متفرقه

چگونه معشوق خود را جذب کنیم؟

love

در زندگی زمان هایی هست که آدم ها باید از جایی معشوق یابی رو شروع کنن؛ وقتی که نوجوونی خجالتی وارد دانشگاه می شه، وقتی که یه زوج جوون جدا می شن یا یه زوج میانسال طلاق می گیرند یا اینکه همسری می میرد…

معشوق یابی تنها مشکل جوون ها نیس. حق طبیعی همه آدم های مجرده. در هر سنی «اون طور که افتد و دانی» ممکنه پیش بیاد. باید براش آماده بود. اینجا آدم ها با دو سوال روبرو می شن؛ ملاک های من واسه انتخاب یه عشق راستین چیه؟ چیجوری باید با اون آشنا شوم؟

ما بدون اینکه بدونیم در انتخاب همسر تا حد زیادی دنباله رو معیارهای فرهنگی مون هستیم. فرهنگ ما اونقدر در رگ و دنبالمون ریشه دوانده س که حتی اگه به اون انتقاد هم داشته باشیم، نمی توانیم تاثیر اون رو در انتخاب هامون ندیده بگیریم. بیشتر ما در جستجوی معشوقی هستیم که سنش به ما نزدیک باشه؛ از نظر زیبایی، تحصیلات، سطح اقتصادی- اجتماعی و مذهبی مثل خودمون باشه و اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین خیلی هم کوتاه تر یا بلندتر از ما نباشه!

همین ملاک های اولیه تعداد خیلی از افراد رو از دایره انتخاب ما خارج می کنه. هر چند بیشتر ما انتظاری بیشتر از این داریم؛ می خواهیم طرفمون در عین حال قشنگتر، گرم و اجتماعی و باهوش هم باشه، مثل ما فکر کنه و بعضی وقتا هم بیشتر از اینا.

این آرزوها و خیال پردازی ها هرچی باشه، آخرسر قسمت ما اونایی می شن که بیشتر مثل ما هستن و در عمل جذب اونایی می شیم که در بیشتر ویژگی ها از ما نه کمترند، نه بیشتر.

ما درواقع در جستجوی شباهت ها هستیم. این شباهت جویی حتی در مشکل های روانی و جسمی هم کرد داره.

مثلا دپرس ها گرایش بیشتری به دپرس ها دارن. یکی از بیمارانم که افسردگی داشت، عاشق دختری شده بود و می گفت دلیل اینکه عاشق اون شدم اینه که بیشتر از هر کسی منو می فهمد، تموم حالت های من براش آشنا و قابل درکه.

در جلسه ای که با معشوقش اومده بود فهمیدم که هر دو از افسردگی رنج می برند. این اتفاق در مورد مریضی های جسمی هم پیش میاد. بیشترین مطالعه روی عشق ناشنوایان انجام شده که بیشتر عاشق ناشنوایان می شن. این شباهت جویی همیشه یه روند اصیل ذهنی نیس. دو عامل خراب کننده مهم روی اون تاثیر دارن؛ اولی محدودیت اجتماعیه.

ما چه بخوایم چه نخوایم، در جامعه محدود به مراوده با آدمایی هستیم که از نظر سطح اقتصادی- اجتماعی، تحصیلات، محل زندگی و شغل مثل ما هستن. عامل دوم ترس از ایجاد رابطه با افرادیه که با ما فرق دارن. خیلی وقت ها دلیل گرایشمان به افراد مثل خود، نه برآمده از یه میل اصیل داخلی بلکه ترسمون از نامعلوم هاست.

اونایی که امنیت روانی خوبی دارن و این اعتماد به نفس رو دارن که در هر حال دوست داشتنی هستن، بیشتر توانایی شروع رابطه با فردی متفاوت رو دارن. اگه احترام دوطرفه باشه، این فرق ها جذابیت بیشتری به معشوق می دهد. باید یاد بگیریم علاقه های طرف مقابل برامون مهم بشن، در موردشون بیشتر بدونیم و به اون نشون بدیم علاقه ها و نگرانی های ذهنی اش برامون مهمه. این رفتار رابطه رو رشد می دهد. رابطه عاشقانه باید به اندازه همنوازی دو ساز، هارمونیک و هماهنگ باشه، نه اینکه هر دو طرف دقیقا یه قطعه رو بنوازند.

اونا باید پا به پای هم پیش برن و یه سوال و جواب موسیقایی هارمونیک و کامل کننده رو بوجود بیارن.

خواص عشق واسه بدن

۱۰حقیقت علمی در مورد عشق

عشق هفته نامه سلامت