دانلود پایان نامه

و ذهن خرد گرا بی اثر تر میگردد..
اکنون با توجه به مطالب گفته شده قادر خواهیم بود به سوال بالا پاسخ دهیم.
از آنجا که آزمونهای هوش تنها جنبه‌های شناخت ذهن را در بر میگیرند، قادر به تضمین موفقیت فرد در زندگی نخواهند بود. زیرا جنبه دیگری از استعداد، یعنی استعداد عاطفی و هیجانی را نادیده انگاشته اند. استعداد عاطفی یک توانایی عالی است
که مشخص می‌کند چگونه می‌توانیم از سایر مهارتهای خود از جمله عقل خام به بهترین صورت استفاده کنیم. می‌توان گفت که ما باید هوش هیجانی (استعداد عاطفی) را به عنوان مجموعه صفاتی که بی اندازه در سرنوشت افراد اهمیت دارند و عده ای نام منش به آن می‌گذارند را در برآوردهای هوشی مد نظر داشته باشیم.

تعریف هوش هیجانی
هوش هیجانی عبارتند از تنظیم عواطف به گونه ای که رفتارمان را به سمت ارتباط موثر با دیگران و سازگاری با محیط و دستیابی به اهداف هدایت کند.
مولفه‌های هوش هیجانی
هوش هیجانی مولفه‌های زیر را شامل میشود.
1.ادراک، ارزیابی و بیان هیجانها
– توانایی برای شناخت هیجان در حالت‌های جسمی و روانشناختی
– توانایی شناخت هیجان در دیگر افراد
– توانایی برای بیان هیجان بصورت دقیق و بیان نیازهای مرتبط با احساسها
– توانایی برای تشخیص بین احساسات درست ونادرست
افرادی که نسبت به احساسات خود اطمینان بیشتری دارند بهتر می‌توانند زندگی خویش را هدایت کنند. این افراد در باره احساسات واقعی خود در زمینه اتخاذ تصمیمات شخصی از انتخاب همسر گرفته تا شغلی که بر میگزینند، احساس اطمینان بیشتری میکنند.
2.تسهیل هیجانی تفکر
– توانایی برای باز جهت دهی تفکر بر پایه احساسهای همخوان با اشیا،وقایع و افراد دیگر
– توانایی برای ایجاد هیجانها به منظور تسهیل قضاوت و خاطرات مرتبط با احساسات
– توانایی استفاده از نوسانات خلقی به منظور دستکاری دیدگاه
– توانایی برای استفاده از حالت‌های هیجانی به منظور مسئله گشایی و خلاقیت
قدرت تنظیم احساسات خود، توانایی است که بر حس خود آگاهی متکی است و مهارت عاطفی به ظرفیت شخص برای تسکین دادن خود، دور کردن اضطرابها، افسردگی یا بیحوصله گی‌های متداول و پیامد‌های شکست و استفاده صحیح از هیجانها در جهت موفقیت‌های فردی و اجتماعی میپردازد.
3.فهم و تحلیل اطلاعات هیجانی
– توانایی برای فهم چگونگی هیجانهای مختلف ازبعد ارتباط
– توانایی درک علل و پیامد‌های احساسات
– توانایی برای تفسیر هیجانهای پیچیده نظیر تعقلات عاطفی و حالتهای هیجانی متناقض با آن
– توانایی فهم و پیش بینی احتمال گذر‌های بین هیجانها
خوشتن داری عاطفی –به تاخیر انداختن و فرونشاندن تکانش‌ها –که زیربنای تحقق هر پیشرفتی است، مستلزم آگاهی از وقوع هیجانها و پیش بینی پیامد‌های آن می‌باشد.
4. نظم بخشی هیجان
– توانایی برای پذیرش احساسات،هم احساسات خوشایند و ناخوشایند
– توانایی بازبینی و باز تابش هیجانها
– توانایی کنترل، بسط، انفصال از حالتهای هیجانی بسته به قضاوتهای اطلاعاتی فرد
– توانایی مدیریت هیجانها در خود و دیگران
آگاهی از اطلاعات هیجانی ما را در زمینه مدیریت هیجانها توانمند خواهد کرد و منظور از مدیریت –کنترل هیجانها و نه سرکوب آن- جهت دهی هیجانها به منظور تحقق موقعیتهای مناسب جهت هموار کردن راه های پیشرفت می‌باشد.
نکته آخر: با اینکه افراد از نظر توانایی‌های ذکر شده ممکن است با هم تفاوت داشته باشند – ممکن است برخی در یک مولفه و برخی در مولفه‌های دیگر توانمند باشند- اما آنچه زیر بنای سطح توانایی ماست، این است که مغز ما به طرز چشم گیری شکل پذیر است و همواره در حال یادگیری است،پس امکان بهبود و ایجاد این توانایی‌ها وجود دارد. و در این راستا مطمئنا اراده و خواست ما یارای این تحول خواهد بود.

تعریف جرأت ورزی
یعنی توانایی در بیان افکار، احساسات و عقاید خود به شکل مستقیم، صادقانه و متناسب به نحوی که به حقوق خود و دیگران صدمه ای نرسانیم.

انواع رفتار جرأت مندانه
1 – رد جرأت مندانه
زمانی که با درخواست‌های نادرست و نامعقول دیگران مواجه می‌شویمف می‌توانیم با روش رد قاطعانه ( جرأت مندانه) به درخواست آنان پاسخ منفی بدهیم.
مثال :‌اگر به میهمانی دعوت شدیم که اعضای شرکت کننده در آن را نمی شناسیم و نمی خواهیم در آن میهمانی شرکت کنیم، می‌گوییم : متأسفم من در میهمانی ای که اعضای آن را نمی شناسم، شرکت نمی کنم.
2- درخواست جرأت مندانه
از این روش در مواقعی که نیازمند کمک گرفتن از دیگران هستیم، استفاده می‌کنیم. مثال : اگر برای حل یک مشکل بخواهیم از والدین یا دوستی کمک بگیریم، می‌گوییم‌: من برای حل مشکلم نیازمند کمک و همفکری شما می‌باشم،آیا می‌توانید به من کمک کنید؟
3 – بیان جرأت مندانه
از این روش برای بیان احساس و افکار خود در تقدیر و تشکر از دیگران استفاده می‌کنیم.
شما می‌توانستید بهتر به این موضوع بپردازید.
از دعوت شما سپاسگزارم.
غذایی که درست کردید فوق العاده خوش مزه است.

مطلب مرتبط :   فایل پایان نامه روانشناسی کشورهای پیشرفته-پایان نامه آماده

هدف‌های جرأت مندی
در مهارت جرأت مندی هدف، تغییر در خود ماست، نه تغییر در دیگران، تا بتوانیم نیازها و احساسات و افکار خود را ابراز کنیم و از آسیب‌های احتمالی در امان بمانیم.
در بعضی مواقع از رفتارهای جرأت مندانه که استفاده می‌کنیم، ممکن است به هدفی که می‌خواهیم دست نیابیم ولی ازاین که توانسته ایم اصول رفتار جرأت مندانه را اجرا کنیمف نشاط و اعتماد به نفس ما تقویت می‌شود.
مثال : در درخواست جرأت مندانه ممکن است بگوییم : من به همفکری شما در حل مشکلم نیازمندم.
ولی فرد مقابل پاسخ منفی دهد. در این جا هدف درخواست جرأت مندانه بوده است که ما انجام داده ایم، حتی اگر به هدف نهایی نرسیم، در این صورت درخواست جرأت مندانه را از شخص دیگری می‌نماییم تا به حل مشکل دست یابیم.
مثال‌هایی برای درک بیشتر تفاوت رفتار جرأت مندانه با رفتار انفعالی و پرخاشگرانه :
1 – درصف خرید ایستاده ایم، فردی می‌خواهد خودش را جلوی ما جا بزند به ما می‌گوید : من عجله دارم اجازه می‌دهید زودتر از شما خرید کنم؟
پاسخ انفعالی : خیلی خوب
پاسخ پرخاشگرانه : به جهنم که عجله داری برو آخر صف بایست.
پاسخ جرأت مندانه : متأسفم، نمی توانم، من هم عجله دارم.
2 – یکی از آشنایان ما را برای روز تعطیل امانت می‌خواهد به ما می‌گوید:
آخر هفته ماشینت را به من می‌دهی ؟
پاسخ انفعالی : من خودم برنامه‌هایی داشتم، ولی باشد.
پاسخ پرخاشگرانه : خیلی پررو هستی که یک دفعه از من چنین تقاضایی می‌کنی، فراموشش کن.
پاسخ جرأت مندانه : از قبل برای آخر هفته برنامه ریزی کرده ام، خوش حال می‌شوم در آینده به شما قرض بدهم، به شرط آن که زودتر خبر دهید.
3 – یکی از اقوام قصد دارد شب به خانه ی ما بیاید ولی ما آمادگی نداریم زنگ می‌زند و می‌گوید : زنگ زدم ببینم هستید، تا شب خودمتتان برسیم ؟
پاسخ انفعالی : خودمان برنامه ای داشتیم ولی باشد تشریف بیاورید.
پاسخ پرخاشگرانه : شما نمی توانید هر وقت دلتان خواست به دیدن ما بیابید، ما هم برای خود برنامه‌هایی داریم.
پاسخ جرأت مندانه : امشب برای ما وقت مناسبی نیست، اگر موافقید وقت دیگری را تعیین کنیم.
نه مقدس
گفتن نه و یا بله در مقابل درخواست دیگران زمانی که به اختیار خود انسان باشد، جرأت مندی است. هر گاه در مقابل درخواست غیرموجه و نا به جای دیگران به دلیل رودربایستی یا ترس و یا هر دلیل غیرمنطقی دیگری نتوانیم با جرات از کلمه ی «نه» استفاده کنیم، خود را مورد هجوم بسیاری از آسیب‌ها و فشارها قرار خواهیم داد.
از جمله مواردی که ضروری است از کلمه ی «نه» به عنوان یک ناجی مقدس ارتباطی استفاده کنیم، موقعیت‌های زیر می‌باشد :
1 – زمانی که از سوی دیگران خواسته ای نامعقول مطرح می‌شود.
2 – زمانی که مشغول کار مهمی هستیم، شخصی کاری با اولویت کمتر را به ما پیشنهاد می‌دهد.
3 – زمانی که برای «کار پیشنهادی» مهارت و دانش کافی را نداریم.
4 – زمانی که خیلی عصبانی و ناراحت هستیم.
5 – زمانی که کار پیشنهادی را کس دیگری می‌تواند به خوبی انجام دهد.
6 – زمانی که پیشنهاد دهنده، به هویت و حریم شخصی ما قصد تجاوز داشته باشد.
7 – زمانی که از ما بر خلاف علائق، معیارها یا اعتقادات دینی و ارزشی ما، چیزی را طلب نمایند.

مواردی که رفتار جرأت مندانه توصیه نمی شود :
1 – زمانی که در موقعیت خطرناکی قرار داریم. مثلاً زمانی که شاهد صحنه ی تصادف در خیابان و مجروح شدن دیگران بوده ایم و از ما می‌خواهند مجروحین را به مرکز درمانی برسانیم، رد جرأت مندانه به درخواست آنان می‌تواند بسیار مشکل آفرین و خطر ساز باشد.
2 – زمانی که طرف مقابل ما در شرایط روحی مناسبی قرار ندارد. مثلاً شخصی با حالت خشم و عصبانیت تمام، با عجله وارد نانوایی شده و خارج از نوبت نان را بر می‌دارد، در این جا درخواست جرأت نمدانه به عمق مشکل می‌افزاید.
3 – زمانی که دیگران می‌خواهند با رفتارشان ما را تحریک کنند. مثلاً شخصی که در حال کشیدن سیگار می‌باشد، می‌خواهند درباره مضرات مصرف سیگار با ما بحث کند.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد درباره خانواده درمانی

مهارت‌هایی برای ابراز جرأت مندی :
برای عینی تر کردن کاربرد مهارت ها، فرض کنیم کسی ما را به میهمانی دعوت می‌کند که اصلاً دیگران و آن خانه را نمی شناسیم، در این صورت از روش‌های بیان جرأت مندانه زیر استفاده می‌نماییم :
1 – نه گفتن :
نه نمی آیم.
من اهل این جور میهمانی‌ها نیستم.
نه حتماً باید بروم منزل
2 – تغییر دادن موضوع :
در این روش موضوع صحبت را عوض می‌کنیم.
راستی فیلم دیشب را دیدی ؟
فردا امتحان داریم ؟
فردا امتحان داریم؟
لباسی که خریدیف خیلی قشنگه !
3 – دلیل آوردن :
رفتن به خانه ای که نمی شناسم را اصلاً درست نمی دانم.
دلیلی ندارد به جایی بروم که راضی نیستم..
روحیه ام در این جور میهمانی‌ها ضعیف می‌شود.
4 – ایجاد احساس شخصیت مهم تر در طرف مقابل :
انتظار نداشتم این پیشنهاد را به من بدهی !
من روی شما یک جور دیگر فکر می‌کردم !
من شما را عاقل تر از این‌ها می‌دانستم!
5 – ارائه پیشنهاد بهتر :
حاضرم با شما سینما بیایم ولی میهمانی نمی آیم.
بیا برویم منزل ما.

6 – نشان دادن شأن بالا خانوادگی خود :
در خانواده ما رسم نیست که در این جور میهمانی‌ها شرکت کنیم.
اگر این موضوع را درخانواده ام مطرح کنم، آن‌ها خیلی تعجب می‌کنند.
7 – بیان موضوع در قالب شوخی :
من هنوز بچه ام، بزرگ نشده ام.
من شب‌ها زود خوابم می‌بره.
8 – پافشاری و اصار در رد درخواست:
گفتم که اهل رفت و آمد با غریبه‌ها نیستم.
دیگر حرفش را نزن، به هیچ وجه نمی آیم.
9 – دور شدن از موقعیت :
در مواقعی که می‌بینیم شخص خیلی اصرار می‌کند، بهتر است از ان محل و موقعیت دور شویم.
10 – ابراز همدلی :
شاید دلت می‌خواست که من با شما بیایم، این موضوع را می‌فهمم ولی متأسفانه در این گونه میهمانی‌ها شرکت نمی کنم.
11 – پیدا کردن راه حل مناسب با نظر خواستن از طرف مقابل :
موافقید جای غیر از میهمانی برویم که شما هم دوست داشته باشید؟
12 – معذرت خواهی :
با عرض پوزش به هیچ وجه نمی آید، امیدوارم مرا ببخشید
13 – تشکر و قدردانی :
لطف کردید مرا به میهمانی دعوت کردید، ولی من دوست نداردم و نمی آیم.
منتظر بمان، اما معطل نشو / تأمل کن، اما توقف نکن / صریح باش، اما گستاخ نباش / بگو آری، اما نگو حتماً / بگو نه، اما نگو ابداً

پیشینه تحقیق :
تروسترو برومبرینگ ( 1992 )، طی پژوهشی در باره ی رشد اجتماعی و هیجانی نوزادان نابینا، نشان دادند که کودکان نابینا یا کم بینا محدودیت‌های زیادی در ابراز ژست‌های چهره ای دارند و به ندرت برای برقراری تماس و یا برآوردن تقاضای ساده ی دیگران تلاش می‌کنند. « بار – ان » ( 1997 )، مولفه‌های هوش هیجانی را شامل جرأت ورزی، حرمت نفس، خودشکوفایی، استقلال، همدلی، رابطه ی بین فردی، مسئولیت پذیری اجتماعی، حل مسأله، واقعیت سنجی، انعطاف‌پذیری، تحمل فشار، کنترل تکانه، شادکامی و خوش بینی می‌داند. بنا به نظر « بار – ان »، جرأت ورزی یکی از مهارت‌های درون فردی است و یکی از مؤلفه‌های مهم هوش هیجانی را تشکیل می‌دهد. رفتار جرأت ورزانه، یک اظهار بیان مناسب هیجانات و احساسات نسبت به دیگری می‌باشد. وجود چنین رفتاری موجب می‌شود که فرد احساسات و هیجانات خود را در برابر رفتار دیگران که می‌تواند طیفی از تحقیر تا تحریک را داشته باشد، بدون ترس و به شکل صحیح ابراز کند. پاسخ‌های فرد حتی در برابر عوامل تحریک کننده با بار هیجانی کمتری تظاهر خواهند یافت.
کسانی که قادر نیستند از مهارت‌های هوش هیجانی خود استفاده کنند، به احتمال زیاد، برای مدیریت روحیه و خلق خود از روش‌های دیگری که کمتر اثر بخشی دارند، بهره می‌گیرند. احتمال دارد که آنها دو برابر بیشتر از دیگران مضطرب، افسرده یا معتاد شوند و حتی افکار خودکشی به سرشان بزند ( برادبری، گریوز 2005، ترجمه گنجی 1384 ). با توجه به اهمیت هوش هیجانی در سازگاری فردی و اجتماعی، به نظر می‌رسد افرادی که دچار نارسایی بینایی می‌باشند، ‌مشکلاتی در ارتباط با سازگاری فردی و اجتماعی داشته باشند. چنین مشکلاتی ممکن است بر هوش هیجانی و مؤلفه‌های آن در افراد نابینا مؤثر باشند و موجب تفاوت هوش هیجانی در افراد نابینا و بینا گردند