سایت مقالات فارسی – منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام) در نگاه ابن‌حنبل و ابن‌تیمیه- قسمت ۱۱

تحقیق و پایان نامه

ادعای فوق در قرن نهم صورت گرفته و تا آن تاریخ تمام کتب حدیثی معتبر اهل‌سنت‌ اعم از صحاح و غیر صحاح تدوین شده بودند. الجزری المسند را برتر از همه آنها تلقی می‌کند.
صالح بن فوزان از دانشمندان معاصر و عضو هیئت کبار علمای عربستان با سیر در اندیشه‌های اندیشمندان گذشته به مقام علمی ‌و کثرت دانش و خبرویت ابن‌حنبل صحه می‌گذارد و او را از قول ابراهیم حربی در جوانی (اسود الراس) به‌واسطه تسلط به احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) و فقه اسلامی ‌مورد تمجید قرار می‌دهد. [۱۲۶]
این نویسنده معاصر از قول عاصم نیز نقل می‌کند: «تاکنون در فقه کسی همانند ابن‌حنبل در بغداد دیده نشده است». او همچنین با تاکید بر گستردگی دانش و چیرگی احمد بن ‌حنبل به علوم زمان خود، استقلال فکری و تحفظ او را به روش اهل‌حدیث با‌ این بیان اثبات می‌کند: «کان احمد قد کتب کتب الرای و حفظها ثم لم یلتفت الیها». [۱۲۷]
عبارت ابن فوزان جامعیت ابن‌حنبل را اثبات می‌کند. ابن‌حنبل به‌دلیل مذاق حدیث گرایی به نقل بدون تاویل احادیث قایل بود، اما در دانش فراتر از آن بود و به‌حوزه اهل رای و قیاس هم تسلط داشته است.
ابن فوزان معتقد است احمد با روش انتقادی با علوم بر خورد می‌نمود. او از قول ابو زرعه می‌نویسد: « ابن‌حنبل وقتی در علم فقه بحث می‌کرد با نگاه نقادانه سخن می‌گفت و از روی معرفت بحث می‌نمود».[۱۲۸]
ابن‌فوزان در نسبت سنجی بین احمد و دیگر ائمه حدیث او را در جرح و تعدیل راویان حدیث و نقل فتاوی و داوری در اختلاف اصحاب متفرد می‌داند. [۱۲۹]او ‌در مقام درایه الحدیث احمد و فهم ویژه او از روایات و مقایسه معنی دار او با مالک بن‌ انس از مناقب ابن‌جوزی نقل می‌کند:
«همه متفرد بودن ابن‌حنبل را در نقل، نسبت به دیگر پیشوایان به‌خاطر انبوهی محفوظات و شناخت صحیح از نادرست و مهارت در علوم حدیث قبول دارند. ثابت شده است که در دانش روایت از پیشوایان بزرگ قبل از احمد کسی به‌پایه مالک نمی‌رسد، اگر کسی مایل است دانش احمد را در این عرصه نسبت به مالک بشناسد به تفاوت المسند و الموطا توجه نماید». [۱۳۰]
در توصیف جالب نظر، احمد بن ‌حنبل، المسند را امام و پیشوا در ‌آینده معرفی می‌کند. ابن فوزان از قول ابن بدران در کتاب المدخل در بیان تالیفات احمد چنین نقل می‌کند:
«احمد بن ‌حنبل به فرزندش عبدالله در مورد کتاب المسندی که حاوی سی هزار حدیث است می‌گوید: در حفظ المسند کوشا باش زیرا در ‌آینده راهبر و پیشوای مردم خواهد شد. عبدالله گفت پدرم المسند را برای ما خواند و به ما گفت ‌این کتاب را از بررسی بیشتر از هفتصد هزار حدیث گزینش نمودم. . .‌این مطلب بر انبوهی دانش و توان تمییز و نقد روایی و حدیثی ابن‌حنبل دلالت دارد. البته کسی که با صدق نیت علم را از منابع اصلی آن یعنی کتاب الله و سنت‌ نبوی یاد می‌گیرد و به آن عمل می‌کند و از محضر حاملان واقعی دین، دانش می‌آموزد، شایستگی دارد که حامل علم سودمند باشد و به مقام پیشوایی در دین برسد همانگونه که امام احمد و دیگر افراد از پیشوایان بزرگ اسلام و حاملان شرع به‌این رتبه بزرگ رسیدند». [۱۳۱]
ابن فوزان محنت احمد را در زمان مامون نشانه صلابت و‌ایستادگی بر عقیده خود می‌داند. [۱۳۲]
وی در مقایسه‌ای جالب مذهب احمد را در نسبت به دیگر پیشوایان اهل‌سنت ‌بسیار ممتاز می‌داند و فاصله آنها را تفاوت بین نصوص دین و فتوای صحابه قلمداد می‌کند. [۱۳۳]
ابن بدران در مقدمه المغنی ابن‌قدامه مقدسی متوفای ۶۲۰ می‌نویسد: «به‌تحقیق امام احمد پیشوای همه اهل‌سنت‌ در اصول و فروع دین است». [۱۳۴]
اشعری از متکلمین قرن چهارم و سرسلسله فرقه کلامی ‌اشاعره در مورد ابن‌حنبل و مقبولیت او مطالب جالب نظری دارد. او بعد از بیان علقه قلبی خود و پیروانش نسبت به اعتقادات اصلی و تبعیت از صحابه و تابعین و محدثین می‌نویسد:
«ما به‌روش سلف و آنچه ابوعبدالله احمد بن ‌حنبل که خدا رویش را سفید و درجه اش را ارتقا و بهترین پاداش را برایش منظور نماید، تمسک می‌جوییم، و به مخالفینش توجه نداریم زیرا او امام با فضیلت و رئیس کامل است که خدای تعالی به‌وسیله او حق را آشکار و گمراهی را دفع و راه‌ها را واضح نمود و بدعت بدعت گزاران و گمراهی گمراهان و شک شک کنند‌گان را نابود کرد. خدایش بیامرزد». [۱۳۵]
عبدالواحد بن عبد العزیز بن الحارث بن قرب تمیمی ‌حنبلی متوفای ۴۱۰ می‌نویسد:
احمد احادیث ناظر به فضایل (صحابه) را قبول نمود و معیاری برای آن تعیین نکرد و حرف کسانی را که می‌گفتند ‌این فضیلت برای ابوبکر و آن دیگری برای علی است، نپذیرفت، زیرا معتقد بود اصحاب بالاتر از‌ این هستند که فضایلشان مورد انکار قرار گیرد.[۱۳۶]
نگاه یک پارچه و بدون تفصیل احمد بن ‌حنبل به فضائل صحابه برخلاف مشی ابن‌تیمیه است.
برخلاف‌ این مشی ابن‌تیمیه برای گریز موردی از لوازم پایبندی به منقولات ابن‌حنبل می‌نویسد:
«هر چه که احمد در المسند و دیگر کتب نقل کرده است، از نظر او حجت نیست بلکه چیزهایی را روایت کرده که اهل علم گفته‌اند و شرط او برای نقل حدیث در المسند‌ این است که ناقل به دروغ گو بودن معروف نباشد هر چند روایتش ضعیف باشد». [۱۳۷]
مطلب مذکور بر خلاف مندرجات منقول از ابن‌حنبل است که اسناد آن در صفحات قبل ارائه شد. ابن‌تیمیه طبق رویه خود در این مورد هم متفرد است هرچند با استناد به المسند و رویه احمد بن ‌حنبل بارها ‌این مشی خود را نقض نموده است.
ابن‌تیمیه در جایی به اهمیت منقولات ابن‌حنبل صحه می‌گذارد: «احمد گفته است که شناخت و درک عمیق روایت از حفظش برایم مهمتر است». [۱۳۸]
او همچنین منقولات احمد بن ‌حنبل را یکی از مراجع و مآخذ کتب بعدی شمرده و آنها را از حیث رتبه زمانی و اهمیت، مقدم بر صحاح سته خصوصا صحیحین می‌داند که مورد اعتماد شدید ابن‌تیمیه هستند. او در مطلبی به‌این موضوع تصریح می‌کند:
«صحابه منبع اخذ علم بعد از خلفای چهارگانه هستند و سپس تابعین که علی بن حسین از آنان است. . . بعد از ‌اینها شافعی و احمد. . . و در رتبه بعد از‌اینها بخاری و مسلم و ابوداود. . . عثمان بن سعید دارمی و محمد بن ‌‌مسلم و نسائی و ترمذی و عبدالله بن ‌احمد قرار دارند. . .‌اینها و امثالشان به احوال رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیش از دیگران آگاهی دارند». [۱۳۹]
شیخ عباس قمی ‌از محدثین متاخر شیعه در سفینه البحار جایگاه علمی‌ احمد بن ‌حنبل در جهان اهل‌سنت‌ را‌ اینگونه توصیف می‌کند: «احمد از ملازمان و خواص شافعی بود که بخاری و مسلم از او حدیث نقل کرده‌اند». [۱۴۰]
شیخ عباس قمی ‌محدثی شیعی است و در اعصار متاخر از رویه اهل‌حدیث در بین شیعیان تبعیت می‌کرد و به‌عنوان عالمی‌ شیعه نظرات او در مورد یکی از ائمه اهل‌حدیث اهل‌سنت‌حائز اهمیت است.
ابن‌عساکر(۵۷۱–۴۹۹) در تاریخ دمشق احمد بن ‌حنبل را به نقل از بزرگان از کبارالتابعین می‌نامد. [۱۴۱]
محمد بن اسحاق بن راهویه ادعای بزرگی را مطرح می‌کند که خالی از مبالغه نیست. او می‌نویسد از پدرم شنیدم که می‌گفت: «اگر احمد بن ‌حنبل برای دین از جان مایه نمی‌گذاشت، اسلام از بین می‌رفت».[۱۴۲]
محمد بن‌ احمد بن البرا گفت از المدینی شنیدم که می‌گفت: «احمد بن ‌حنبل بزرگ ما است». [۱۴۳]
ابوالولید طیالسی گفت: «از یحیی بن معین شنیدم که می‌گفت: در احمد فضایلی بود که در هیچ عالمی ‌تا آن روز ندیده بودم. او محدث، حافظ، عالم، متقی، زاهد و عاقل بود». [۱۴۴]همو می‌گوید که احمد بن ‌حنبل از بزرگان دین بود. [۱۴۵]
در مقایسه او با دیگر عالمان زمان می‌نویسد: «و احمد افقههم». [۱۴۶]
در جایی نیز او را به تمام عالمان زمان برتری می‌دهد: «احمد اعلم زمانه». [۱۴۷]
در خصوص جایگاه ممتاز علمی‌ احمد بن حنبل نقل می‌کند:
«دارمی‌ می‌گفت: موسیاهی (جوانی) ندیدم که به احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) آگاهتر از ابو عبدالله احمد بن ‌حنبل باشد و ابن یعقوب اضافه کرده است که از او فقیه تر و عالمتر به معانی فقه کسی را نمی‌شناسم». [۱۴۸]
در کتاب طبقات الحنابله از طرف امام شافعی جایگاه ابن‌حنبل برتر از دیگران و با خصوصیا ت هشتگانه ویژه و ممتاز و منحصر به‌فرد یعنی پیشوایی در حدیث، فقه، لغت، قرآن، فقر، زهد و سنت‌ تعریف شده است. صاحب طبقات نظر شافعی را تایید می‌کند. [۱۴۹]
سپس به برتری ابن‌حنبل در بین علمای برتر با‌این بیان صحه می‌گذارد:
علم به چهار نفر یعنی احمد بن ‌حنبل و علی بن ‌المدینی و یحیی بن ‌معین و ابوبکر بن ‌ابی شیبه ختم می‌شود و عالمترین و فقیه ترین آنها احمد بن ‌حنبل است».[۱۵۰]
ابن‌حجر عسقلانی متوفای ۸۵۲ در مرجعیت احمد بن ‌حنبل کلمات مهمی ‌بیان نموده است: «احمد بن ‌حنبل یکی از پیشوایان است و مورد وثوق، حافظ، فقیه، حجت بوده و در راس طبقه دهم محدثین قرار دارد».[۱۵۱] او در تهذیب التهذیب مطالب زیادی از بزرگان اهل‌سنت‌ می‌آورد که دلیل بر جایگاه ممتاز ابن‌حنبل است و استناد به کلمات او را در هر موضوعی از جمله منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام) برای مخاطبین اهل‌سنت‌ قابل پذیرش می‌نماید.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir