مقاله علمی با منبع : منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام) در نگاه ابن‌حنبل و ابن‌تیمیه- قسمت ۱۲

تحقیق و پایان نامه

ابن معین گفت: «بهتر از احمد کسی را ندیدم». [۱۵۲] یحیی بن آدم گفت: «احمد پیشوای ما است». [۱۵۳] عبدالله خریبی نقل می‌کند که احمد با فضیلترین عالم زمانش بود. [۱۵۴] عبدالرزاق گفت: «فقیه تر و پرهیزگارتر از احمد ندیدم». [۱۵۵]
تا ‌اینجا جایگاه قابل تکریم امام احمد بن ‌حنبل و اعتبار کتاب المسند و تثبیت جایگاه مرجعیت او در جوامع علمی ‌و از منظر اندیشمندان اهل‌سنت ‌بررسی شد.
۷-شخصیت شناسی ابن‌تیمیه:
شناخت کیش شخصیتی، تبار خانوادگی، شرایط محیطی، فضای فکری غالب و حوادث تاریخی و روندهای جاری در رویکردهای انسان به عقاید و انتخاب منهج و مسلک اعتقادی و سیاسی نقش دارد کما ‌اینکه عقاید و شخصیت افراد در برخی از عوامل مذکور بی تاثیر نیست. در ‌اینجا با یک تاثیر و تاثر متقابل مواجه هستیم. در حال حاضر تعیین اولویت و اهمیت دو طرف مد نظر نیست بلکه قبول فی الجمله ‌این رابطه طرفینی برای مقصود ما کافی است. به‌طور مسلم عقاید اعلامی ‌ابن‌تیمیه تحت تاثیر عوامل مذکور است. اما شخصیت سخت گیر و غیر منعطف ‌ایشان در نقد دیگران و برداشت و تفسیر پیشامدهای تاریخی صدر اسلام و شیوه تقابل با مخالفین و دگر اندیشان و اعلام مواضع نهایی او به‌صورت کامل تاثیر گذاشته است.
در کنار نظام فکری ظاهر گرای مکتب حنبلی و محیط شامات که فضای آن نسبت به پیروان اهل‌بیت (علیهم السلام) مسموم بود و به‌صورت موجبه جزئیه در موضع گیری ‌ایشان موثر بوده است، مهمترین عامل تفریط موردی وی در مورد اهل‌بیت (علیهم السلام) و کینه ورزی مستمر به شیعیان، از ممشای شخصی خاص‌ایشان سرچشمه می‌گیرد که سخت گیر، تند خو و غیر منعطف بوده است. سر سختی وی در مقابل علمای مخالف و استقامت در حبس و عدم بازگشت از عقاید خود نیز ناشی از همین خصیصه است. در برخی منابع ذکر شده است که ابن‌تیمیه تند خو بود و در بحث گاه تند می‌شد و به مخاطب اهانت می‌کرد. [۱۵۶] در تمام عمر ازدواج نکرد. [۱۵۷]
به‌نظر می‌رسد زیست مجردانه در تشدید روحیه خشن و غیر منعطف او بی تاثیر نبوده است.
طبق گزارشهایی ابن‌تیمیه در داوری نسبت به‌بزرگان دین بی پروا بود و گاه به علما و فقهای مشهور خرده می‌گرفت. نوشته‌اند که صحابه را تخطئه می‌کرد. [۱۵۸]
ابن‌تیمیه محصور در مورد عقاید و مذهب خانوادگی خود (حنبلی) ماند و در مجادلات و مباحثات کلامی ‌از راه انصاف به‌دور افتاده و به مخالفان خود با سلاح اتهام حمله کرده است. او آنچه را خوانده و یاد گرفته است، در دفاع از اصول حنابله و محدثان به‌کار می‌برد و فقط آنان را اهل نظر یا به تعبیر خودش نظار می‌خواند و بزرگان اندیشه جهان و حکمای بزرگ اسلام را به‌باد انتقادهای سخت و عنیف می‌گیرد.[۱۵۹] بیان نمونه‌هایی از بر خوردهای ابن‌تیمیه شاهدی بر این برداشت است:
۱- ابن‌تیمیه مردی بنام ابراهیم قطان مجاهد را که حشیش می‌خورد و سبلتی پر پشت و دلقی بلند و ناخنهای دراز داشت، گرفت دلق بلندش را پاره کرد و فرمان داد تا سبیل و ناخن‌هایش را بزنند و او را واداشت تا از حشیش و دیگر محرمات توبه کند. [۱۶۰]
برخورد عملی خشن از علمای دین پسندیده نیست و ارشاد و راهنمایی با خشونت فردی، بدون مسئولیت اجتماعی به‌سامان نمی‌رسد و بر خلاف ممشای بزرگان دین است.
۲-‌ایشان با شخص دیگری به‌نام شیخ محمد خباز بلاشی نیز چنین کرد و او را از تعبیر خواب و دیگر چیزها که بر پایه علم نیست منع کرد. [۱۶۱]
۳- در رجب سال ۷۰۴ ابن‌تیمیه به مسجد نارنج (مسجد التاریخ) در جوار مصلای شهر دمشق رفت و سنگی را که می‌گفتند اثر پای حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) بر آن است و مردم بر آن تبرک می‌جستند شکست و گفت تبرک و بوسیدن آن جایز نیست. [۱۶۲]
از محققین معاصر به‌سرسختی و عدم انعطاف ابن‌تیمیه در مواضعش صحه گذاشته است:
نخستین دخالت ابن‌تیمیه در زندگی سیاسی در سال ۶۹۳ و در مورد قضیه مردی نصرانی از مردم سویدا به نام عساف اتفاق افتاد که متهم به‌ناسزاگویی به حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله) شده بود. سر سختی ابن‌تیمیه در این قضیه سبب شد که برای نخستین بار در زاویه زندانی شود[۱۶۳]
ابن‌تیمیه یکی از دوستان خود به‌نام المزی را که به‌حکم قاضی زندانی شده بود با دست خود آزاد کرد.[۱۶۴] یکی از نویسندگان محقق و بی‌طرف اهل‌سنت ‌معتقد است در مورد ابن‌تیمیه در جهان اهل‌سنت ‌دو نظریه متفاوت وجود دارد:
۱- گروهی از جمله ابن‌بطوطه و ابن‌حجر هیتمی و تقی الدین سبکی و پسرش عبد الوهاب و عزالدین بن ‌جماعه و ابو حیان ظاهری اندلسی و غیره او را زندیق به‌حساب می‌آورند. [۱۶۵]
باید به‌حرف‌این محقق اضافه نمود که عده‌ای او را تا‌ این اندازه رد نمی‌کنند بلکه در مورد او قضاوتهای انتقادی دارند.
ابن‌بطوطه با وجود تصریح به تبحر‌این فقیه حنبلی در فنون مختلف و احترام مردم شام به‌ایشان، رفتار او را با جمله «ان فی عقله شیئا» غیر عادی گزارش می‌دهد. [۱۶۶]
۲- عده‌ای از قبیل شاگردش ابن قیم جوزی و دیگران همانند ذهبی و ابن‌قدامه و صرصر الصوفی و ابن الوردی و ابراهیم الکورانی و علی القاری الهروی و محمود آلوسی از وی تعریف می‌نمایند. [۱۶۷]
ابن‌کثیر از علمای قرن هشتم (متوفای ۷۷۴) او را فردی با هوش با حافظه قوی که در علم تفسیر و پیرامون آن پیشوا و عارف به فقه و عالمترین به فقه مذاهب و آشنا به حدیث و فنون آن است، معرفی می‌کند.[۱۶۸] قضیبی از تجلیل کنندگان ابن‌تیمیه است و او را از بزرگان مصلحین و پیشوایی متفرد و دریایی مواج توصیف می‌کند.[۱۶۹]
صالح بن‌ فوزان از ابن‌تیمیه با صفات مبالغه آمیز از قبیل: «عاش شیخ الاسلام ابن‌تیمیه ضیاء لامعا بعلم الاصیل الغزیر؛ شیخ الاسلام ابن‌تیمیه به‌واسطه علم اصیل و انبوه همانند چراغ روشن زندگی کرد»[۱۷۰]، «بحر فی النقلیات؛ دریایی در احادیث. . . تضلع فی علم الحدیث؛ در علم حدیث ضلع و رکنی (جامع) بود»[۱۷۱]، « . . . غزاره علمه؛ انبوهی دانشش. . . »[۱۷۲] و «عالم المجدد المجاهد؛ دانشمند مجاهدی که اسلام را دوباره زنده کرد»[۱۷۳] تمجید می‌کند.
صاحب المنار در معرفی و ترویج ابن‌تیمیه در قرون اخیر نقش اساسی دارد و او را از اعلم محدثین ناقد روایت‌ها معرفی کرده است. [۱۷۴]
در پایان‌‌ این بخش لازم است بین نگاه ابن‌تیمیه به اهل‌بیت (علیهم السلام) و شیعه تفاوت قایل شد. بر اساس ادعای این پژوهش نگاه او به اهل‌بیت (علیهم السلام) اجلالی و توام با اکرام است هرچند در مواردی گرفتار تفریط در حق اهل‌بیت (علیهم السلام) شده است. او در عین حال یک شیعه ستیز تمام عیار است. قدح خلفا به‌ویژه شیخین و عوامل دیگر در نگاه منفی و سلبی او به‌شیعیان دخیل بوده است و در این مورد از رویه یک عالم مطلع خارج و با تهمت و افترا و توهین و استخفاف با جامعه شیعه برخورد کرده است.
ابن‌تیمیه به هرچیزی که باعث قدح خلفا به‌ویژه شیخین شود و برتری کسی را بعد از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نسبت به آن دو اثبات نماید، برخورد سلبی دارد.
یکی از علل بد بینی مفرط او به شیعیان به‌احتمال قوی ناشی از عقاید، رفتار و عملکرد فرقه نصیریه در شامات و آسیای صغیر محل نشو و نمای ابن‌تیمیه است. شهرستانی‌ این گروه را از غلات شیعه و در کنار فرقه اسحاقیه از قائلین به الوهیت ائمه اهل‌بیت (علیهم السلام) به‌خصوص علی (علیه السلام) می‌داند. [۱۷۵] اشعری قمی‌ (متوفای ۳۰۱) بنیانگذار فرقه نصیریه را قائل به الوهیت و نبوت خود و اباحه محارم می‌داند. [۱۷۶] نوبختی از متکلمین شیعه امامیه قرن چهارم (متوفای ۳۱۰) به انحراف و کفر نصیریه قائل است. [۱۷۷] در پارورقی یکی از صفحات کتاب فرق‌الشیعه نوبختی نصیریه از قائلین به الوهیت علی (علیه السلام) معرفی شده است. [۱۷۸] اشعری (متوفای ۳۲۴) از فرقه‌ای به نام نمیریه نام می‌برد که حلولی هستند.[۱۷۹] کشی صاحب کتاب معروف در علم رجال در نیمه اول قرن چهارم، محمد بن ‌نصیر نمیری را مدعی نبوت خود و الوهیت امام عسگری (علیه السلام)، قائل به‌تناسخ، غلو، اباحه گر در محارم و معتقد به جواز نکاح مردان با همدیگر معرفی می‌کند.[۱۸۰] بغدادی از متکلمین قرن پنجم (متوفای ۴۲۹) نیز از گروه نمیریه تحت عنوان حلولی نام می‌برد و به‌احتمال زیاد همان نصیریه هستند.[۱۸۱] ابن ‌ابی الحدید بنیانگذار‌این فرقه را از اصحاب امام عسکری (علیه السلام) به‌نام محمد بن ‌نصیر النمیری معرفی می‌کند. او نصیریه را گروهی حلولی و اباحه‌گر معرفی می‌کند.[۱۸۲] علامه حلی از نوابغ شیعه در قرن هشتم (متوفای ۷۲۶) نصیریه را قائل به الوهیت علی (علیه السلام) می‌داند.[۱۸۳] سید محسن امین اعتقاد به الوهیت علی (علیه السلام) را در اندیشه نصیریه می‌پذیرد[۱۸۴] و به‌استمرار انحراف کلامی‌ و اعتقادی آنها در طول زمان مهر تایید می‌زند[۱۸۵] اما یکسان انگاری نصیریه و دیگر طوایف غلات را با شیعه امامیه خارج از انصاف می‌داند[۱۸۶] و با قاطعیت برائت شیعه امامیه را از آنها اعلام می‌کند.[۱۸۷]
یکی از محققین معاصر انتساب ‌اینگونه عقاید را به نصیریه با توجه به جو حاکم و تحفظ شدید آنان به تقیه مشکل می‌داند[۱۸۸]و قضاوت نویسندگان کتب ملل و نحل را در مورد نظرات کلامی ‌آنها مشکوک ارزیابی می‌کند.[۱۸۹] به‌هر حال شهرت نصیریه به‌عقاید مزبور یکی از علل و زمینه‌های تاخت و تاز ابن‌تیمیه به‌آنها و شیعیان است. هر چند تسری ‌این عقاید به کل شیعه و بهانه قرار دادن آن برای هجمه به شیعه برخلاف واقعیت و انصاف علمی ‌است.
سقوط بغداد در سال ۶۵۶ توسط هولاکوخان غیر مسلمان و همراهی خواجه نصیرالدین طوسی[۱۹۰] با او و رفع تردید خان مغول در حمله به‌بغداد توسط خواجه که با نظر منفی حسام الدین منجم ‌ایجاد شده بود و نقش ابن‌علقمی وزیر شیعه مسلک آخرین خلیفه عباسی المستعصم در این امر و استقبال مردم شیعه در حله از مغولان در تاریخ مورد تایید مورخین است.[۱۹۱]‌این رویدادهای سیاسی هم در بد گمانی به شیعیان و افراط ابن‌تیمیه در شیعه ستیزی بی تاثیر نبوده است.
ابن‌تیمیه نزدیکی علمای شیعه به‌حاکمان را مورد حمله قرار می‌دهد و تحت عنوان اعانت آنها به مشرکین ترک در عراق و خراسان و شام، تهاجم غیر منصفانه خود را متوجه علمای شیعه می‌کند. [۱۹۲]
شیعه ستیزی در کنار ابراز ارادت و علاقه به‌اهل‌بیت (علیهم السلام) منحصر به ابن‌تیمیه نیست و در تعابیر تند شهرستانی و ابن‌حجر هیتمی و دیگران هم مشاهده می‌شود. شهرستانی پس از تعریف و تمجید زیاد از امام صادق (علیه السلام) با تعبیری سخیف برائت‌ ایشان را از عقیده به غیبت، رجعت و بدا که از عقاید اصلی شیعه امامیه است در کنار عقیده به تناسخ، حلول و تشبیه را که از عقاید فرقه های انحرافی و غالیان می‌باشد اعلام می‌کند. [۱۹۳]
ابن‌حجر هیتمی هم پس از بیان انبوه تعاریف از علی (علیه السلام) شیعیان را با تعابیر خارج از نزاکت
علمی و گفتاری و اخلاقی مورد هجمه قرار داده و آنها را گمراه و در محبت اهل‌بیت (علیهم السلام)
افراطی معرفی می‌کند که ‌این محبت نه تنها به آنها سودی ندارد بلکه موجب گرفتاری خواهد شد. [۱۹۴]
ما با ‌این واقعیت تلخ و ناگوار مواجهیم که شیعه ستیزی و شیعه گریزی در اهل‌سنت‌ در کنار ابراز محبت و ارادت آنها به اهل‌بیت (علیهم السلام) با نگاه خاص خود، تبدیل به‌یک رویه مذهبی شده است و منحصر به‌ابن‌تیمیه نیست.
فصل دوم:
منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام) از منظر احمد بن حنبل
در ‌این فصل مباحث تفصیلی ابن‌حنبل در مورد منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام) با استفاده از کتاب ها و روایتهای مورد عنایت ‌ایشان بیان می‌گردد. در ‌این پژوهش مطالب‌ایشان ابتدا استخراج و سپس عنوان گذاری می‌شود و به‌دلیل روش خاص او در نقل توام با سکوت در مورد مفاد احادیث، توضیحاتی مختصر پیرامون آنها و استلزامات معنایی روایتها بیان می‌گردد. در ‌این نوشته تلاش شده است از مصادره افراد صاحب مبنا که مطالبشان را در جاهای متعدد بیان کرده‌اند به‌صرف مطالبی که به مذاق فرقه‌ای خوش می‌آید اجتناب شود. در مواردی تحلیل توام با انتقاد ملایم صورت گرفته است. با مطالعه دقیق المسند و فضائل اهل‌بیت (علیهم السلام) از کتاب فضائل الصحابه و برخی کتب تاریخ و سیر، احادیث احمد بن ‌حنبل در مورد منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام) استخراج شد و سپس در ۲۹ عنوان زیر طبقه بندی گردید.‌این رویکرد از نوآوری های ‌این پژوهش است و در کتب مطالعه شده که در منابع آمده است تاکنون با ‌این رویکرد، احادیث ‌ایشان طبقه بندی نشده بود.
۱-جایگاه ممتاز اهل‌بیت (علیهم السلام) و تثبیت تربیع[۱۹۵]:

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.