دانلود پایان نامه

عبارت دیگر، قربانی هر نوع وابستگی دارویی یا روانی به مواد مخدر، معتاد شناخته می شود. فرد در اثر مصرف مواد وابستگی جسمی یا روانی به آن ها پیدا کرده و بدون استفاده از آن دچار درد، ناخوشایندی و هرگونه تغییر غیر عادی شوند. روان شناسان معتقدند اثر اعتیاد به مشروبات الکلی روی زنان بیش از مردان است و نسبت بزهکارانی که از والدین الکلی به دنیا آمده اند سه برابر کسانی است که از خانواده های غیر الکلی بوده اند.
بحث اعتیاد که به عنوان یکی از عوامل روانشناختی بزهکاری مطرح شد جدای از مسائل و مشکلات و آثار روحی و روانی بر فرد بزهکار، از لحاظ جامعه شناختی و مشکلات به وجود آورنده ی آن در خانواده و جامعه نیز قابل بحث و بررسی می باشد.
2-2-3-8 مهاجرت:
تعریف مهاجرت از نظر حقوقی و جامعه شناسی متفاوت است. از نظر حقوقی، به فردی که موطن اصلی خود را ترک و در کشور دیگر برای دایم مقیم گردد «مهاجر» اطلاق می شود در صورتی که در جامعه شناسی، مهاجرت جا به جایی و انتقال افراد از زادگاه خود به شهر یا منطقه و یا کشور دیگری است.
از موضوعات بسیار مهم که توجه عموم جرم شناسان را به خود معطوف داشته مسئله مهاجرت است. دکتر صدارت در کتاب خود می نویسد: کسانی که با عادات و آداب و رسوم و عقاید مذهبی و اصول اخلاقی محیط خاصی پرورش یافته و خود را با آن محیط منطبق ساخته اند، با ترک محیط مزبور و ورود به محیط دیگری که اصول و اداب خاصی در آن حکم فرماست به آسانی قادر به خو گرفتن و انطباق با محیط جدید نیستند و این عدم انطباق یکی از عوامل بزهکاری است.

در پس آثار مختلف مهاجرت، تعارض فرهنگی ناشی از مهاجرت مهم ترین است مهاجرین به سختی می توانند خود را با محیط جدید انطباق دهند چرا که آنان با آداب و رسوم و اصول اخلاقی محیط خاص خود پرورش یافته و خود را با آن محیط تطبیق داده و با ترک وطن و ورود به محیط دیگری که اصول و آداب خاص در آن حکم فرماست به آسانی قادر به خو گرفتن و انطباق با محیط جدید نبوده و همین عدم انطباق ممکن است وضعی را به وجود آورد که اصطلاحا به آن «تعارض فرهنگی» می گویند. این تعارض فرهنگی به وجود آمده در فرد مهاجر با قراردادن او در اقلیت جامعه، ارتکاب بزه را از سوی وی را دامن می زند.
تاثیرات روحی و روانی ناشی از مهاجرت نیز از عوامل بروز بزهکاری در فرد مهاجر می باشد. ناراحتی های روانی که غالبا ناشی از غم غربت، دلتنگی، دوری از زادگاه، اضطراب و نگرانی از بیکار شدن و وضع اسف بار مسکن مهاجران در شهرها است. جوانانی که به تنهایی بدون یار و یاور، محیط گرم و پرمحبت خانواده را رها می سازند و به امید تحقق بخشیدن به آمال و آرزوهای خویش، زادگاه خود را ترک می کنند غم انگیزترین و حزن آورترین سرنوشت مهاجرین را دارند و احتمال بروز حالت خطرناک و ارتکاب جرائم در آنان بیش از مهاجرین خانوادگی و یا گروهی و دسته جمعی است. این مهاجرین برای کاریابی با مشکلات زیادی رو به رو می شوند، چون در فن و یا حرفه ای تخصص ندارند و استعداد و قابلیت آنان پرورش نیافته است به آسانی جذب بازار کار نمی گردند و در صورت اشتغال به کار، به اندک بهانه از کار برکنار می شوند و لاجرم برای امرار معاش، به مشاغل کاذب از قبیل: دوره گردی،روزنامه فروشی، سیگار فروشی و غیره روی می آورند و به طرف حالت خطرناک سوق داده شده و در مظان ارتکاب جرائم مختلف قرار می گیرند. پدیده مهاجرت جدای از اینکه از علل و عوامل روان شناختی بزهکاری است، می تواند از منظر جامعه شناختی نیز مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
نتیجه ای که از این بحث حاصل می شود این است که بر اساس مطالعات روان شناختی که روی بزهکاری زنان شکل گرفته است عوامل روانی که خارج از اراده ی فرد است، می تواند نقش موثری در ارتکاب جرائم داشته باشد. اما جدای از این مورد، عوامل اجتماعی به طور عام موجب و زمینه ساز جرائم خواهند بود که در مبحث بعدی به بررسی آن ها خواهیم پرداخت.
2-3 مبحث سوم
عوامل جامعه شناختی
یکی دیگر از عوامل تاثیر گذار در حوزه ی بزهکاری زنان عوامل جامعه شناختی می باشد. اگر عوامل زیست شناختی به تاثیر شکل ظاهری و ساختار ژنتیکی و اختلالات جنسی و هورمونی در بزهکاری تاکید داشت و عوامل روان شناختی به تاثیر مسائل روانی در رفتار مجرمانه تاکید می کرد، عوامل جامعه شناختی به مجموعه ای از مسائل اجتماعی که در گرایش زنان به بزهکاری تاثیرگذار است، همچون نقش محیط اجتماعی و نحوه جامعه پذیری افراد و تاثیر نهادهای اجتماعی همچون خانواده، مدرسه، گروه دوستی و … می پردازد.
جامعه شناسی جنایی، پدیده جنایی را به اعتبار پدیده اجتماعی و پدیده جمعیت، بررسی می کند و به بررسی تبهکاری در مجموعه اش و تجزیه و تحلیل نفوذ اطرافیان خانوادگی و اجتماعی بزهکار و روابطی که بین بزهکار و دیگر اطرافیانش بر قرار می شود، می پردازد. در جامعه شناسی جنایی تلاش می شود با اقداماتی سازنده، بزهکار، مجددا به آغوش جامعه برگردد و در نتیجه، به مقامی مناسب با استعداد خود دست یابد. یکی از اهداف جامعه شناسی جنایی پیشگیری از جنایت در سطح جامعه است. جامعه شناسی جنایی برای این که وظیفه خود را کاملا درست انجام دهد، متکی به آمار جنایی است که اطلاعات سودمندی درباره ساختار و تغییرات تبهکاری بر حسب زمان و مکان به دست می دهد.
در این مبحث ابتدا نظریات و رویکردهای جامعه شناختی در مورد پدیده بزهکاری زنان را بازگو کرده سپس به بررسی مهم ترین عوامل اجتماعی تاثیرگذار بر بزهکاری زنان ابتدا در سطح خانواده و سپس در سطح جامعه خواهیم پرداخت.
2-3-1 نظریه های جامعه شناختی بزهکاری
جرم شناسان از سال 1950میلادی برای تبیین مجرمیت به طور کلی و علت اختلاف میزان مجرمیت زنان و مردان به طور خاص از رویکرد های زیستی–روانی دور شده توجه کمتری به این رویکردها داشته و توجه خود را بیشتر بر تبیین جامعه شناسانه متمرکز ساختند.
در مورد پدیده بزهکاری زنان می توان رویکرد اجتماعی را بر اساس تمایزات اجتماعی و نقش های جنسیتی که به آن ها داده می شود، مورد توجه قرار داد. بر اساس تبیین های جامعه شناختی، علت وجود اختلاف در نسبت جرائم زنان و مردان را باید در وضعیت زندگی زنان، جایگاه و شرایط زندگی اجتماعی آنان دانست. چراکه این عوامل است که امکان کمتری به آنان برای ارتکاب به جرم می دهد. اختلاف فرهنگی در رابطه با نحوه اجتماعی کردن زنان و مردان و نظارت شدیدی که بر دختران و زنان در خصوص ماندن در خانه اعمال می گردد بر میزان مجرمیت آنان موثر است.
2-3-1-1 امیل دورکیم: اواز اولین جامعه شناسانی که رویکرد اجتماعی را مورد توجه قرار داد. او بزهکاری را پدیده ای اجتماعی می داند که وجدان جمعی را آزرده نموده و در مقابل، واکنش جامعه را به دنبال دارد. امیل دورکیم در کتاب «خودکشی» (1897) به تاثیر نقش های اجتماعی زنان در بزهکاری اشاراتی کرده است. او ضمن تاکید بر تاثیر محیط اجتماعی در بزهکاری، قلت بزهکاری زنان در مقایسه با مردان را به خاطر موقعیت های اجتماعی و عدم درگیر شدن آن ها در مسائل اجتماعی می داند.
دورکیم درباره ی رابطه میان انسان، نیازها و آرزوهای او بر این باور است که در شرایط اجتماعی استوار و پایدار، آرزوهای انسان از طریق هنجارها، تنظیم و محدود می شود و با از هم پاشیدگی هنجارها ( و در نتیجه از بین رفتن کنترل آرزوها) یک وضع آرزوهای بی حدو حصر یا آنومی پدید می آید. از آن جا که این آرزوهای بی حد و حصر، نمی توانند ارضا شوند، در نتیجه یک وضع ناخشنودی اجتماعی دائمی پدید می آید. سپس این نارضایتی در جریان های اقدامات اجتماعی منفی، نظیر خودکشی، تبهکاری، طلاق و غیره ظاهر می شود که از نظر آماری نیز قابل سنجش است. تئوری آنومی که نظریه ی فشار ساختاری هم نامیده می شود، رفتارهای انحرافی را نتیجه ی تنگناهای جامعه می داند که بعضی مردم را وادار به کجروی می کند.
2-3-1-2رابرت مرتن:این جامعه شناس آمریکایی در 1968 میلادی، نظریه ی فشار ساختاری خود را بر پایه نظریه بی هنجاری دورکیم تعمیم داد. مرتن آنومی یا بی هنجاری را به تنگنایی اطلاق می کند که وقتی هنجارهای پذیرفته شده با واقعیت اجتماعی در ستیزند، بر افراد وارد می آید. در واقع، این نظریه، انحراف را به عنوان نتیجه ی تنگناهای ساختاری می داند که مردم را تحت مضیقه قرار می دهد.

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان درمورد حقوق بین‌الملل

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-3-1-3ژان میشل بست:او در تایید ظرات دورکیم معتقد است که اگر به آمار بزهکاری زنان در دوران جنگ بنگریم، می بینیم تعداد جرائم آنان افزایش می یابد. علت این مسئله حضور فعال زنان در مشاغل صنعتی و درنتیجه پذیرفتن نقش های اجتماعی توسط آنان است. از سوی دیگر نحوه اجتماعی شدن افراد هم می تواند در موقعیت آن ها در جامعه و متعاقب آن بروز رفتار مجرمانه و انحرافی تاثیرگذار باشد. بطوریکه پسران در مقایسه با دختران معمولابه گونه ای جامعه پذیر می شوند که از آزادی بیشتری برخوردارند. خانواده نیز آنان را به انجام فعالیت های اجتماعی بسیار تشویق می کند. در نتیجه آنان مجال بیشتری دارند تا در معرض بزهکاری قرار گیرند.
2-3-1-4ساترلند:او از جمله افرادی بود که به بررسی نقش عوامل اجتماعی در پدیده بزهکاری می پرداخت. او معتقد بود عوامل اجتماعی همانند مهاجرت، ناسازگاری در گروه، عدم رشد جامعه پذیری خرده فرهنگ ها و غیره در وقوع جرائم تاثیر گذار هستند. او معتقد بود که بزهکاری زاییده فقر و تربیت غلط نیست، بلکه حاصل معاشرت های آدمی بوده و افراد مجرم با گروه های بزهکار بیشتر معاشرت دارند. بزهکاری زنان و مردان را نیز با این دیدگاه تحلیل می کند و در مورد نرخ پایین بزهکاری زنان معتقد است که زنان به صورت متفاوتی تربیت می شوند. آن ها آزادی های مردان را دارا نبوده و به همین علت جرائم آن ها کمتر است.
او در کتاب اصول جرم شناسی در سال 1924میلادی این عقیده را مطرح کرده که فاصله ی نرخ بزهکاری زنان و مردان آن قدر زیاد است که برای بررسی علل این فاصله باید به تفاوت های اجتماعی این دو جنس توجه کنیم. او تفاوت های بزهکاری زنان و مردان را ناشی از تغییری می داند که در نقش های سنتی مرتبط با هردو جنس به وجود آمده است. اختلاف موقعیت اجتماعی آنان سبب اختلاف آمار بزهکاری است. او رفتار بزهکارانه را قابل یادگیری دانسته و در جایی دیگر، اختلاف بزهکاری آنها را ناشی از از دو مسئله می داند. اول این که پسران به مراتب کمتر از دختران به واسطه فرآیند آن ها می آموزند که باید سخت تهاجمی، خطر پذیر و فعال باشند. از نظر او این دو مورد پیش شرط های درگیر شدن در رفتارهای مجرمانه هستند.
2-3-1-5روت موریس:او از نظریه پردازانی بود که نقش جنسیت را در مطالعات مربوط به بزهکاری زنان و مردان مورد توجه قرارداد. او مسئله جامعه پذیری را در پدیده بزهکاری مورد توجه قرار داده و پایین بودن میزان بزهکاری زنان را متاثر از دو امر می دانست.

دسترسی ناچیز به وسائل نامشروع برای رسیدن به اهداف موفقیت آمیز.
مخالفت و نکوهش شدید تر جامعه از اعمال مجرمانه زنان نسبت به مردان.
چراکه از دختران انتظار می رود تا مطیع و تابع آداب و رسوم و قوانین و مقررات باشند. به همین دلیل معیارهای اخلاقی در مورد ایشان سختگیرانه تر است. او با مطالعه روی یک گروه 56 نفری از مجرمان زن و مرد مشاهده نمود که دختران در مقایسه با پسران از درگیری با پلیس شرم و خجالت بیشتری احساس می کنند. او معتقد بود که بسیاری از زنان خلافکار، دارای خانواده ای از هم پاشیده و پرتنش بودند.
برخی از نظریه ها در توجیه بزهکاری زنان، آن را نوعی برون ریزی از سوی آنان می دانند. زنان به خاطر شکل سنتی جامعه پذیریشان انسان هایی منفعل هستند و در برابر فریب کاری مردان آسیب