<span>Monthly Archives</span><h1>آگوست 2018</h1>
    علمی

    رویکردهای زوج درمانی برای بهتر شدن روابط زناشویی

    آگوست 31, 2018

    بررسی رضایت زناشویی در مراحل مختلف زندگی :

    نتیجه تحقیقات مازلو[1]  (1989) نشان می دهد که میزان رضایت زناشویی در مراحل مختلف زندگی زناشویی متفاوت است. مزلو در ابتدا مراحل را به شرح زیر تقسیم بندی کرده است :

    1– آغاز خانواده 2– خانواده با کودکان زیر 2 سال 3– خانواده با کودکان پیش دبستانی 4– خانواده با کودکان دبستانی 5– خانواده با کودکان 13 سال تا 17 ساله 6– خانواده با فرزندانی که خانه را ترک می کنند 7– خانواده در سالهای میانه 8 – خانواده با مرگ یک همسر .

    مازلو بیان می کند که مردها در دوره اول زندگی خانواده گی نسبت به زن ها کمترین رضایت را دارند. و این در حالی است که آنها در مرحله سوم دوره زندگی که کودکان پیش دبستانی هستند نیز در همان سطح رضایت هستند. زنها همیشه در سطح رضایت، کاهش نشان می دهند در حالی که مردها این چنین نیستند .پیوند های زناشویی بلند مدت و رضایت زناشویی در 156 زوج مورد مطالعه قرار گرفت یافته ها از این دیدگاه در روابط با پیوندهای قدیمی و طولانی تر حکایت می کرد در مقایسه با پیوند های زناشویی افراد میان سال، زوجهای قدیمی روابط سالم تری نشان می دادند در این مورد نیروی بالقوه کمتری برای برخورد و تعارض وجود دارد و اختلال سنی کمتری در منابع لذت بروز می دهد ( و گاتمن،  1985) .

    نتیجه تحقیقات رولین و کانن (1974) و اسپانیز، نشان می دهد که تنش های مربوط به نقش های مربوط به نقشهای زناشویی پس از استقلال فرزندان نسبت به زمانی که آنها در خانواده حضور دارند کمتر شده است و زوجها از رفتار خود نسبت به یکدیگر شکایت دارند. وینیچ و همکاران معتقدند که زنها یک کاهش قابل توجهی در رضایت کلی زناشویی و سطح بالایی از احساسات منفی نسبت به تعاملات زناشویی در مرحله تولد و تربیت بچه ها تا زمان ترک خانه دارند. این اطلاعات نشان می دهد که ازدواج معنی مختلفی برای زن و شوهر دارد و اینکه وقایع بسیار متفاوتی داخل یا خارج از رابطه زناشویی و یا خانواده رضایت زناشویی زن و مرد راتحت تاثیرقرار می دهد (عامری،1383).

     

     

    2-62 رویکردهای زوج درمانی برای بهتر شدن روابط زناشویی:

    زوج درمانی خود نظم بخشی: این رویکرد کاربرد نظریه خود کنترلی رفتاری مشکلات در ارتباط است. تاکید این رویکرد بر این است که به زوجین آشفته کمک کند تا صلاحیت های بیشتری را برای تغییر الگوهای مشکل آفرین رفتاری، شناختی، عاطفی به دست آورده و به وسیله این کار رابطه خود را تقویت کنند. در این رویکرد تلاش برای ارائه یک چهارچوب یکپارچه نظری است. روش های مورد استفادهدراین رویکرد بر مبنای مشکلات ارتباطی تدوین شده اند یعنی هدف تغییر الگوهای رفتاری – شناختی – عاطفی است که با مشکلات ارتباطی در پیوند است. (هالفورد ،1999. ترجمه، تبریزی و همکاران ،1384). .

    زوج درمانی ارتباطی :این رویکرد با هدف افزایش توانایی زوجین برای گفتگویی مشارکتی و تعیین انواع راهبردهای مؤثر ارتباطی که زوجین را به شناخت و حل مشکلات برساند و همچنین مشارکت دادن زوجین با یکدیگر برای حل مشکلات انجام می شود. فرض اساسی این رویکردها این است که ارتباط بهتر میان زوجین و تعاملات صمیمانه را گسترش داده و موجب کاهش تعارضات میان آنها شود (پیتا[2]،2001) .

    زوج درمانی فمینیستی :اساس این رویکرد بان می کند که وجود تفاوت ها در قدرت موجب تفاوت در رشد شخصی و اجتماعی افراد می شود بنابراین مسائل مراجعان بیشتر ناشی از پیامها  محدودیت های بیرونی است تا درونی. اهداف این رویکرد آگاهی دادن در زمینه فرآیند های اجتماعی، نقش جنسیتی، تشخیص پیامد ها یا عقاید درونی شده، گسترش و رشد زنجیره تکاملی از رفتارهای آزادانه انتخاب شده یا غیر تحمیلی، ایجاد تعامل وابستگی و استقلال در روابط و پژوهش طیف وسیعی از مهارت های زندگی، می باشد .زوج درمانی فمینیستی وجود تعارضات را ناشی از عدم آگاهی زوجین نسبت به نقش و انتظاراتی می داند که از الگوهای پیشین نشأت می گیرد بنابراین هدف درمانگرانتقال این انتظارات به حوزه آگاهی زوجین است.زوج درمانی فمینیستی مانندیک مترجم زبان میان زوجین قرار می گیرد و به آنها کمک می کند که تا دنیای ذهنی یکدیگر،‌نقش جنسی اجتماعی شده، انتظارات مربوط به ارتباط و زبان یکدیگر را درک کنند  (نانت[3]، 2005) .

    زوج درمانی راه حل مدار: این رویکرد یکی از پرطرفدارترین رویکرد کنونی است که علت اصلی آن تاکید بر نگرش غیر آسیب شناسی به افراد، محدودیت های جلسات درمانی به ماهیت کاربردی عملی و سهولت یادگیری و فنون آن است. سرچشمه این رویکرد مدل درمانی کوتاه مدت موسسه تحقیقات ذهنی است .این رویکرد از تمرکز بر مشکلات اجتناب کرده و منحصراً بر راه حل ها تاکید می کند واین راه حل ها ممکن است نشانه هایی از تجارب قبلی فرد داشته باشد و یا اینکه در تجارب آینده او تحقق یابند ( چانگ[4]، 2005) .

    [1] Maslow

    [2] Pitta

    [3] Nunnt

    [4] Chang

    علمی

    اهمیت کنترل خشم و ارتباط موثر در روابط زوجین

    آگوست 31, 2018

    مهارت برقراری ارتباط مؤثر

    ارتباط از مؤلفه های اصلی زندگی اجتماعی است. مهارت برقرای ارتباط مؤثر یکی از مهمترین پیش بینی کننده های سلامت روابط بین فردی است .

    2-20-1 اهمیت ارتباط مؤثر در روابط زوجین

    روابط زناشویی می تواند دستمایه شادی و در غیر این صورت منبع بزرگ رنج و تالم باشد. کسانیکه در روابط صمیمانه خود موفق می شوند با مهارتهای میان فردی مانند گوش دادن، ارتباط روشن ،‌مذاکره، برخورد مناسب با خشم و … آشنایی دارند. ارتباط معیوب یکی از علل عمده از هم پاشیدگی ازدواج هاست. ازدواج، بدون ارتباط اثر بخش نمی تواند شکوفا باشد. زندگی اغلب زوجهایی که امیدوارند ازدواجی بارور داشته باشند به دلیل فقدان مهارتهای ارتباطی لازم به یک رابطه موازی بدون صمیمیت می انجامد (بولتون،1995.ترجمه .سهرابی،1385 )‌.

    2-20-2 عناصر اصلی ارتباط

    ارتباط متضمن دو عنصر اصلی است، این دو عنصر عبارتند از: عناصر کلامی[1] و عناصر غیر کلامی[2]

    عناصر کلامی ارتباط شامل آن وجهی از ارتباط هستند که اختصاصاً به محتوای کلامی و فرآیند بیان کلامی مربوط می شود و زمانی که نگرشها، افکار و احساسات توسط کلمات گفته و یا نوشته می شوند از ارتباط کلامی استفاده شده است و ارتباط غیرکلامی شامل انتقال افکار،نگرشها و احساسات بدون استفادهااز کلمات است.

    مهارت مدیریت خشم

    هیجانات و عواطف در تمام تصمیم گیری ها و رفتارها نقش دارند. چهار نوع هیجان اصلی وجود دارد:

    ترس، غم، شادی و خشم. احساسات دیگر ترکیبی از این چهار نوع هستند. خشم یک حالت هیجانی ذهنی است و با وجود تضاد شناختی و برانگیختگی روانی مشخص می شود و هیجانی بهنجار با جنبه های انطباقی بسیار است. با وجود این وقتی که تکرار، شدت و مدت آن افزونتر از جنبه های انطباقی باشد، ناکارآمد می گردد.(بوالهری ،1385).

     

     

     

    2-22 اهمیت کنترل خشم در روابط زوجین

    زندگی زناشویی برای افراد پرخاشگر مساله برانگیز است. اگر حتی یکی از زوجین پرخاشگر باشد برخورد بین آنها تندتر از زوجهایی است که میزان پرخاشگری آنها پایین است و این افراد عموماً در زندگی خانوادگی خود ناموفق هستند و درگیری های بسیار تجربه می کنند. مهارت مدیریت خشم یک مداخله رفتاری-شناختی است که بر خشم به عنوان نیروی نشأت گرفته به دنبال خشونت تمرکز می کند (گاندولف[1]، 2006). نکته بسیار مهم در کنترل خشم این است که در صورت ایجاد خشم بتوان آن را تشخیص داده و از شدت پیدا کردن آن جلوگیری کرد. با آموزش این مهارت می توان کنترل خشم را به دست گرفته و از مشکلات بعدی جلوگیری نمود(بوالهری ،1385).

     

    2-23 شیوه های مدیریت خشم

    کنترل و مدیریت خشم به این معنی نیست که فرد اصلاً خشم خود را نشان ندهد، بلکه کنترل خشم شامل ابراز خشم به شیوه ای سازگارانه است (گرستن [2]، 2006 ). چندین راه عملی برای مدیریت خشم وجود دارد که عبارتند از :

    ایجاد تغییر در محیط: گاهی فرد در محیطی قرار می گیرد که در آنجا عواملی وجود دارد که آستانه تحریک فرد را در مقابل خشم پایین آورده یا حتی باعث عصبانیت وی می شود. حذف این عوامل در صورت امکان، یا حتی ترک محیط می تواند باعث کاهش میزان خشم فرد شود .

    ترک موقعیت: در شرایطی که احتمال می رود ادامه حضور فرد در محیط باعث درگیری شود،می توان محیط را ترک کرد .

    آرام سازی: آرام سازی روش مناسبی برای کاهش خشم می باشد. تمرین یوگا ،‌تمرکز ذهن و نظایر آن نیز می تواند مفید باشد .

    حل مشکل: گاهی علت خشم فرد ظلم یا تهدید واقعی است و خشم واکنش طبیعی نسبت به آن می باشد. در چنین مواقعی بهتر است فرد در کنار کنترل خشم خود راه حل مناسبی نیز برای مشکل خود بیابد. مهارت حل مساله، یافتن بهترین راه حل برای چنین مشکل هایی را به فرد می آموزد .

    مقابله با افکار منفی: تفسیر فرد از موقعیت و آنچه که خود می گوید می تواند باعث خشم یا آرامش فرد شود. بنابراین هنگام خشم فرد باید به افکار خود توجه کند.

    ابراز خشم به شیوه ای سازگارانه: ابراز خشم به این شیوه همان داشتن رفتارجرأت مندانه است. رفتار جرأت مندانه رفتاری است که فرد به وسیله آن می تواند بدون انجام رفتارهای پرخاشگرانه، به دیگران نشان دهد که از آنها رنجیده یا عصبانی شده است(گرستن[3]، 2006. بوالهری،1385).

     

    [1] Gondolf

    [2] Gersten

    [3] Gersten

    [1] Verbel

    [2] Non verbal

    علمی

    تعاریف خلاقیت از دیدگاه روانشناختی و اهمیت آن در زندگی

    آگوست 31, 2018

    2تعاریف خلاقیت

    خلاقیت از جمله مسائلی است که در باره­ی ماهیت و تعریف آن تا کنون بین محققان و روان شناسان توافق به عمل نیامده­است.

    و یکی از مفاهیم پیچیده مربوط به انسان است که ارائه تعریف روشن، بدون ابهام، دقیق و مورد پذیرش اکثریت روانشناسان و مربیان تعلیم و تربیت از آن مشکل می­باشد.

    به لحاظ لغوی در زبان انگلیسی، ریشه واژه خلاقیت عبارت لاتین Greate  است که در فرهنگ­های واژگان به گونه­های متفاوتی تعریف شده­است. از جمله در فرهنگ واژگان ماکاری، خلاقیت به معنای تکامل فکر یا تخیلات فرد، به شکل اختراع و ابداع معنا شده­است. در فرهنگ و بستر، خلاقیت توانایی یا قدرت ایجاد محصول نوین، از راه به کارگیری قدرت تصور و تحلیل ذکر شده­است (به نقل از هاریس[1]، 1998).

    اکثر روانشناسان در این مطلب توافق دارند که خلاقیت به دستاوردهای تازه و ارزشمند[2] اشاره دارد (ویسبرگ[3] ، 1992) آیزنک (2000) معقتد است خلاقیت فرآیند روانی می­باشد که، منجر به حل مسئله، ایده­سازی، مفهوم سازی، ساختن اشکال هنری، نظریه پردازی و تولیداتی می­شود که بدیع و یکتا باشند.

    از نظر لغوی در زبان فارسی، خلاقیت با سازه­هایی هم چون نوآوری، ابداع و اختراع تعریف شده­است که با وجود تشابه با سازه­های ذکر شده، متفاوت از آن­هاست، خلاقیت فعالیتی فکری و ذهنی است که لازمه و زیرساخت نوآوری است، ولی نوآوری بیشتر جنبه علمی دارد و محصول نهایی عمل خلاق است.

    ابداع نیز به کارگیری خلاقیت است. در حقیقت ابداع ماحصل حرکتی است که نقطه شروعش در خلاقیت و حیطۀ فکر بود و با به کارگیری تجارب دیگر، به صورت پدیده نو ظهور، آشکار شده­است. ارتباط با خلاقیت و ابداع، چنین است که خلاقیت بدون ابداع قابل تصور نیست، اما ابداع بدون خلاقیت بی­معنی است. اما اختراع عبارت است از ایده یک مخترع که در عمل راه حل یک مشکل مشخص تکنولوژیکی را ارائه دهد.

    به گونۀ ساده راه حل نوین یک مشکل صنعتی، اختراع نامیده می­شود (امیرحسنین، 1384، ص 38). گفتنی است افزون بر تعاریف لغوی، برخی از فرآیندهای ذهنی هم چون حل مسئله[4] ، استدلال قیاسی[5] ، استدلال استقرایی[6] و توانایی[7] با فرآیند خلاق مترادف فرض شده­اند (هارناد[8]، 204).

    در فرهنگ نامه ابداع یا آفرینش به معنای چیزی نوآوردن یا کار تازه کردن است (فرهنگ امید، 1362). ورتایمر (1959) می­نویسد: خلاقیت فرآیند ویران سازی یک گشتالت به نفع گشتالت بهتر است (تیلور[9]، 1988، ص 99).

    در مجموع تعریف­های خلاقیت را چنین تقسیم­بندی می­نمایند : بعضی از تعریف­ها، ویژگی­های شخصیتی افراد را محور قرار داده و بعضی دیگر براساس فرآیند خلاّق و تعریف­های دیگر بر حسب محصول خلاّق به خلاقیت نگریسته­اند.

    از جمله افرادی که بر حسب شخصیت به خلاقیت می­نگرد گیلفورد (1950) است. او معتقد است خلاقیت مجموعه­ای از توانائیها و خصیصه هاست که موجب تفکر خلاق می­شود.

    برخی از تعریف­ها بر پایۀ فرآیند خلاقیت استوار است، مانند تعریف مدینک[10] (1962) از نظر او خلاقیت عبارت است از : شکل دادن به عناصر متداعی به صورت ترکیبات تازه که با الزامات خاصی مطابق است یا به شکلی مفید است. هر چند عناصر ترکیب جدید غیر مشابه تر باشد، فرآیند حل کردن خلاق­تر خواهد­بود.

    گیرلین[11] (1954) معتقد است: خلاقیت ارائه کیفیت­های تازه­ای از مفاهیم و معانی است.

    تایلور[12] (1988) خلاقیت را شکل دادن تجربه­ها در سازمان بندی­های تازه می­داند.

    وجه اشتراک این تعاریف تازگی و نو بودن است. اما تازگی به تنهایی نمی­تواند مفهوم خلاقیت را روشن سازد. زیرا بسیاری چیزها نو و تازه هستند ولی خلاّقانه نیستند. بر این اساس ملاک محصول خلاق در نظریه­های  معاصر تازگی و تناسب یا ارزش است.

    استین[13](1974) خلاّقیت را بر مبنای این دو عامل چنین تعریف می­کند:

    خلاّقیت فرآیندی است که نتیجۀ آن یک کار تازه­ای باشد که توسط گروهی در یک زمان به عنوان چیزی مفید و رضایت­بخش مقبول واقع شود.

    ورنون[14] (1989) نیز از همین چشم انداز به خلاّقیت می­نگرد. خلاّقیت توانایی شخص در ایجاد ایده­ها، نظریه­ها، بینش­ها یا اشیای جدید و نو و بازسازی مجدد در علوم و سایر زمینه­هاست که به وسیله متخصصان به عنوان پدیده­ای ابتکاری و از لحاظ علمی، زیبایی­شناسی، فن­آوری و اجتماعی با ارزش قلمداد گردد.

    استرنبرگ[15] (1989) نیز تفکر خلاّق را ترکیبی از قدرت، ابتکار، انعطاف­پذیری و حساسیت در برابر نظریاتی می­داند که یادگیرنده را قادر می­سازد خارج از تفّکر نامعقول به نتایج متفاوت و مولد بیاندیشد که حاصل آن رضایت شخصی و احتمالاً خشنودی دیگران خواهد­بود.

    آمابیل[16] (1983 ، 1990) ضمن تأیید این تعریف قیدی را به آن اضافه می­کند آمابیل معتقد است در تکمیل دو عنصری که در اغلب تعریف­ها آمده یعنی تازگی و تناسب و ارزشمندی باید این نکته را اضافه نمود که عمل خلاّق از طریق اکتشاف[17] انجام می­گیرد نه از طریق الگوریتم[18] : مایر[19] (1983) و وایزبرگ[20] (1986 ، 1995) نیز تعریف ساد و روشنی از خلاّقیت ارائه دادند: خلاّقیت توانایی حل مسائلی است که فرد قبلاً حل آن­ها را نیاموخته است.سیکز نتمی هالی[21] (989) می­گوید: ما نمی­توانیم به افراد و کارهای خلاّق جدا از اجتماعی که در آن عمل می­کنند بپردازیم. زیرا خلاّقیت هرگز نتیجه عمل فرد به تنهایی نیست. آزوبل[22] (1978) نیز می­گوید: خلاّقیت یکی از بهترین و مغشوش­ترین اصطلاحات دوران شناسی و تعلیم و تربیت امروز است.

    سانتروک آفرینندگی را «توانایی اندیشیدن در باره­ی امور به راه­های تازه و غیر معمول و رسیدن به تازه و غیر معمول و رسیدن به راه حل­های منحصر به فرد برای مسائل» تعریف کرده­است (نقل از سیف، 1389). گاردنر[23] افراد خلاق را کسانی می­داند که در حل مسائل چیره دست هستند، تولید هنری دارند، یا پرسش­های تازه طرح می­کنند و اندیشه­های آنان ابتدا تازه و غیر معقول تلقی می­شود اما سرانجام در فرهنگ خود پذیرفته می­شوند. و از دیدگاه لاولس[24]، درنینگ[25]، فیشر[26] و هاگینز[27] ، خلاقیت همه فعالیت های تخلیلی طراحی شده­ای هستند که حاصل آن تولید محصولات جدید و ارزشمند است.

    اسبوران[28] مؤلفه­های خلاّقیت را به سه دسته مؤلفه­های شناختی و فراشناختی، انگیزشی و شخصیتی تقسیم می­کند. مؤلفه­های شناختی و فراشناختی خلاّقیت عبارتند از : وهوش، سیالی، انعطاف پذیری، ابتکار، سبط، ترکیب و تخیل. مؤلفه­های شخصیتی خلاقیت عبارتند از: ویژگی های شناختی، انگیرشی، عاطفی و رفتاری.

    2-2-1 اهمیت خلاّقیت

    به طور کلی، خلاّقیت موجب خواهد­شد که موارد ذیل تحقق یابد:

    1-رشد و شکوفایی استعدادها و سوق دهنده به سوی خود شکوفایی

    2-موفقیت­های فردی، شغلی و اجتماعی

    3-افزایش کمیت، تولیدات و خدمات

    4-کاهش هزینه­ها، ضایعات شغلی کارکنان

    5-افزایش انگیزش کاری کارکنان

    6-ارتقای سطح بهداشت روانی و رضایت شغلی کارکنان

    7-ارتقای بهره­وری سازمان

    8- رشد و بالندگی سازمان

    9-تحریک و تشویق حسن رقابت (بنیاد فکری رضوی، 1387).

    2-2-2 مراحل خلاّقیت

    «نلر» در کتاب هنر و علم و خلاّقیت پنج مرحله اصلی زیر را به عنوان مراحل خلاّقیت پیشنهاد کرده است:

    1-بینش : در این مرحله نطفه آفرینش بسته می­شود و متفکّر به شناسایی فکر یا مسئله مورد نظر می­پردازد.

    2-آمادگی : در این مرحله متفکّر به طور جدی بر روی مسئله کار می­کند یعنی اطلاعات جمع­آوری کرده، حقایق را در ذهن مرور می­کند و مسئله را از زوایایی گوناگون آن آزمایش می­نگرد. این مرحله به نوعی کار ثانویه است زیرا هدف و جهت که در مرحله قبلی ایجاد شده­بود در این مرحله به کلی دگرگون می­شود و متفکّر غالباً در کنار مسئله ناکامی را تجربه می­کند. مجموع  این دو مرحله بینش و آمادگی را حقیقت­یابی گفته­اند. (قاسم زاده، 1371).

    3-نهفتگی : که در این مرحله بسیار تأکید شده­است گذران الزامی این مرحله توسط متفکّرین است. به نظر بسیاری از نظریه پردازان با جرقه­های ایده­های ابتکاری بواسطه تمرکزی که در این مرحله بدست می­آید در ذهن متفکّرین خلاّق زده می­شود. (نلر، ترجمه و مسدد ،  1369).

    4-اشراق : نلر، اشراق را اوج خلاقیت می­داند، متفکر در این مرحله به مفهومی می­رسد که همچون عدسی ذره بین اطلاعات را متراکم می­سازد و به تغییر گشالیدن، گشتالهای ناقص را کامل می­کند. مجموع این دو مرحله را (نهفتگی و اشراق) ایده­یابی نیز گفته­اند که مستلزم آزمایش ایده­ها، قبض و بسط­ ایده، گزینشی مناسب­ترین ایده­ها و بکارگیری مجدد آنهاست. (نلر، ترجمه مسدد 1369 ، قاسم زاده  1371)

    5-اثبات : در مرحله پایانی یعنی اثبات متفکّر به مدد عقل و ملاک واقعیت­گرایی مواد خام متغیر را از نامتغیر جدا می­سازد. این مرحله با مرحله بینش در تعاملی نزدیک فرض شده­است. زیرا اثبات به بینش­های عمیق­تر و حتی متفاوت­تر منجر می­شود.

    اثبات را راه حل­یابی نیز گفته­اند که مستلزم ارزیابی و گزینش است، ارزیابی به معنای محک زدن راه حل­های آزمایش و گزینش به معنای بر گزیدن راه حل نهایی و اجرای آن است. (نلر، ترجمه مسدد 1369 و قاسم زاده 1371).

    اگر چه این مراحل عموماً رعایت می­شوند اما این بدان فعالیت که آنها بایستی به طور تغییر ناپذیری در هر مرحله اتفاق بیافتد. یا اینکه در یک توالی زمانی معین روی دهند.

    هر مرحله ممکن است نمایانگر ماه­ها یا سالها طرح­ریزی یا مطالعه باشند، در حالیکه در سایر موارد این مرحله می­تواند  در یک روز اتفاق بیافتد. (پیر خائفی، 1379).

    [1] . Harris

    [2] . Novelpro ducts of value

    [3] . Wiesberg

    [4] . Problem Solving

    [5] . Deduction reasoning

    [6] . induction reasoning

    [7] .Ability

    [8] . Harnad

    [9] . Taylor

    [10] . Mednick

    [11] . Ghiselin

    [12] . Taglor

    [13] . Stein

    [14] . Vernon

    [15] . Sternberg

    [16] . Amabile

    [17] . Heavistic

    [18] – algorithmic

    5 منظور از الگوریتم عمل قانونمندی است که برای رسیدن به جواب راه روشن و مشخص را طی می کند، در حالی که اکتشاف راه معین و مشخصی ندارد.

    [19] . Mayer

    [20] . Weisberg

    [21] . Cikzentmihalyi

    [22] .Azubel

    [23] . gardner

    [24] . Loveless

    [25] . Derining

    [26] . Fisher

    [27] . Higgins

    [28] . Osborn

    علمی

    هوش چیست؟و چه رابطه ای با سن انسان دارد؟

    آگوست 31, 2018

    هوش چیست؟

    ازنظر فیزیولوژی،هوش پدیده ای است که کارکرد یاخته های کرتکس(قشرخارجی) مغز باعث آن می شود. (عظیمی 1363). ازنظر روان شناسی هوش عبارتست از قدرت انعطاف وتوانایی سازگاری موجود زنده بامحیط پیرامون خود بخصوص شرایط جدید.(شعاری نژاد 1363) امّا نظر روانشناسان درباره ماهیت این پدیده متفاوت است.

    روانشناسان اوّلیّه براین باور بودند که فعالیت های ذهن در نتیجه تجربه های قبلی حاصل می شود. بنابراین به اعتقاد آنان هوش چیزی جز خصوصیات تمیزدهنده حسی که احساس وادراک مارا موجب می گردند نیست.

    آلفرد بینه درآغاز قرن حاضر اعلام کردکه هوش ازفرایندهای گوناگون پیچیده ای ازقبیل حل مسئله،استدلال،حافظه ومهارت کاربرد کلمات،تشخیص حوادث واستفاده ازاعداد ترکیب یافته است. او می گفت«به نظر ما هوش یک نیروی ذهنی اساسی می باشد که فقدان یاتغییر آن بیشترین اهمیت رادرزندگی آدمی دارد. این نیروی ذهنی چیزی جز همان قدرت تمیز که گاهی عقل سلیمش می نامند،تحمل عملی،خلاقیت وتوانایی سازگاری با شرایط نیست». او اضافه می نماید که«هوش یعنی درست قضاوت کردن،درست درک کردن ودرست استدلال کردن».

    چارلز اسپیرمن بااستفاده ازروش ریاضی تحلیل عوامل، استدلال می کردکه هوش تشکیل شده است از یک عامل عمومیG و عوامل اختصاصی S. عامل عمومی G درجه هوشمندی یا کم هوشی یک فرد را به طور کلی باعث می گردد، اما عامل S منشا استعداد فرد در زمینه ذهنی خاصی می باشد. مثلا” استعدادهای یک فرد در طراحی ویا ریاضیات هرکدام ناشی ازSهای جداگانه ایست. به سخن دیگر،هوش هرفرد شامل سطحی ازهوش عمومی یعنی G ودرجاتی ازعوامل گوناگون هوش اختصاصی یعنی  S  می باشد.

    یکی دیگراز تحلیل گران به نام دیوید وکسلر معتقد است که هوش عبارتست از« تفکر عاقلانه، عمل منطقی ورفتار مؤثر درمحیط». به نظر وکسلر هوش مجموعه وکلی است ازتوانمندیهای یک فرد برای فعالیتهای هدفمند، تفکر درست ومنطقی وبرخورد مناسب با شرایط پیرامون خود.

    اما بعدها لوئیزتورستون اظهار نمود هوش ازهفت عنصر نخستین تشکیل یافته است که عبارتنداز: سرعت ادراک، درک معانی لغات، روانی کاربرد کلمات، ادراک فضایی، محاسبات عددی، استدلال وحافظه. تورستون آزمونهای سنجش هوش خودرا بر همین اساس طراحی کرد ومعتقد بود که هرکدام از این توانشها را می توان به طور جداگانه با آزمونهای ابداعیش سنجید.

    اما آنچه که تقریبا” مورد توافق اکثر روانشناسان قرار گرفته است تقسیم هوش به دو بخش کلامی وغیر کلامی است. آزمونهایی هم که تا کنون طراحی شده است یاتنها یکی ازدو بخش را اندازه گیری می کنند ویا هردو را. زیرا در برخی موارد نتایج آزمونهای کلامی شاخص خوبی برای پیش بینی عملکرد هستند ودر مواردی دیگر نتایج آزمونهای غیرکلامی وگاهی ضرورتا” نتایج آزمونهای ترکیبی.

     

    رابطه هوش با سن

    همه می دانیم همچنان که کودکان ما بزرگتر می شوند، توانایی پاسخ دادن به پرسشهای پیچیده تری را پیدا می کنند که قبلا” قادر نبودند. این امر نشان می دهد که هرقدر سن آدمی افزایش می یابد، توان ذهنی او هم به همان نسبت افزایش پیدا می کند. هوش کلامی در نوزادان تقریبا” صفراست. فقط تواناییهای حسی وحرکتی آنان باهم تفاوت دارد. معمولا” تاسن 14 سالگی سرعت پیشرفت هوش باسرعت افزایش سن برابر است. بطوری که یک کودک چهارده ساله، دارای سن عقلی – به مقیاس آلفرد بینه- چهارده سالگی است. اما این هماهنگی تا پایان عمربه همین صورت باقی نمی ماند. زیرا ازاین به بعد سرعت رشد ذهنی نسبت به افزایش سن کاهش پیدا می کند، تا بالاخره در پایان نوجوانی متوقف می شود. دراین مرحله به مدت 10 تا 20 سال(حدود 40 سالگی) توانایی ذهنی آدمی درهمین حد ثابت می ماند وسپس کاهش تدریجی آن با آهنگی آهسته آغاز می گردد. اما از حدود هفتاد سالگی این آهنگ سریعتر می شود(نمودار 1). البته این روند درهمه افراد یکسان نیست، بلکه درافرادی صدق می کند که ازهوش کاملا” متوسط برخوردارند. همه این مراحل در افرادی که هوشی بیش ازحد متوسط دارند به نسبت با تاخیر رخ می دهد. درمورد افرادی که از هوش پایین ترازحد متوسط برخوردارند موضوع برعکس است.

    باید یادآور شویم که علیرغم توقف رشد هوش درآغاز جوانی، وکاهش تدریجی آن در سنین بالای عمر، بزرگسالان بخاطر بکارگیری تجربه های خود، توانایی بیشتری نسبت به جوانان ونوجوانان، دراستفاده ازهوش خود برای حل مسائل دارند. ازسوی دیگر قدرت بزرگسالان درمهار عواطف وهیجانات، کمک بزرگی درسازگاری با شرایط جدید به آنان می کند.

    علمی

    عواقب و مشکلات اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی بزرگسالان

    آگوست 31, 2018

    عواقب و مشکلات اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی بزرگسالان:

    در چندین حوزه از زندگی بیماران، شامل:

    • سلامت: به دلیل تکانش گری مبتلایان به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی مشکلات خود مراقبتی و سنجش های سلامتی پیش گیرانه ضعیف تری دارند .
    • مشکلات ارتباطی: صمیمیت، رابطه جنسی و کنش‌وری زناشویی بزرگسالان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی نیز دچار مشکل است.
    • پیشرفت تحصیلی: بیشتر دانش آموزان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی نسبت به توانایی‌های خود عملکرد پایین‌ترین دارند
    • اشتغال: برای آنان بیشتر تغییر شغل ، اخراج ، شغل‌های پاره وقت گزارش شده است.
    • پول: نارسایی توجه، حواس پرتی و رفتار بازداری شده ضعیف بزرگسالان مبتلا می‌تواند به مدیریت پول و وضعیت مالی کلی آنها صدمه بزند.

    رانندگی ایمن: ترکیب اعمال تکانشی و حواس پرتی  در این مبتلایان پشت فرمان نشستن را خطرناک می سازد. بارکلی [ ترجمه مشهدی، 1391].

    بررسی و تاریخچه مشکلات زندگی بزرگسالان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی

    به بررسی و تاریخچه مشکلات، بررسی تاریخچه تحولی، خانوادگی، تحصیلی، شغلی، پزشکی و روان پزشکی را مورد بحث قرار می‌دهیم. رامسی [ترجمه مشهدی، 1390]

    • بررسی و تاریخچه مشکلات: درک این موضوع که چگونه بیماران به این نتیجه می‌رسند که باید به دنبال کمک باشند، مفید است. مهم است تا بفهمیم که بیماران چه چیزی را به عنوان مشکلات در زندگی شان در نظر می‌گیرند و چگونه این مشکلات، منعکس کننده تغییر در کنش‌وری قبلی‌شان است. چگونه عوامل محیطی مختلف در مشکلاتشان اثر می‌گذارد و چه کاری برای کنترل این گونه مشکلات انجام داده اند، اطلاعات بالینی مهمی درباره موقعیت کنونی بیماران فراهم می‌آورد. رامسی [ترجمه مشهدی، 1390]
    • تاریخچه تحولی: این بررسی شامل سنجش فعالانه رویدادهای مهم تحولی، مواجهه با سموم در دوران درون رحمی (مانند سیگاری بودن مادر) و یا بیماریها و صدمات دوران نوزادی است که می‌تواند در برون نشانه‌های اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی دخیل باشد. رامسی [ترجمه مشهدی، 1390]
    • تاریخچه خانوادگی: به دست آوردن اطلاعات در مورد تاریخچه خانوادگی و موقعیت کنونی خانواده مفید است. به منظور تشخیص الگوهای وراثتی که در خانواده موجود است، می بایست یک ژنوگرام جامع ایجاد شود.
    • تاریخچه تحصیلی: در بیشتر ارزیابی‌های بالینی، تعیین تعداد سال‌های تحصیلی بیماران و آخرین مدرک تحصیلی‌شان، یک بررسی مناسب از تاریخچه تحصیلی را تشکیل می‌دهد.
    • تاریخچه شغلی: بررسی دلایل تغییر شغلی در گذشته و بررسی تکالیف شغلی خاص یا محیط‌های شغلی که برای فرد پیوسته چالش زا بوده اند نیز مفید است.
    • تاریخچه پزشکی و روان پزشکی: تاریخچه درمان پزشکی و روان پزشکی فرد، به منظور رد وجود اختلال‌های پزشکی یا صدمات مغزی که ممکن است در ناراحتی‌های مربوط به نارسایی توجه و تکانشگری فرد نقش داشته است. رامسی [ترجمه مشهدی، 1390]
    علمی

    پرسش مهر 97 رئیس جمهور  ,بهترین پاسخ به پرسش مهر 98-1397 نوزدهم

    آگوست 31, 2018

    پرسش مهر 97

    پرسش مهر 97 رئیس جمهور یکی از پر طرفدار ترین فراخوان ها و بخشنامه هایی است که در طول سال تحصیلی به دانش آموزان و فرهنگیان محترم ابلاغ می گردد.این فراخوان در واقع بیشتر از اینکه جنبه تحقیقاتی و ترغیب میل به پژوهشگری داشته باشد به نوع نگاه فرهنگیان به مشکلات جامعه می پردازد.

    مقاله پرسش مهر97

    معمولا هر ساله در رابطه با پرسش مهر از طرف معلمین و دانش آموزان مقالات پژوهشی ارسال می شود و نوع نگاه آنها به مسئله اجتماعی پرسش مهر بیان می گردد. مجموعه مقالات پرسش مهر 97 نیز از این امر مستثنی نبوده و مطمئنا طرفداران خاص خود را دارد.علاقه مندان به مسئله پرسش مهر 97 سعی بر این دارند که موضوع را به صورت دقیق و کامل بشکافند و در این رابطه به تحقیق و تفحص بپردازند.

    پرسش مهر 97 رئیس جمهور  ,بهترین پاسخ به پرسش مهر 98-1397 نوزدهم

    پرسش مهر 98-97

    در سال تحصیلی 98-97 نیز همانند سالهای گذشته و بلکه خیلی هم بیشتر علاقه مندان به نگارش و تهیه وبلاگ پرسش مهر دست به کار شدند. پرسش مهر 98-97 با اینکه هنوز منتشر نشده است ، اما با این حال می توان حدس زد که راجع به چیست؟

    مسائل و چالش های مورد نظر در رابطه با ارائه پیرامون پرسش مهر 98-97 احتمالا روی مشکلات اقتصادی متمرکز شود. البته یک حالت دیگر هم وجود دارد که رئیس جمهور محترم بخواهد در رابطه با خروج از برجام ایالات متحده صحبت نماید.

    آنچه پر مسلم است این است که : موضوع پرسش مهر 98-97 هر چه که باشد می بایست دانش آموزان و فرهنگیان محترم به آن پاسخ داده و راهکار های خود را در این رابطه بیان نماییم.

    پاسخ پرسش مهر 97-98

    پاسخ پرسش مهر 97-98 توسط دانش آموزان و فرهنگیان محترم پاسخ داده می شود و دانش آموزان و سایر فرهنگیان در این رابطه کلیه تجارب و نقطه نظرات خود را بیان می کنند. در نهایت به نقطه نظرات و تجارب ارزنده جوایز نفیسی اهدا می گردد.

    پرسش مهر 97 رئیس جمهور  ,بهترین پاسخ به پرسش مهر 98-1397 نوزدهم

    پرسش مهر 19

    پرسش مهر رئیس جمهور معمولا شماره گزاری می گردد. به عنوان مثال پرسش مهر 19 به مقالات پرسش مهری گفته می شود که در سال تحصیلی 97-98 از طرف ریاست جمهوری بیان می گردد. پرسش مهر نوزدهم نمونه کاملی از مقالاتی است که در طول سال تحصیلی اخیر به عنوان پاسخ به چالش ها و مشکلات امروز جامعه از سمت دانش آموزان و فرهنگیان ارائه می شود.

    پرسش مهر نوزدهم

    امسال مقوله پرسش مهر نوزدهم رئیس جمهور مسئله بسیار مهمی است. می توان به این نکته اشاره نمود که پرسش مهر نوزدهم یکی از مهمترین پرسش هایی است که در طول سال های اخیر از طرف رئیس جمهور محترم مطرح شده است. دانش آموزان عزیز و فرهنگیان محترم با پاسخ به پرسش مهر نوزدهم علاوه بر اینکه در این مسابقه و فراخوان شرکت می کنند می توانند به بهترین شکل ممکن در کمک رسانیدن به دولت و ملت در راستای حل مشکلات جامعه یاری رسانند.

    بهترین جواب به پرسش مهر رئیس جمهور

    بهترین جواب به پرسش مهر رئیس جمهور می تواند در سال تحصیلی اخیر مشکل گشای خیلی از مسائل و مشکلات ما باشد. با ارائه بهترین جواب به پرسش مهر رئیس جمهور دانش آموزان و فرهنگیان محترم می توانند کمک شایانی به حل مشکلات جامعه نمایند. در واقع جواب به پرسش مهر رئیس جمهور نوعی مشارکت مردمی در حل مشکلات و سختی های موجود در جامعه است.

    نتیجه گیری

    آنچه در رابطه با پرسش مهر 97 رئیس جمهور خدمت شما عزیزان مطرح گردید در واقع شمایی از مسائل جامعه و چگونگی طرز برخورد با آنها بود. در رابطه با پرسش مهر 97 رئیس جمهور ذکر این نکته بسیار حائز اهمیت است که مشکلات جامعه تنها با تحقیق و تفحص برطرف نمی شود و نیاز به راهکار های اجرایی دارد اما به هر حال این سهمی است که از طرف فرهنگیان و دانش آموزان محترم انجام می گردد. امید است که مقالات پژوهشی پرسش مهر 97 بتواند قابلیت و ضمانت اجرایی داشته باشد.

    علمی

    سبک اسناد از دیدگاه روانشناختی

    آگوست 29, 2018

    سبک اسناد

    دانش واژه اسناد در موارد فراوانی بکار رفته است. برخی نظریه پردازان اسنادها را به عنوان باورهای بیان شده ای می دانند که روانشناسی عامیانه فرد را تشکیل می‌دهد. ( هایدر[1]، 1958). اسناد یک سازه فرضی و شیوه ای است که نظریه پردازان از آن برای توضیح رفتارهای قابل مشاهده استفاده می‌کنند، دلیل اینکه وقایع ناگوار غیرقابل کنترل همیشه به درماندگی و افسردگی منجر نمی‌شود این است که مردم به سختی این وقایع را بحرانی تلقی می‌کنند. هنگامی که افراد با حوادث بد غیرقابل کنترل مواجه می شوند از خودسوال می‌کنند چرا چنین اتفاقی افتاد؟ پاسخ یا تفسیری که از واقعه می‌شود بر نحوه واکنش به حوادث، انتظار از آینده و میزان درماندگی و افسردگی تاثیر می گذارد(تروتر[2]، 1987، به نقل از از هیبت الهی ،1373) .

    سلیگمن و همکارانش از طریق پژوهشی برای تببین درماندگی آموخته شده به نظریه سبک اسنادی رسیدند (کاسیدی، 1999).

    واینر[3] و همکارانش (واینر، 1986 ، واینر و همکاران،1978، 1979) ادبیات محکمی پیرامون اسنادها در حوزه شناخت اجتماعی، اقتباس کردند. منشاء مفهوم اسناد از هایدر (1958) بود که نقش محوری در روانشناسی دهه 1970 داشت. این نظریه بر چگونگی اسنادهای فرد قرار دارد که سبب می‌شود رفتارهای خود و دیگران را بشناسد. این فرایند چند بعد مهم دارد که منسجم‌ترین بعد آن، بعد درونی ـ بیرونی است. واینر چهاربعد مهم دیگر، علاوه بر بعد درونی ـ بیرونی و بر مبنای هیجانها را شناسایی کرد. او با ثبات بودن، قابل مهار بودن و هدف مند بودن را ارائه داد.  واینر بین اسنادهای درونی ـ بیرونی و اسنادهای قابلیت مهار تمایز قائل شد، از این جهت فردی ممکن است اسناد درونی داشته اما آن موضوع را قابل کنترل نبیند. بعد با ثبات بودن، به عنوان انتظار در مورد رفتار آینده است که مجددا او این ویژگی را مشابه با تصور خوش بینی در برابر تفکر بدبینی، می داند. هدفمند بودن بعد مهم و دیگری مربوط به شناسایی مسئولیت در برابر دیگران است. افراد مستعد به استرس کسانی هستند که اسنادهای بیرونی یا در مواردی اسنادهای درونی غیرقابل کنترل را احساس می‌کنند، انتظار بدبینانه ای به آینده داشته و تمایل دارند اعمال ممانعتی دیگرن را قصدمند و آگاهانه ببینند (کاسیدی،1999).

    آبرامسون[4] و همکاران (1978) بر این باورند که سه بعد تبیینی وجود دارد : اول اینکه علت ممکن است چیزی مربوط به شخص باشد (تبیین درونی) یا ممکن است مربوط به موقعیت یا شرایط باشد (تبیین بیرونی)، دوم اینکه علت ممکن است پیامدهای زیادی داشته باشد (تبیین کلی) یا فقط محدود به حادثه موردنظر باشد (تبیین اختصاصی)(پیترسون و سلیگمن ،1984 به نقل از هیبت الهی ، 1373).  بعنوان مثال اگر رابطه شما با فردی به هم بخورد، می‌توانید چندین دلیل برای آن ذکر کنید، اگر این موضوع را بعنوان حادثه ای که در طول زمان پایدارمی ماند تفسیر کنید(مثلا بگویید من همیشه باعث به هم خوردن روابط شخصی ام می شوم) انتظار خواهید داشت این موضوع دوباره اتفاق بیفتد و علائمی از درماندگی در روابط آینده شما آشکار خواهد شد. اگر این موضوع را بعنوان حادثه ای کلی تفسیر کنید (مثلا بگویید من نمی‌توانم هیچ کار درستی انجام دهم) انتظار خواهید داشت وقایع ناگواری در هر مقطع زمانی زندگی شما پدید آید و حتی احساس درماندگی بیشتری می نمایید. اگر تفسیر شما از این حادثه قبل از آنکه بیرونی بوده ، درونی باشد (مثلا بگویید اشتباه از من بود)نشانه هایی از کاهش اعتماد به نفس را نشان خواهید داد (تروتر، 1987 به نقل از هیبت الهی، 1373).

    مدل تجدیدنظر شده درماندگی آموخته شده ، نقشهای ویژه ای به هر یک از این سه بعد داده است،بعد از تجربه وقایع بد درونی بودن باورهای علی منجر به فقدان عزت نفس می‌شود. اگر شخص وقایع بد را با یک عامل درونی تبیین کند، احتمال بیشتری دارد که عزت نفس اش را از دست بدهد. اگر شخص دیگری همین واقعه را با عاملی بیرونی تبیین کند، به احتمال کمتری با از دست دادن عزت نفس مواجه می‌شود. پایدار بودن باورهای علی بر مزمن بودن درماندگی و افسردگی ، بدنبال وقایع حاصل از رخدادهای بد – موثر است. اگر واقعه ناگواری بوسیله علتی ماندگار، تبیین شود، واکنشهای افسردگی متعاقب آن گرایش به تداوم دارند، اگر حادثه ای با عاملی زودگذر تبیین شود، واکنشهای افسردگی کوتاه مدت خواهد بود. سرانجام کلی بودن باورهای علی بر فراگیری نقائصی که بدنبال حوادث بد می آیند، تاثیر می گذارد، اگر شخص معتقد باشد یک عامل کلی این حادثه بد را بوجود آورده است.

    بر اساس نظریه تجدیدنظر یافته، درماندگی برای فردی که تمایل دارد وقایع ناگوار را به شکل پایدار درونی و کلی تفسیر کند، احتمال بروز افسردگی بیشتر است. از هنگامی که اولین آزمونهای نظریه سلیگمن ، اجرا شد، حداقل 104 آزمایش بر روی قریب به 15000 نفر اجرا شده و تقریبا همه نشان می‌دهند سبک اسنادی بدبینانه با افسردگی رابطه دارد. پژوهشهای اخیر سلیگمن، فراتر از افسردگی پیش می رود، او معتقد است سبک اسناد قادر است همانگونه که پیشرفت را پیش بینی می‌کند در امر پیش بینی مرگ نیز موفق باشد. منطقی بنظر می رسد، افرادی که عادتا تفسیرهای پایدار، کلی و درونی از شکست هایشان دارند (مانند کودن بودن) در مقایسه با افرادی که شکست را ناپایدار، اختصاصی و بیرونی تفسیر می‌کنند (افراد موفق) نسبتا پشتکار کمتری دارند، کمتر شانس خود را امتحان می‌کنند و کمتر توانایی هایشان را پرورش می‌دهند (تروتر ، ،1987 به نقل از هیبت الهی ، 1373).

    2-9-1- سبک اسناد خوش بین/ بدبین

    در حالیکه بنظر میرسد ، کنترل مشاهده شده به روشنی به عنوان جنبه مهم واسطه شناختی استرس کاملا ثابت شده ، اما بحث قوی که مطرح است در قسمت دوم موضوع دورنمای سبک اسناد مشخص می‌شود که به شکلی از حس امید یا خوش بینی در مقابل حس نومیدی یا بدبینی است. واینر (1990) استدلال می‌کند بعد باثبات بودن (خوش بینی – بدبینی) در نظریه اسناد نسبت به بعد بیرونی – درونی (کنترل) مهم تر است. آلوی[5] و همکاران (1988) نومیدی را به عنوان پیامد فرایند اسناد برای افراد مستعد به افسردگی می شناسند. هم شواهد واینر و هم آلوی و همکاران نشان می‌دهد کسی که اسنادهای خوش بینانه دارد (همچون ، امیدواری بیشتری دارد) نسبت به فردی که اسنادهای بدبینانه اتخاذ می‌کند، با استرس زندگی بهتر کنار می آید.

    بک (1976) در نظریه شناختی افسردگی اش، نومیدی را به عنوان موضوع محوری برای فرد مستعد به افسردگی تشخیص داد. نظریه افسردگی بک در مفاهیم از تریاد شناختی است که در آن افراد افسرده دیدگاه منفی به خود، دنیا و آینده شان دارند علاوه برآن از منبع متفاوت دیگری مانند کار بالینی با بیماران به موضوع مشابهی دست یافت. استدلال این بحث اینست که تفکر منفی پاسخی به نیازهای بیرونی یا استرس زندگی است و فردی با این شیوه، نمی‌تواند با استرسهای زندگی کنار بیاید. برای بک، اساس زیادشناختی منفی ، نگرش بدبینی یا یک حس نومیدی است در حقیقت نظریه بک، اساساً بر مبنای تفکر بدبینی در مقابل خوش بینی در مورد خود، دنیا و آینده پایه گذاری می‌شود (کاسیدی، 1999).

    با توجه به رابطه بین خوش بینی و افسردگی ، بحث قوی موجود این باور را جایگزین نمود، که افرادی که از سلامت مثبت شان لذت می برند در حقیقت غیرواقعی هستند. به عبارت دیگر افرادی که افسرده می شوند واقعا بدبینی خیلی زیادی ندارند. آنها تنها این توانایی که افراد غیرافسرده در سوگیری  مثبت نسبت به امور دارند، را از دست داده اند.

    [1] . Heider

    [2] . Teroter

    [3] . Weiner

    [4] . Abramson

    [5] . Alloy

    علمی

    طبقه بندی مشکلات جوان و نوجوان از منظر روانشناسی

    آگوست 29, 2018

    دنیای تازه افکار نوجوانی :

    نوجوانی توانائیهای نا شناخته تفکر را آشکار می کند . افکار نو ، دیدگاههای تازه ، افق های جدید و مشغولیت های ذهنی نوجوان تغییر شکل می یابد و پیچیده می شود . افکار او به دنیای خالی راه می یابد و به او اجازه می دهد که مهارتهای شناختی تازه خودرا در خیال پردازی ها نیز مثل دنیای واقعی بکار ببرد .

    معمولاً نوجوانی را بین 18-11 سالگی به حساب می آوردند . مسلماً تغییر شکلهای جنسی یکی از ویژگی هایی است که کودک را به بزرگسالان ، مرد یا زن تبدیل می کند اما تغییر شکل ها فرایند های ذهنی خود نیر جایی دارد .کودک استدلال پذیر به نوجوان استدلال کننده تبدیل می شود . نوجوان که هر استدلال کردن را تکمیل می کند و همه چیز را دوباره زیر سوال می بد تحول استدلال نه تنها او را در جهت کشف افکار کلی بلکه در جهت کش روبط منطقی سوق می دهد . کشف اخیر موجب می شود که او به افکار خود وحدت بدهد . این تغییرات شناختی نشانه عبور از تفکر عینی به تفکر انتزاعی است .

    توانائی های که از استدلال منطقی در نوجوانی بوجود می آید در مورد افراد ؟ نیز کاربرد پیدا می کند . نوجوان به کلمات انتزاعی و با سوالات فلسفی بازی می کند . درباره معانی زندگی، عشق و مرگ می اندیشد و از خوب و بد برای فرد تعاریفی فراهم می آورد . او بتدریج درباره نزدیکان و اجتماع قضاوت می کند و از خیال پردازی درباره رویدادهای آینده و موقعیت های فرضی احساس شعف می کند .( چرا نوجوانان بزهکار می شوند ، همشهری ، شماره 1758)

    تحول جدید در تفکر به نوجوان اجازه می دهد که خود ، دیگران و موقعیت ها را بر اساس دور نمای متفاوت درک کند .

    پیاژه ، معتقد بود که در نوجوانی دشد شناختی فرد و مرحله عملیات سوری می رسد . رسیدن به این مرحله موجب می شود که نوجون مهارت های شناخته تازه ای نشان دهد.

    نوجوان از نظر ادراکی که از خود دارند تغییرات زیادی پیدا می کند اما هیچ دلیلی نداریم که فرض کنیم نوجوانی به عنوان مرحله ای از رشد نسبت به دیگر تنشهای زیادی دارد این نتیجه گیری از تحقیق بر روی شش هزار نوجوان در ده کشور بدست آورده است .طبق مطالعه طولی دو هزار و دویست و سیزده نوجوان از نظر نگرش ها ، تغیرات مهم به همراه نمی آورد . آرزوها ، خویشتن پنداری ، عقاید سیاسی ، معمولاً در شانزده سالگی مستقر می شود . نوجوانی که در آغاز تحصیلات دبیرستانی خود آرزوهای بزرگ و هویت مثبت دارد آنها را دست کم تا پنج سال پس از تحصیلات دبیرستانی حفظ می کنند. ( چرا نوجوانان  بزهکار می شوند  ، همشهری ، شماره 1758)

    طبقه بندی مشکلات جوان و نوجوان :

    بر اساس مطالعه و تحقیقی که درباره 10000 دانش آموز دبیرستانی بعمل آمده وجود مسائل مشترک زیر در ایشان کشف کرده اند :

    1- مسائل مربوط به عوامل بهداشتی و رشد فرد . 2-  مسائل مربوط به شخصیت و سازگاری  3- مسائل خانوادگی  4- مسائل مربوط به وضعیت و موقعیت اجتماعی
    5- مسائل جنسی و روابط جنسی با جنس مخالف 6-  مسائل دینی و اخلاقی 7-  مسائل مربوط به مدرسه و مطالعه 8-  مسائل مربوط به انتخاب شغل

    دکتر صاحب الزمانی مسائل جوانان ایرانی را در 16مساله خلاصه کرده است که به قرار زیر است :

    مسئله کار ـ تحصیل ـ مطالعه آزاد ـ تفریح ـ مقبولیت و خود نمایی ـ جنسی ـ همسر گزینی و اخلاق ـ جنگ نسل ها ـ همزیستی بودن تفهم ـ تضاد ارزش ها ـ ناهماهنگی خانه و مدرسه ـ عدم استقلال یا استقلال زیاد ـ هراس از رقیب ـ فقر آرمان اجتماعی ـ مقبولیت و خودنمائی ـ نداشتن قانون های رهنمون و رهبری .

    برای مقابله با بزهکاری در سطح اجتماعی طرح هایی به اجرا در آمده و نتایج خوبی حاصل شده است .

    • آموزش خانواده های بزهکاران و کمک همه جانبه به آنان .
    • ایجاد شبه خانواده ها :گاهی والدین توان برخورد با نوجوان بزهکار را ندارند پیش بینی مراکزی که بتوان نوجوان بزهکار را به آنجا ارجاع داد ودر آنجا تحت آموزش و پرورش قرار گیرد ضرورت دارد تا از گرایش نوجوان به سمت دوستان نا باب یا بزهکار حرفه ای جلو گیری شود .
    • خانواده های پرورشی : برخی از خانواده های خیر خواه و انسان دوست در سطح جامعه پیدا می شوند که واجد شرایط اخلاقی و انسانی وعلمی برای اصلاح رفتار بزهکارانه  هستند و حاضر به پذیرش و تغییر رفتار این قبیل مهجوران اجتماعی و اخلاقی می باشند .
    • موسسات تربیتی : گاهی عادت بر بزهکاری آنچنان رسوخ یافته که خانواده ها از اصلاح و تغییر آن عاجزند و در چنین وضعیتی می باید موسسات تربیتی برای کنترل و تغییر رفتار این افراد وجود داشته باشد مانند کانون اصلاح و تربیت .

    گاهی تمامی بزهکاران در زندان با یکدیگر  آن را در کار خود مجرب تر می سازد و از جانیان بالقوه بزهکاران بالفعل می سازد که عملاً این تناسب بااستعدادها و علایق را برای بزهکاران در نظر گرفته و آنان رابه کار می گمارند . بیکاری برای بزهکاران وسیله ای می شود تا وقت اضافی داشته باشند ومجدداً دست به بزهکاری بزنند . از نظر اجتماعی بزهکاری رابه 3 دسته تقسیم کرده اند :

    • بزهکاری بر علیه اشخاص عادی جامعه مانند ضرب و جرح ، تجاوز به عنف ، گسستن عمد یا غیر عمد .
    • بزهکاری بر علیه دارائی و مالکیت دیگران مانند دزدی و جعل اسناد.
    • بزهکاری بر علیه نظم عمومی مانند فحشا و خرید و فروش مواد مخدر .

    بزهکاران از نظر وضعیت بروز جرم به دودسته 1- اتفاقی 2- حرفه ای ، تقسیم
    می شوند.

    مجرمین اتفاقی فقط وقتی که فرصت باشد مرتکب جرم می شوند وسعی می کنند با پنهان کاری اعمالشان را از نظر عمومی و حقوقی مخفی نگه دارند . مجرمین حرفه ای بر اثر  تکرار بزه وضع مشایعتی پیدا کرده اند و خلاف فرهنگ و ضد اجتماع عمل می کنند و بین خود و مردم پیوندی احساس نمی کنند. (صدقی، ذبیح الله عوامل موثر در انحرافات اجتماعی با تکیه بر عوامل خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی موثر در بزهکاری نوجوانان)

    از مطالعات موجود در زمینه عامل ارثی در بزهکاری ها نمی توان استنباط کرد که عامل ارثی تعیین کننده باشد و شاید تنها بتوان گفت که در برخی افراد آمادگی ارثی وجود دارد و این آمادگی ممکن است در خانواده های معمولی هم وجود داشته باشد . برخی از کودکان زود برانگیخته می شوند ، قدرت عکس العمل سریع دارند و نمی توان همه را یکسان تلقی کرد . وقتی علت ژنتیک در توجیه بزهکاری ها نا کافی به نظر آمد می توان علت بزهکاری ها را یادگیری دانست ، بلرو جونز با صداقت گفته اند که بزهکاری یک رفتار آموخته است . فرد بزهکار از مهر و محبت محروم بوده و جای انسی در این جهان وجود ندارد . در اجتماع نیز داری مقام و ارزشی نیست و هیچ نوع احساس ارزشی نمی کند . وقتی بزهکاری رفتار یاد گرفته شده باشد تحت تأثیر شرایط و عوامل خانوادگی واجتماعی یاد گرفته شده باشد و فرد بزهکار با ارتکاب با آن رفتار و نتایج مورد نظر خود رسیده و به تخلیه هیجانی یا رفع محرومیت خود ، جامه عمل پوشیده واحساس قدرت و ارزش کرده و به نوعی خود را در جمع نشان داده و مورد قبول دوستان قرار گرفته است .( صدقی ، ذبیح ا… ، عوامل مؤثر در انحرافات اجتماعی با تکیه بر عوامل خانوادگی فرهنگی ، اجتماعی مؤثر در بزهکاری نوجوانان )

    علمی

    راهنمای خرید کاغذ خردکن

    آگوست 23, 2018

    Shredder ها یا کاغذ خردکن ها در ساده ترین شکل خود ابزارهائی هستند که با بریدن و تغییر شکل کاغذ ها مانع از بازیابی دوباره آنها می گردند در ساختار تمامی خردکن ها و فارغ از رده قیمتی دستگاه، تیغه های چند گانه منظمی وجود دارد که بسته به نوع استفاده، امکان برش کاغذ در جهت های مختلف و با فرم های گوناگون را فراهم می آورند .
    اولین قدم در انتخاب یک خردکن مناسب به نوع کاربری افراد و نوع انتظاری که از دستگاه خود دارند باز می گردد. طیف متنوع استفاده کنندگان این وسیله از کاربران خانگی با استفاده های محدود تا کاربران حرفه ای با سطوح بالای مدیریتی و امنیتی گسترده گردیده است که نگفته پیداست که با بالا رفتن امکانات دستگاه با قیمت های بالاتری نیز در هر رده مواجه هستیم .
    کاربری خانگی و ادارات کوچک با حداکثر 3 کاربر
    در یک بررسی کلی کاربران خانگی کاغذ خردکن به دسته افرادی گفته می شود که در طول روز احتیاج به خرد کردن حداکثر 100 برگ کاغذ معمولی را با حداکثر با 3 کاربر داشته باشند. سایزهای استاندارد برای دهانه ورود کاغذ یا (Throat) تا رقم 8.75 اینچ (222 میلیمتر) برای کاربران خانگی در نظر گرفته می شود. همچنین کاغذ خردکن هایی با نوع برش رشته ای نیز بهترین گزینه در بین انواع برش برای این دسته از کاربرد ها است.
    کاربری اداری با استفاده متوسط با حداکثر 10 کاربر
    میزان استفاده کاربران صنعتی و اداری کاغذ خردکن با استفاده متوسط به به 3500 تا 14000 برگ کاغذ بازای حداکثر 10 کاربر می رسد . سایزهای استاندارد برای دهانه ورود کاغذ یا (Throat) تا رقم 9 تا 11 اینچ (228 تا 280 میلیمتر) برای کاربران صنعتی و حرفه ای در نظر گرفته می شود. . همچنین کاغذ خردکن هایی با نوع برش پودری نیز بهترین گزینه در بین انواع برش برای این دسته از کاربرد ها است.
    کاربری اداری پر کار با بیش از 10 کاربر
    میزان استفاده کاربران صنعتی کاغذ خردکن در یک استفاده سنگین و کاربری حرفه ای به بیش از 36000 کاغذ در روز بازای بیش از 10 کاربر بالغ می گردد . سایزهای استاندارد برای دهانه ورود کاغذ (یا Throat) تا رقم 9 تا 11 اینچ (228 تا 280 میلیمتر) برای کاربران صنعتی و حرفه ای و بیش از 15 اینچ (400 میلیمتر) برای کاربران خاص در نظر گرفته می شود. . همچنین کاغذ خردکن هایی با نوع برش پودری نیز بهترین گزینه در بین انواع برش برای این دسته از کاربرد ها است.
    کاربری صنعتی
    کاغذ خردکن صنعتی به خردکن هایی گفته می شود که به منظور امحا اسناد و مدارک با حجم بسیار بالا استفاده می شوند. مهمترین مشخصه این خردکن ها کارکرد تحت بار زیاد و همچنین امکان خردکردن اسناد در حجم کاری بالا است. عمده مشتریان این خردکن های صنعتی به عنوان تجهیزات بانک ها و سازمان هایی هستند که آرشیو اسناد بزرگی دارند که نیاز به از بین رفتن اسناد در زمان کم دارد. خردکن های این رده عموما از قیمت بالایی برخوردار هستند و حجم کارکرد بسیار بالایی دارند.