دانلود پایان نامه

و خشم با طول عمر همراه است.
گویا آسیب پذیری نسبت به سرطان به عوامل ژنتیکی و عوامل رشد روانی بستگی دارد. کودکان نیاز به مراقبت دارند، آنها درمانده به دنیا آمده و بدون کمک شانسی برای زنده ماندن ندارند. ترس از ترک شدن شایع ترین ترس دوران کودکی است. مراقبت ناکافی و ترس از طرد شدن، احساس عدم امنیت و ناتوانی به کودک می دهد.اغلب، این احساسات در طول زندگی باقی ماند. در موارد بسیاری، احساس تنهایی و ناتوانی می تواند مقاومت زیست شیمیایی سیستم ایمنی را کاهش دهد و به موجود زنده بقبولاند که نمی تواند با سرطان مبارزه کند. همچنین شواهدی وجود داردمبنی بر اینکه عوامل روانی محیطی می تواند آسیب پذیری نسبت به سرطان را افزایش دهد و بخصوص قرار گرفتن مستمر در معرض فشار روانی موجب کاهش مقاومت فرد می گردد.
– زمینه قبل از بیماری
از دست دادن یک عزیز، احساس تنهایی و بی اعتنائی احساس طرد شدگی و در نتیجه پیدا کردن دید بدبینانه نسبت به زندگی او ویژگی های افرادی است که مقدار ابتلا به سرطان هستند. گرین (1966) 109 زن و مرد کودک را مورد پژوهش قرار داد و دریافت که لوسی یا لیمفو مادر افرادی بروز می کند که جدایی یا ضایعه هایی را تجربه کرده بودند و یا احساس اضطراب و ناامیدی داشتند.لشان (1977) بیش از 400 بیمار سرطانی را 12 سال تحت بررسی قرار داد. از این تعداد 72 درصد رنج دردناک از دست دادن عزیزی را بردوش می کشیدند. حادثه از دست دادن شخص مورد علاقه در فواصل زمانی مختلفی از چند ماه تا 8 سال، قبل از شروع بیماری سرطان رخ داده‌ بود.
– روند بیماری
نقش سیستم ایمنی و آسیب پذیری آن نسبت به فشار روانی هیجانی، حداقل نشانه مختصری پیش آگهی ارائه می کند. عوامل هیجانی شامل ساختار روانی خود بیمار و نظام حمایت محیط او می‌شود. افراد تنها، بیشتر نگران سلامت خود هستند؛ خود بیمار انگار و گرایش اضطرابی دارند. مردان و زنان تنها ممکن است تعلیم رشد قارچ گونه بافتهای سرطانی شوند. افرادی که میل به زندگی را از دست داده اند، آنهایی که زندگی بی هدفی دارند، آنهایی که کسی را ندارند تا به او تکیه کنند و یا از آنها مراقبت کنند و آنهایی که طرحی برای زندگی ندارند نسبت به کسی که مشغله اجتماعی دارد و هدفدار است کمتر احتمال دارد با بیماری مقابله کند. منفعل بودن و تنهایی، افسردگی می آورد و افسردگی، تیشه بر ریشه ی دفاع ایمنی بدن می زند ارتباط فعالانه با مردم و زندگی بسیار فعال، دنبال کردن یک حرفه و مسلک توانایی سیستم ایمنی را در نبود با سرطان قوت می بخشد. حمایت عاطفی اعضای خانواده و دوستان نقش مهمی در روحیه بیمار و از خطر جستن او دارد. نگرش منفی وابستگان و دوستان، اظهار ناشکیبی و بدبینی و فقدان توجه و مراقبت، بشدت بر توانایی مقابله بیمار با سرطان تأثیر می گذارد.
بارد (1972) 100 بیمار سرطانی بستری بدحال را بررسی کرد و گزارش داد باید بیماران سرطانی را افرادی دانست که تحت فشارهای روانی خاص و شدیدی هستند. آنها در انتظار دردی شدید و زندگی توأم با وحشت از ناتوانی و مرگ هستند بنابراین دایماً افسرده و رو به ضعف هستند.
– پیش آگهی:
شواهد دیگر درباره‌ی اهمیت عناصر روان‌شناختی در سرطان از مشکلات فراوان در ارزیابی دقیق پیش آگهی این بیماری بدست می آید. حقیقت دارد که حتی متخصصان بالینی و آسیب شناسان بسیار مجرب نیز در پیش‌بینی روند بالینی بسیاری از سرطان ها مشکل دارند. تومورهایی از یک نوع که در مرحله یکسانی قرار دارند ممکن است در زمان تشخیص جلوه های متفاوتی داشته باشند. زمانی ممکن است سرطان کاملاً محو شود و بیماری که فکر می‌کرده باید در عرض 6 هفته بمیرد، ده سال دیگر سالم و تندرست بدون نشانی از سرطان زندگی کند. سایر بیماران …. سرطانهایی دارند که در طول سالهای متمادی نه رشد می‌کند و نه ضعیف‌تر می‌شود با این همه هنوز بعضی از بیماران شاهد پیشرفت مرگ آفرین سرطان هستند.
گریر و موریس (1979) زنان مبتلا به سرطان پستان را به چهار گروه تقسیم کردند: 1) زنانی که بیماری را انکار می کنند. 2) آنهایی که اساساً بیماری را جدی نمی گیرند ولی خوب با بیماری مبارزه می‌کنند. 3) آنهایی که با بردباری بیماری را می‌پذیرند. 4) آنهایی که احساس ناتوانی می‌کنند. یک بررسی پیگیرانه بعد از 5 سال نشان داد که دو گروه نخست نسبت به دو گروه دیگر نتیجه بالینی بهتری داشتند. هر چند هیچ تفاوت پزشکی معنی داری بین این گروه ها در حالت و پیش آگهی بیماری وجود نداشت. بیماران مبتلا به سرطان سینه متاستاتیک که احساس خشم و خصومت را ابزار می‌کنند، از آنهایی که به احساس ناتوانایی واکنش نشان می دهند بیشتر عمر می‌کنند.
وتیکوور و دادک (1973) با گزارش چند بررسی نشان میدهند افراد متبلا به سرطان از مکانیزمهای دفاعی واپس زنی و انکار استفاده می کنند. این بیماران چنین توصیف شده‌اند «حیاتی دوگانه دارند جلوه ای از لحاظ اجتماعی با کفایت اما تهی و پوچ از سویی دیگر خویشتن ناخودآگاه آنها غمگین، در عذاب و انفجاری است. سایر بررسیها بر این حقیقت تأکید دارند، که بیماران مبتلا به سرطان که مدت زمان طولانی زنده می‌مانند به خود مطمئن بودند و بیمارانی که عمر کوتاهی داشتند توان ابراز خشم و تکانه های اجتماعی خود را نداشتند. ظاهراً، نگرش خود ابرازانه تجات فرد از بیماری را افزایش می دهد.
– نجات:
انسان یک هویت جسمی – روانی و روانی – جسمی دارد و سیستم ایمنی نیز یک ساختار و دستگاه زیستی شیمیایی دروان شناختی است. بدون شک کارکردهای سیستم ایمنی تحت تأثیر شیمی بدن و هیجانات قرار می گیرد، تعجبی ندارد که رخداد سرطان در افراد افسرده و کسانی که احساس امنیت نمی کنند، بالاتر است. (کرانتز و گلاس 1984؛ سیمونتون و سیمونتون 1975) فشار روانی شدید کارآیی سیستم ایمنی بدن را می کاهد و به سلولهای سرطانی اجازه رشد و نمو می دهد، خصوصاً وقتی فرد اعتماد کمی به توانایی خود در مبارزه با بیماری و ابراز معنویات خویش دارد. در افراد متکی به نفس، خود ابزار (self – assertive) و مصمم کارایی سیستم ایمنی افزایش می یابد و به بقا و رهایی موجود زنده کمک می کند.
تفاوتهای ذکر شده در طول عمر زن و مرد زیاد است و رخداد پایین تر میزان مرگ و میر ناشی از سرطان در زنها را نشان می‌دهد که درجه نجات زنان از مردان بیشتر است.
البته بیمارانی که انگیزه قوی‌تری دارند و مطمئن به نفس هستند در هر دو جنس وضع بهتری دارند و نسبت به بیماران کم انگیزه، فاقد امنیت و افسرده بیشتر عمر می‌کنند. هر چند به نظر می‌رسد زنان توانایی بیشتری در مقابله با سختی ها، ناکامیها و درد دارند. بارداری و زایمان آسودگی روانی هر زنی را به مخاطره می اندازد، اما تعداد معدودی از زنان تسلیم فشار روانی جنسیت خود می شوند. در مقایسه مردان بسیاری مرعوب مشقت تأمین خرج معیشت می شوند و کمتر از موقعیتهای مبارزه جویانه سربلند در می آیند. سرطان یک بیماری روان تنی نیست، اما آسیب پذیری نسبت به سرطان و رهایی از آن تا حد زیادی تحت تأثیر ساختار روانی فرد است. و تفاوت مرگ دیر زنان و مردان کاملاً متقاعد کننده است. علاوه بر این در حال حاضر هم مردان و هم زنان تقریباً به یک اندازه در معرض تهدید عوامل سرطان‌زا هستند. و عکس العمل آنها به سرطان ترکیبی است از آمادگی زیستی، ژنتیکی- ژنتیکی- شیمیایی ، زیستی – اجتماعی، ژنتیکی و صفات روانی اکتسابی.
همان طور که در بالا ذکر شد سرطان اختلال روان تنی نیست، هیچ سلول و بافت سرطانی بدون عوامل سرطان‌زا وجود ندارد. پرسیدن این سؤال رایج که آیا بیماران مبتلا به سرطان رفتار ها و نگرش های آسیب شناختی نشان می دهند یا پاسخ های آنها به سرطان انطباقی و درست است که تعجب آور نیست (فیشر 1981) در کتاب فلدمن (1981) می خوانیم:
ما رایج‌ترین نگرانی‌های بیمار را شناخته ایم:
خواستن اطلاعات در مورد نتایج و اثرات جانبی شیمی درمانی یا روش های جراحی: این اطلاعات اغلب اضطراب مبنی بر ترسهای ناشی از عدم آگاهی را کاهش می دهد.
اطلاعات غلط، درک نادرست و سردرگمی در مورد چگونگی انجام روش های درمان، نیز از مواردی هستند که با روشن کردن آنها می توان از اضطراب بیمار کاست.
احساس فراگیر انزوا و دوری از دنیای سلامتی که در افراد شدیداً مشاهده می شود را می‌توان در حد وسیعی کاهش داد.
احساس درماندگی بیمار از اینکه به بیماری شناخته نشده ای مبتلا شده و بنابراین مرموزتر و در هم شکننده تر به نظر می رسد. علاوه بر این، هر سه مطالعه «کار و سوابق سرطان» روشن می سازد چطور بعضی از بیماران سرطانی تحت تأثیر القای ترس، خجالت و گناه ناشی از ادراک خود و دیگران در مورد سرطان بودند. ادراکاتی مبنی بر اینکه سرطان بهبود ناپذیر، منزجر کننده، خانمان سوز است. و در طول قرن ها در ادبیات و تشبیه ها باقی مانده‌اند. زن و شوهری طی مصاحبه تحقیقی با هم نجوا می‌کردند به طور ناخودآگاه نگرانی خود را از اینکه مبادا کسی به سرطان روده شوهر پی ببرد بیان می کردند، مسئله را با پسر بزرگشان در میان گذاشته‌بودند و می ترسیدند سهواً منبع انتشار این واقعیت خجالت‌آور باشد. و همکاران و مشتریها شوهر را به خاطر قطع عضوش از حقوق اجتماعی محروم کنند.
– سندرم های روانپزشکی در بیماران سرطانی:
مطالعه ای وسیع از بیماران سرطانی در یک جمعیت از بیماران بستری و سرپایی، وقوع 51 درصد اختلالات روانپزشکی را در آنها گزارش کرده اند. بزرگترین گروه تشخیص، اختلالات انطباقی (68 درصد) و پس افسردگی اساسی (13 درصد) و دلیریوم (8 درصد) بوده اند. مطالعات دیگر فقط بر اساس جمعیت بستری، وقوع بالای اختلال افسردگی اساسی (تا 24 درصد) را گزارش داد. وقوع مواردی شبیه؛ فوق (25 درصد) در بیماران بستری جراحی زنان و در بیماران مبتلا به سرطان سر و گردن (40 – 35 درصد) یافت شده بود. گزارش شده است که سرطان پانگراس همراه با وقوع بالای افسردگی است.
اختلالات انطباقی: اختلالات انطباقی با خلق افسرده، اضطراب، و خلق افسرده ومضطرب، بزرگترین گروه تشخیص در بیماران سرطانی بوده اند.
اختلال افسردگی اساسی: علائم افسردگی در بیماران سرطانی ممکن است وقوع همزمان علامتی از یک اختلال روانی، یا یک واکنش عملکردی باشد. احساس بی ارزشی گناه مفرط در بیماران سرطانی شایع، ولی خفیف و گذرا هستند. و بیماران اعتماد به نفس خود را از دست نخواهند داد. گرچه افکار عود کننده مرگ در بیماران سرطانی شایع هستند، ولی شدت بیمار گونه و تمایل به مرگ را که مشخصه بیماران افسرده است ندارند.
خودکشی: افکار و آرزوهای انتحاری در بیماران سرطانی مکرر است. و خودکشی در میان بیماران سرطانی دو برابر در آمار خودکشی جمعیت کلی است. عوامل مستعد کننده‌ی خودکشی در بیماران سرطانی، علاوه بر سایر عوامل خطر در سایر موارد، احتمال خودکشی، عبارتند از: افسردگی و ناامیدی، درد خوب کنترل نشده، دلیریوم خفیف و مهارگسستگی، احتمال عدم کنترل.
اختلالات اضطرابی: اضطراب یک علامت عمومی در بیماران سرطانی است که می تواند جزئی از پاسخ طبیعی به استرس، یک واکنش انطباقی یاجزئی از دلیریوم و سندرم های افسردگی اساسی باشد. این اختلال به صورت یک اختلال اضطرابی شکوفان نادر است. و معمولاً نمایانگر تشدید یا عود اختلال قبلی است. این اختلال ممکن است به صورت اختلال هراس یا اختلال استرس پس از سانحه بروز کند. بعضی داروها که به طور شایع در بیماران سرطانی یافت می‌شود می توانند ایجاد کنند از جمله گشاد کننده های برونشی که در سرطان ریه مصرف می شونداستروئیدها، اینترفرون و آنتی پسیکو تیکها.
– سندرم های روانپزشکی و محل تومور:
سرطان‌های سیستم عصبی مرکزی عامل 3 درصد مرگها در همه بیماران سرطانی و عامل 20 درصد تومورهای اصفال و دومین تومور شایع در بچه‌های زیر 15 سال هستند. علائم روانپزشکی تقریباً در همه بیماران مبتلا به تومورهای فوق چادرینه‌ای تظاهر می‌کنند. و به عنوان تظاهرکننده اولیه در 25 درصد بیماران هستند.
بعضی از تومورهای نخاع در ابتدا به عنوان واکنش‌های تبدیلی تشخیص داده شده بودند. علائم شامل تغییرات شخصی و اختلالات خلقی و اضطرابی است.
سرطانهای متاستاتیک: متاستازهای مغز، شایع‌ترین عوارض متاستاتیک سرطان سیستمیک هستندکه در 30- 20 درصد بیماران رخ می‌دهند. علائم روان‌پزشکی که با درمان سرطان ایجاد می‌شوند:
اشعه درمانی و اکثر دارهای مصرفی سرطان عوارض جانبی دارند. بیماران ممکن است در مورد عوارض جانبی ناراحت شوند و متقاعد شوند که داروها و عوارض آنها باعث پیشرفت بیماری می‌شوند و در مورد ماهیت درمان دچار افسردگی شوند.
– اشعه درمانی:
انسفالوپاتی ناشی از اشعه، شایع‌ترین عارضه عصبی درمانی در اشعه درمانی است. سردرد، خواب آلودگی، تغییرات شخصیتی، علایم موضعی عصبی، اختلال عملکرد شناختی از علایم آنها می‌باشند. افراد سالمند و افراد خیلی جوان بیشتر از جمعیت کلی تأثیرپذیرند. نقص حافظه کوتاه مدت همانند کاهش در بهره‌هوشی در درازمدت (تا 25 درجه) مشاهده شده است. حتی در حضور بهره‌هوشی طبیعی، مسائل عصبی روان‌شناختی و ناتوانیهای یادگیری تأکید شده اند.
اشعه‌درمانی می‌تواند همراه با سطح بالای دیسترس روان‌شناختی باشد، تهوع و استفراغ و خستگی می‌تواند منجر به ترس، اضطراب، افسردگی و حملات افسردگی اساسی (در بعضی موارد) شود.
– شیمی درمانی:

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد درباره اختلالات روانی

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اختلالات روانپزشکی مکرر و متفاوت همراه با مصرف داروهای مختلف برای درمان سرطان‌ها دیده شده است. عوامل شیمی درمانی ممکن است به طور مستقیم از طریق نابهنجاری متابولیک یا سایر شکستهای عضوی یا با مسمومیت مستقیم سیستم عصبی مرکزی، مسائل روانپزشکی ایجاد کنند. تغییرات خلق، تغییرات شخصیتی و تغییرات شناختی ظرفیت در ابتدا بارز هستند و سپس ماهیت آسیب رساننده به نفر این داروها آشکار‌ می‌شود. اغلب سندروم‌ها برگشت پذیر هستند و در صورتی که شیمی درمانی متوقف شود خود‌به‌خود بهبود می‌یابد.
– زندگی پس از درمان سرطان:
بررسی کیفیت زندگی پس از درمان موفقیت‌آمیز سرطان را شانس زنده ماندن فرد می‌گویند. میزان بهبود بعد از درمان به عواملی چون سن، ژنتیک، نحوه زندگی فرد بستگی دارد. بهبود کامل هنگامی صورت می‌گیرد که تمام علائم از میان رفته‌باشد و هیچ مدرکی دال بر وجود سلولهای سرطانی در بدن وجود نداشته‌باشد. اگر سرطان پس از 5 سال عود مجدد نداشته باشد، درمان بیماری بالاست.
درمان سرطان اغلب باعث تغییراتی در بدن می‌شود که ممکن است موجب مشکلات روحی گردد. به عنوان مثال برداشتن پستان به دنبال درمان سرطان می‌تواند زنان را از لحاظ برخوردهای اجتماعی منزوی کرده و بهداشت روانی آنان را پائین آورد.
– تأثیر دین و نظام ارزش‌ها در بهداشت‌روانی:
در مورد تأثیر اعتقادات دینی بر بهداشت‌روانی از گذشته با کنون بحثهای بسیاری صورت گرفته است. از طرفی روانپزشکی چون فروید اعتقادات دینی را یک اختلال نوروتیک تلقی کرد و دین باوری را نه تنها مؤثر بر سلامت‌روانی افراد ندانسته بلکه برعکس، مخاطره‌آمیز برای بهداشت‌روانی دانسته است.(شهیدی، شهریار- 1381)
علیرغم وجود نظرات متضاد در این زمینه، از مجموعه پژوهشهای ارائه شده در زمینه بهداشت‌روانی به نظر می‌رسد که احتمالاً اعتقاد الهی به عنوان یک عامل در سلامت‌روانی و گاه در سیستمهای اعتقادی خاص در عدم سلامت‌‌روانی مطرح شده‌است.

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ تحقیق سوء مصرف مواد

در این زمینه میدان پژوهش باز است و شایسته است که تحقیقات میدانی و کنترل شده انجام گیرد. ذیلاً به چند پژوهش انجام شده در کشورمان به طور خلاصه اشاره می‌شود:
سازگاری‌روانی و مذهبی بودن: رابطه میان مذهبی بودن و سازگاری‌روانی کراراً مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفته است. در بیشتر این تحقیقات بین مذهبی بودن و سازگاری‌روانی فرد ارتباط و همبستگی مثبت و در پاره‌ای از آنها رابطه ابعاد منفی به دست آمده‌است.
استفاده از روان‌درمانی مذهبی برای بیماران