ارائه یک چارچوب سرویس گرا مبتنی بر سیستم پشتیبان تصمیم , در معماری ERP مورد کاوی در شرکتهای خودرو ساز- قسمت ۱۳

فایل های دانشگاهی

۳-۴-۳-۱ نرخ توقف خط تولید :
اولین شاخص مورد بررسی، نرخ توقف است. که مربوط به زمان توقف خط تولید یا مونتاژ می‌شود. در ابتدا با توجه به نمودار های xbar chart و R chart , به بررسی روند میانگین و انحراف می‌پردازیم. روش محاسبه میانگین طبق فرمول زیر می‌باشد.

 

 

 

 

 

 

 

رابطه (۳-۱)

 

و فرمول محاسبه توزیع پراکندگی میانگین

 

 

 

 

 

 

 

رابطه (۳-۲)

 

همان طور که مشاهده می‌شود در این نمودار وضعیت نامطلوب نمایش داده شده است. زیرا در میانگین، روند نزولی به جای روند ثابت نشان می‌دهد.

شکل (۳-۱۲) -نمودار xbar chart نرخ توقف
برای محاسبه انحراف معیار از رابطه زیر استفاده می‌شود.

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

 

 

 

 

 

 

رابطه (۳-۳) s=

 

که در این نمودار چون توزیع انحراف معیار است از رابطه زیر استفاده می‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

رابطه (۳- ۴) s=

 

و نمودار انحراف نیز روند صعودی، که باز هم بیانگر نامطلوب بودن است، نمایش داده شده است.

شکل (۳-۱۳) -نمودار R chart نرخ توقف
و در نمودار ترکیبی از این دو پراکنش را بالاتر و پایین‌تر از خط نرمال مشاهده می‌نمایید.

شکل (۳-۱۴) -نمودار ترکیبی Xbar chart و R chart نرخ توقف
در نمودار مربوط به توزیع و پراکندگی، همان طور که مشاهده می‌شود، داده‌ها در ۴ ناحیه مجزا از هم پراکنده شده‌اند. ولی تا حدودی در رده توزیع نرمال قرار دارند.

شکل (۳-۱۵) نمودار توزیع پراکندگی
نمودار شش سیگما از نمودار توزیع نرمال پخ تر است. میزان برجستگی یا پخ بودن نیز از فرمول زیر محاسبه می‌شود

 

 

 

 

 

 

 

رابطه (۳-۵) (m4گشتاور مرکزی چهارم =)

 

شکل (۳-۱۶) -نمودار شش سیگما از نرخ توقف
شکل (۳-۱۷) – شاخص های قابلیت فرایند
با توجه به نمودار ۶ سیگما، شاخص کارایی فرایند[۲۶], ۰٫۲۴ است که بیانگر نامطلوب بودن فرایند (همان طور که می‌دانیم، این شاخص در وضعیت مناسب باید ۱ یا بیشتر از ۱ باشد) و و از طرفی شاخص قابلیت فرایند [۲۷]نیز ۰٫۱۷ است که باز هم بیانگر اشکال در فرایند و نیاز به بهبود است. در این نمونه pبا cبرابر است. چون فقط ۱۰ مورد داده ثابت وجود داشت.
به دلیل گستردگی مطلب از بیان و نمایش سایر نمودارها پرهیز می‌نماییم. موارد بررسی شده بعدی شامل، نرخ هزینه تعمیرات، نرخ ضایعات، نرخ دوباره کاری، نرخ تولید معیوب و نرخ تولید می‌باشند. که در این سازمان مورد بررسی قرار گرفته‌اند. نرخ ضایعات نسبت به بقیه در وضعیت مطلوب‌تری قرار دارد؛ و بقیه با اولویت‌های متفاوت، در وضعیت نیاز به بازبینی و نامطلوب قرار دارند.
با توجه به آنچه بیان شد، تحلیل کمی و کیفی بر روی سازمان انجام و وضعیت کنونی سازمان به میزان نیاز مشخص شد. علاوه بر آن در تحلیل‌ها نقاط قوت و ضعف و فرایندها و بخش‌های نیازمند بهبود مشخص شدند. حال با علم بر وضع موجود، نیاز به تشخیص و ایجاد وضع مطلوب وجود خواهد داشت.
وضع مطلوب در سازمان صرفاً بهینه‌ترین وضع نخواهد بود. زیرا عوامل زیادی می‌توانند بر بهترین وضع اثر گذاشته و آن‌را تبدیل به بدترین وضعیت نماید. این عوامل می‌توانند، فرهنگ سازمانی، فناوری موجود، سطح دانش و تحصیلات کارکنان سازمان، میزان مقاومت افراد سازمان در مقابل تغییرات، میزان بودجه، وضعیت بازار، وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه، تطبیق فناوری جدید با سیستم‌های موجود در سازمان و غیره، باشند. بنابراین نمی‌توان بدون در نظر داشتن چنین عواملی، صرفاً به دلیل مطلوب نبودن وضع فرایندها، دست به تغییر و بهبود آن‌ ها زد. با توجه به عوامل بیان شده، می‌توان به نوعی اولویت بندی انجام داد تا بهبود با توجه به شرایط جاری سازمان انجام شود.
عکس مرتبط با اقتصاد
همان طور که بیان شد، چارچوب ارائه شده مبتنی بر سیستم پشتیبان تصمیم است. این ویژگی از مزایای این چارچوب محسوب می‌شود. چرا که این بخش، تصمیمات کلیدی، مدیریت دانش، هوش تجاری و همچنین تا حدودی چابک بودن سازمان را تأمین می‌کند. که در ادامه نحوه عملکرد سیستم مورد نظر تشریح می‌شود.
۳-۵ مدل تصمیم گیری در سیستم پشتیبان تصمیم :
۳-۵-۱ روش تصمیم گیری:
در این چارچوب برای تصمیم گیری در سیستم پشتیبان تصمیم، از روش استدلال مبتنی بر موردCBR[28] استفاده می‌شود. دلیل استفاده از این روش، تطبیق این روش با پارامترهای تصمیم‌گیری در صنعت تولید است. روش استدلال مبتنی بر مورد بر اساس استفاده از پاسخ مسائل قبلی برای حل مسائل مشابه جدید شکل به عنوان روشی شناخته می‌شود که از نحوۀ رفتار انسان‌ها در برخورد با مسائل جدید الگوبرداری کرده است؛ به این ترتیب که از تجربیات کسب شده در حل مسائل گذشته به عنوان راهنمائی برای حل مسائل جدید بهره می‌برد. [۶۵]
از این روش اصولاً در پشتیبانی تصمیم در صنایع تولیدی مانند تصمیمات فروش یا خرید استفاده می‌شود. محققان تاکید می‌کنند که استفاده از چنین ابزاری به تصمیمات سریع‌تر، دقیق‌تر، ارزان‌تر و با کیفیت‌تر می‌ انجامد. [۶۶] همچنین برای تصمیمات اتوماتیک با بهره گرفتن از این روش، مدل‌های مختلفی نیز ارائه شده است. که در سیستم‌های تولیدی ابزار مناسبی را جهت مدیریت فراهم می‌کند. این تصمیمات مدیریت را در بخش‌ها و تصمیم‌ها مختلف در زنجیرۀ تأمین و ارزیابی تأمین کنندگان[۶۷]و یا تصمیمات خرید و تولید، یاری می‌کند. [۶۸]