پایان نامه های روانشناسی

منابع و ماخذ مقاله کارکردهای اجتماعی

فوریه 6, 2019

فهم شخصیت کمک خواهد کرد. بر اساس فرضیه زبانی یا واژگانی، مهمترین تفاوتهای افراد در تعاملات انسانی به صورت اصطلاحات مشخصی در همه زبانهای دنیا عنوان میشود. یکی از اولین دانشمندانی که این فرضیه را مطرح کرد، سرفرانسیس گالتون بود که از فرهنگ لغت برای برآورد کردن تعداد صفات توصیفی استفاده کرد. راه وی توسط آلپورت و ُادبرت (1936) که از ویرایش دوم فرهنگ لغت و بستر استفاده کردند، و بعداً توسط نورمن (1967) که از ویرایش سوم این فرهنگ لغت استفاده کرد، ادامه یافت . ترستون ابتدا با بهره گرفتن از تحلیل عاملی 60 صفت را به دست آورد ولی بعد تحلیل را ادامه نداد. وی در عوض، مقیاسهای ایجاد شده توسط گیلفورد را مجدداً تحلیل کرد. چرخشهای اریب 13 مقیاس گیلفورد منجر به ایجاد هفت عامل در فهرست خلق شده ترستون شد. از دیگر کسانی که از تحلیل عاملی در بررسی صفات شخصیتی استفاده کرد، کتل بود. وی ادعا میکرد که حداقل یک دوجین عامل شناسایی کرده است. اما زمانی که متغیرهای او بعداً توسط دیگران تحلیل شد، تنها پنج عامل قابل تکرار بهدست آمد.
فیسکه (1949) با تحلیل عاملی 22 مقیاس دوقطبی کتل، نتوانست به بیش از پنج عامل ترکیبی دست یابد. تیوپس (1957) و کریستال (1961)، تحلیل عوامل خود را بر اساس 30 مقیاس دو قطبی کتل که در مطالعات قبلی خود نیز آن را به کار برده بودند، گزارش کردند. آن ها وجود پنج عامل بزرگ را در بررسی شرح حالها یافتند. این محققان برای به دست آوردن اعتبار پیشبین دست به انجام مطالعات طولی زدند (به نقل از دیگمن ،1990 ،). نورمن(1967)، در مطالعات اولیه خود مدل پنج عاملی را با مجموعهای منتخب از متغیرهای کتل ثابت کرد. وی برنامه تحقیقی گستردهای را انجام داد که در آن مدل پنج عاملی توسط یک مدل گستردهتر جایگزین شد. او این کار را با گسترش دادن مجموعه واژه های شخصیت (در زبان انگلیسی) شروع کرد. سپس این واژهها را در طبقاتی مثل حالتها ،صفات و نقش ها طبقهبندی کرد و سرانجام اطلاعات هنجاری را در مورد 2800 واژه صفت جمع کرد. پنج عامل بهدست آمده وی شامل شادخویی ، توافق، وظیفهشناسی، هیجانی بودن و فرهنگ بوده است (گروسی،1380). بورگاتا (1964)، ساختارهای به دستآمده از خودسنجیها را با ساختارهای بهدست آمده از سنجش همسالان مقایسه کرد و پنج عامل را یافت که آنها را تحت عناوین جرأ‌‌تورزی، دوست داشتنی بودن، مسوولیتپذیری، هیجانی بودن، و هوش نامگذاری کرد. اسمیت (1967) نیز ساختارهایی را که از سه نمونه بزرگ بهدست آمده بود، با هم مقایسه کرد و پنج عامل قوی را یافت‌ که آنها را تحت عناوین برونگرایی، خوشایندی، قدرت منش ، هیجانی بودن و ظرافت نام نهاد. دیگمن از امتیاز استفاده از کامپیوتر برای تحلیل عاملی در کارهای خود برخوردار بود. وی در مطالعات مختلف خود تعداد عوامل مختلفی را بهدست آورد و در نهایت بعد از تحقیقات طولانی وی معتقد به وجود پنج عامل شد که عبارتند از برونگرایی، همراهی دوستانه ، تمایل به پیشرفت، رواننژندگرایی و عقل (گروسی،1380). همانطور که مشاهده شد این عاملها در کارهای روانشناسان مختلف تکرار شده است و سرانجام به پنج عامل بزرگ شهرت یافتند. واژه بزرگ در اینجا به وسعت و گستردگی عاملها اشاره دارد و بدین معناست که در این مدل، تفاوتهای شخصیتی به پنج عامل تقلیل نیافتهاند، بلکه هر عامل جنبه ای وسیع از شخصیت است و صفات بسیاری را تحت پوشش قرار میدهد (مک کرا و کاستا ،1999). در طول یک دهه (از 1975 تا 1985)،گلدبرگ8 به طور پیوسته تحلیلهایی را در مورد داده های مختلف برای کشف یک ساختار ردهبندی متقاعدکننده انجام داد. اما در طول این مدت وی دچار سردرگمی و ابهام شده بود چون هیچ دو تحلیلی مشابه نبود و هیچ تحلیلی آنقدر از بقیه متفاوت نبود که بتواند مرزهای مبهم پنج بعد را تشخیص دهد. سرانجام گلدبرگ بعد از تحقیقات مختلف، پنج عامل را بهدست آورد که عبارتند از برونگرایی، توافق، وظیفهشناسی، ثبات هیجانی و گشودگی به تجربه (گلدبرگ،1993).
در حالیکه محققان دارای رویکرد لغوی به گردآوری شواهد برای پنج عامل بزرگ میکوشیدند، محققانی که با مقیاسهای پرسشنامهای شخصیت کار میکردند، کمبود چارچوبی سازماندهنده را برای این یافتههای پژوهشی احساس کردند. در اوایل دهۀ 1980، کاستا1 و مککرا2 سرگرم تهیۀ پرسشنامۀ شخصیت نئو بودند تا سه بعد نوروزگرایی، برون-گرایی و گشودگی را بسنجند.آنها کار خود را با تحلیل خوشهای پرسش نامۀ کتل شروع کرده بودند. تحلیل آنها در ابتدا دو عامل برونگرایی و نوروزگرایی را آشکار ساخته بود اما کم کم اهمیت عامل گشودگی نیز که در برخی از عوامل اولیۀ کتل مورد اشاره قرار گرفته بود، برای آن ها پررنگ گردید. در سال 1983 ، کاستا و مککرا دریافتند که نظام نئو تطابق بسیاری با سه عامل الگوی پنج عاملی دارد، اما صفات متعلق به حیطه های توافق و وظیفهشناسی را در بر نمیگیرد. در نتیجه آنها به توسعۀ الگوی خود بر مبنای تحلیل پرسشنامههای مربوط به سنجش دو عامل اخیر پرداختند و نسخۀ تجدیدنظر شدهای از پرسشنامۀ خود با عنوان NEO-PIR ارائه کردند (مک کرا و کاستا،1999).
بنا بر آنچه گفته شد، دو رویکرد عمده در صورتبندی شکل کنونی پنج عامل بزرگ شخصیت یکی رویکرد گلدبرگ2 بوده که با تحلیل عاملی صفات مربوط به شخصیت از فرهنگ لغات زبانهای طبیعی به این کار پرداخته است (گلدبرگ،1999) و دیگری رویکرد کاستا و مککرا میباشد که به تحلیل عاملی انواعی از پرسشنامههای شخصیت پرداخته-اند.این دو الگو از لحاظ تجربی و شواهدی که دارند بسیار به هم نزدیکند اما از حیث مفهومی و نظری متفاوت میباشند.از مبنای نظری، الگوی گلدبرگ بر فرضیۀ لغوی3 مبتنی است. بر اساس این فرضیه، اساسیترین و اجتماعیترین تفاوتهای فردی در طول تاریخ در قالب اصطلاحات و صفات شخصیتی در زبانهای طبیعی کدگذاری شدهاند. در مقابل الگوی کاستا و مککرا، بر پایه های نظری تکیه دارد که بنا بر آنها صفات شخصیت در الگویی جامع از علل و زمینه های ژنتیک و محیطی جای میگیرد. در نتیجۀ این تفاوتهای نظری، عاملها و مؤلفه ها در الگوی گلدبرگ خاصیت فنوتیپی دارند و فاقد نقش علی و تبیینی هستند، برخلاف الگوی کاستا و مککرا که برای آنها خاستگاهی زیستی – اجتماعی قایل است و آنها را تبیینکنندۀ رفتار میداند (جانسون5 ،2000).

___________________________________________
1-Costa
2-Mc Crea
3-Goldberg
4- Lexical Hypothesis
5-Johson
چشماندازی نظری به الگوی پنج عاملی
همانطور که اشاره شد، نظریات متعددی الگوی پنج عاملی را به عنوان سازهای ارتباطی در نظر گرفتهاند. در تئوری بین شخصی(ویگیتز و تپنل ،1996) تأکید عمده بر روی روابط اشخاص است. این الگو شخصیت را به عنوان الگوی نسبتاً پایداری از موقعیتهای بین فردی که زندگی انسان را مشخص میسازد، درنظر گرفته است (سالیوان ،1953). بنابراین الگوی پنج عاملی به عنوان مفهومی توصیفی تفهیم شده است. این الگو بر انگیزههای بین شخصی و ارتباطی تأکید دارد و ابعاد پنج گانه را بر حسب تلویحات بین شخصی تعبیر میکند (به نقل از جان و استریوستا ،1999).
تئوری روان تحلیلی اجتماعی بر کارکردهای اجتماعی ادراکات خود و دیگران مبتنی است. بر طبق این الگو، صفات سازه های اجتماعی هستند که برای نشان دادن کارکردهای اجتماعی به کار میروند. هوگان معتقد است که اشخاص ممکن است خودگزارشدهیشان را با شیوه های خود نمایشگرانه تحریف کنند (جان و استریوستا،1999).
دیدگاه تکاملی بر این نکته تأکید دارد که انسان تعدادی مکانیسمهای آشکارساز دارد که به بقاء و تولیدمثل وی کمک میکند. باس (1995) شخصیت را به عنوان رویکردی انطباقی در نظر میگیرد که صفات پنج گانه ابعاد مهمتر و برجستهتری از نیازهای بقای اشخاص را نشان میدهند.این رویکرد تکاملی به ادراکات شخصی و تفاوتهای فردی توجه دارد؛ به علت این که مردم به شیوه های نظامداری در ابعاد صفات با هم متفاوتند، و نیز به علت این که آگاهی از صفات دیگران به بقا کمک میکند، صفات ارزش انطباقی دارند. انسانها قابلیت زیادی را برای دریافت این تفاوتهای شخصی که مرکز ثقلی است برای انطباق به این چشم انداز، از خودشان بروز میدهند (جان واستریوستا،1999).
همانطور که پیشتر اشاره شد، مککری و کاستا الگوی پنج عاملی را به عنوان موقعیتهای علی – شخصیتی در نظر گرفتند. تئوری پنج عاملی این دو به طور تجربی از طبقهبندی پنج عامل مشتق شده است. این الگو بر یافتههایی مبتنی است که معتقدند همۀ ابعاد پنج عامل بزرگ پایهای ژنتیکی دارند (لوهلین1، مک کری2،کاستا 3و جان4 ،1998).
ابعاد شخصیت در الگوی پنج عاملی
بر اساس این مدل، شخصیت انسانی از پنج عامل بزرگ ساخته شده است. این عاملها به نحو طبیعی در میان جامعه توزیع شدهاند. از این روی اغلب افراد درجه متوسطی از این عاملها و صفات آن را نشان میدهند. اما افراد محدودی دارای درجات افراطی بالا و پایین از آنها هستند. هر یک از این پنج عامل بزرگ دارای شش مؤلفه است. این عاملها و مؤلفه های آن به شرح زیراند:
برونگرایی: برونگرایی در نظر اول، جامعهگرایی بوده اما تواناییهای اجتماعی فقط یکی از صفاتی هستند که در این حیطه میباشد علاقه به ریسکهای بزرگ در مشاغل از دیگر مقیاسهای این حیطه به حساب میآید. آنها از بودن با افراد دیگر لذت میبرند و سرشار از انرژی هستند. و اغلب هیجانات مثبتی را تجربه میکنند آنها معمولاً پرشور، عملگرا و افرادی هستند که در فرصتهای پر هیجان بیشتر احتمال دارد عبارتی مانند باشد یا برویم را بکار ببرند. در موارد حضور در یک گروه آنها دوست دارند صحبت کنند، احساس و نظر خود را اعلام کنند و توجه دیگران را به خود جلب کنند (جانسون5 ، 2000، نقل از زرندی، 1385). برونگراها علایق و انرژی خود را به جهان بیرونی معطوف میسازند .آنها برانگیختگی جنسی و نیز تحریک را دوست دارند و متمایلند که بشاش باشند (مک کری و کاستا2003).
برون گراها افرادی معاشرتی، لذت جو و با محبت هستند. این افراد در عمل قاطع و فعال بوده، علاوه بر دوست داشتن مردم و تمایل به شرکت در اجتماعات و میهمانی ها، با جرأت و بشاش می باشند. برون گرا ها سرخوش، با انرژی و خوشبین نیز بوده و به موفقیت در آینده امیدوار هستند. زیر مقیاس های برونگرایی عبارتند از : صمیمیت، قاطع بودن، هیجان خواهی و هیجان مثبت )شولتز6، ترجمه سید محمدی، 1385).
_________________________________
1-Loehlin
2-Mc Crea
3- Coata
4-Jhon
5-Johnson
6-Sholts
افراد درونگرا فاقد شور و شوق، انرژی و سطح فعالیت برونگرایان هستند. آنها معمولاً ساکت، کم تحرک، آرام و از عالم اجتماعی منفک میباشند. این فقدان شرکتپذیری در افراد درونگرا را نباید به خجالتی یا افسرده بودن آنها نسبت داد. زرندی(1385) معتقد است که افراد درونگرا در مقایسه با افراد برونگرا به تحریک کمتری نیاز دارند و ترجیح میدهند که تنها باشند. این استقلال و توداری افراد درونگرا گاهی با عدم دوستی یا غرور اشتباه گرفته میشود (جانسون1 ، 2000). طبق نظر آیزنک2 تیپ شخصیتی برونگرا ، اجتماعی، تکانشی، خوشبین و هیجانی است و در برابر تغییرات محیطی سریع تغییر میکند. افراد برونگرا خیلی زود آرامش خود را از دست میدهند و بهراحتی خشمگین و پرخاشگر میشوند و انسانهای بیثباتی هستند. تیپ درونگرا، برعکس، محتاط، کم حرف و آرام هستند. درونگراها احساسات و هیجانهای خود را کنترل میکنند و از فعالیتهای هیجانی، تغییرات و اکثر فعالیتهای اجتماعی اجتناب میکنند. آنها آرام هستند و پرخاشگری ندارند و ارزشهای زیادی برای هنجارهای اجتماعی قائلند (گروسی فرشی و همکاران، 1386).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

جدول ‏0 1 : مقیاسها، جنبه ها و همبستههای سیاهه صفات نئو پی آی آر: برونگرایی
جنبه های برونگرایی همبسته های سیاهه صفات
گرمی و محبت دوستانه، خونگرم، مردم آمیز، بشاش، سرد و بیروح، با محبت، اجتماعی

جمع گرایی مردمآمیز، اهل گردش، لذت طلب، سرد و بی روح، حراف، خودانگیخته و ارتجاعی، کناره گیر
جرأت ورزی پرخاشگر، خجالتی، جرأت ورز، مطمئن به خود، نیرومند، مشتاق، خاطرجمع
فعالیت پرتوان، شتابزده، سریع، مصمم و بااراده، مشتاق، پرخاشگر، فعال
هیجان خواه لذت طلب، با جرأت، ماجراجو، محسورکننده، دست و دل باز، پردل و جرأت، باهوش و زیرک
عواطف مثبت و مطلوب مشتاق، شوخطبع، قابل تحسین و ستودنی، خودانگیخته و ارتجاعی، لذت طلب، خوشبین، شاداب
منبع: (لانیون و گودشتاین، به نقل از تقوی قره بلاغ، 1388)

______________________________________________
1-Johnson
2-Eysenck
سازگاری(توافق): همانند برونگرایی، سازگاری یا توافق بعدی از تمایلات بین فردی است (گروسی فرشی،1380). همچنین این عامل نشاندهنده تفاوتهای فردی مرتبط با همکاری و سازگاری اجتماعی است. افراد برخودار از سازگاری بالا، کنار آمدن با افراد دیگر را یک ارزش میدانند. در نتیجه آنها افرادی خونگرم، با ملاحظه، سخاوتمند، یاریرسان و علاقهمند به شریک کردن دیگران در علایق خود هستند. زرندی(1385)معتقد است که این افراد نظری خوشبینانه نسبت به طبیعت انسانها دارند و آنها معتقدند مردم ذاتاً صادق، درستکار و قابل اعتمادند و بهطور کلی به هم حسی وحمایت بین شخصی تمایل دارند .

جدول ‏0 2 : مقیاسها، جنبهها و همبستههای سیاهه صفات نئو پی آی آر: سازگاری
جنبه های سازگاری همبسته های سیاهه صفات
اعتماد بخشنده، اعتمادکننده، بدگمان، محتاط، بدبین، اهل آرامش و صلح، سنگدل
درستکاری و صراحت پیچیده، پرتوقع، زیرک و باهوش، لوند، محسورکننده، هوشمند، مستبد و خودرأی
نوع دوستی خونگرم، دلرحم، مؤدب، سخاوتمند، مهربان، شکیبا و بردبار، خودخواه
فرمانبرداری لجباز، پرتوقع، یکدنده و لجوج، ناشکیبا، نابردبار، رک و بی پرده، سنگدل
میانه روی و فروتنی نمایشی و توجه طلب، زیرک، جرأت ورز، اهل جر و بحث، مطمئن به خود، پرخاشگر، آرمانگرا
نرمخویی دوستانه، خونگرم، همدل، دلرحم، رئوف، نااستوار، مهربان
منبع: (لانیون و گودشتاین، به نقل از تقوی قره بلاغ، 1388)

_________________________________
1-Johnson
وظیفهشناسی : یکی از موضوعات مهم در شخصیت توانایی کنترل تمایلات و تکانهها و در کنترل خود است که میتواند به فرآیند فعال طراحی، سازماندهی و اجرای وظایف بینجامد. افراد مسئولیتپذیر با دقت، قابل اعتماد، سخت کوش و منظم هستند (شولتز1 ، ترجمه سید محمدی، 1386). محتوای عامل وظیفهشناسی به نحوه کنترل، تنظیم و هدایت تکانهها مرتبط است. تکانهها فینفسه بد نیستند؛ در مواردی محدودیت زمانی تصمیمگیری های لحظهای را پیش میکشند و در چنین مواردی اقدام بر اساس نخستین تکانه میتواند پاسخ مؤثری باشد. همچنین در موقعیتهای بازی و تفریح در مقابل موقعیتهای کاری، اقدامات خودانگیخته و تکانشی میتواند جالب باشد. افراد تکانشی در نظر دیگران جالب، سرگرم کننده و خوشایند مینمایند. با تمام اینها اقدام بر پایه تکانهها ممکن است به اشکال گوناگون دردسرساز باشد. برخی تکانهها ضد اجتماعیاند. اعمال ضد اجتماعی کنترل نشده نه فقط به دیگران، بلکه ممکن است به توبیخ و برخورد با عامل این نوع رفتارها منجر شوند. مشکل دیگر در خصوص اقدامات تکانشی اینست که اینگونه رفتارها اغلب پاداش فوری و اما عواقب بلند مدت ناخوشایندی را در پی دارند. رفتار تکانشی در مواردی که به شکل جدی مخرب نباشند، باز هم میزان اثربخشی و کارایی افراد را به طرق مختلف کاهش میدهد. اقدام تکانشی امکان تأمل در باب اقدامات بدیل را از بین میبرد. افرادی که در بعد وظیفهشناسی نمرات بالایی بدست میآورند، توسط دیگران بعنوان افرادی عاقبتاندیش و هوشمند، و قابل اعتماد توصیف میگردند.
افراد وظیفهشناس،افرادی پرنیرو، جاه طلب و سختکوش هستند.آنها علیرغم موانع موجود، در رفع آنها مصرند و تمایل به دقت و کامل بودن دارند .وظیفهشناسی معمولاً با پشتکار و شایستگی جسمانی مربوط میباشد.افراد فاقد وظیقهشناسی از باریکبینی لازم، دقت و پاکیزگی اجتناب میکنند (لیبرت2

No Comments

Leave a Reply