روانشناسی و علوم تربیتی

  نظریه واقعیت درمانی:

نظریه واقعیت درمانی توسط ویلیام گلسر[۱] تدوین شده است. رویکرد گلسر یک رویکرد نسبتاً صریح است که در آن مراجع برای پرداختن به نیازهایش از طریق یک روند منطقی یا واقع بینانه اعتقاد دارد. مشاوره از دید واقعیت درمانی صرفاً یک نوع تعلیم یا کارآموزی ویژه است به فرد آنچه را که باید طی رشد طبیعی خود فرا گیرد در یک مدت زمان نسبتاً کوتاه بیاموزد.
واقعیت درمانی از بسیاری جهات به گشتالت درمانی و درمان مراجع – محوری شباهت دارد. در همه نظریه‌های یاد شده نحوه دریافت واقعیت از سوی مراجع و شیوه ارزشیابی درونی او از واقعیت مورد تأکید قرار می‌گیرد. به نظر گلاسر، مراجع در دنیای بیرونی (دنیای واقعی) و درونی خود زندگی می‌کند و دنیای واقعی بر رفتار فرد تأثیر نمی‌گذارد، بلکه دریافت و ادراک او از دنیای واقعی بر رفتار او تأثیر گذار است. انسان آزاد است و توان انتخاب دارد و باید مسئولیت پیامد انتخاب‌های خود را بر عهده بگیرد. در این روش درمانی، مواجه شدن با واقعیت، مسئولیت ‌پذیری و ارزشیابی در مورد رفتارهای درست  نادرست مورد تأکید قرار می‌گیرد. فرد نه تنها در مقابل اعمال خود، بلکه در برابر تفکرات واحساسات خود نیز مسئول است. فرد قربانی گذشته و حال خود نیست، مگر این که خود بخواهد. این رویکرد درمانی هم در مورد رفتارهای بهنجار و هم در مورد رفتارهای نابهنجار و هم در مورد تدوین شیوه‌های مناسب تعلیم و تربیت به کار می‌رود (خدایاری فرد ۱۳۸۷؛ ۲۰۷). فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.
واقعیت درمانی بر رفتار فعلی تأکید دارد و لذا به تاریخچه گذشته مراجع تکیه نمی‌کند. واقعیت درمانی بر این فرض مبتنی است که در سراسر زندگی یک نیاز روانی وجود دارد: نیاز به هویت (که شامل نیاز به احساس منحصر به فرد بودن، مجزا بودن و متمایز بودن) است. نیاز به هویت به عنوان محرک رفتار در تمام فرهنگ‌های عمومیت دارد.واقعیت درمانی مبتنی بر این پیش بینی است که مراجع مسئولیت شخصی سلامت خود را خواهد پذیرفت. قبول این مسئولیت به یک معنا به شخص برای حصول استقلال و یا بلوغی کمک می‌کند که نتیجه آن اتکا به حمایت درونی خود اوست. گلسر معتقد است که آموزش و پرورش می‌تواند کلید روابط انسانی موثر باشد و در کتاب مدارای بدون شکست، برنامه حذف شکست، تأکید بر تفکر به عوض کار حفظی، طرح ایده مرتبط بودن برای برنامه درسی قرار دادن انضباط به جای تنبیه، ایجاد محیط یادگیری یعنی جایی که کودک بتواند تجارب موفق و منتهی به هویت موفق خود را به اوج برساند. ایجاد انگیزش، درگیر شدن، کمک به کسب رفتار مسئولانه دانش آموز و برقراری شیوه‌های فعال شدن والدین و جامعه در مدارس را عنوان کرده است. کری رویکرد واقعیت درمانی را چنین خلاصه می‌کند: یک درمان فعال، دستورالعملی، آموزشی، شناختی و رفتار – محورانه اغلب از روش عقد قرارداد استفاده می‌شود و هنگامی که قرارداد انجام شد درمان خاتمه می‌یابد. این رویکرد می‌تواند هم حمایتی و هم مواجه ای باشد از سؤالات چه و چطور ولی نه از سؤالات چرااستفاده می‌شود (کری ۱۹۸۷؛ ۴۹ به نقل از لندرث، ترجمه آرین. ۱۸۷، ۱۳۸۹، ۱۸۹).

نظریه تحلیل مراوده‌ای:

تحلیل مراوده‌ای یک رویکرد رفتاری – شناختی و مبتنی بر این فرض است که انسان از قابلیت انتخاب و تصحیح مسیر یا دوباره شکل دادن سرنوشت خود برخوردار است. این نظریه برای کمک به مراجعان جهت مرور وارزیابی تصمیمات اولیه و اتخاذ تصمیمات جدید و مناسب ‌تر تدوین شده است. تحلیل مراوده‌ای تکیه زیادی بر خود دارد که بنا به این نظریه دارای سه حالت والد، بالغ و کودک است.

در تحلیل مراوده‌ای، از پرسش‌نامه، نمایش‌نامه زندگی، تحلیل ساختی، نقش بازی، تحلیل بازی‌ها استفاده می‌گردد. تحلیل مراوده‌ای بر فرد متمرکز است اما روشی است که طی آن مشاوره فردی در محیط گروه صورت می‌گیرد. مشاوره روش تحلیل مراوده‌ای بر آن است که گروه روند عرضه بازخورد به اشخاص در مورد مناسبات و روابط آنان را تسهیل می‌کند. لذا گروه مشاوره‌ای تجلی جهان کوچکی از عالم واقعی است. در این محیط تک تک اعضای گروه برای کار روی اهداف خود حضور دارند و نقش مشاور در گروه رهبری آنان است (لندرث، ترجمه ارین. ۱۳۸۹، ۱۱۱، ۱۱۲).

نام دیگر این نظریه، نظریه تحلیل رفتار متقابل[۲] است که توسط اریک برن[۳] عنوان شده است. در این روش تأکید ضروری بر رفتارهای متقابل است که آن را برای کار خانواده ومهارت‌های اجتماعی و رفتارهای اجتماعی  و رفتارهای ضد اجتماعی و برخی از مشکلات فردی، مناسب می‌سازد. گرچه محدودیت‌های فنی سبب می‌شود که این روش برای درمان مشکلاتی که به راه حل‌های اضطراری نیاز دارند (نظیر گرایش به خشونت) به کار نبریم.در این روش درمانی، مقدار زیادی اصطلاح تخصصی غیر ضروری وجود دارد. در این روش برای تفسیر ومرور ذهنی، تسلط بر مفهوم‌های پیچیده بازی‌ها و تمرین‌های مربوطه، لازم است. این موضوع، مستلزم آموزش‌های تخصصی است و از این رو کاربرد این روش‌ها را محدود می‌سازد.

از سوی دیگر مبنای نظری و تصوراتی که در این روش درمانی به کار گرفته شده به عنوان ابزاری تحلیلی، انگیزاننده بسیار سودمند است. در روش درمانی تحلیل رفتار متقابل به تأکیدی به جا، بر اهمیت «خود پنداره» در شیوه‌های تعیین کننده تعامل بین کودکان و دیگران بر می‌خوریم. این روش به علت تأکید مشابهی که به شناخت و باورهای تغییر پذیر دارد، به ایجاد ابراز وجود و توانایی شخصی در تعامل‌ها تأکید دارد. برای اجرای این روش، شرایط ویژه‌ای نیاز نیست و می‌توان آن را در مورد طیف وسیعی از افراد در سن‌های متفاوت و با مشکلات مختلف و هم چنین به صورت فردی یا گروهی به کار برد؛ اجرای این شیوه در مقایسه با شیوه‌های دیگر، نگرانی‌های اخلاقی یا حرفه‌ای ایجاد نمی ‌کند. (حسینی نژاد ۱۳۸۹؛ ۱۵۰ – ۱۴۹).

[۱].William Glasser

[۲]. Transactional Snalysis

[۳] . Eric Bern