تعارض اخبار و چگونگی حل آن از نظر اصولیون شیعه- قسمت ۲

پایان نامه های سری اول

ابن مقنع متوفی سال (۱۴۰ هـ) در صحابه از پاره‌ای از مسائل علم اصولی سخن گفته لیکن عموم اهل سنت از جمله رساله شافعی را اولین نگارش در این زمینه می‌داند و شافعی را به عنوان اولین این علم می‌شناسد اما آیت‌الله سیدحسن صدر در دو کتاب تأسیس الشیعه و فنون السلام تأسیس این علم را به امام محمدباقر (ع) و امام صادق (ع) نسبت می‌دهد و وی معتقد است مقصود از سیوطی در آنجا که در کتاب اوائل آورده شافعی اولین کتاب را در علم اصول نگاشت آن است که در میان ائمه اربعه شافعی اولین نگارنده اصول فقه است وی سپس نگارش مقالاتی چون رساله الفاظ هشام بن حکم را شاهد گفتار خود گرفته و معتقد است که نگارش این مطالب تحت تعالیم آن دو امام یعنی (صادق و باقر) صورت گرفته است (صدری مبادی فقه، ص ۱۴۲) اما بعدها علمای دیگر در این زمینه کتبهای را به رشته تحریر در آوردند:
الف: سید مرتضی (۳۵۵-۴۳۶) کتاب اصول فقه را به تألیف در آورد.
ب: ابو علی حمزه ابن عبدالعزیز (۴۴۸-۵۱۸) کتاب التغریب را به رشته تحریر در آورد.
ج: شیخ طوسی (۳۸۵-۴۶۵) کتاب عده الاصول را تاالیف کرد.

۷-۱ شیعه کیست

شیعه در لغت به معنای پیرو و طریقت و در اصطلاح به پیروان علی بن ابیطالب و ائمه بعد از آن می‌گویند اما نکته شایان توجه این است که کلمه شیعه در قرآن آمده درباره ابراهیم خلیل رحمان بکار رفته آنجا که خداوند در سوره صافات آیه ۸۳ می‌فرماید: «إِنَّ مِن شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ» یعنی به تحقیق پیروان نوح و ابراهیم و پیامبر گرامی اسلام (ص) نام شیعه را برای اولین بار برای پیروان و دوستداران حضرت علی انتخاب نمود چنانچه علمای سنی این مطلب را گفته‌اند آری کلمه شیعه این عنوان افتخارآمیز پیروان اهل بیت علیه سلام از لبهای مبارک پیامبر شنیده شده و نقل گردید که در این رابطه جابر بن عبدالله می‌گوید خدمت پیامبر نشسته بودم که علی علیه‌السلام از دور نمایان شد و پیامبر فرمود: برادرو آمد سپس به خانه کعبه توجه نمود و دست مبارکش را بر آن گذاشت و فرمود: سوگند به آن که جان محمد در دست اوست و علی و شیعیانش در آن رستگارند این عنوان و لقب با عظمت در زمان رسول خدا به سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، که یار وفادار امیرالمؤمنین گفته می‌شد. (سیدصادق شیرازی، رساله، ص ۱۲)

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

۸-۱ پیشینه ی تعارض ادله

تعارض یکی از مباحثی است که سابقه تاریخی آن را به عصر پیامبر (ص) ، یعنی همان آغاز شکل‌گیری مسلمانان، بر مبانای شریعت مطرح گردید زیرا مسلمانان همواره بر آن بوده‌اند که اعمال روزانه خویش را بر اعمال احکام شرعی منطبق می‌دانستند زیرا آن حضرت پس از اقامه نماز ظهر هنگام اعزام سپاه به سوی بنی قریظه فرمودند: «لا یَصَلَینَّ اَخذٌا العَصرَ الَّا فِی بَنیٍ قریظهُ» کسی که نماز عصر را جز در بنی قریظه نخواند پس مسلمانان حرکت کردند اما در هنگام نماز عصر به آنجا نرسیدند برخی هم به استناد این حدیث نماز عصر را نخواندند و برخی هم از سوی دیگر مکرراً از آن حضرت شنیده بودند که حضرت فرموده: «اَفْضَل الاعمالِ الی تَعالی الصلاهُ لِوَقتُها» بهترین اعمال بسوی خدا نماز در هنگام اول وقت است نماز عصر را خواندند و اختلاف از آنجا شروع شد که برخی از آنها خطاب لا یَصلَیینَّ را ترجیح داندند و از آن عمل نمودند و گروهی از آنجا اَفضَل الاعمالِ عمل نمودند که پغمبر اسلام بر هیچ یک از آنها خرده نگرفت بنابراین این مبحث در زمان صحابه پیغمبر سابقه داشته است. (ابوالقاسم گرجی، تاریخ فقه فقها، ص ۳۰۲ و ۳۰۴)

۱-۸-۱ اولین مصنف مبحث تعارض اخبار

نخستین کسی که در مسئله علم اصول فقه کتابی را در باب اختلاف احادیث نگاشته است هشام بن حکم از اصحاب امام صادق (ع) است اما پس از او یونس عبدالرحمان از اصحاب امام موسی کاظم کتابی را در مبحث تعارض اخبار به عنوان اختلاف احادیث نگاشته است و بعد از آن فقهای دیگر کتابی را در اصول فقه و منبع حدیث شیعه کتابهای را به عنوان مسئله اختلاف الحدیثین یا تعارض اخبار تصنیف نمودند.
۱- احمد بن محمد داود کتابی را در اصول فقه به عنوان حدیث المختلفین را تألیف نموده است.
۲- شیخ طوسی (۳۸۵-۴۶۰ه.ق) در العده فی اصول الفقه درباره تعارض اخبار می‌نویسد «فاما الاخبار اذا تعارضت و تقابلت فانه یحتاج فی العمل ببعضها الی ترجیح و الترجیح یکون باشیا».
اما اخبار زمانی که مخالف یکدیگر باشند و به مقابله با یکدیگر بپردازند در عمل بعضی از آن ها احتیاج به ترجیح دادن یکی بر دیگری دارند و ترجیح دادن به وسیله اشیا می باشد.
۳- علامه حلی (۶۴۸-۷۲۶ه.ق) نیز در کتابهای اصولی خود از قبیل: مبادی الوصول الی علم الاصول، ص ۲۳۰ و تذهیب الوصول الی علم الاصول «المقصد الحادی عشر فی التعادل و الترجیح».
۴- احمد ابن محمد ابن خالد برقی که کتابی به عنوان کتاب الحدیث تحریر کرد محمد ابن احمد ابن داود که کتاب حدیث المختلفین را تألیف کرد.
۵- شیخ حسن ابن زید الدین فرزند شهید ثانی (متوفای ۱۰۱۱ه.ق در معالم الاصول، ص ۲۴۲ بحثی را به عنوان تعارض اخبار دارد) .
۶- کلینی در کتاب اصول کافی ترجمه محمد باقر کمره‌ای باب اختلاف الحادیث بحثی در این مورد پرداخته است.
۷- آیت‌الله خوی در مصباح الاصول، ج ۳ ص ۳۹۰ بحثی را به عنوان تعارض اخبار مطرح کرده است.
۸- شیخ محمد حسین عبدالرحیم (متوفای ۱۲۶۰ ه .ق) در الفصول فی علم الاصول «خاتمه فی تعارض الادله» آورده است.
۹- شیخ انصاری مرتضی بن محمد امین ابن شمس الدین (۱۲۱۴-۱۲۸۱ ه.ق) در فوائدالاصول به «خاتمه فی التعادل و الترجیح» پرداخته است.
۱۰- آخوند مولی محمدکاظم خراسانی (۱۲۵۵-۱۳۲۹ه.ق) در کفایه الاصول «المقصد الثامن فی تعارض الادله و الامارات» به تفصیل بحث کرده است.
۱۱- وحید بهبهانی کتاب «الجمع بین الاخبار المتعارضه» را تألیف کرد. (مهریزی، ۱۳۷۷: ص ۲۶۱ و ۳۰۲)

۹-۱ چند نکته مهم در مورد تعارض

۱-۹-۱ اهمیت مسئله تعارض ادله

هدف فقیه از تنقیح مباحث اصولی، تحصیل حجت فعلی بر حکم شرعی است و احراز حجت فعلی قابل استناد، متوقف بر وجود مقتضی و فقد مانع می‌باشد اما تمامیت وجود مقتضی، از مباحث صغروی و کبروی مطرح در اصول به ترتیب مانند ظهور در صیغه افَعَل ودر وجوب و لا تَفعَل در حرمت و مانند حجت ظواهر الفاظ و حجیت خبر واحد به دست می‌آید اما فقد مانع منوط به عدم تعارض دو حجت یا بیشتر است پس مبحث تعارض ادله مستقیماً دخیل در استنباط حکم فقهی می‌باشد به عبارتی نتیجه بحث تعارض ادله کبرای قیاس استنباط واقع می‌شود مسئله اصولی است پس بحث تعارض ادله مسئله اصولی است همان‌گونه که گروهی از علما آن را در ردیف مسائل اصولی قرار دادند چون مثل علامه در تهذیب الاصول الی علم الوصول در مقصد دهم و محقق رشتی در بدائع الاصول و آخوند در کفایه الاصول برخلاف بزرگانی که آن را به عنوان خاتمه ذکر نمودند از قبیل: صاحب معالم محقق قمی در قوانین صاحب فصول و صاحب فوائد‌الاصول آن را به عنوان خاتمه فی التعادل التراجیح که ممکن است موجب توهم خروج این مبحث از دیگر مسائل مهم اصولی گردد هر چند طبیعت این بحث اقتضا می‌کند باب تعارض ادله در پایان ابواب مسائل اصولی قرار گیرد و لذا ذکر آن در خاتمه هرگز دلیل بر خروج آن از مسائل اصولی نیست چون به تعبیر صاحب عروه سید محمد کاظم طباطبایی یزدی خاتمه باید از جنس مخدوم باشد. (عبدالکریم عبدالهی، ۱۳۹۰: ص۳۰)

۲-۹-۱ اولویت عنوان مسئله تعارض ادله

الف: برای اینکه تعادل و تراجیح از عوارض تعارض ادله می‌باشد نظیر عنوان: الاسم اما معرب و اما مبنی (در نحو) المعرف اما حد و اما رسم (در منطق) و الماء اما مطلق و اما مضاف (در فقه).
ب- عنوان تعارض علاوه بر اینکه محتمل بر تعادل و تراجیح است خود دارای احکامی از قبیل: اولویت جمع تساقط یا تخییر و یا توقف می‌باشد.
ج- چون عنوان تعارض در اخبار علاجیه نیز آمده است مثل مرفوعه زراره «الخبران و الحدیثان و المتعارضان». (ابن ابی جمهور عوالی اللئالی، ج ۴، ص ۱۳۳)
د- برای شناسایی دو خبر متعارض و دو حدیث مختلف باید آنها در حوزه تشریع و قانون‌گذاری فرض کرد زیرا در بحث تعارض در علم اصول باید به تعارض اخبار اشاره کرد و بحث تعارض در این زمانها مطرح نیست و اهمیت کمی دارد و از این رو شایسته است عنوان بحث را با تعارض اخبار اشاره دهیم. (امام خمینی، ۱۴۲۰ق، ص ۵)

۳-۹-۱ اشکال تعارض

شامل تعارض اخبار وغیر اخبار است مثل تعارض چند بینه چند اصل چند اجماع چند فتوا چند شهرت چند قول لغوی می‌شود.
به عبارتی تعارض دارای فرضهای گوناگونی است تعارض چند دلیل اجتهادی، تعارض چند دلیل فقاهتی، اجتهادی و فقاهتی چند دلیل لفظی چند دلیل عقلی لفظی و عقلی. (محقق داماد، اصول فقه، ج ۳، ص ۱۴۸)
اما مقصود ما در این پژوهش بحث تعارض اخبار است.

۱۰-۱ تعارض در لغت و اصطلاح

۱-۱۰-۱ تعریف لغوی تعارض

واژه تعارض در لغت دارای معانی مختلفی است که همه آنها قدر مشترک و جامع دارند.