درسی هنر در استرالیا، استفاده از ابزار یا رسانه های نظیر نقّاشی، مجسمه سازی، معماری، رسانه های ترکیبی، کاردستی، عکاسی، ویدئو، کامپیوتر، چند رسانه ها، سرامیک، سفال سازی، نساجی و هنرهای نمایشی مانند موسیقی و نمایش، طراحی و چاپ مورد توجه قرار گرفته است.

ژاپن

در کشور ژاپن ، در زمینه تربیت هنری یک برنامه درسی مدون و نظام یافته در تمامی مدارس کشور جریان دارد. به این علت، به فعالیت کودکان ژاپنی در زمینه ی هنر، به عنوان یک دستاورد عقلانی و شناختی، توجه می شود. دامنه و گستره ی برنامه ی درسی هنر از برنامه های کاملاً ساختمند، تشکیل شده است که طی آن به دانش آموزان تکالیف اجباری پیش رونده داده می شود.در سیستم آموزشی ژاپن، در دوره ابتدایی، هنرهای تجسمی و هنرهای نمایشی اجباری است و به هر کدام 2 ساعت زمان اختصاص داده اند. گفتنی است که این کشور، یک جامعه چند فرهنگی نیست، دارای یک برنامه درسی ملی است، از سال 1945، نهضت تربیت از طریق هنر در سطح کشور مطرح بوده است و این تصور وجود دارد که تربیت هنری، اساساً می تواند به رشد بردباری، درک و احترام متقابل و فرهنگ صلح کمک کند.

آلمان

مهم ترین اهداف تربیت هنری (آموزش هنر) در کشور آلمان به قرار زیر است:

  • تشویق و به کارگیری خلاقیت کودکان؛
  • مهارت در تشخیص و درک پدیده ها و فرایندهای مربوط به فرهنگ زیباشناسی؛
  • یادگیری مبانی رشته ی هنری؛
  • تشویق کودکان در به کارگیری شکل های دیگر ارتباطی.(اشکال غیر کلامی)؛
  • بهره گیری از روش های تصویری و بصری در کسب تجربیات زیایی شناختی و فرهنگی؛
  • برخورد خلاق و انتقادی با اطلاعات رسانه ای.

به منظور تحقق اهداف فوق ، دانش آموزان باید برای وسعت بخشیدن به دانش و آگاهی خود و رشد و شکوفایی  قابلیت های هنری و زیبایی شناختی، حوزه های هنری طراحی و نقاشی، آشنایی با هنرهای تجسمی، هنرهای نساجی و بافندگی را بشناسند. همچنین ارتباط با رسانه ها به منظور یادگیری زبان تصویر و معنا و محتوای آن، آشنایی با تبلیغات رسانه ای برای یادگیری فرهنگ صحیح معرفی، آشنایی با هنر کولاژ و مونتاژ، عکس برداری و تهیه داستان های تصویری و کارتونی، از دیگر قابلیت هایی است که ایجاد و رشد آن در دانش آموزان تأکید می شود(مهرمحمدی،1390؛ ص210- 192).

[1] -NAEP

[1] – School Achievement Indicators Program (SAIP)

[2] – Honlley