بررسی ابعاد شخصیتی پیامبر (ص) از دیدگاه مولای متقیان امیر مؤمنان (ص)- قسمت ۵

فایل های دانشگاهی

کسانى که بخل مى‏ورزند و آنچه را خدا از فضل خویش به آنان داده، انفاق نمى‏کنند، گمان نکنند این کار به سود آنها است بلکه براى آنها شر است، بزودى در روز قیامت، آنچه را نسبت به آن بخل ورزیدند، همانند طوقى به گردنشان مى‏افکنند. میراث آسمانها و زمین، از آن خداست و خداوند، از آنچه انجام مى‏دهید، آگاه است.»
« الَّذینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ یَکْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرینَ عَذاباً مُهینا [۱۱۲] :
آنها کسانى هستند که بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل دعوت مى‏کنند و آنچه را که خداوند از فضل (و رحمت) خود به آنها داده، کتمان مى‏نمایند. (این عمل، در حقیقت از کفرشان سرچشمه گرفته) و ما براى کافران، عذاب خوارکننده‏اى آماده کرده‏ایم.»
« الَّذینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ مَنْ یَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ [۱۱۳] :
همانها که بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل دعوت مى‏کنند و هر کس (از این فرمان) روى‏گردان شود، (به خود زیان مى‏رساند نه به خدا)، چرا که خداوند بى‏نیاز و شایسته ستایش است! »
امام علی(ع) نیز در فقراتی از سخنان خویش از سخاوت سخن گفته و مردمان معاصر خویش را به آراستگی بدین فضیلت اخلاقی راه نموده است که نشان می دهد، بخل یک مسئله اخلاقی مبتلا به بوده است :
« فَمَنْ آتَاهُ اللَّهُ مَالًا فَلْیَصِلْ بِهِ الْقَرَابَهَ وَ لْیُحْسِنْ مِنْهُ الضِّیَافَهَ وَ لْیَفُکَّ بِهِ الْأَسِیرَ وَ الْعَانِیَ وَ لْیُعْطِ مِنْهُ الْفَقِیرَ وَ الْغَارِمَ وَ لْیَصْبِرْ نَفْسَهُ عَلَى الْحُقُوقِ وَ النَّوَائِبِ ابْتِغَاءَ الثَّوَابِ فَإِنَّ فَوْزاً بِهَذِهِ الْخِصَالِ شَرَفُ مَکَارِمِ الدُّنْیَا وَ دَرْکُ فَضَائِلِ الْآخِرَهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ [۱۱۴] :
بنا بر این کسى که خداوند به او ثروتى بخشیده باید پیوند خویشاوندى را برقرار سازد (و صله رحم کند)، از میهمانان (شایسته) بخوبى پذیرائى کند، اسیران را آزاد سازد و به فقراء و بدهکاران کمک دهد و باید بخاطر رسیدن پاداش الهى در برابر پرداخت حقوق متعلق به ثروتش و مشکلاتى که در این راه به او مى‏رسد شکیبا باشد. چه این که به دست آوردن این خصال نیک موجب شرافت و بزرگى در دنیا و درک فضائل سراى دیگر خواهد شد انشاء اللّه.»
در برخی فقرات دیگر از گفتارهای امام علی(ع)، از آراستگی پیامبر(ص) به سخاوت یاد شده است که جدا از آنکه امام (ع) قصد مدح و بزرگداشت پیامبر(ص) را داشته، یکی از اهداف آن حضرت، تشویق و ترغیب مسلمانان به دوری از بخل و بازگشت به صفات پیامبر(ص) بوده است[۱۱۵] :

« أَجْوَدَ الْمُسْتَمْطَرِینَ دِیمَهً [۱۱۶]:
باران جود و بخشش او [پیامبر(ص)] از همه با دوام تر بود.»
« کان محمّد (ص)…أنداه کفّا[۱۱۷] :
محمد (ص) در میان مردم بخشنده ترین بود. »
«… اسخاه نفسا[۱۱۸] :
[پیامبر(ص)] سخاوتمندترین انسانها بود. »
۳ـ۳٫ پیامبر(ص) و تحول در ارزشهای اخلاقی حجاز
درباره تحول اخلاقی سازنده حاصل از رسالت محمدی(ص) سخن بسیار گفته شده است. در برخی خطبه ها و کلمات امام علی(ع) نیز به مناسبتهای مختلف از آن سخن گفته شده که خوشبختانه امروزه در دسترس است. در گفتارهای امام علی(ع) به صورت عام از تحولات در عرصه های مختلف جامعه آن روزگار سخن رفته است که بخش مهم و گسترده ای از آن به تحول اخلاقی و ارزشی اختصاص یافته است. از میان این گفتارها می توان اشاراتی درباره موضوع یافت که علیرغم اختصار، به ابعاد تحولات اخلاقی مورد نظر پرداخته است. از این دست است خطبه ای که حضرت علی(ع)در وصف پیامبر(ص) و پیام آسمانی او به تفصیل سخن گفته و از جمله فرموده است:
« أَظْهَرَ بِهِ الشَّرَائِعَ الْمَجْهُولَهَ وَ قَمَعَ بِهِ الْبِدَعَ الْمَدْخُولَهَ وَ بَیَّنَ بِهِ الْأَحْکَامَ الْمَفْصُولَهَ فَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دَیْناً تَتَحَقَّقْ شِقْوَتُهُ وَ تَنْفَصِمْ عُرْوَتُهُ وَ تَعْظُمْ کَبْوَتُهُ وَ یَکُنْ مَآبُهُ إِلَى الْحُزْنِ الطَّوِیلِ وَ الْعَذَابِ الْوَبِیلِ وَ أَتَوَکَّلُ عَلَى اللَّهِ تَوَکُّلَ الْإِنَابَهِ إِلَیْهِ وَ أَسْتَرْشِدُهُ السَّبِیلَ الْمُؤَدِّیَهَ إِلَى جَنَّتِهِ الْقَاصِدَهَ إِلَى مَحَلِّ رَغْبَتِهِ أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ طَاعَتِهِ فَإِنَّهَا النَّجَاهُ غَداً وَ الْمَنْجَاهُ أَبَداً رَهَّبَ فَأَبْلَغَ وَ رَغَّبَ فَأَسْبَغَ وَ وَصَفَ لَکُمُ الدُّنْیَا وَ انْقِطَاعَهَا وَ زَوَالَهَا وَ انْتِقَالَهَا فَأَعْرِضُوا عَمَّا یُعْجِبُکُمْ فِیهَا لِقِلَّهِ مَا یَصْحَبُکُمْ مِنْهَا أَقْرَبُ دَارٍ مِنْ سَخَطِ اللَّهِ وَ أَبْعَدُهَا مِنْ رِضْوَانِ اللَّهِ فَغُضُّوا عَنْکُمْ عِبَادَ اللَّهِ غُمُومَهَا وَ أَشْغَالَهَا لِمَا قَدْ أَیْقَنْتُمْ بِهِ مِنْ فِرَاقِهَا وَ تَصَرُّفِ حَالَاتِهَا فَاحْذَرُوهَا حَذَرَ الشَّفِیقِ النَّاصِحِ وَ الْمُجِدِّ الْکَادِحِ وَ اعْتَبِرُوا بِمَا قَدْ رَأَیْتُمْ مِنْ مَصَارِعِ الْقُرُونِ قَبْلَکُمْ قَدْ تَزَایَلَتْ أَوْصَالُهُمْ وَ زَالَتْ أَبْصَارُهُمْ وَ أَسْمَاعُهُمْ وَ ذَهَبَ شَرَفُهُمْ وَ عِزُّهُمْ وَ انْقَطَعَ سُرُورُهُمْ وَ نَعِیمُهُمْ فَبُدِّلُوا بِقُرْبِ‏الْأَوْلَادِ فَقْدَهَا وَ بِصُحْبَهِ الْأَزْوَاجِ مُفَارَقَتَهَا لَا یَتَفَاخَرُونَ وَ لَا یَتَنَاسَلُونَ وَ لَا یَتَزَاوَرُونَ وَ لَا یَتَحَاوَرُونَ فَاحْذَرُوا عِبَادَ اللَّهِ حَذَرَ الْغَالِبِ لِنَفْسِهِ الْمَانِعِ لِشَهْوَتِهِ النَّاظِرِ بِعَقْلِهِ فَإِنَّ الْأَمْرَ وَاضِحٌ وَ الْعَلَمَ قَائِمٌ وَ الطَّرِیقَ جَدَدٌ وَ السَّبِیلَ قَصْدٌ [۱۱۹] :
به وسیله او دستورات ناشناخته الهى را آشکار ساخت، بدعتهائى که به نام دین در میان مردم بود از بین برد و احکامى که هم اکنون نزد ما روشن است به وسیله او بیان داشت. با این حال، کسى که جز اسلام آئینى بر گزیند زیانش مسلم، دستگیره ایمانش گسسته و سقوط او شدید خواهد بود و سر انجام غم و اندوهى طولانى و عذابى مهلک خواهد داشت، به خدا توکل میکنم؛ توکلى با توبه و بازگشت به او، از او ارشاد مى‏طلبم به راهى که به سوى بهشتش منتهى و به محل و منزل مورد رضایش پایان یابد. اى بندگان خدا شما را به تقوا و اطاعت خداوند توصیه مى‏کنم که موجب رستگارى فردا و نجات ابدى است، (خداوند بزرگ) انذار کرده و به شدت ابلاغ فرموده و به آخرین حد ترغیب و تشویق نموده، دنیا و ناپایدارى آن و زوال انتقالش را براى شما توصیف کرده، پس از این زرق و برقهائى که براى شما اعجاب‏انگیز است به خاطر کوتاهى دورانش چشم بپوشید دنیا نزدیکترین منزل به خشم خدا و دورترین آن از رضا و خشنودى اوست، پس اى بندگان خدا، خود را همواره سرگرم آن نسازید، زیرا از فراق و دگرگونى حالات آن با خبرید، لذا همچون دوستى مهربان، ناصح کوشا که براى نجات رفیقش تلاش مى‏کند خویشتن را از دنیا پرستى بر حذر دارید و از آنچه در میدانهاى نابودى قرون پیشین دیده‏اید عبرت گیرید؛ از همانها که پیوندهاى اعضایشان گسسته، چشم و گوشهاى آنها نابود، شرافتمندى و عزتشان از میان رفته ‏و نعمتها و سرورشان‏ منقطع گردیده است، همانها که بجاى قرب فرزندان‏ به فراق آنها مبتلا شدند و بجاى همدمى همسران مفارقتشان را گزیدند، اکنون نه بر یکدیگر تفاخر مى‏کنند و نه تولید نسل مى‏نمایند نه یکدیگر را دیدار و نه با هم سخن مى‏گویند، پس اى بندگان خدا بر حذر باشید همچون کسى که بر نفس خود پیروز و بر شهوتش غالب و با چشم عقلش مى‏نگرد، زیرا امر (دنیا و آخرت) واضح، نشانه‏هاى این راه بر جا، طریق صاف و آشکار و راه مستقیم است. »
در کلمات دیگر منسوب به امام علی (ع) نیز به صورت جسته و گریخته از این موضوع سخن رفته است؛ از جمله:
«جَلا غَمرات الظّلم بنوره و قَمع مشرف الباطل بحقّه، حتّى أنار الإسلام و وضحت الأحکام[۱۲۰]:
با نور پیامبر(ص) سیاهی تاریکی ها را زدود و با حقیقت او جلوه های باطل را به زیر آورد و احکام را برنمود. »
« أرسله… ماحیا ماحقا مزهقا رسوم أباطیل خوض الخائضین، بدار اشتباک ظلمه کفر دامس فجلّا غواشی الأظلام بلجّیّ راکد بتفصیل آیاته من بعد توصیل قوله[۱۲۱]:
او را به رسالت برانگیخت تا رسوم باطل را از کسانی که در آن غوطه می خوردند بزداید و نابود سازد و به یُمن وجود او پرده های ظلمتِ گندابها(ی جاهلیت) را بدرد. »
برآیند کلی گفتارها این است که پیامبر اکرم(ص) شریعتهای پیشین انبیای الهی را که به ورطه فراموشی و جهالت سپرده شده بودند، باز گرداند و بدعتهایی را که بر آن داخل گردانید بودند، از میان برداشت و رسوم و سنتهای باطل را برانداخت و احکام الهی را به تفصیل بیان نمود. بدین سان، بعثت پیامبر اکرم (ص) در عرصه فقه و اخلاق، سه ثمره داشته است:
اول: بخشی از قوانین شریعت و احکام الهی که بی گمان ارتباطی وثیق با عرصه اخلاق دارند، با ظهور پیامبر اکرم (ص) شناخته و آشکار شدند. این دسته از احکام پیشتر ناشناخته بوده و جز از طریق وحی محمدی (ص) راهی به شناخت آنها نبوده است.[۱۲۲]
دوم: پاره ای از قوانین و احکام اخلاقی و رفتاری که شناخته شده بودند، اما به تحریف و تغییر دچار گشته و بدین رو، کارکرد خود را از دست دادند، با بعثت پیامبر اکرم (ص) تهذیب شده اند.
سوم: رسوم باطل و آداب و خلق و خوی های جاهلی و غیرانسانی را که در فترت ظهور پیامبران در جهان پدیدار گشته بودند، برانداخت و به کنار نهاد. کلمه اباطیل که در روایت نقل شده بدان اشاره شده است، جمع «باطل» به معنای ناحق، باطل، بیهوده و مشی جاهلانه در زندگی و رفتار است.[۱۲۳]
نکته محوری که لازم است در تحلیل گفتارهای امام علی(ع) درباره تحول اخلاقی عرب در نظر داشت، تاکید و اشارات آن حضرت بر تغییر نقطه ثقل اخلاق و رفتار از عصبیت و جاهلیت و رسوم قبیله ای به ایمان دینی، اعتقاد به معاد و زندگی پس از مرگ است. هویت قبیله ای که با هویت دینی در تعارض و پیش از اسلام بر حجاز حاکم بود، با ظهور اسلام به کنار رفت؛ اما باری دیگر در روزگار پس از رحلت پیامبر(ص) زنده شد. ارزشهای قبیله ای کلیت رفتارهای اخلاقی، اجتماعی و سیاسی قبایل را تعیین می کرد. در این گونه ساختار اجتماعی، افراد موظف اند در رفتارهای خود از قوانین نانوشته قبیله ای پیروی کنند و روابط آنان خاستگاه عقلی و دینی ندارد بلکه بر پایه خویشاوندی است و برای رسیدن به منافع مشترک مورد نظر با یکدیگر ارتباط و همکاری دارند.[۱۲۴] تمامی افراد یک قبیله به شخصی واحد نسب می برند. از این رو قبیله را چنین تعریف کرده اند: «و القَبیله من الناس: بنو أَب واحد.»[۱۲۵]
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
با نگاهی به متونی مانند نهج البلاغه می توان دریافت که امام علی(ع) به پیروی از پیامبر اکرم (ص) و آموزه های قرآنی، سعی دارد رنگ و بوی قبیله ایِ مسائل اخلاقی و سیاسی را از میان بردارد و همان مبنای اخلاقی پیامبر(ص) ـ یعنی ایمان دینی، توحید و معاد ـ را باری دیگر بر جایش بنشاند و در این راه از ذکر و یاد پیامبر(ص)، که محبوبیتی بی بدیل میان مسلمانان داشت، مدد می جوید و انگیزش می آفریند. تاکید حضرت بر بازتولید ارزشهای اخلاقی پیامبر اکرم (ص) در گفتارهای امام (ع) بسیار آشکار است و نشان می دهد که حضرت از مرکز ثقل این ارزشها به خوبی آگاه بوده است. برخی تعابیر و توصیفات امام (ع) از اخلاق نبوی به گونه ای صریح، قبیله گرایی را در رفتار اجتماعی و اخلاقی رد می کند. برای نمونه در خطبه ای هنگام تبیین معیار اسلام برای دوستیها و دشمنیها، می فرماید:
«وَ لَقَدْ کُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص)نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَ أَبْنَاءَنَا وَ إِخْوَانَنَا وَ أَعْمَامَنَا مَا یَزِیدُنَا ذَلِکَ إِلَّا إِیمَاناً وَ تَسْلِیماً [۱۲۶] :
در رکاب پیامبر(ص) آن چنان مخلصانه مى‏جنگیدیم و براى پیش برد (حق و عدالت) از هیچ چیز باک نداشتیم که حتى حاضر بودیم پدران و فرزندان و برادران و عموهاى خویش را در این راه (اگر بر خلاف حق باشند) نابود کنیم، این پیکار بر تسلیم و ایمان ما مى‏افزود.»
روشن است که جواز نبرد با خویشاوندان نسبی، به کلی با معیارهای قبیله ای روزگار پیش از اسلام حجاز ناسازگار و یک رفتار ضد اخلاقی به شمار می رفته است؛ در حالی که همین در کلام امام علی (ع) به عنوان یک ارزش اخلاقی مطرح شده است و این بدان سبب است که معیار و پایه نظری بنیاد اخلاق در مکتب اخلاقی پیامبر(ص) از نسب و خویشاوندی به ایمان و برادری دینی تغییر کرده و امام علی(ع) همین حقیقت را گوشزد کرده است.
۳ـ۴٫ صفات اخلاقی پیامبر(ص)
امام علی(ع) در خطبه ها، نامه ها و گفتار خویش، بسیار از پیامبر(ص) یاد کرده و هنگام یادکردها، غالبا صفات و فضایل و منقبت های اخلاقی و رفتاری ایشان را نیز همزمان گوشزد کرده است. جدا از علاقه و نزدیکی خاص امام علی(ع) به شخص پیامبر(ص) که از عوامل یادکردهای آن حضرت از پیامبر(ص) بوده، عوامل دیگری نیز در کار است که در اینجا بدان اشاره می شود.
چنانکه در منابع آمده است، در همان دمادم رحلت پیامبر اکرم (ص)، جامعه اسلامی در ماجرای انتخاب یا انتصاب جانشین آن حضرت دچار چندپارگی شد و به گفته شهرستانی (م. ۵۴۸ق) این از نخستین اختلافاتی بود که میان مسلمانان روی داد.[۱۲۷] خوی قبیله گرایی که هنوز در نهان عرب جای خویش را خالی نکرده بود، سربرآورد و باری دیگر همچون افعی افسردهِ آفتاب خورده از خواب بیدار شد. پس از رحلت پیامبر(ص) برخی ارزشهای قبیله ای عرب، بازتولید گشت و در ۲۵ سال گوشه نشینی امام علی(ع) وضعیت قبیله ای این بار با پوششی مذهبی جانی تازه گرفت و تبعات آن در پنج سال حکومت امام علی(ع) خود را نشان داد.[۱۲۸] این مسئله و نیزاز طرفی دیگر، دنیادوستی، عافیت طلبی و غفلت پذیری مسلمانان پس از پیامبر(ص) و بالتبع، آلودگی اخلاقی و لغزیدن به وضعیتی که ثمرات وحی الهی و میراث پیامبر(ص) را با خطر مواجه می ساخت، باعث گشت تا امام علی (ع) به مناسبتهای مختلف در هر فرصتی، در رفتار، گفتار و نوشتار خود به اصلاح اخلاقی جامعه برخیزد و از موثرترین ابزارها برای رسیدن به این هدف در جامعه پس از پیامبر(ص) تذکر مدام و یادآوری مکارم اخلاق و صفات متعالی پیامبر(ص) به عنوان یک کتاب ماندگار و راهنمای جاوید اخلاقی بود. تذکار پیوسته امام علی(ع) به صفات اخلاقی و اجتماعی پیامبر (ص) و مرور رفتار آن حضرت از همین رو بوده است. جامعه اسلامی سخت نیازمند تذکر و هشدار و یادآوری پیامبر(ص) و سیره اخلاقی آن حضرت، نظر به تصریح قرآن به اسوه بودن پیامبر عظیم الشان[۱۲۹] و مشروعیت و محبوبیت آن حضرت، بسیار موثر بود :
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
« فَتَأَسَّ بِنَبِیِّکَ الْأَطْیَبِ الْأَطْهَرِ (ص) فَإِنَّ فِیهِ أُسْوَهً لِمَنْ تَأَسَّى وَ عَزَاءً لِمَنْ تَعَزَّى وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ الْمُتَأَسِّی بِنَبِیِّهِ وَ الْمُقْتَصُّ لِأَثَرِهِ [۱۳۰] :
از پیامبر پاک و پاکیزه‏ات (ص) پیروى کن زیرا راه و رسمش سرمشقى است براى آن کس که بخواهد تأسى جوید و انتسابى است (عالى) براى کسى که بخواهد منتسب گردد و محبوبترین بندگان نزد خداوند کسى است که از پیامبرش سر مشق گیرد و قدم به جاى قدم او گذارد.»
غالب فضایلی که امام علی (ع) برای پیامبر اکرم (ص) بر می شمارد، پیشتر در میان عرب مطلوب بوده اند؛ اما چنانکه از روایت بالا بر می آید، همان فضایل در وجود پیامبر (ص) در چارچوب مفهومی جدید و روح دینی و الهی و در بافت اسلامی وجود یافته است. اینک از باب نمونه، سه فضیلت از فضایل اخلاقی را که مولای متقیان علی (ع) برای پیامبر(ص) برشمرده است، مرور و هر یک را در بافت جاهلی و اسلامی به بررسی و مقایسه اجمالی می گذاریم.
۳ـ۴ـ۱٫ صبر و شکیبایی
صبر در روایات بسیاری از امام علی(ع) به عنوان صفات پیامبر(ص) برشمرده شده؛ از جمله :
« یصبر للغریب على الجفوه فی مسألته و منطقه حتّى أن کان أصحابه لیستجلبونهم[۱۳۱]:
(پیامبر ص ) بر بی ادبیِِِ شخص غریب در پرسش و درخواست و گفتار صبر می کرد تا جایی که اصحاب (به خشم آمده) در صدد باز داشتن آن شخص بر می آمدند.»
« جمع له الحلم فی الصّبر فکان لا یغضبه شی‏ء و لا یستفزّه‏[۱۳۲] :
حلم وصبر در او جمع شده بود؛ بطوری که خشمناک نمی شد و از چیزی متنفر نمی گشت.»
صبر در اصل به معنای طمانینه و خویشتنداری از اضطراب و جزع است.[۱۳۳] برخی محققان برآنند که صبر به معنایی که منظور عرب بوده، عبارت از توانایی روانی برای رویارویی خردمندانه و بردبارانه با سختیها و بلایا است. فضیلتهای دیگری مانند شجاعت و مردانگی در میدان نبرد نیز نیازمند صبر و شکیبایی اند. نقطه مقابل صبر، جزع است و آن ویژگی کسانی است که در برابر سختیها و شرایط ناگوار بیدرنگ دچار اضطراب و سردرگمی می شوند و گاه عکس العملهای آنی نابخردانه از خود نشان می دهند و زیان و خسارت به بار می آورند. صبر لازمه زندگی سخت صحرا و از فضیلتهای برجسته دوران جاهلیت به شمار می رفت.[۱۳۴] پیامبر اکرم (ص) این فضیلت اخلاقی را در جامه نو درآورد و با تهذیب و ویرایش و پیرایش جانی دیگر بدان بخشید. صبر در معنای نبوی، با اسلام مرتبط گشت و راستایی کاملا دینی گرفت و به صورت «صبر در راه خدا» درآمد و کارکردهای دیگری برای اعتلای روح انسانی یافت که در آیات قرآنی بارها به انواع و مراتب آن اشاره شده است؛ از جمله :

«وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلى‏ ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا وَ لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِ اللَّهِ وَ لَقَدْ جاءَکَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلین‏ [۱۳۵] :
پیش از تو نیز پیامبرانى تکذیب شدند و در برابر تکذیبها، صبر و استقامت کردند و (در این راه،) آزار دیدند، تا هنگامى که یارى ما به آنها رسید. (تو نیز چنین باش! و این، یکى از سنتهاى الهى است) و هیچ چیز نمى‏تواند سنن خدا را تغییر دهد و اخبار پیامبران به تو رسیده است. »

«فَاصْبِرْ کَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَ ما یُوعَدُونَ لَمْ یَلْبَثُوا إلاَّ ساعَهً مِنْ نَهارٍ بَلاغٌ فَهَلْ یُهْلَکُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ [۱۳۶] :
پس صبر کن آن گونه که پیامبران اولو العزم صبر کردند، براى (عذاب) آنان شتاب مکن! هنگامى که وعده‏هایى را که به آنها داده مى‏شود ببینند، احساس مى‏کنند که گویى فقط ساعتى از یک روز (در دنیا) توقّف داشتند این ابلاغى است براى همگان، آیا جز قوم فاسق هلاک مى‏شوند؟! »
«وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُکَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ لا تَکُ فی‏ ضَیْقٍ مِمَّا یَمْکُرُون [۱۳۷] :
صبر کن و صبر تو فقط براى خدا و به توفیق خدا باشد! و بخاطر (کارهاى) آنها، اندوهگین و دلسرد مشو! و از توطئه‏هاى آنها، در تنگنا قرار مگیر. »
در برخی آیات به روشنی تمام، صبر در ارتباط با استقامت دینی و ایمانی معنا شده و روح جدید این صفت اخلاقی معرفی گشته است :
« وَ کَأَیِّن مِّن نَّبىِ‏ٍّ قَتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابهَُمْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ وَ مَا ضَعُفُواْ وَ مَا اسْتَکاَنُواْ وَ اللَّهُ یحُِبُّ الصَّابرِِین[۱۳۸] :
چه بسیار پیامبرانى که مردان الهى فراوانى به همراه آنان جنگ کردند! آنها هیچ گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان مى‏رسید، سست و ناتوان نشدند (و تن به تسلیم ندادند) و خداوند استقامت‏کنندگان را دوست دارد.»
در این بافت جدید، فضیلت صبر جهتدار شده و در منظومه اخلاقی دینی معنای خاصی گرفته و قید «در راه خدا» یافته است و بدین سان، آن صبر با مفهوم جاهلی را بر نمی تابد؛ چنانکه امام علی(ع) در وصف پیامبر(ص) می فرماید :
« مَا انْتَصَرَ نَفْسَهُ مِنْ مَظْلِمَهٍ حَتَّى یُنْتَهَکَ مَحَارِمُ اللَّهِ فَیَکُونَ حِینَئِذٍ غَضَبُهُ لِلَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى‏ ‏[۱۳۹]:
در ظلمی که به او می شد انتقام نمی گرفت، مگر اینکه محارم خدا هتک می شد که در این صورت خشم می کرد وخشمش هم برای خدای متعال بود.»

در این روایت یکی از صفات جاهلی نفی شده است که همانا خوی انتقامجویی است. اعراب در آن روزگار، ستم و اهانت به خویش را بر نمی تافتند و این را بخشی از شجاعت و لازمه شرافت می دانستند؛ اما چنانکه از روایت بالا بر می آید، صبر اسلامی که در وجود پیامبر(ص) تبلور یافته بود، بر جای آن صفت نشسته است. صبر در اینجا نافی انتقامجویی های جاهلانه شخصی است.
۳ـ۴ـ۲٫ سخاوت
امام علی(ع) درباره سخاوت پیامبر(ص) در چند خطابه بیاناتی ایراد کرده است؛ از جمله :
« کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) أَجْوَدَ النَّاسِ کَفّا [۱۴۰] :

 

دانلود