سیر تاریخی مفهوم اعتماد                                                                                     الف)از منظر کلاسیک ها :                                                                             جامعه‌شناسان کلاسیک مساله اعتماد را در رابطه با نظم اجتماعی و از منظر کلان مورد بررسی قرار داده‌اند. مهم‌ترین مساله برای بنیان‌گذاران جامعه‌شناسی، اعتماد و همبستگی اجتماعی است، یعنی بدون انسجام و نوعی اعتماد، پایداری نظم اجتماعی غیر ممکن است (چلپی، 1377:37)                  فردیناند تونیس از جمله اندیشمندانی است که معتقد است روابط مبتنی‌بر اعتماد تنها در گمین‌شافت (چلپی، 1377:37)وجود دارد، و این نوع روابط در گزل‌شافت با آن شدت وجود ندارد. جورج زیمل با طرح مبادله و بیان منافع پشت‌سر آن، اعتماد را یکی از مهم‌ترین ضرورت‌های مبادله قلمداد کرده است. به اعتقاد او بدون اعتماد عمومی افراد به یکدیگر، جامعه تجزیه می‌شود. ماکس وبر ضمن تاکید ویژه بر کنش اجتماعی و نیت‌مندی معانی، معتقد بود منافع موتور کنش هستند و اعتماد همچون ارزشی که در لایه‌های پسین کنش‌هاست، می‌تواند به کمک منافع عمل‌گرایانه ایجاد و مستحکم شود(باربارا،55-68)

همچنین امیل دورکیم براساس تئوری مناسک، معتقد است افراد در غلیان ناشی از اعیاد و جشن‌های اجتماعی از طریق اعمال مشترک و کردارهایی همانند، پای‌کوبان و غریوکشان به هم نزدیک شده و نوعی همدلی باهم پیدا می‌کنند و این همدلی و نزدیکی، اطمینان و اعتماد است. متقابل را ایجاد می‌کند (دورکیم به نقل از افشانی،1388:62)

ب)از منظر معاصرین :

کسب جایگاه مهم مساله اعتماد در تاریخ اندیشه اجتماعی از دو منبع سرچشمه می‌‌گیرد.                  1-تغییر جهت جامعه‌شناسی از تاکید بر جمع‌های اجتماعی و ساختارها به تاکید بر افراد و کنشگران. به‌عبارتی چرخش از انگاره‌های سخت به انگاره‌های نرم اخلاقی و قرار گرفتن فرهنگ (که اعتماد از عناصر مثبت آن است) در رأس مسائل جامعه‌شناسی.

ویژگی‌های خاص جامعه انسانی در پایان قرن بیستم، تنگناها و چالش‌های دوره تجدد که میزانی از اعتماد را در میان کنشگران اجتماعی، برای تداوم عمل نظم اجتماعی مورد نیاز می‌باشد (زتومکا،همان:2).                                                                                             .در مساله اعتماد در دهه هشتاد با تلاش های فکری گسترده نیکلاس لومان و برنارد باربر از حاشیه به جایگاهی مهم در اندیشه اجتماعی نایل شده است.در سال 1979 لومان تحلیل عمیقی از اعتماد را منتشر نمود که اعتماد را به رشد پیچیدگی، عدم قطعیت و مخاطره که جامعه معاصر با آن‌ها شناسایی می‌شود، ارتباط داده بود. برای اولین‌بار این پیشنهاد مطرح شد که اعتماد نه به‌دلیل منسوخ شدن جامعه سنتی بلکه برعکس با توسعه اشکال اجتماعی جدید، که واقعیتی اجتناب‌ناپذیر در دوره مدرنیته شده‌اند، اهمیت پیدا کرده است. در 1983 باربر مظاهر مربوط به اعتماد را در عرصه‌های مختلف نهادی و حرفه‌ای جامعه مدرن مورد بررسی قرار داد و سنخ‌شناسی مفیدی بر مبنای نوع انتظاراتی که مربوط به اعتماد می‌شوند طراحی نمود. در 1984 ساموئل ایزنشتاد و لوییس رونیجر اعتماد را به‌عنوان عنصر محوری در روابط وکیل-موکل، به صورت‌های مختلفی که از روزگار باستان تا مدرنیته ظاهر شده‌اند، مورد بررسی قرار دادند. در 1988 دیگو گامبتا، تعدادی از نویسندگانی را که به اعتماد و بی‌اعتمادی در مجموعه‌های متنوع و از دیدگاه‌های مختلف نگاه کرده بودند در کنار یکدیگر قرار داد و تحلیلی از اعتماد در اجتماعات بسته و انحصاری مانند مافیا را ارائه نمود. در 1990 جیمز کلمن دو فصل از کار مفصلش در مورد نظریه اجتماعی را به موضوع اعتماد اختصاص داد و مدلی را برای تحلیل اعتماد به‌عنوان نوعی مبادله صرفا منطقی در چارچوب نظریه انتخاب منطقی ارائه نمود. این مسیر در دهه 1990 با نوشته‌های راسل هاردین، کسی که اخیرا چارچوب انتخاب منطقی را با تحلیل بی‌اعتمادی بسط داد، دنبال شده است. در دهه 1990 آنتونی گیدنز جامعه‌شناس معاصر انگلیسی، ابتدا به‌تنهایی و سپس با اولریش بک و اسکات لش، اعتماد را به‌عنوان صفت مشخصه پایان مدرنیته دانسته‌اند که بسط اندیشه لومانی از پیچیدگی، عدم قطعیت و مخاطره می‌باشد. در 1995 فرانسیس فوکویاما، تفسیر و دفاع جامعی از اعتماد به‌عنوان عنصر حیاتی نظام‌های اقتصادی پویا ارائه نمود و تاکید بحثش را بر تجربه چین، ژاپن و دیگر جوامع آسیای جنوب شرقی قرار داد. در 1997 آدام سیلگمن تفسیری از اعتماد را به‌عنوان پدیده مخصوص دوره جدید که با تقسیم کار، تمایز و تکثیر نقش‌ها و نتایج انتظارات پیوند دارد، ارائه کرد(زتومکا،همان:34-35)                                                                                هم‌اکنون به‌رغم همه تفاوت دیدگاه‌ها در مورد اعتماد، جامعه‌شناسان به این واقعیت ساده و مشخص پی برده‌اند که بدون اعتماد زندگی اجتماعی روزمره‌ای که آن را مسلم و بدیهی می‌پنداریم غیرممکن می‌باشد  (زتومکا،همان:2)

مطلب مرتبط :   عواقب و مشکلات اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی بزرگسالان

رهیافت های سه گانه اعتماد                                                                                     در بررسی ادبیات جامعه‌شناختی اعتماد به سه رهیافت فکری جامع برخورد می‌‌کنیم                        1-روانشناسی اجتماعی                                                                                             در این حوزه اعتماد به‌عنوان ویژگی فردی مطرح می‌شود و بر احساسات، عواطف و ارزش‌های فردی تاکید می‌شود و در بررسی اعتماد، تئوری شخصیت و متغیر‌های فردی مورد توجه قرار میگیرد(امیرکافی13:1380)

اعتماد یک نگرش مثبت به فرد یا امر خارجی در نظر گرفته می شود و در مناسبات بین فرد و جامعه اعتماد در سطح افراد نسبت به افراد دیگر یا پدیده های بیرون سنجیده می شود.در این دیدگاه چون اعتماد فرایندی است که در جریان جامعه پذیری اموخته می شود لذا به دو بعد فردی و اجتماعی که یک طرف اعتماد شونده و در طرف دیگر اعتماد کننده وجود دارد توجه می گردد(محسنی تبریزی،1380:15)     2-جامعه شناسی                                                                                                   در این رهیافت اعتماد را به‌عنوان ویژگی روابط اجتماعی یا ویژگی نظام اجتماعی مفهوم‌سازی می‌کند. اعتماد در این دیدگاه بیشتر به‌عنوان یک ویژگی جمعی مورد توجه قرار می‌گیرد. در این شیوه برای مثال سیستم‌ها یا نظام‌های با درجه اعتماد بالا یا پایین ارزیابی می‌‌شوند(میتال به نقل از کافی1999)    3-رهیافت ترکیبی                                                                                             رهیافت سوم در مقابل دو رهیافت دیگر، بر توانایی بالقوه اعتماد اجتماعی در پر کردن شکاف میان سطوح خرد و کلان در نظریه اجتماعی تاکید می‌کند. (اوفه،1384:208)                                    این نوع برداشت از اعتماد این توانایی را به ما می‌دهد، که نشان دهیم چگونه اعتماد در سطح فردی با اعتماد در سطح کلان که انتزاعی‌تر است رابطه برقرار می‌کند. مثلا یک تماس مثبت با یک پزشک محلی ممکن است اطمینان ما را نسبت به نظام گسترده‌تر پزشکی افزایش دهد و برعکس (امیرکافی،1380:18)

مطلب مرتبط :   اهمیت کنترل خشم و ارتباط موثر در روابط زوجین