تصویرها و توصیف های رمانتیک در اشعار فریدون مشیری- قسمت 8

فایل های دانشگاهی

بهشت عشق می خندید.
به روی آسمان آبی آرام،
پرستوهای مهر و دوستی پرواز می کردند.
(مشیری، ج1، 1380: 366، 368)

6-4 طبیعت گرایی:
طبیعت و پناه بردن به آن یکی از اصول مهم رمانتیسم است و از بارزترین مولفه های شعر رمانتیک است. اهمیت طبیعت در آثار ادبی به ویژه شعر رمانتیک ها، به حدی است که در نظر بسیاری کسان شعر رمانتیک مترادف است با شعر طبیعت. (جعفری،1378: 296) طبیعتی که شاعر رمانتیک وصف می کند طبیعتی است که خود دیده و تجربه کرده و حقیقتا آن را درک کرده است. رمانتیک ها به مشاهده دقیق طبیعت می پرداختند و آن را موجودی مستقل می دیدند همچون انسان، که دائما در حال دگرگونی است. (مشرف،1382: 17)حساسیت خارق العاده و تخیل بی قید و بند به آنان این امکان را داد که به این طبیعت زنده و پویا صرفا از دیدگاه یک ناظر عینی نظر نکنند بلکه به ادراکی درون گرایانه از آن دست یابند. در این نگرش تازه طبیعت فقط پدیده ای بیرونی نیست که شاعر یا نویسنده آن را با بی طرفی توصیف کند، بلکه همچون یک موجود زنده و دارای شخصیت است که می توان با آن یگانه شد و با آن پیوند همدلانه برقرار کرد. (جعفری،1378: 87)شاعر رمانتیک با نوعی احساس و عاطفه با طبیعت روبرو می شود و خود طبیعت هم برای او منشا عاطفه و احساس و تامل است. در واقع شاعر رمانتیک با طبیعت نوعی رابطۀ متقابل برقرار می کند. رمانتیک ها به جای توصیف صادقانه و دقیق طبیعت بیرونی، در پی آنند تا حالات و روحیات درونی خودشان را در طبیعت کشف کنند. هنگامی که شاعر رمانتیک با منظره ای روبرو می شود، تمایز میانِ «خود» و «جز خود» شروع به از میان رفتن می کند. گاه منِ شاعرچنان به طبیعت توجه می کندکه طبیعت دیگر یک عین مستقل نیست، بلکه نقش یک آینه را ایفا می کند که عواطف و احساسات شاعر را بازتاب می دهد؛ و در واقع، کشش به جانب طبیعت به کشش به «خود» تبدیل می شود، ومرز میان انسان و طبیعت محو می شود. (همان: 297)همدلی با طبیعت و دیدن و باز نمودن احساسات و عواطف انسانی در آن یکی از شاخصه های اصلی رمانتیک هاست. در این رویکرد شاعر و نویسنده درطبیعت آن احساس و عاطفه ای را مجسم می کند که خود دچار آن است. در زمان شور و شادی، طبیعت نیز همین حالت را دارد و در زمان اندوه و افسردگی که احساس غالب این دوره است ـ طبیعت نیز همین حالت را نشان می دهد. از همین روست که تشخیص یا شخصیت بخشی از ویژگی های سبکی اشعار رمانتیک محسوب می شود. (جعفری، 1378: 87)
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
در اشعار فریدون مشیری نیز توجه به طبیعت نمود بارزی دارد و عناصر طبیعت در اشعار او دیده می شود. در اشعار او هم توصیف طبیعت و هم درک دورن گرایانه و همدلی با طبیعت وجود دارد. مشیری نیز همچون شاعران رمانتیک در طبیعت همان احساس و عاطفه ای را مجسم می کند که خود دچار آن است. طرز برخورد مشیری با طبیعت از نوع توصیف شاعرانه و جان بخشی است. مشیری در نقل عواطف و احساسات خود از عناصر طبیعت همچون ماه، شب، ستاره ها، خورشید، صبح، نسیم، دریا، رود، آسمان و… استفاده کرده است.
شب و عناصر مربوط به آن محبوب ترین و رایج ترین تصویرهای شعری در شعر رمانتیک فارسی است. وجه مشترک همۀ شاعران رمانتیک، انتخاب شب برای شرح تصورات و احساسات است. (فتوحی،1389: 140) مهتاب به دلیل ایجاد فضای مبهم و سایه وار، زمینه مناسبی برای بیان حالات رمانتیک است. در فضای مهتابی قطعیت و صراحت از میان می رود. زمان و مکان نیز در شب مهتابی خیال انگیزتر است، به همین دلیل شبهای مهتابی و نور کم رنگ ماه محبوب رمانتیک هاست. (همان: 126) مشیری نیز به تصویرگری با ماه و شب مهتابی پرداخته است و بیشترین تصویرهای شعری او را تشکیل می دهند. در ادامه فصل ابتدا به بررسی تصویرها و توصیف های رمانتیک شب و ماه وخورشید و ستارگان می پردازیم وسپس در ادامه به بررسی تصویر ها و توصیف های رمانتیک صبح، نسیم، دریا، رود، می پردازیم:
1-6-4 شب
1-1-6-4 شب مهتابی
نیمه شب ها، آسمان را عالمی ست
آه اگر این آسمان بی ماه بود
(مشیری، ج1، 1380: 25)
خوش تر از شب های مهتاب بهار
عالمی دیگر کجا دارد بهار
(مشیری، ج1، 1380: 25)
مرا می خواستی تا درغزل ها
تو را «زیباتراز مهتاب» گویم
تنت را در میان چشمه نور
شبانگاهان مهتابی بشویم
(مشیری، ج1،1380: 43)
در آن شب های مهتاب بهاری
که می کردی به روی من تبسم
نگه را بود تاب بیش دیدن ؟
زبان را بود یارای تکلم؟
(مشیری، ج1، 1380: 104)
بی تو مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم
(مشیری، ج1، 1380: 402)
در دل شب، در سکوت دره و مهتاب
پیکر کبکی جگر شکافته، خاموش
خرمن برفش گرفته تنگ در آغوش
دور و برش جوجگان یخ زده، بی تاب
بال و پری می زند خسته و بی تاب
(مشیری، ج2، 1380: 1216)
شب های رقص آتش سوزان
شب های نقره کاری مهتاب
ای موج های وحشی، اینک
در پرده پرده، اشک
در لایه لایه، بغض صبوری نهفته اند
(مشیری، ج2، 1380: 1574)
2-1-6-4 شب پریشان
من و شب هر دو بر بالین این بیمار بیداریم
من و شب هر دو حال درهم آشفته ای داریم
پریشانیم، دلتنگیم
به خود پیچیده تر از بغض خونین شباهنگیم
(مشیری، ج1، 1380: 706)
3-1-6-4 شب اندهناک
شبی غریب که اندوه از آن می ترواد و بس
شبی که آتش و خون می کند در آن غوغا
(مشیری، ج1، 1380: 1486)
شب می رسید از راه
غمگین، بی ستاره، بی صفا، بی ماه
4-1-6-4 سیاهی شب
ای دل، بیا سیاهی شب را نگاه کن!
در اشک گرم زهره ببین… یاد ماه کن!
(مشیری، ج1، 1380: 400)
<str< p=””></str<>

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

ong>5-1-6-4 شب، همدم شاعر
ای شب، به پاس صحبت دیرین خدای را
با او بگو حکایت شب زنده داری ام
با بگو چه می کشم از درد اشتیاق
شاید وفا کند، بشتابد به یاری ام
(مشیری، ج1، 1380: 241)
6-1-6-4 خاموشی شب
رازهای خفته در آفاق دور
در سکوت نیمه شب جان می گرفت!
پر به سوی آسمان ها می گشود
دامن ماه درخشان می گرفت
(مشیری، ج1، 1380: 26)
هوا آرام، شب خاموش، راه آسمانها باز
خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز
(مشیری، ج1، 1380: 328)
شب، هماغوش سکوت
می رسد نرم ز راه
(مشیری، ج1، 1380: 321)
7-1-6-4 جام شب