مقاله دانشگاهی – لقمه حلال و حرام در آیات و روایات و تاثیر آن در شکل …

پایان نامه های کارشناسی ارشد سری 1

یکی از چیزهایی که سبب گسترش روزی می شود ، انفاق از مال حلال است . قرآن کریم می فرماید : « وَ مَا أَنفَقْتُم مِّن شىَ‏ْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ» (سبأ/۳۹) ؛ « و هر چیزى را (در راه او) انفاق کنید، عوض آن را مى‏دهد (و جاى آن را پر مى‏کند»
مفسران در تفسیر آین آیه می فرمایند : آنچه که از مالتان دادید یعنى آنچه اخراج کردید در راه خیر، چه کم و چه زیاد و آن مال هرچه باشد خدای سبحان جانشین کننده و پرکننده آن است ، در دنیا به زیادتی نعمت و یا در آخرت به ثواب بهشت به شما عوض آن را می دهد.(طباطبایی، ج۱۶،۵۸۱)
امام علی (علیه السلام) به افزایش نعمت در اثر انفاق اشاره کرده و می فرماید : کمک کردن به برادر دینی ، روزی را زیاد می کند.( ری شهری ، ج۵،۲۰۵۷)
۲-۳-۲-۱-۷- استغفار
در آیات و روایات به این مطلب تصریح شده است که طلب آمرزش از خداوند سبب
ریزش برکات و مواهب می شود. خداوند درقرآن کریم می فرماید : « فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ إِنَّهُ کاَنَ غَفَّارًا * یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکمُ مِّدْرَارًا * وَ یُمْدِدْکمُ بِأَمْوَالٍ وَ بَنِینَ وَ یجَْعَل لَّکمُ‏ْ جَنَّاتٍ وَ یجَْعَل لَّکمُ‏ْ أَنهَْارًا» (نوح/۱۲-۱۰) ؛ « به آنها گفتم: «از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است … * تا بارانهاى پربرکت آسمان را پى در پى بر شما فرستد، * و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کند و باغهاى سرسبز و نهرهاى جارى در اختیارتان قرار دهد!»
در این آیه برخی از نعمت های دنیایی مانند ،اموال و فرزندان که نزدیک ترین کمک های ابتدائی برای رسیدن جامعه انسانی به هدف های خویش است، ذکر می شود. و از حضرت نوح(علیه السلام) حکایت می کند که به قوم خود وعده فروانی نعمت و تواتر آن را می هد به شرط آن که به طلب مغفرت از گناهان در نزد پروردگار بپردازد در نتیجه استغفار اثر فوری در رفع مصائب و گرفتاری و گشایش درب نعمت های آسمانی و زمینی دارد.
امام علی (علیه السلام) می فرماید که: « خداوند استغفار را سبب فراوانی روزی و رسیدن رحمت و مهربانی قرار داده است.»(نهج البلاغه ، ۴۳۳)
اعمال بسیار دیگری نیز باعث افزایش روزی می شوند که به ذکر آن اکتفا می کنیم : نیکی به پدر و مادر ، صله رحم ، نمازهای توسعه رزق، نماز شب، انجام حج، عمره ، زیارت امام حسین(علیه السلام) در کربلا، زیارت امام صادق(علیه السلام) در مدینه ، تکرار جملات اذان، تمیز کردن ظرف غذا ، قرائت قرآن و…. (قاسمی،۲۴۲-۲۴۱)
۲-۳-۲-۲- عوامل کاهش روزی
۲-۳-۲-۲-۱- گناه
گناه به عنوان یک مانع بزرگ برای جلب روزی، باعث کاستی و نقصان مادی و
معنوی می شود.
امام باقر(علیه السلام) : «بنده گناه می کند و به سبب آن روزی از او گرفته می شود.»(ری شهری، ج۵،ص۲۰۵۷)
تأثیر گناه نه تنها با ارتکاب به آن خود را نشان می دهد بلکه با قصد نیت گناه نیز روزی کاهش می یابد . چنانچه امام رضا (علیه السلام) در مورد تأثیر سوء قصد و نیت گناه درکاهش نعمت ها می فرماید :« همان مؤمن نیت گناه می کند و از رزقش محروم می شود.»( قاسمی،۲۴۴)
۲-۳-۲-۲-۲- کفر و ناسپاسی
هم چنان که شکر و سپاس موجب افزون شدن نعمت می شود . کفر و ناسپاسی از عوامل سلب نعمت و یا تقصان رزق و روزی به شمار می آید. امام علی (علیه السلام) می فرماید : « کُفْرُ النِّعْمَهِ مُزِیلُهَا وَ شُکْرُهَا مُسْتَدِیمُهَا ؛ ناسپاسی نعمت از بین برنده آن است و شکر و سپاسگذاری ، نعمت ها را پایدار می گرداند.»(متین،۲۶۶)
۲-۳-۲-۲-۳- رسیدگی نکردن به محرومان و نیازمندان
عدم رسیدگی به محرومان و خودداری کردن از انفاق نیازمندان از اسباب زوال و فنای مواهب قلمداد می شود و معصومین(علیه السلام) نیز آن را بسیار مذمت کرده اند. امام علی (علیه السلام) : «ای جابر ، هر که نعمت های خدا بر او بسیار شود ، درخواست های مردم به و بسیار می گردد ، پس کسی که برای خدا نعمت ها به آنچه واجب است قیام نماید ، آنها را همیشگی و پایدار می سازد و آن که برای خدا در آنها به آن چه که واجب است قیام ننماید ، آنها را به نابودی و نیستی می کشد.»(نهج البلاغه،حکمت ۳۶۴)
اعمال بسیار دیگری باعث فقر و تنگدستی می شود که عبارتست از اسراف ، احتکار ، تظاهر به فقر، حرام خوری ، نفرین پدر و مادر، اظهار حرص، قطع کردن رابطه خویشاوندی و …
با توجه به این که عوامل افزایش روزی دراین جا به صورت گزینشی و معرفی موارد مهم بود افرادی که بیش از این را طالبند می توانند به کتب ذیل مراجعه نمایند: ۱- السعه و الرزق ۲- النتمیه الاقتصاد ۳- گشایش روزی .
با توجه به آیات و روایاتی که برای افزایش و کاهش رزق بیان شد می توان این گونه نتیجه گرفت که خداوند سبحان علاوه بر رزق مقدر ، یک افزودنی هایی قرار داده است که می توان به وسیله اعمالی که نام برده شد ، رزق را افزایش داد و از آن بهره مند شد در مقابل آن اعمالی که باعث کاهش رزق می شود انسان را از این افزوده ها محروم می کند و این اعمال علت تامه برای فقر یا ثروت نیست بلکه عللی هستند که در کنار روزی مقدر معنای خود را به دست می آورند.
۲-۴-شخصیت و ابعاد آن
یکی از مسائل مهم روانشناسی ، مبحث شخصیت و نظریه های مربوط به آن است که در این بحث در مورد هر دوره ای با توجه به شرایط موجود در آن دوره تازگی خود را حفظ کرده و اگر قرنها بگذرد ، باز هم جای برای تحقیق و پژوهش در این حیطه وجود دارد چراکه این بحث از جمله مباحثی است که به روانشناسی معنی و مفهوم روشنی می دهد و مطالعات پراکنده روانشناسی را نظام مند و منسجم می کند و رفتار انسان را در تمامی ابعاد توجیه و تبیین می کند. برای روشن تر شدن این موضوع ابتدا به تعریف شخصیت می پردازیم.
۲-۴-۱- تعریف شخصیت
در ابتدا به تعریف لغوی شخصیت می پردازیم و سپس به تعریف شخصیت از دیدگاه روانشناسان می پردازیم.
« شخصیت ترجمه کلمه انگلیسی”personality” می باشد. که از کلمه لاتین persona گرفته شده و persona : به معنی « ماسک: یا قیافه دروغین است. « ماسک» را بازیگران تآتر هنگام اجرای نقش استفاده می کردند که بعداً همین کلمه را به معنی خود بازیگر نیز به کار بردند و منظور از شخصیت قیافه حقیقی فرد بود»(شریعتمداری ،۱۳۶۳ش. ۴۸۳)
اما در روانشناسی ، شخصیت به مفهومی متفاوت از آنچه گفته شد به کار می رود و از دیدگاه های مختلف دارای تعاریف متعدد و در نتیجه دارای تعریف واحدی که همه روانشناسان تأیید نمایند نیست. که در اینجا به نمونه هایی از این تعاریف ارائه شده اشاره خواهیم کرد.
برخی روانشناسان، شخصیت را از بعد اجتماعی تعریف کرده اند و می گویند: « شخصیت الگویی از رفتار اجتماعی متقابل است. بنابراین شخصیت یک فرد مجموعه راههایی است که او نوعاً نسبت به دیگران واکنش یا با آنها تعامل می کند»(،کریمی،۱۳۷۰ش،۶)
برخی روانشناسان با تکیه بر بعد جسمانیافراد شخصیت را به این صورت تعریف می کنند:
« شخصیت مجوعه تفکیک ناپذیر آن خصایص بدنی و نفسانی است که شناخته ی دوستان نزدیک شخص را به عبارت دیگر، آن تقاب یا ماسکی است که فرد برای سازش با محیط ، که در حقیقت نوعی بازیگری در صحنه زندگی است ، به چهره خود نهاده است)»
برخی روانشناسان از بعد شناختی به تعریف شخصیت پرداخته اند و می گویند:
« شخصیت مجموعه پایدار از ویژگی ها و گرایش هاست که مشابهت و تفاوت های رفتار روانشناختی افراد ( افکار، احساسات و اعمال) را که دارای تداوم زمانی بوده و ممکن است به واسطه ی فشار های اجتماعی و زیست شناختی موقعیت های بلاواسطه شتاخته شوند یا به آسانی درک نشوند مشخص می کند»
همچنین در تعریف دیگر از این بعد به این صورت تعریف شده است: « شخصیت عبارت است از الگوهای رفتار و شیوه های تفکر که سازگاری فرد را با محیط تعیین می کند.»
« شخصیت فرد همان الگوی کلی یا همسازی ساختمان بدنی ، رفتار، علایق، استعدادها، توانائها، گرایشها و صفات دیگر اوست. به این ترتیب ، می توان گفت که منظور از شخصیت ، مجموعه یا کل خصوصیات و صفات فرد است»
تعاریف بالا اولاً به یک رشته از ویژگی ها و خصوصیات جسمی و روانی اشاره می کنند. ثانیاً در همه این تعاریف به صورت صریح یا تلویحی به مسأله تمایز ، انشراق و مشخص کردن فرد از افراد دیگر اشاره شده است.( همان،۷)
البته بحث تمایز افراد از همدیگر به این معنا نمی باشد که بین افراد به طور کامل شباهتی وجود ندارد و بر اساس سخن اشنایدر ، « هر فرد در برخی جهات با مردم شباهت دارد و در برخی جهات از آنها متمایز است و در جهات خاصی هیچ شباهتی با کسی ندارد، به عبارت دیگر فرد از نظر واکنش های فیلوژنیک که معلوم وراثت نوعی است به همه شبیه است، و از نظر ظواهر فیزیکی و رفتاری با بعضی از افراد شباهت دارد اما از نظر وراثت شخصی و اکتسابی ذهنی و روانی به طور کلی با افراد دیگر متفاوت و متمایز است.( هاشمی، ج۱،۱۳۷۲ش،۱۶۴)
بنابر این می توانیم:به تعریفی قابل قبول برسیم که به طور نسبی حاوی ویژگی ها مشترک تعریف های ذکر شده باشد.
« شخصیت عبارت است از مجموعه ویژگی های جسمی، روانی ،رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر متمایز می کند.»
بحث شخصیت در قرآن در آیه ۸۴ سوزه اسرا مطرح گردیده است« قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلىَ‏ شَاکلَِتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى‏ سَبِیلاً» (اسراء/۸۴) ؛ « بگو: هر کس طبق روش (و خلق و خوى) خود عمل مى‏کند و پروردگارتان کسانى را که راهشان نیکوتر است، بهتر مى‏شناسد.»
آیه مذکور تنها آیه ای است که در قرآن به طور صریح اشاره به بحث شخصیت دارد قرآن کریم در این آیه رفتار انسان را بر چیزی که از آن با عنوان «شاکله» یاد می کند، می داند و به عبارت دیگر منشاء اعمال و رفتار آدمی شاکله است. با توجه به این تکته و با توجه به مفهوم شخصیت در روان شناسی می توان به طور اجمال و بدون توجه به تعارف تخصصی که از شخصیت ارائه شده است ، شاکله را معادل و برابر مفهوم شخصیت در روان شناسی دانست. شاکله به معنای خلق و خوی است و علت کاربرد خلق و خوی به معنای شاکله بدین علت است که آدمی را محدود و مقید کرده و نمی گزارد در آنچه می خواهد آزاد باشد. (طباطبایی، ج۱۳،۲۶۱)
به عبارت دیگر هنگامی که تلاش می کنیم مفهوم شاکله را روشن نمائیم ، در واقع می کوشیم مفهوم شخصیت از دیدگاه اسلام را تبیین کنیم با توجه به احادیثی که در باره ی روشن کردن معنی شاکله آمده است می توان از ماحصل تعبیرات به کار برده شده معانی زیر را به دست آورد.
نیت
خلق و خوی
حاجت
مذهب و طریق

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.