در این بخش به برسی 3 مولفه از مولفه های سلامت روان که در این پژوهش در نظر می باشد می پردازیم

  • اضطراب
  • افسردگی
  • کارکرد اجتماعی

اضطراب طبیعی :

هر کس دچار اضطراب می شود و آن تشویشی فراگیر و ناخوشایند و مبهم است که اغلب علائم تحریک دستگاه خودکار ( اتونوم ) نظیر سردرد ، تعریق ، تپش قلب ، احساس تنگی در قفسه سینه و ناراحتی مختصر معده نیز با آن همراه است .

فرد مضطرب ممکن است احساس بی قراری هم بکند و نشانه اش این است که نمی تواند به مدت طولانی یک جا بنشیند یا بایستد ، مجموعه علائمی که در حین اضطراب وجود دارد اغلب در هر فرد به گونه ای متفاوت از دیگران است ( هالیجن ، ترجمه سید محمدی ، 1385 ) .

ترس و اضطراب :

اضطراب هشداری است که فرد را گوش به زنگ می کند یعنی به فرد هشدار می دهد که خطری در راه است و باعث می شود که فرد بتواند برای مقابله با خطر اقداماتی به عمل آورد . ترس هم هشداری است که فرد را گوش به زنگ می کند ولی باید آن را از اضطراب افتراق داد.

ترس در پاسخ به خطری معلوم ، بیرونی و معین یا با منشأ غیر تعارضی ایجاد می شود حال آنکه اضطراب در پاسخ به تهدیدی پیدا می شود که نامعلوم ، درونی و مبهم است و یا منشأ تعارضی دارد ( کاپلان ، سادوک ، 1999 ) .

این تفاوت میان ترس و اضطراب به صورت اتفاقی پیدا شد . مترجم اولیه کارهای فروید ،  واژه ای آلمانی که به معنای ترس است را به غلط به اضطراب ترجمه کرده بود . خود فروید هم اساسا” این تفاوت میان اضطراب و ترس را که اولی نسبت به تهدیدی ناخودآگاه و واپس زده پیدا می شود ولی دومی در برابر تهدیدی مشخص و بیرونی است را به خوبی افتراق نمی دهد . چنین افتراقی شاید مشکل هم باشد ، چون ترس هم ممکن است از تهدیدی ناخودآگاه و واپس زده و درونی ناشی شود که جایش را به تهدید دیگری در جهان بیرون داده است .

مطلب مرتبط :   تربیت معنوی و رابطه ی آن با تربیت دینی و تربیت اخلاقی

اگر فردی در حال عبور از خیابان با ماشینی رو به رو شود که با سرعت بالا به او نزدیک می شود احساسی پیدا می کند که با ناراحتی صمیمی که به هنگام ملاقات با افراد ناآشنا در محیطی غریب به آدم دست   می دهد فرق دارد . تفاوت روان شناسی عمده این دو واکنش هیجانی در حاد بودن ترس و مزمن بودن اضطراب است ( نیکخو ، 1377 ) .

کارکردهای انطباقی اضطراب :

اگر اضطراب را صرفا” هشداری تلقی کنیم که فرد را گوش به زنگ می کند ظاهرا” هیجانی با همان مبنای ترس است . اضطراب خطری درونی یا بیرونی را اعلام می کند و لذا موجب حفظ حیات می شود .

اضطراب از پایین ترین سطح به بالا خطر وقوع صدمه جسمی ، درد ، بی پناهی ، احتمال مجازات ، خطر جدایی از محبوب و … مانعی در برابر ارتقای موقعیت یا منزلت فرد و سرانجام خطراتی را اعلام می کند که در برابر یکپارچگی و کلیت فرد وجود دارد . اضطراب باعث می شود فرد برای پیشگیری از آن خطرات و تهدیدها یا برای تخفیف عواقب آنها کار می کند .

سخت کوشی با هدف کسب آمادگی برای امتحان، جاخالی دادن  وقتی توپی را به سمت شما پرتاب    کرده اند و دویدن برای رسیدن به آخرین قطار روز ، همه نمونه هایی برای محدود کردن خطر و تهدید در زندگی روزمره است یعنی اضطراب فرد را گوش به زنگ می کند تا اقداماتی انجام دهد که از خطر جلوگیری کند پس اضطراب از وارد شدن صدمات جلوگیری می کند . (کاپلان ، سادوک 1999).

مطلب مرتبط :   انواع فعالیت­های مدیریت منابع انسانی و بررسی ویژگی هر یک از آنها

فشار روانی و اضطراب:

این  که واقعه ای را عامل فشار تلقی کنیم یا نه ، به ماهیت آن واقعه و نیز به امکانات فرد ، دفاع های  روانی اش و مکانیسم های مدارایش بستگی دارد که همه با مشارکت ایگو انجام می شود . ایگو مفهوم انتزاعی و مشترکی برای روند ادراک – تفکر و عمل فرد بر وقایع بیرونی یا سائق های درونی خودش است.

کسی که “ایگو”اش درست کار می کند با جهان بیرون و نیز درون خود در انطباق و تعادل بسر می برد ، اما اگر ایگوی فرد خوب کار نکند و اختلالی که در فرد حاصل می شود به قدر کافی ادامه یابد، فرد دچار اضطراب مرضی می شود . ( هالیجین ، ترجمه سید محمدی ، 1385 )

عدم تعادل مذکور چه بیرونی باشد یعنی میان فشار های جهان خارج و ایگوی فرد ، چه درونی یعنی میان تکانه های بسیار و وجدانش ، تولید تعارض می کند .