پایان نامه حقوق

منابع تحقیق درباره سرسختی روان شناختی

فوریه 9, 2019

شده است. به هر ترتیب عوامل روانی در ارتکاب جرائم تاثیر فراونی داشته و دارد و همین امر موجب ارتباط هرچه بیشتر حقوق جزا با علم روان شناسی کیفری می گردد. او اظهار می دارد که ویژگی های شخصیتی چون برون گرایی با رفتارهای انحرافی رابطه دارد، به نظر وی افراد روان آزرده برون گرا به دلیل شکست در درونی کردن ارزش های اجتماعی و شرطی شدن، نسبت به اجتماع احساس مسئولیت نمی کنند و انواع رفتارهای ضد اجتماعی از قبیل بزهکاری ها و انحرافات جنسی و قانون شکنی را از خود نشان می دهند، که این به دلیل ضعف در نظام برپایی مغزی و دستگاه فعال سازی شبکه ای است.
2-2-1-3کلک لی: در این زمینه می گوید افراد بزهکار در یادگیری اجتماعی با شکست مواجه می شوند. این احتمال وجود دارد که این افراد به دلیل برخورداری از سطوح پایین برپایی و اضطراب در انجام این کار شکست بخورند و برخلاف افرادی بهنجار، تنبیه را آزاردهنده نیابند و یا بالعکس، این احتمال وجود دارد که افراد بزهکار برای این که برپایی را تا سطح بهینه افزایش دهند، در جست و جوی تحریک باشند.
2-2-1-4شوارتز: برخی از محققان به رابطه ی بین انحراف اجتماعی و کم هوشی معتقدند. شوارتز معتقد است، بسیاری از فواحش گرفتار نقص فکری و روان پریشی هستند، ولی مهم ترین ویژگی آن ها برگشت به مرحله اول کودکی است. رشد روان – جنسی این افراد متوقف شده است و آن ها از لحاظ عاطفی عقب افتاده هستند در حقیقت نقص عقل، مانع آن است که شخص به ارزشهای انسانی خود واقف شود و در نتیجه فاقد درک کافی معیارها و ارزشهای انسانی است و نمی تواند طریق مطلوب و پسندیده ای را که مقبول جامعه است، در موقع خود اتخاذ کند و تحت تاثیر عوامل نا مساعد محیط قرار می گیرد و به انحراف کشانده می شود. نتایج تحقیقات متعدد بیانگر این موضوع است که در میان زنان بزهکار، اختلال هویت و عدم دست یابی به هویت منسجم و نیز پایین بودن عزت نفس فراون مشاهده می شود.
2-2-1-5کونوپکا: از جمله روان شناسانی بود که درمورد زنان بزهکار مطالعه نموده است. نتیجه تحقیقات او نشان می دهد، ناسازگاری فردی که ریشه در ضعف و کاستی های روانی دارد موجب بزهکاری است. او پس از مطالعه روی 189دختر بزهکار به مفاهیم کلیدی روان شناختی دست یافت، از جمله بحران هویت و تعارض میان مادر و دختر. دختران موضوع تحقیق او با زندگی در محیط خشونت آمیز دارایی تصویری منفی از پدر و مادر، محیط خانواده و اجتماع بودند. از نظر کونوپکا دختران به خاطر عدم ارضای نیاز های عاطفی، واکنش پرخاشگرایانه از خود نشان می دادند. از نظر او پسران در مقایسه با دختران از نظر روانی توانایی کمتری برای سازگار کردن خود با محیط و اوضاع و احوال پیرامون خود دارند. در نتیجه بیشتر از دختران در وضعیت های متعارض قرار گرفته و در نتیجه بیشتر مرتکب بزه می شوند.
2-2-1-6کمپل وکارلن: برخی می گویند بزهکاری مردان منعکس کننده ی خصلت شخصیت پرخاشجویانه ی آنان است، اما بزهکاری زنان منعکس کننده ی فعالیت جنسی سرکوب شده، تضاد جنسیتی و جامعه پذیری بهنجار است. کمپل و کارلن با انتقاد از این مسئله که خشونت منحصرا از ویژگی های تبهکاری مردان است معتقدند: « زنان ممکن است خیلی کمتر از مردان در جرائم خشن شرکت کنند اما از شرکت در ماجراهای خشن بازداشته نمی شوند.» به علاوه برخی جرائم، خاص زنان است مانند فحشا که به دلیل ارتکاب آن، زنان محکوم می شوند. حال آنکه مشتریان مرد آنان کمتر مورد تعقیب قرار می گیرند. در واقع نوعی خشونت جنسی و روانی وجود دارد که از سوی زنان تحمیل می شود. نکته قابل توجه در دیدگاه آنان این است که برخی مسائل روانی مانند خشونت چه خشونت فیزیکی و چه خشونت جنسی و روانی می تواند نقش مهمی در بروز بزهکاری داشته باشد.
به طور کلی در مورد رابطه ی مسائل روانی و بزهکاری زنان دوگونه نگرش دیده می شود. اول این که برخی روان شناسان نقش عوامل روانی را زمینه ساز و مستعد کننده ی بزهکاری می دانند اما برخی دیگر این عوامل را به عنوان عنصر تمام کننده و علت بزهکاری و یا نا بهنجاری می دانند.
2-2-2 شخصیت جنایی بزهکار
بسیاری از روان شناسان و روان کاوان علل رفتارهای انحرافی را بر حسب نقض شخصیت فرد کجرو توجیه و تبیین می کنند و بر این باورند که برخی از گونه های شخصیت بیشتر از گونه های دیگر گرایش به تبهکاری و ارتکاب جرم دارند. روان شناسان در تعریف دقیقی از شخصیت اتفاق نظر ندارند، ولی در بحث ازآن بیش از هرچیز به تفاوت های فردی توجه دارند؛ یعنی ویژگی هایی که یک فرد را از افراد دیگر متمایز می کند. با این حال، در بحث حاضر مراد از شخصیت، الگوهای رفتاری و شیوه های تفکر معینی است که نحوه ی سازگاری شخص را با محیط تعیین می کند.

شخصیت را روش خاص هر فرد در جست و جوی پیدا کردن و تفسیر معنای زندگی می دانند. به بیان دیگر، شخصیت، امکان پیش بینی آن چه را که فرد در موقعیتی خاص انجام خواهد داد، فراهم می کند. به منظور شناخت شخصیت مجرم و کیفیاتی که سبب ایجاد زمینه جرم می گردند الزاما باید واکنش های عصبی و روانی را به گروه های متعددی تقسیم نمود.شخصیت جنایی دارای یک هسته ی مرکزی است و حول این هسته ی مرکزی، تعدادی متغییر وجود دارد این متغییر ها به استعداد و ظرفیت هوشی، فیزیکی، فنی، تغذیه ای و جنسی مربوط می شود. در واقع متغییرهای چهارگانه، نحوه ی ارتکاب جرم و سبیل جرم را تعیین می کند.
به عنوان مثال اگر قدرت پرخاشگری فرد پایین باشد او به جای توسل به خشونت، حیله و نیرنگ را وسیله ی ارتکاب جرم قرار می دهد. بنابراین هسته ی شخصیت جنایی تعیین کننده این است که اساسا جرم ارتکاب می یابد یا نمی یابد؛ در مقابل، ترکیب متغییرهای مذکور انواع مختلف جرائم را به وجود می آورد. لذا شخصیت جنایی یک ساختار پویا و دارای فرآیند است.
2-2-2-1 متغییرهای شخصیت جنایی
برای این که جرم و بزه محقق شود باید همگی این خصایص و متغیرها یا تعدادی ازآن ها در فرد بزهکار وجود داشته باشد:
2-2-2-1-1خود محور بینی: باعث می شود که فرد خود را مرکز ثقل دنیا ببیند و معایب و محاسن دنیارا بر اساس منافع و مضار خود بسنجد؛پس اگر منافعش ایجاب کند ماشین دیگری را می دزدد.از سوی دیگر این خصیصه باعث می شود که فرد عمل خود را هرچند مجرمانه، مشروع بداند لذا نسبت به قضاوت دیگران در مورد خود بی تفاوت باشد.
2-2-2-2تلون مزاج (گهگیری): یعنی عدم آینده نگری و بی برنامه بودن، بی ثباتی منش در زمان و عدم پیش بینی مجازات که در انتظار فرد است و عدم توانایی وی در محاسبه آنچه در انتظارش است و بدین ترتیب پاک کردن آثار مجازات در ذهن فرد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-2-2-3پرخاشگری: انرژی ذاتی است که در همه ی افراد وجود دارد اما برخی این نیرو را صرف عمل مجرمانه می کنند بنابراین خشونت عبارتند از سوءاستفاده از قدرتی که فرد دارد. البته نیروی پرخاشگری در اغلب روابط انسانی وجود دارد و همه ی پرخاشگری ها جرم نیست، مثل دفاع مشروع، چون در این جا خود بزه دیده منشاء جرم بوده است.
2-2-2-4بی اعتنایی عاطفی( بی تفاوتی) : در جرم یعنی عبور از احساسات انسان دوستانه و ترحم و شفقت و عبور از تضرع و التماس و مظلومیت بزه دیده. انسان ذاتا نوعی احساس همدردی نسبت به همنوع خود دارد. در عین حال بی اعتنایی عاطفی هم در انسان وجود دارد اما در فرد مجرم این حس قوی تر است.
2-2-2-5سرسختی روان شناختی: سر سختی را ترکیبی از باور ها در مورد خویشتن و جهان تعریف کرده اند. همچنین سرسختی زاییده ی دانشی است که بر مبنای آن شخص به منابع بیش تری برای پاسخ گویی به استرس و رهایی از آن دسترسی پیدا میکنند. تحقیقات نشان داده است که میزان سرسختی روان شناختی در بزهکاران نسبت به افراد عادی کمتر بوده است.
2-2-2-6خود اثر بخشی:قضاوت شخص درباره این که او با توجه به مهارت هایی که دارد، با موقعیت هایی که مواجه می شود تا چه حد می تواند خوب کنار بیاید خود اثر بخشی شخص را نشان می دهد به بیان دیگر نتایج تحقیقات انجام شده نشان می دهد که وقتی کنترل وخود اثر بخشی افراد با میل کنترل زیاد دیگران تحدید شود یا از دست برود مثل زندگی در محیط پر ازدحام و زندان، واکنش هایی مثل ناراحتی، اضطراب، افسردگی، رفتار سلطه گرانه و مقابله کردن جسورانه، نشان می دهد. محققان دریافتند که بین باور های خود اثر بخشی و عملکرد زنان و مردان رابطه ی معنی داری وجود دارد.
2-2-2-7درون گرایی و برون گرایی: در کل شخص درون گرا با دیدگاه درونی و ذهنی همراه بوده و آمادگی بیشتری برای خودداری و تسلط بر نفس خویش نشان می دهد ولی برون گراها با دیدگاه عینی و خارجی تر شناسایی شده و از آمادگی کمتری برای تسلط بر نفس خویش برخوردارند. تحقیقات نشان داده است که زنان بزهکار افرادی برون گراتر، هیجان طلب تر، و حساس تر از زنان عادی هستند.
2-2-2-8سلطه گری: سلطه گری یعنی، دیگران را به همکاری وا داشتند، متقاعد ساختن دیگری از درستی نظر خویش. چنین اشخاصی بدون توجه کردن به دیگران رفتار می کنند و تبدیل به انسان هایی دیگر آزار، بزهکار یا مستبد می گردند. نوع کمتر خطرناک این تیپ، الکلی و معتاد به مواد مخدر می شوند یا خودکشی می نمایند. آن ها معتقدند، که با حمله کردن به خودشان به دیگران آسیب می رسانند.
2-2-2-9کمال گرایی: افراد با این ویژگی در برخورد با واقعیت دچار مشکل می شوند و به دلیل داشتن معیارهای بالای عملکرد و ارزیابی های سفت و سخت از خود و دیگران در معرض انواع بیماری ها و عملکرد نا مناسب قرار میگیرند.
2-2-2-10خطر پذیری و هیجان طلبی: صفتی که ویژگی آن جست و جوی هیجان ها و تجربه های متنوع تازه و پیچیده و میل شدید اقدام به خطرهای جسمانی، اجتماعی، قانونی و مالی به خاطر خود این تجربه ها است. تعدادی از محققان طی مطالعاتی رابطه بین خطر پذیری و هیجان طلبی را در زنان بزهکار بررسی کردند و به همبستگی مثبت بین آن ها پی بردند. نتیجه تحقیقی دیگر نشان داد که میزان خطر پذیری و درگیری های خانوادگی در دختران خیابانی و فراری بالاتر از گروه بهنجار بود.
2-2-2-2 هسته ی مرکزی شخصیت جنایی
یکی از علل مهم انحراف، اختلال روانی یعنی عدم توانایی روان شناختی برای مقابله واقع بینانه با سختی های معمولی زندگی است کسانی که اختلال روانی دارند هنجارهای اجتماعی مربوط به واقعیت را نقض می کنند. زیرا رفتار آن ها می تواند از افسردگی غیرمنطقی تا خوش خیالی ها، خیالات باطل و نارساییهای تفکر و بیان را در بر گیرد. رفتار این نوع مردم ممکن است غیرقابل پیش بینی، غیر قابل درک و یا حتی در تضاد با دیگران باشد. این امر موجب می شود تا روابط متقابل اجتماعی فرد دشوار گردد، یا حتی غیر ممکن شود.
اختلالات روانی چهار طبقه عمده، روان نژندی، روان پریشی، اختلالات مغزی و اختلالات شخصیتی را در برمی گیرد. در این گفتار سعی بر آن داریم تا به صورت گذرا این عوامل را بررسی نماییم.
2-2-2-2-1روان نژندی: اختلال روانی است که فرد مبتلا به آن معمولا مضطرب، ناخشنود و ناراضی از خود و دیگران است و مدام نسبت به وجود و اعمال خود، احساس حقارت و گناه می کند. روان نژد ممکن است بداند که رفتارش غیرعادی و نابهنجار است؛ ولی قادر به تغییر آن نیست.
روان نژندی در اثر تضادها، خاص تضاد درونی(شخصی) بر فرد عارض می گردد به طوریکه «من» بیمار قادر به پیدا کردن حسن روابط با دیگران و تعادل درونی رضایت بخش نیست. به بیان دیگر، فرد بین دو نیروی متضاد قرار می گیرد و نمی تواند به یکی از دو سوء متمایل گردد و حالت بی تصمیمی و تضاد و پریشانی در او ظاهر می گردد.کلیه افرادی که از ضعف اعصاب شکایت دارند، در حقیقت دچار حالات عصبی یا روان نژندی هستند و تحت فشار نیروهای متضاد قرار گرفته اند. بیماران عصبی، در بسیاری موارد،

No Comments

Leave a Reply