متفرقه

چگونه هوش هیجانی را افزایش دهیم؟

improve-emotional-intelligence

اگه قرار باشه بین IQ بیشتر و EQ بیشتر یکی رو انتخاب کنین کدوم یکی رو انتخاب می کردین؟ در خیلی از موارد هوش هیجانی یا EQ انتخاب بهتری هستش پس همین الان اونو انتخاب کنین و ادامه مقاله رو واسه افزایش هوش هیجانی خود بخونین:

به گزارش آلامتو و به نقل از بیزینس ترن؛ پیش ازاین شما رو با هفت ویژگی آدمایی با هوش هیجانی بالا آشنا کردیم و توضیحاتی رو درباره هوش هیجانی دادیم. حالا قصد  می خوایم به راه هایی واسه افزایش هوش هیجانی بپردازیم که از کتاب بهبود هوش هیجانی تون تو یه روز از مجموعه معروف For Dummies انتشارات وایلی برگرفته شده.

بهترین راه بهبود مهارت های عاطفی تون از راه تمرین کردن در دنیای واقعیه. از راه تمرین و گرفتن بازخورد در مورد عملکردتون، ً از طرف یه مربی باتجربه، می تونید رفتارتون رو تطبیق بدید و در تشخیص و مدیریت احساسات خودتون و هم اینکه احساسات بقیه موثر تر عمل کنین.

هرکسی جنبه هایی در زندگی خود داره که می تونه اون ها رو بهتر کنه. اینجا راه هایی آمده که به وسیله اون ها می تونید روی هوش هیجانی خود کار کنین و اون رو زیاد کنین. با اینکه هر کدوم از این مهارت ها می تونن به روشی به شما کمک کنن، اما ممکنه بسته به موقعیت الان تون به این نتیجه برسین که بعضی مهارت ها مهم تر از بقیه هستن.

خودآگاه تر شید

یکی از بخش های اصلی هوش هیجانی خودآگاهیه. از بسیاری جهات، این بخش سنگ بنای تموم بخش های دیگه س. به عنوان نمونه، واسه این که از احساسات بقیه خبردار شین لازمه از احساسات خودتون آگاهی داشته باشین.

می تونید از راه اَشکال مختلفی از مدیتیشن یا ذهن آگاهی (mindfulness) از احساسات خود آگاه تر شید. با ثبت نام تو یه دوره، پیوستن به یه گروه یا استخدام یه مربی، می تونید از این فوت وفن ها بهره ببرین تا نسبت به بدن خود، احساساتتون و افکارتون آگاه تر شید.

هم اینکه می تونید با به کار گیری دفتر یادداشتتان واسه ثبت احساساتتون در فواصل از پیش تعیین شده جور واجور خودآگاه تر شید. با افزایش وسعت واژگان عاطفی تون و به کار گیری اون ها واسه توصیف طیف کاملی از احساساتتون در طول بخش های جور واجور روز، می تونید دریابید چیجوری به احساسات خود توجه بیشتری کنین.

علاوه بر توصیف عواطفتان، شدیدا اون ها هم توجه کنین. به احساسات خود از ۱ تا ۱۰ نمره بدید. هرچقدر بهتر بتونین احساسات خود رو سبک سنگین کنین، راحت تر می تونی بر اون ها نظارت داشته باشین و اون ها رو تغییر بدید.

افکار، احساسات و عقاید خود رو بگید

این که بدونین چیجوری احساسات خود رو بگید بیشتر می تونه به شما در مدیریت اون احساسات کمک کنه. البته می تونید همه چیز رو در خودتون نگه دارین و افکار، احساسات یا عقاید خود رو با هیچ کسی به اشتراک نذارین ؛ اما دنبال کردن این راه و روش نه تنها سخته بلکه زندگی بسیار تنهایی رو براتون رقم میزنه. هیچ کس واقعاً شما رو نخواد شناخت و شمام عالی نسبت به بقیه شناخت پیدا نمی کنین. تموم آدم ها میلی مشترک به داشتن روابطی صمیمی با چند فرد مورداعتماد دارن.

از طرف دیگه، ممکنه انتخاب کنین داخلی ترین افکار، احساسات و عقایدتون رو واسه هرکسی بازگو کنین. این راه و روش هم می تونه اشتباه باشه. اول ازهمه، بعضی افراد واقعاً اهمیتی به افکار و احساسات شما نمی بدن. دوم، ممکنه برملاسازی های شما بعضی رو آزرده خاطر کنن یا ازنظرشان بی ادبانه باشن.

حد وسط رو انتخاب کنین که به اون جرأت ورزی (assertiveness) گفته می شه. جرأت ورزی اشتراک گذاری مناسب افکار، احساسات و عقایده. درواقع، لازمه افراد مناسب رو در زمان مناسب از موضعتان آگاه کنین.

اشتیاقات داخلی خود رو کشف کنین

همه گرایش دارن خود رو مشغول کار روزمره شون کنن؛ اما چند نفر واقعاً به خاطر کاری که انجام میدن برانگیخته و هیجان زده هستن؟ خیلی از افراد احساس می کنن در مشاغل خود گرفتار یه برنامه یکنواخت و خسته کننده شده ان؛ اما یه نفر به شکلی جادویی اون ها رو در جایی که هستن قرار نداده. معمولاً با دنبال کردن فرصت ها یا پول افراد درآخر به جایگاهی که در اون هستن می رسند.

افراد کمی تلاش می کنن اون نوع کاری رو بکنن که واقعاً اون ها رو هیجان زده می کنه. بیشتر افراد در اعماق وجود خود شور و اشتیاقی واسه یه جور کار، فعالیت یا علاقه دارن، اما همیشه نمی تونید به راحتی اون رو پیدا کنین. شاید هنرمندان فقیری رو بشناسین که به امید محقق کردن رؤیاهایشان از مشاغل واقعی دوری می کنن. ممکنه به راحتی نتونین کاری رو پیدا کنین که نسبت به اون شور و اشتیاق داشته باشین اما با برنامه ریزی کافی می تونید به اون دست پیدا کنین.

نقاط قوت و ضعف خود رو بشناسین

به نظر می رسد بعضی افراد فکر می کنن در همه چیز خوب هستن. یه سری های دیگه همیشهً نقاط قوت خود رو دست کم می گیرند. البته حالت ایده آل اینه که به طور دقیق نقاط قوت و ضعف خود رو بدونین. خودشناسی در انتخاب هاتون در زندگی به شما کمک می کنه. مثلا، با دقیق شدن و فوکوس کردن بر نقاط قوتتون می تونید از زندگی بهره بیشتری ببرین.

دنبال کردن چیزایی که در اون ها خوب هستین و نسبت به اون ها شور و اشتیاق دارین – مانند علم، موسیقی، هنر، نویسندگی، سخنرانی، نجاری یا باغبانی – شما رو قادر می سازه زندگی غنی تر و پربارتری داشته باشین. تمرکز بیش ازحد بر نقاط ضعف باعث می شه نتونین بیشترین بهره رو از زندگی ببرین.

وقتی چاره ای ندارین تصمیماتی بگیرین، ممکنه چیزایی به شما الهام شه که به نظر می رسند از احساس داخلی تون ناشی می شن. انتخاب های خاصی حس خوبی رو در شما تداعی می کنن و یه سری های دیگه ممکنه احساسی دلهره آور در شما بسازن. افراد بیشتر به وسیله علم عاطفی شون هدایت می شن درحالی که ممکنه به طور کاملً از اون آگاه نباشن.

خود رو جای فرد دیگه بذارین

همدلی یه احساس به شدت قدرتمنده. بیشتر سیاستمداران، نیکوکاران و شخصیت های رسانه ای موفق و رهبران اجتماع و کسب وکار سطح همدلی بالایی دارن.

افزایش توانایی همدلی کردن می تونه به شما کمک کنه تا به بقیه نزدیک تر شید، در زمان نیاز پشتیبانی اون ها رو داشته باشین و موقعیت های پرتنش رو کنترل کنین. وقتی به فرد دیگه نشون بدید شما واقعاً درک می کنین اون از کجا آمده، تا سطحی احترام اون رو جلب می کنین. مثلا نشون می بدید شما خودمحور نیستین.

با توجه بیشتر به افراد دیگه همدلی خود رو زیاد کنین. وقتی با کسی رابطه برقرار می کنین به دقت به اون گوش بدید. هم به چیزی گوش بدید که اون به شما می گوید و چیزی که می خواهد شما بشنوین. با بهتر شدن در فهمیدن و توجه کردن به چیزی که افراد واقعاً تلاش می کنن بگن، شما همدلی بیشتری پیدا می کنین.

احساسات فرد دیگه رو مدیریت کنین

اگه بتونین احساسات افراد دور و برتون رو مدیریت کنین شما مهارت حیرت انگیزی دارین. شایدً رهبرانی رو دیده اید که هر جماعت خشمگینی رو می تونن آروم کنن یا خاطرجمع کنن. از طرف دیگه، شایدً هم اینکه دیده اید که چیجوری بعضی افراد می تونن احساسات بقیه رو درست مدیریت نکنن. به تعداد دفعاتی فکر کنین که مدیرعامل یه شرکت بدون آمادگی کافی مجبور بوده تو یه موقعیت بحرانی با رسانه ها مواجه بشه. با زبون بدن ناجور و به کار گیری لحن صدای نادرست یا طفره رفتن از جواب به سوال ها، این رهبران کاری می کردن آدمایی که نظاره گر اون ها بودن بیشتر احساس ناراحتی و ناراحتی کنن.

مدیریت احساسات افراد دیگه یه روند دومرحله ایه. فقط این دو قدم رو دنبال کنین:

۱. همدلی خود رو زیاد کنین.

نیاز دارین خود رو به جای فرد دیگه بذارین و درد، شادی، امیدها یا ترس های اون رو احساس کنین. یه راه اینه که از افراد سؤال سوال کنین. با پرسیدن و دیدن اطلاعاتی رو که می تونید به دست بیارین. اون به ورزش علاقه داره یا ورزش می کنه؟ تیم ها و فعالیت های موردعلاقه اون چیه ان؟ خوردن چه غذاهایی رو ترجیح می دهد؟ چه چیزایی باعث می شن اون احساس شادی یا غمگینی کنه؟

۲. همون واکنشی رو نشون بدید که می خواهید بقیه در اینجور موقعیتی واسه آرامش درد و رنجتان در برابر شما داشته باشن.

مدیریت احساسات فرد دیگه نیازمند سطح خاصی از مهارت رو می طلبد. اول نیاز دارین بدونین به کجا می خواهید فرد رو جهت بدید. مثلا می خواهید فرد رو خوشحال، آروم، هشیار یا آگاه کنین؟ پس از این که تصمیم گرفتید می خواهید اون چه احساسی پیدا کنه، بعد باید بدونین چیجوری اون رو به اون سمت هدایت کنین.

به آخرین باری فکر کنین که به یه سخنران الهام بخش گوش کردین یا فیلمی رو دیدید که واقعاً شما رو از ان رو به اون رو کرد. تجربه های تأثیرگذار معمولاً با یه زمینه سازی همراه هستن که از اون روش سخنران یا کارگردان فیلم صحنه رو واسه موقعیتی که می خواهد شما ازنظر احساسی به اون برسین، آماده می کنه. شما می تونید این زمینه سازی رو خودتون با انتخاب یه هدف یا آگاه کردن فرد از این که کجا می خواهید برید، بسازین.

بعضی نمونه ها عبارت ان از:

  • ما باید با آرامش این موقعیت رو بررسی کنیم.
  • به عنوان افراد یه خونواده نیاز داریم بدونیم چه خبره.
  • چیزای بدی اتفاق افتاده و باید هشیار باشیم.

بعد می تونید سراغ داستان ها و مثال ها برید. لازمه به فرد دیگه بقبولونید شما هر دو تو یه طرف جبهه هستین – و به نفع هر دوی شماس که درکی مشترک داشته باشین. با برابری بین وضعیت بدن، صدا و پیامتان، شما می تونید پیامی قوی منتقل کنین که میتونه احساسات فرد دیگه رو به جایی که می خواهید نزدیک تر کنه.

ازنظر اجتماعی مسئولیت پذیر باشین

مسئولیت پذیری اجتماعی یکی از بالاترین سطوح هوش هیجانیه. این ویژگی نشون می دهد که شما واقعاً به بقیه اهمیت می بدید، به خصوص اون هایی که کمتر خوشبخت هستن. ازنظر اجتماعی مسئولیت پذیر بودن به نفع شخصی مربوط نمی شه – بلکه این رو نشون می دهد که شما چه سهمی در کمک به افراد می تونید داشته باشین.

مسئولیت پذیری اجتماعی چندین لایه داره:

  • در ابتدایی ترین سطح، شما می تونید به یه خیریه یا واسه یه آرزو مهم پولی اهدا کنین. با اینکه شما می خواهید به عنوان بخشی از هر برنامه مسئولیت پذیری ازنظر اجتماعی کمک های مالی ای کنین، اما این کمک ها تنها یه قدم اولیه در این روند هستن.
  • در سطح بعدی ممکنه به یه سازمان شایسته در جمع بیاری پول کمک کنین. می تونید از دوستان، اقوام، همسایگان یا همکارانتون درخواست کمک کنین. می تونید در رویدادهای جمع بیاری پول موثر شید.
  • موثر ترین سطح مسئولیت پذیری اجتماعی شما رو شخصاً تو یه آرزو مهم موثر می کنه. به راه هایی فکر کنین که می تونید به افراد نیازمند کمک کنین. ممکنه بخواین با شناسایی آرزو هایی که ازنظر شما اهمیت بیشتری دارن، شروع کنین. ممکنه کمک درزمینه بی خانمانی، گرسنگی، مراقبت از سالمندان، مریضی های خاص، آرزو های خاص و … شما رو به هیجان آورد.

پس از شناسایی رویایی که می خواهید از اون پشتیبانی کنین، به این فکر کنین که چیجوری می تونید به بهترین شکل مشارکت داشته باشین. می تونید به عنوان عضو یه هیئت یا انجمن خدمت کنین، یه نیروی داوطلب باشین یا به هر شکل دیگری مشارکت کنین. با آژانس یا سازمان مربوط به اون آرزو تماس بگیرین و سوال کنین که چیجوری می تونید کمک کنین.

تکانه های (impulse) خود رو مدیریت کنین

مدیریت احساسات خودتون، به خصوص تکانشگری (تکانه: میلی یهویی، قوی و نادرست به انجام عملی خاص) بخش دیگه هوش هیجانی (در کنار باخبر شدن از عواطفتان و مدیریت کردن احساسات بقیه) به حساب میاد. با خودآگاهی عاطفی بیشتر، شما بهتر می تونید خود رو واسه خودمدیریتی عاطفی آماده کنین. می تونید تکانه های خود رو به سه روش کلی مدیریت کنین:

  • انحراف ذهن:

    وقتی در کنترل تکانه ها احساس مشکل می کنین، خیلی سریع با منحرف کردن ذهن خود می تونید اون ها رو کنترل کنین. فکر خود رو با شمردن تا ده یا تمرکز کردن روی اندیشه ّایی منحرف کننده و از پیش آماده شده آزاد کنین. می تونید به خود یاد بدید به سرعت افکار خود رو تغییر بدید یا اگه تو یه گفتگو هستین موضوع رو به چیزایی مانند آب وهوا، چیزی که واسه صبحونه خورده اید، اینکه می خواید در سفر بعدی تون به کجا برید، پروژه ای که روی اون کار می کنین یا هر اتفاق دیگری عوض کنین.

  • تحلیل:

    یه راه و روش تحلیلی اینه که وقتی احساس تکانشگری می کنین درنگ کنین و افکارتون رو تحلیل کنین. می تونید از خودتون سؤال هایی سوال کنین مانند

    • به چه دلیل به این مشکل یا اتفاق پراسترس فکر می کنم؟
    • فکر کردن به این مشکل یا اتفاق پراسترس چیجوری می تونه به من کمک کنه؟
    • می توانم به چیز دیگری فکر کنم؟
    • چی می تونه اندیشه جانشین بهتری باشه؟
  • کنار اومدن:

    یه روش هدف دار کنار اومدن شامل تفکراتیه که لازمه با به کار گیری و در نظر گرفتنشان قبل از بروز مشکل خود رو آماده کنین. این افکار شامل اظهاراتی می شن مانند

    • می دانم می توانم افکارم رو کنترل کنم.
    • می توانم کمی آهسته تر پیش بروم.
    • بهتره عمیق تر به اون فکر کنم.
    • مجبور نیستم با عجله جواب دهم.
    • می توانم به گزینه های جانشین فکر کنم.

از پیش آماده شدن با روش هدف دار هایی مانند مواردی که در فهرست بالا ذکر شد می تونه به شما کمک کنه به شکلی موفقیت آمیز با مشکل ها و رویدادهای پراسترس مقابله کنین. فکر کردن به این روش هدف دار ها درست زمان بروز مشکل نمی تونه خیلی اثر داشته باشه. با برنامه ریزی و تمرین می تونید در مقابله با افکار، واژگان و اعمال تکانشگر بسیار موفقیت آمیز عمل کنین.

انعطاف پذیرتر باشین

همه روش ها و روش های مشخصی واسه انجام کارا دارن. واسه این که یه جامعه به شکلی کارا فعالیت کنه سطح خاصی از قوانین و مقررات لازمه. بااین حال، وقتی که تو یه برنامه یکنواخت و خشک گیر بیفتید و در برابر تغییر غیرقابل انعطاف شید، ممکنه با مشکلاتی مواجه شید. سختگیری بیش ازحد باعث می شه فرصت ها رو از دست بدید، در یادگیری فوت وفن ها و رویکردهای تازه عقب بیفتید و گرایش پیدا کنین به روش هایی برابر و بعضی وقتا به درد نخور به مشکلات شخصی و کاری بپردازید.

هوشمندی هیجانی شامل دونستن این مسئله می شه که چه وقتی باید به دل بستگی های عاطفی تون معتقد بمونین و چه وقتی لازمه اون ها رو رها کنین. وقتی زمان رها کردن و گذشتن فرامی رسد آدمایی با هوش هیجانی بالا می تونن تطبیق لازم رو بکنن.

اگه براتون تغییر سخته، به نتیجه های احتمالی فکر کنین. چی ممکنه اتفاق بیفته اگه وضع موجود رو حفظ کنین؟ از طرف دیگه، به کجا ممکنه برسین اگه همراه جریان تغییر حرکت کنین؟ تغییر بخشی از روند رشده. در طول زندگی، تجربه های جدید و فرصت های جدید می تونن کامیابی شخصی و حرفه ای رو واسه شما به ارمغان بیارن و لازمه شما پذیرای این تغییرات باشین. با اینکه ممکنه براتون امتحان کردن چیزای تازه ناخوشایند باشه، اما بیشتر افراد درآخر درمی پیدا کنن ارزش نتیجه های بلندمدت بالاتر از رنج های کوتاه مدته. بخشی از روند رشد فردی شامل یادگیری مهارت ها و رویکردهای تازه و تجربه روابط و موقعیت های جدیده.

خوشحال باشین

چقدر احساس شادی می کنین؟ نه واقعاً براساس یه اندازه ۱ تا ۱۰ چقدر خوشحال هستین؟ ۵ یا ۷؟ ۹ چیجوری؟

آدمایی با هوش هیجانی بالا آدم های شادی هستن؛ و اون ها فقط به خاطر این که چیزای خوبی واسه اون ها رخ میدن خوشحال نیستن.

شادی از درون فرد به بیرون تجلی می کنه. فردی که این احساس رو به خوبی مدیریت می کنه هر روز صبح با شادی از خواب بیدار می شه؛ و وقتی که در طول روز با رقابت هایی مواجه می شه اون می تونه سطحی از شادی خود رو حفظ کنه. درواقع، شادی اون هنگام روبرو شدن با سختی ها و مشقات زندگی روزمره به اون قوت قلب می دهد و ذهن اون رو آروم نگاه می داره و مانع از این می شه که گرفتار احساسات داغون کننده و غیرمفید شه. افراد خوشحال نسبت به افراد غمگین یا دپرس به راهکارهای بیشتری واسه مشکلات دست پیدا می کنن.

با اینکه افراد غمگین نسبت به افراد خوشحال عموماً توجه بیشتری به جزئیات می کنن، افراد خوشحال نسبت به افراد غمگین به نتیجه های بیشتری می رسند. البته، ازآنجایی که شادی و غمگینی احساسات هستن، اون ها مطمئناً نوسان دارن. پس شما می تونید حالت روحی خود رو در جهت مقاصدتان کنترل کنین. هوشمندی هیجانی شامل این مسئله می شه که بدونین چه وقتی خوشحال، غمگین، هیجان زده، دلواپس یا حتی هشیار باشین.

افراد تمایل دارن بیشتر با افراد خوشحال مراوده کنن. رهبران خوشحال دنبال کنندگانی دارن که بسیار معتقد هستن. شما می تونید امتیازات بسیاری واسه خوشحال بودن پیدا کنین. افراد بیشتر واسه شما ارزش قائل می شن، راحت تر می تونید سختی ّها رو بگذرونین، احساس بهتری دارید و بیشتر واسه بقیه به درد بخور هستین. تحقیق ها حتی نشون میدن که افراد خوشحال بیشتر عمر می کنن (یا افراد غمگین زودتر می میرن).

آدمایی بسیار کمی واقعاً می دانند چیجوری شادی خود رو مدیریت کنن. افراد بیشتر شادی رو به چیزای مادی و از بقیه چیزی به دست آوردن رابطه میدن. افراد واقعاً خوشحال بخشنده هستن. آدمایی که شادی رو می گسترانند خودشون هم بیشتر خوشحال هستن.

امیده، در عین این که هوش هیجانی خود رو پیشرفت می بدید یادتون باشه گسترش شادی واسه شما هزینه ای نخواد داشت و چیزی که در ازای اون به این نتیجه رسید می کنین بسیار پرارزشه.

واسه تقویت هوش چه بخوریم؟

خیال پردازی یکی از نشونه های کودکان باهوش

افزایش هوش بیزینس ترن مطالب باحال روز