دانلود پایان نامه

ت عنوان روح القوانین که در 1748 منتشر شد عرضه کرد.وی با تمرکز اقتدار در یک شخص یا هیئتی از اشخاص مخالف بود و بنابر این نظر داد که وظایف سه ارگان حکومت باید به اشخاص متفاوتی واگذار شود.به نظر مونتسکیوهنگامی که در یک شخص یا یک حاکم قدرت تقنین با قدرت اجرایی جمع گردد ،دیگر از آزادی اثری نیست.و نیز اگر قدرت قضاوت از قدرت قانونگذاری و اجرایی جدا نباشد بازهم از آزادی نشانی نخواهد بود.
مبحث چهارم : تعادل قوا
همانند نظریه ی تفکیک قوا نظریه کنترلها و تعادلها نیز از اندیشه مونتسکیو برامد.او میخواست قدرت را رام کند و در برابر سو استفاده از ان حفاظ هایی به وجود اورد و در واقع قدرت را با قدرت مهار کند.مونتسکیو چنین نظر داد که برای آن که نتوان از قدرت سوءاستفاده کرد،باید دستگاه ها طوری تنظیم شود که قدرت ،قدرت را مهار کند . دکترین تعادل و تفکیک قوا در امریکا به هنگام تدوین قانون اساسی این کشور پذیرفته شد. حکومت نه تنها به کنگره (ترکیب مجلس نمایندگان و سنا) ریاست جمهوری و دادگستری فدرال تقسیم شد بلکه این ارگانهای حکومت نیز دارای اختیار کنترل یکدیگر شدند به صورتی که هیچ یک از انها به صورت دیکتاتوری در نیاید.

مبحث پنجم: حکومت پارلمانی
در شکل پارلمانی حکومت ارتباط خیلی نزدیکی میان قوه ی مجریه و مقننه وجود دارد. این شکل از حکومت را به دلیل انکه کابینه دارای اختیارات حکومتی است و به طور جمعی در برابر مجلس قانون گذاری منتخب مردم مسئول است شکل مسئولیت دار حکومت نیز خوانده اند.در این شکل از حکومت قوه ی مقننه بر مجریه برتری حقوقی و قانونی دارد و دست کم در عالم نظر رای مخالف ان میتواند کابینه را که قوه ی اجرایی واقعی کشور را به وجود می اورد ساقط کند.. شکل پارلمانی حکومت فقط در یک محیط متجانس توان شکوفایی دارد. برخی از پیش نیازهای ضروری شکل پارلمانی حکومت از این قرارند:وجود رئیس اسمی ،مسئولیت جمعی وزیران ،مسئولیت فردی هر یک از وزیران که مسئولیت اداره ی وزارتخانه ای را دارند،تجانس سیاسی،عضویت در پارلمان ،محرمانه بودن طرز کار ،رهبری نخست وزیر ،اپوزیسیون سالم و کارامد.
مبحث ششم : حکومت ریاستی
استقلال و جدایی کامل ارگان های قوه ی مقننه و مجریه ، خصلت ویژه ی شکل ریاستی حکومت است. در شکل ریاستی حکومت سه ارگان حکومت – قوه ی مقننه ، مجریه ، قضائیه- جدا از هم و در قدرت متناسب هستند. از این رو هر یک از انها به طور مستقل و در حوزه ی خاص خود عمل می کنند. در این شکل حکومت رئیس اجرایی ، رئیس اسمی نیست ، بلکه هم رئیس دولت است و هم رئیس حکومت. کابینه ی او مرکب از مشاوران ،معاونان و دستیارانی است که به طور کامل پیرو او هستندو در برابر او مسئولند نه در برابر قوه ی مقننه . در واقع اعضای کابینه ی او نمی توانند از میان اعضای قوه ی مقننه باشند این افراد رئیسان اداری هستند که حق پیشنهاد قانون ندارندو در قوه ی مقننه هم نمی توانند روش وضع قانون را هدایت کنند. رییس قوه مجریه هم عضو قوه ی مقننه نیستو حق شرکت در مذاکرات ان را هم ندارد دوره ی تصدی او هم که زمان معینی است به قوه ی مقننه بستگی ندارد. برای باز خواست رئیس قوه ی مجریه طبق قانون اساسی روش خاصی وجود دارد.
مبحث هفتم :مقایسه حکومت پارلمانی و ریاستی
شکل پارلمانی حکومت را می توان از چند لحاظ با شکل ریاستی ان مقایسه کرد.نخست در شکل ریاستی حکومت رئیس قوه ی مجریه رئیس اسمی ان طور که در شکل پارلمانی است نیست. او رئیس واقعی حکومت است . اختیارات اجرایی حکومت از لحاظ حقوقی و عملی به او واگذار شده است. از سوی دیگر در شکل پارلمانی حکومت ، رییس دولت و رئیس حکومت دو شخص متفاوت هستند. نظام پارلمانی را نظام دو رئیسی هم میگویند در مقابل نظام ریاستیکه یک رئیسی است. دوم ، نظام ریاستی مبتنی بر نظریه ی تفکیک مطلق قواست . در حالی که شکل پارلمانی حکومت به اتحاد و امیختگی قوا یا تفکیک نسبی قوا مربوط است. سوم در شکل ریاستی رئیس قوه ی مجریه طبق قانون اساسی از قوه ی مقننه مستقل است و این قوه نمی تواند از راه دادن رای عدم اعتماد او را عزل یا ساقط کند. در نظام پارلمانی کابینه به قوه مقننه وابسته است و این قوه می تواند با پیشنهاد توبیخ مانع اقدام ان شود یا با رای عدم اعتماد ان را ساقط کند . چهارم در نظام ریاستی کابینه افریده ی رئیس جمهوری است و اعضای ان به طور شخصی در برابر او مسئولند و نه در برابر قوه مقننه . از سوی دیگر در نظام پارلمانی وزیران را رئیس قوه ی مجریه بنا به نظر نخست وزیر منصوب میکند اما ان ها در برابر قوه ی مقننه مسئول اند و مشاوران خصوصی و پشت پرده ی نظام ریاستی را تشکیل نمی دهند. پنجم اعضای کابینه ریاستی بدان سبب که عضو قوه ی مقننه نیستند نمی توانند وضع قوانین را ابتکار کنند یا تصویب ان را در قوه ی مقننه هدایت نمایند. در شکل پارلمانی حکومت کاملا بر عکس ان است . وزیران نه تنها اعضای قوه ی مقننه اند بلکه همه ی قوانین مهم را می توانند ابتکار کنند و بر تصویب انها بر پارلمان نظارت کنند . ششم در شکل ریاستی دوره ی تصدی رئیس قوه ی مجریه معین و ثابت است و برای برکنار کردن او از مقامش روش خاصی وجود دارد . از سوی دیگر در شکل پارلمانی حکومت دوره ی تصدی کابینه به پشتیبانی قوه ی مقننه بستگی دارد. شکل ریاستی حکومت دارای مزایا و معایبی است که د رست در نقطه ی مقابل مزایا و معایب شکل پارلمانی حکومت قرار دارند . مزایای شکل ریاستی را بدین گونه می توان خلاصه کرد : ثبات حکومت را تضمین میکند ، سیاستی مستمر و مداوم پیگیری می شود ، ریاست جمهوری که منتخب مردم و بدون مسئولیت در برابر قوه ی مقننه است ، مقام مناسبی برای برامدن از عهده ی ضرورت هاست ، از خدمات کارشناسان بهتر استفاده می شود، برای کشورهای دارای جوامع مختلف مناسب ترین شکل حکومت است ، اطمینان سیاست ها تضمین شده است ، روحیه ی حزب گرایی به کمترین حد میرسد.
از معایب نظام ریاستی می توان به موارد زیر اشاره کرد :رئیس قوه ی مجریه خود کامه میشود ، تصمیمات با تاخیر غیر عادی گرفته میشود ، برای کشورهای دارای وسعت متوسط نا مناسب است ، مسئولیتها تضمین نشده است.

مطلب مرتبط :   مقاله با موضوع خشونت های خانگی

گفتار دوم :حکومت های تک ساخت و فدرال
اگر اقتدار حکومت در یک جا متمرکز باشد حکومت تک ساخت و اگر میان مرکز و چند واحد محلی تقسیم شده باشد حکومت فدرالی خواهد بود.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مبحث اول :حکومت تک ساخت
به عقیده آندره هوریو”دولتهای تک ساخت مجموعه ای دولتی هستند و به قسمتهایی بخش نشده اند که بتوان بدان ها جداگانه نام دولت داد.” در حکومت تک ساختت یک حکومت مرکزی با اقتدار کامل وجود دارد . برای راحتی مدیریت کشور ممکن است به چند واحد-استان ها ، ناحیه ها ، منطقه ها – تقسیم شده باشد، اما موجودیت و نیز اختیارات انها به اراده و خواست مرکز وابسته است. مرکز هر زمان که بخواهد می تواند این واحدها را از بین ببرد و یا بنا به صلاحدید خود واحدهای جدیدی به جای انها ایجاد کند.
پس در حکومت تک ساخت حکومت مرکزی دارای اختیارات کامل است و یکپارچگی دولت را حفظ می کند واحد ها فقط کارگزارانی تابع مرکز اند که بنا به صلاحدید حکومت مرکزی ایجاد شده اند .حکومتهای تک ساخت شایستگی هایی به قرار زیر دارد:موثرترین شکل حکومت ،سادگی سازمان ، انعطاف پذیری زیاد ، عدم تلاقی یا تضاد صلاحیت ها ، توانمندی سیاست داخلی و خارجی ،هزینه کم ،مناسب برای کشورهای کوچک ،تقسیم نشدن وفاداری شهروندان.
حکومکت تک ساخت عیبهایی نیز دارد از جمله:پایمال شدن ابتکار محلی ، خود کامگی مرکز ، عدم صلاحیت مرکز نسبت به مسائل محلی ،اسانی فروپاشی.
مبحث دوم: دولتهای فدرال و کنفدرال
فدراسیون هنگامی به وجود می اید که دو یا چند دولت مستقل موافقت می کنند یک دولت جدید تشکیل دهند و حاکمیت خود را به ان واگذارند یا هنگامی که واحدهای اداری در تقسیمات کشوری حکومت تک ساخت موافقت مرکز را برای اعطای خود مختاری بدست می اوردند روند نخست به “ادغام” و روند دوم به “تجزیه” نام بردار شده اند.فدراسیون از راه روند تجزیه هم به وجود می اید . وقتی دولت تک ساختی دارای سرزمین وسیع بخواهد ضمن قبولی گوناگونی وحدت سراسری را حفظ کند یا وقتی بخشهای ان ارزوی خود مختاری دارند فدراسیونی به وجود می اید. حکومت مرکزی مسائلی مربوط به منافع عمومی را برای خود نگاه می دارد در حالیکه بقیه اختیارات را به واحدهای خود مختار انتقال می دهد.در این مورد ژرژ سل می نویسد:”تنها در صورتی فدرالیسم واقعا وجود دارد که دول متحد عضو ،به واسطه نمایندگان خود در شکل گیری ارگانهای فدرال و در اخذ تصمیمات کلی در مورد سرزمین و جمعیت دولت فدرال مشارکت داشته باشند.” این وضعیت با یک قانون اساسی به وجود می اید و فقط از راه روند عادی اصلاح قانون اساسی قابل تغییر است.. شکل فدراسیون هرچه که باشد ادغامی یا تجزیه ای نظام فدرالی دو رشته حکومت دارد : حکومت مرکزی و حکومتهای محلی.فدراسیون و کنفدراسیون را نباید به جای یکدیگر به کار برد.کنفدراسیون اتحاد دولتهای مستقل و حکمران است که بنا به برخی مقاصد مشترک متحد شده اند . از نظر حقوقی هر یک از این دولتها هر گاه بخواهند حق دارند از ان بیرون ایند . در کنفدراسیون قوانین هر کشوری به هر صورت که هست بر جای می ماند اما در فدراسیون قوانین تازه ای وضع می شود.
در تاریخ نمونه های مختلفی از کنفدراسیون بوده است ، به طور معمول دولتهای همسایه مایل بودند بنا به هدفهای دفاعی و پیشبرد هدفهای مشترک با یکدیگر تجمع کنند.

مطلب مرتبط :   دانلود فایل پایان نامه حقوق تفسیر قرارداد

گفتار سوم :تحلیلی بر دموکراسی قومی(کثرت گرا)
دموکراسی چند قومی نظامی سیاسی است که در ان چند گروه قومی مذهبی فرهنگی در قدرت سیاسی سهیم هستند و در تصمیم گیری های سیاسی مشارکت دارند. یچپارت دموکراسی قومی را براساس چهار ویژگی اصلی برای این نوع دمکراسی تعریف می کند :”اول ،مشارکت نمایندگان گروههای قومی عمده در فرایند تصمیم گیری دوم ،برخورداری ان گروهها از میزان بالایی از خود مختاری داخلی سوم ،توزیع قدرت به تناسب اهمیت گروهها چهارم ،قدرت وتو برای گروهای اقلیت”.
مشارکت نمایندگان گروههای قومی در اداره حکومت و به ویژه تصمیم گیری اجرایی ممکن است اشکال سازمانی مختلفی داشته باشد . یکی از اشکال تشکیل دولت ائتلافی بزرگ در دمکراسی های پارلمانی مانند مورد بلژیک است . شکل عضویت نمایندگان گروههای قومی و مذهبی عمده در هیئت دولت به شیوه ای است که در مورد هیئت دولت هفت عضوی سوئیس مشاهده می شود.در نظام لبنان مناصب عالیه از جمله ریاست جمهوری میان گروههای قومی مذهبی مختلف توزیع شده است ، به این شکل که ریاست جمهوری برای مسیحیان مارونی ، نخست وزیری برای مسلمانان سنی مذهب ، ریاست پارلمان برای مسلمانان شیعی مذهب و غیره در نظر گرفته شده است. با این حال توزیع قدرت میان گروههای قومی در نظام های پارلمانی اسان تر است تا در نظام های ریاستی که در انها قوه ی مجریه معمولا در دست یک تن یعنی رئیس جمهور است.
در خصوص خود مختاری داخلی ، قدرت تصمیم گیری در مسائل مربوط به هر گروه قومی به همان گروه تفویض می شود . اگر گروههای قومی در مناطق جغرافیایی خاصی مستقر باشند خود مختاری داخلی معممولا در شکل نظام فدرال ظاهر می شود.. اگر گروههای قومی از لحاظ جغرافیایی درامیخته باشند در ان صورت خود مختاری می تواند خصلت غیر جغرافیایی داشته باشد.
منظور از توزیع قدرت به تناسب اهمیت گروههای قومی