<h1>Archives</h1>
    برگزیده

    نکاتی که برای بازسازی ساختمان در کرج حتما باید درنظر بگیریم

    هدف از ساماندهی جبران زیان های مادی و معنوی است که نهایتاً به بازسازی آنان می انجامد و باید در صورت امکان به استانداردی بالاتر از وضعیت سابق برسند.

    نیازهاارزیابی نیازهای ناشی از زیان ها و تلفات احتمالی آینده به برنامه ریزی بهتر فعالیتهای بازسازی کمک می کند. از جمله مواردی که برای اتخاذ روش های مقتضی در دوران بازسازی بایستی مورد توجه قرار گیرد می توان به، تبیین نیاز وضعیت، متعادل نمودن نیازهای روانی، اجتماعی، اقتصادی با نگرش کالبدی، شناخت این حقیقت که جوامع یکدست و همگون نیستند، در نظر گرفتن نیازهایی که کمتر محسوس اند، تشخیص و تمییز میان نیازها و خواست ها، شناسایی نیازهای غفلت شده درهرمرحله از تصمیم گیری، اطمینان یافتن از اینکه همه بخش ها و مناطق آسیب دیده ارزیابی می شوند، شناسایی نیازهای اساسی که به سایر بخش های باز توانی وابسته هستند، اشاره نمود.

    ۲-۷-  منابع موجود

    برقراری تعادل میان پاسخ دهی به نیازها از یک سو و منابع موجود از سوی دیگر از موارد حساس در همه مراحل فعالیتهای پس از سانحه است. بر اساس تجربه های قبلی بازسازی، منابع زیر غالباً مورد نیازند:

    • سرمایه و تبیین راهکارهای مقتضی برای هدایت آن به سوی بازماندگان و بخش های مربوط
    • مصالح ساختمانی برای احداث سرپناه های موقت و دائمی، زیرساختها، تاسیسات بهداشتی و غیره
    • تجهیزات وابزار جهت پاکسازی معابر، تعمیرات، حمل و نقل کالاها، بازتوانی تاسیسات بهداشتی، کشاورزی و غیره
    • نیاز فوق العاده به انرژی و نیرو برای حمل و نقل، ارتباطات و تولیدات درصنعتی هنگام شرایط بحرانی

    ۳- موضوعات مهم مطرح در بازسازی

     یک برنامه جامع بازسازی به نیازهای کالبدی و روحی جوامع پاسخ می دهد، در غیر اینصورت، نتایج منفی به بارخواهد آمد، زیرا اولاً احتمال هدر رفتن سرمایه گذاری در بازسازی مسکن، بدون توجه به نیازهای مردم از نظر بازتوانی کالبدی و اجتماعی- روانی و خود کفایی اقتصادی وجود دارد و ثانیاً شناخت روابط علت و معلولی میان بازتوانی کالبدی و اجتماعی- روانی امری مهم می‌باشد. باید توجه داشت که اگر در فرآیند باز سازی، آسیب دیدگان در احداث خانه هایشان فعال شوند، تاثیر بسزایی در بهبود سریع بازسازی کالبدی مردم خواهد داشت. از جمله نگرشهای حاکم در بازسازی می توان به نگرش ارتباطی، اقتصادی،  اجتماعی، مدیریتی، روانشناختی، حقوقی، بهداشتی، بیمه ای، جغرافیایی، و علوم زمین، برنامه ریزی شهری و منطقه ای، معماری و ساختمانی اشاره نمود که عدم توجه به آنها می تواند منجر به عدم پذیرش بازسازی از سوی مردم سانحه دیده شود.در بحث بازسازی نظرات مختلفی وجود دارد:

    • ساختن و بنا کردن مجتمع زیستی عیناً مانند قبل از سانحه، این بحث بیشتر در مورد میراث فرهنگی صادق است.
    • مقاوم سازی و تحکیم مجتمع زیستی درست مثل قبل ازسانحه
    • باید از فرصت بازسازی جهت ایجادبناها و مجتمع های زیستی کاملاً نو استفاده نمود.باورهای عمومی و نادرست در طول فرآیند بازسازی.
    • تداوم حمایت های سیاسی در دوران بازسازی
    • تداوم خمایتهای مالی در طول عملیات
    • هماهنگی مستمر میان ادراک، انتظارات و توانایی گروه های درگیر در مراحل بازسازی
    • انجام بازسازی در بخش ها و سطوح مناسب
    • تقدم بازتوانی های اقتصادی و اجتماعی بر بازسازی کالبدی
    • امکان انجام بازسازی بدون نادیده گرفتن کیفیت و ضوابط ایمن سازی
    • پذیرش کدها و کنترل های دولتی از جانب بازماندگان سانحه
    • بازسازی کارآمد: فرآیند برنامه ریزی در شرایط قبل از سانحه تا ساخت وساز نهایی

    ۴- دستورالعمل های اصولی

    برنامه ریزی و مدیریت دوران ساماندهی و بازسازی، فرآیندهای بسیار پیچیده ای هستند که مرحله جمع آوری اطلاعات اولیه تا ارزیابی نیازها، برنامه ریزی و اجرا و قضاوت عملیات اجرایی را در بر می‌گیرند و شامل اشخاص، گروه ها، دولت ونهادهای بین المللی هستند. موارد زیر دستور العمل های مربوط به شناخت و ابزارهای مهم مورد نیاز مدیریت و بازتوانی را شامل می شوند.

    • برنامه ریزی نیازهای بازتوانی جامع کاملاً به یکدیگرپیوسته اند.
    • تناقض میان دیدگاههای بازسازی، به مثابه فرآیندی که خواستارتغییرات بنیادی است و فرآیندی که به ترمیم خسارات می پردازد، می بایست تعدیل شود.
    • بازسازی نباید به خاطر اصلاحات سیاسی، اداری یا اقتصادی به تاخیربیفتد.
    • بازتوانی اقتصادی پیش نیاز بازتوانی کالبدی سریع است.
    • بازسازی در جهت کاهش اثرسوانح فرصت های استثنایی فراهم می کند.
    • جابجایی کامل جوامع معمولاً مفید نبوده و به ندرت حاوی نتایج مثبتی است.
    • عملیات بازتوانی، فرآیندی درمانی برای آسیب دیدگان و احیای زندگی و معیشت آنان است.
    • در دسترس بودن منابع و اعتبارات مالی هنگام عملیات، متضمن بازتوانی مؤثراست.
    • حل مالکیت زمین باعث موفقیت بازسازی می شود.
    • برای بازسازی، حداکثر استفاده ازمنابع داخلی توصیه می شود.
    • یک بازتوانی کالبدی موفق، منجربه ارتقای نهادهای محلی، آموزشی واگذاری نقش رهبری به مردم در تمامی سطوح می‌گردد.
    • تعهدات سیاسی برای بازتوانی مؤثر ضروری است[۱].

     

     

    کرج مرکز استان البرز، مرکز شهرستان کرج و یکی از کلان‌شهرهای ایران است و به عنوان چهارمین شهر بزرگ ایران شناخته می‌شود.[نیازمند منبع] کرج یک شهر کوهپایه‌ای است که در دامنهٔ رشته کوه‌های البرز و در بلندای ۱٬۳۰۰ متر بالاتر از سطح دریا قرار دارد. همچنین این شهر دومین شهر ایران است که دارای قطار شهری (مترو تهران کرج هشتگرد) و همچنین ۶ خط تفکیکی مترو است.

    جمعیت شهر کرج بر پایۀ سرشماری سال ۱۳۹۵ ه‍.خ برابر با ۱٬۵۹۲٬۴۹۲ تن بوده که این رقم با احتساب جمعیت ساکن در حومهٔ شهر ([۱] کلان‌شهر کرج) به ۱٬۹۷۳٬۴۷۰ تن می‌رسد. کرج چهارمین شهر پرجمعیت ایران و بیست و دومین کلان‌شهر پرجمعیت خاورمیانه است.[۳]

     

    تعمیر سقف در بازسازی خانه

    عایق حرارتی و صدا ، جلوگیری از نفوذ رطوبت ، کاهش ارتفاع سقف های بلند ، اجرای نورپردازی بر روی سقف کاذب ، پوشش مناسب برای سقف های که نمای زیبایی ندارند .

    یکی از ویژگی های نوسازی سقف کاذب با گچ که بسیار مورد توجه افراد است ، امکان انتخاب انواع طراحی های زیبا از گل و بوته گرفته تا طرح های اسلیمی است . معمولا قالب هایی با طرح های مختلف از قبل ساخته شده و ملات گچ را درون آن قالب گیری میکنند .

    سقف نیازیت در این سقف ها استفاده از تیرچه های فلزی و آرماتور های جداگانه به جای میل گرد زیگزاگ کاربرد دارد . از تفاوت های عمده تیرچه های نیازیت با سایر آنها ، میتوان به عدم نیاز در آن اشاره کرد .

    سقف در سازه های گوناگون به عنوان یکی از اساسترین عناصر معماری داخلی مطرح است . از این بخش در ساختمان های یک و دو طبقه برای جلوگیری از ورود نور آفتاب ، برودت ، باران و برف و همچنین جداسازی طبقات از یکدیگر استفاده میشود . برای افزایش جذابیت و زیبایی ساختمان و همچنین رفع عیب های آن تعمیر و بازسازی سقف دارای اهمیت است .

    مشاوره طراحی و بازسازی خانه شما در کرج به صورت آنلاین

    1. مشاوره رایگان
    2. بازدید از منزل شما
    3. طراحی
    4. اجرا
    5. دکوراسیون داخلی و چیدمان
    6. پشتیبانی بازسازی

     

    برگزیده

    وب‌سایت تکنیک (فروشگاه اینترنتی فایل)

    وب‌سایت تکنیک (فروشگاه اینترنتی فایل) حاصل تلاش گروهی از جوانان پرتلاش و با استعداد کشورمون هست که در قالب کار تیمی (teamwork) ایده ی استارت آپی (start-up) خودشون رو به ثبت رسوندند. ما پس از سال ها تلاش و تحقیقات تونستیم به روشی فوق العاده دست پیدا کنیم که از طریق اینترنت و به شیوه دورکاری، باری از مشکلات هم وطنان عزیزمان کم کنیم و باعث ایجاد اشتغال، افزایش رفاه زندگی و صرفه جویی در وقت و هزینه مردم ایران زمین بشیم. در فروشگاه اینترنتی تکنیک (فروشگاه محصولات دانلودی) شما می‌تونید انواع فایل ها (فیلم، کتاب، مطالب آموزشی، نرم افزار، پروژه و…) کاربردی کمیاب و نایاب رو پیدا کنید. همچنین می‌تونید فایل های مورد نظر خودتون رو که در اینترنت موفق به پیدا کردن اون نشدید سفارش بدید تا تیم تکنیک در کمترین زمان ممکن و با قیمت مناسب و مقرون به صرفه آن را برای شما تهیه نماید.

    برگزیده

    خريد انواع عطر و ادكلن باکیفیت

     

    خريد انواع عطر و ادكلن باکیفیت به شکل عمده و خرده از فروشگاه اینترنتی آرازیس برای علاقه مندان ما در سراسر کشور، امکان پذیر شده است.

    عطر و ادکلن جزء محصولاتی هستند که حداقل یک دونه ش، برای هر نفر لازمه!

    و در هر خانه و خانواده ای قطعا پیدا میشه.

    داشتن یه حس خوب، یه زندگی خوب و دوستان خوب، فراتر از انتظار نیست وقتی یک عطر خوب و خوش بو، استفاده کنید.

    چه در محل کار، چه در زندگی مشترک و چه در کلاس های دانشگاه، یک عطر خوش بو و ناب می تونه جذابیت شما رو بیشتر کنه.

    اگه شما هم تمایل دارید نسبت به دیگر افراد اطراف خود، یک ویژگی منحصر به فرد داشته باشید و متمایز باشید،

    حتما یک عطر خوب انتخاب کنید.

    برای خرید عطر و ادکلن هیچ وقت تردید نکنید.

    بوی خوش عطر می تواند درصد رضایت دیگران از شما را چند برابر کند.

    سلیقه شما فرقی نمی کند که چگونه باشد. عطر تند دوست دارید یا لایت. مردانه یا زنانه.

    همه انواع عطر و ادکلن را در فروشگاه برای شما آماده کرده ایم.

    اگر شما نیز جزء علاقه مندان به خرید انواع عطر و ادکلن هستید،

    باید بدانید که عطرهای فروشگاه آرازیس مطابق با سلیقه های مختلف، برای فروش گذاشته شده است.

    ضمن اینکه یک اپلیکیشن خوب اندرویدی هم داریم که می تونید محصولات را ببینید.

    خرید انواع عطر و ادکلن ؛ نمیشه که نباشه!

    خرید انواع عطر و ادکلن ؛ دنیای عطر اینجاست

    معرفی انواع عطر و ادکلن فروشگاه آرازیس

    اطلاعات تماس آرازیس برای خرید انواع عطر و ادکلن

     

    خرید انواع عطر و ادکلن ؛ نمیشه که نباشه!

    برای کسانی که همیشه از عطر و ادکلن استفاده می کنند،

    نبود عطر در خانه و محل کارشان اصلا امکان پذیر نیست.

    شما هم اگر برای مدتی خود را ملزم به استفاده از عطر و ادکلن کنید،

    می بینید که زندگی بدون عطر برای تان سخت می شود.

    در زندگی مشترک استفاده از عطر و ادکلن بی نهایت مفید است

    و می تواند روابط شما با همسر عزیزتان را بهبود ببخشد.

    زندگی زناشویی را هر چند وقت یکبار می توانید با یک عطر جدید با بوی جدید، روحیه دیگری ببخشید.

    اگه شما هم علاقه مند شدید عطر بفروشید، می تونید با ما همکاری کنید ؛ حتما استقبال می کنیم.

    اگه شما هم موقع هدیه دادن، یک عطر خوب انتخاب می کنید،

    پس تاپیک های زیر را دنبال کنید تا این دفعه انتخاب بهتری داشته باشید.

     

    خرید انواع عطر و ادکلن ؛ دنیای عطر اینجاست

    در فروشگاه ما همه نوع عطری با قیمت های مختلف پیدا می شود.

    پس نگران نباشید ؛ سلیقه شما اینجا پیش ماست.

    اگه دوست شما یا همسرتان در انتخاب عطر بسیار دقت می کند،

    پس یک عطر مطابق با دوست داشتنی های او بخرید.

    اگه فکر می کنید به تنهایی برای شما سخت است که عطر انتخاب کنید،

    از ما که عطر شناس هستیم، کمک بگیرید.

    اگه دوست دارید یک هدیه خوب به تمامی دوستان خوب ویا همکاران شرکت تان بدهید،

    مخصوصا در ایام عید و روزهای مخصوص سال، به صورت عمده خرید کنید.

    قیمت عمده برای شما به صرفه تر خواهد بود.

    اگه دنبال این هستید که بدونید معیارهای تصمیم گیری برای انتخاب عطر چه چیزهایی هستند،

    در ادامه نوشته ایم:

    1- طعم رایحه عطر : طعم رایحه می تونه ترش یا شیرین باشه. به انتخاب خودتون بستگی داره.

    2- طبع رایحه: طبح رایحه می تونه گرم، سرد یا خنک باشه. شما چطوری می پسندید؟!

    3- فصل: فصل عطر می تونه مربوط به فصول گرم یا سرد سال باشه. گرمسیری دوست دارید یا سردسیری؟!

    4- میزان ماندگاری عطر: بعضی عطرها تا مدت ها باقی می مانند و بعضی نهایتا تا 24 ساعت. شما چطور دوست دارید؟

    5- جنسیت: مردانه یا زنانه بودن عطر خیلی مهم هست. موقع خرید دقت کنید.

    معرفی انواع عطر و ادکلن فروشگاه آرازیس

    در این قسمت می خواهیم چند تا از عطرهای فروشگاه را معرفی کنیم.

    تا بهتر متوجه شوید که در انتخاب عطر باید به چه نکاتی توجه کنید.

    1- عطر سیلور هیل جان وین مشابه کرید سیلور مونتین واتر:

    از جمله عطرهایی که هم برای زنان و هم برای مردان می تونه استفاده بشه،

    طعم ترش و طبع خنک و فصل گرمی داره، همین عطر هست.

    این عطر به خوبی در فضا پخش میشه و ماندگاری بالایی داره.

    با اسپری این عطر ابتدا بوی نارنج و پرتقال و بعد از مدت زمانی بوی چای سبز و انگور سیاه استشمام میشه.

    این عطر اماراتی هست و یک عطر سلطنتی به حساب می آید.

    2- عطر دهوم اسپورت مشابه دیور هوم اسپورت :

    این عطر مردانه و معطر هست. محصول کشور امارات، طعم شیرین و طعم خنک دارد و ماندگاری آن بسیار خوب هست.

    با اسپری این عطر، بوی گریپ فروت، نارنج و لیمو استشمام می شود

    و بعد از مدتی رایحه آرامش دهنده چوب سدر و زنجبیل را خواهد داشت.

    3- عطر دی پرفیوم جانوین مشابه لالیک قرمز- لالیک له پارفوم :

    این عطر زنانه هست و طعم تند با طبع گرم دارد. ماندگاری بسیار خوبی دارد و محصول کشور امارات است.

    رایحه اولیه عطر، فلفل صورتی و ترنج است و بعد از آن بوی بادام، یاس و گل آفتابگردان استشمام می شود.

    4- عطر آلیسا جان وین مشابه سوسپیرو اربا پورا:

    این عطر هم زنانه است و هم مردانه.

    محصول کشور امارات با طعم شیرین و طبع ملایم، مخصوص 4 فصل و با قدرت ماندگاری بالا می باشد.

    از این عطر بوی لیموترش، ترنج، پرتقال، وانیل و مشک استشمام می شود.

     

     

    اطلاعات تماس آرازیس برای خرید انواع عطر و ادکلن :

    هر عطری رو دوست داشتید انتخاب کنید، به سبد خرید اضافه کنید و آنلاین خرید کنید.

    اگه فکر می کنید نیاز به راهنمایی دارید که چه عطری انتخاب کنید،

    مخصوصا اگر میخواهید هدیه بدید، با شماره های سایت تماس بگیرید.

    منتظر شما هستیم تا با یک انتخاب خوب و خرید فوق العاده از فروشگاه اینترنتی آرازیس خوشحال تون کنیم.

    آدرس فروشگاه اینترنتی: https://arazis.com/

    شماره تماس دفتر فروشگاه: 07132277844

    شماره موبایل کارشناس سایت: 09371247133

    آدرس ایمیل: [email protected]

    آدرس فروشگاه:

    بخش مرکزی ، شهر شیراز، تپه تلویزیون ، خیابان جهادسازندگی ، کوچه 16 ارم[8جهادسازندگی] ، پلاک 0 ، مجتمع مسکونی جام طلایی 1 ، ورودیAB ، طبقه پنجم ، واحد A503 – چنچنه کوچه 8 م

    برگزیده

    خرید پکیج آموزشی درمان پوست

     

    خرید پکیج آموزشی درمان پوست به شما کمک می کند تا روی پای خود بایستید و مشکلات پوستی خود را بدون نیاز به دکتر رفتن و درمان های سالنی برطرف کنید.

    با خرید پکیج آموزشی با لکه های مزاحم روی صورت خداحافظی کنید

    و یک پوست و صورت شفاف و صاف را دوباره تجربه کنید.

    بعضی ها با دیدن چهره بسیاری از بازیگران سینما، دوست دارند صورتی زیبا و بدون لکه های اضافی داشته باشند.

    از طرفی به دلایلی شاید نخواهند به دکتر مراجعه کنند ویا در سالن ها مراحل درمان را طی کنند.

    پس این افراد می توانند از پکیج آموزشی استفاده کنند.

    گاهی نیز ممکن است به دلیل بیماری، جراحی، سوختگی ویا بارداری، مشکلاتی در منافذ پوست بانوان ایجاد شده باشد.

    اتفاقا بسیاری از بانوان هستند که ترجیح می دهند خودشان همه کارها را انجام دهند.

    و در زمنیه های مختلف توانمند باشند.

    و تمایل دارند از شیوه های خانگی و خود درمانی استفاده کنند.

    پکیج آموزشی یکی از راه حل های موجود می باشد.

    پکیج های آموزشی شامل فیلم های آموزشی می باشد که تلاش می کند شما خود بدون نیاز به دکتر، لکه های صورت تان را بردارید.

    هنگام استفاده از این روش ها فقط باید دقت کنید که نسبت به محلول های شیمیایی حساسیت و منع استفاده نداشته باشید.

    چنانچه به این روش علاقه مند شدید، تاپیک های زیر را مطالعه کنید.

    خرید پکیج آموزشی ؛ لایه های اضافی ناراحت کننده خداحافظ

    خرید پکیج آموزشی ؛چهره جذاب و دلپذیر دائمی داشته باشید

    خرید پکیج آموزشی ؛ پزشک دندان های خود باشید

    خرید انواع پکیج آموزشی ؛ رفع مشکلات پوستی با میکرونیدلینگ

    اطلاعات تماس آرازیس برای خرید پکیج آموزشی

     

    خرید پکیج آموزشی ؛ لایه های اضافی ناراحت کننده خداحافظ

    یکی از روش های درمان خانگی پیلینگ شیمیایی یا لایه برداری صورت می باشد.

    در این روش فرد تلاش می کند تا سطح پوست خود را صاف و یکدست کند.

    پیلینگ شیمیایی اگر برای درمان مشکلات پوستی ملایم بخواهد استفاده شود، در خانه نیز قابل انجام است.

    اگر مشکلات پوستی بیشتر باشد، لازم است با متخصصص صحبت شود.

    هر ماه می توان از پیلینگ شیمیایی استفاده کرد و دوره درمان بین 6 ماه تا 1 سال طول خواهد کشید.

    شاید بپرسید فایده انجام پیلینگ چیست؟

    پیلینگ شیمیایی در موارد زیر کاربرد دارد:

    1- شاید جوش های زیادی در صورت فرد وجود داشته باشد، ویا جوش از بین رفته ولی جای آن در صورت باقی مانده است.

    2- ممکن است برای بانوان در دوره حاملگی، لک های زیادی روی صورت شان ایجاد شده باشد.

    3- برای رفع سوختگی ها و هر ضایعه ای که روی صورت باقی مانده است.

    4- کک و مک های روی صورت و پوست را می توان از بین برد.

    5- برای شادابی و روشن شدن پوست

    6- کاهش شل شدگی پوست با کمک افزایش کلاژن

    7- می توان نقاط تیره بدن مانند کشاله ران و زیر بغل را روشن تر کرد.

    دقت کنید اگر مشکلات پوستی بسیار است و نیاز به متخصص دارد، شخصا نباید انجام دهید.

    چرا که محلول شیمیایی متشکل از اسیدهای بسیاری است.

     

    خرید پکیج آموزشی ؛ چهره جذاب و دلپذیر دائمی داشته باشید

    اگر از آن جمله بانوانی هستید که به دنبال آرایش دائمی هستند، می توانید از میکروپیگمنتیشن استفاده کنید.

    برای افرادی که مبتلا به آلوپسی، ریزش مو و درمان شیمیایی هستند، این فرآیند می تواند به بازگشت اعتماد به نفس شان کمک کند.

    برای افراد زیر این فرآیند می تواند کاربرد داشته باشد:

    1- نمی خواهید زمان بسیاری را برای آرایش صرف کنید.

    2- چشم شما به آرایش کردن آلرژی دارد.

    3- ابروهای نازک یا نامتقارن دارید.

    4- نمی خواهید همیشه از رژ لب استفاده کنید.

    5- لب های شما نازک و کم حجم هستند و آرایش را به خوبی نشان نمی دهند.
    6- خط لب بانوان محو شده است.

     

    خرید انواع پکیج آموزشی ؛ رفع مشکلات پوستی با میکرونیدلینگ

    یکی از روش های ترمیم پوست و داشتن پوستی شفاف و صاف، استفاده از میکرونیدلینگ است.

    در این روش سوراخ های ریز در سطح پوست ایجاد می شود تا سرم های مخصوص جذب پوست شود.

    با نفوذ سوزن ها به لایه درم پوست یک جراحت مختصر ایجاد می شود.

    سپس پوست واکنش نشان می دهد و شروع به بازسازی و ترمیم ناحیه مورد نظر می کند.

    برای بی حس کردن موضعی از کرم مخصوص استفاده می شود.

    این روش هم نتایج خوبی به بار می آورد ضمن آن که عوارضی در پی ندارد.

    شاید بپرسید کاربردهای این روش چیست؟ در ادامه نوشته ایم:

    1- برای درمان منافذ باز پوست، جوش ها، اسکار آبله مرغان و سالک می توان از این روش استفاده کرد.

    2- افتادگی و شل شدن پوست

    3- پارگی پوست

    4- لکه های پوستی مقاوم به درمان

    5- کاهش چین و چروک های پوست

    6- درمان اسکار ناشی از جراحی سوختگی و عفونت های قبلی

    در شرایط زیر نمی توان از این روش استفاده کرد:

    1- اگر پوست شما حساس و خشک است.

    2- اگر زخم باز، بریدگی یا خراش روی صورت خود دارید.

    3- از درمان های همراه با اشعه قبلا استفاده کرده اید.

    4- مبتلا به عفونت پوستی، بیماری پوستی یا تبخال باشید.

    5- بانوان باردار ویا در دوره شیردهی

    6- افرادی که سابقه ابتلا به کلوئید، مناطق زخم بزرگ یا کندی در بهبود دارند.

     

    خرید پکیج آموزشی ؛ پزشک دندان های خود باشید

    گاهی اوقات دردهای دندان، خواب و خوراک و زندگی را از چشم آدمی می رباید.

    و یک بی حسی موضعی می تواند حال فرد را بهتر کند.

    اثر بی حسی تا چند ساعت روی فرد می ماند و نمی تواند نوشیدنی و غذا بخورد.

    اگر تمایل داشتید تا درمان خانگی دندان درد را یاد بگیرید، می توانید از پکیج آموزشی استفاده کنید.

     

    اطلاعات تماس آرازیس برای خرید پکیج آموزشی

    پکیج های آموزشی در قالب فیلم های آموزشی هستند که بعد از خرید از سایت، با هماهنگی به شما داده می شوند.

    منتظر شما هستیم تا با یک انتخاب خوب برای پکیج آموزشی و خرید فوق العاده از فروشگاه اینترنتی آرازیس خوشحال تون کنیم.

    آدرس فروشگاه اینترنتی: https://arazis.com/

    شماره تماس دفتر فروشگاه: 07132277844

    شماره موبایل کارشناس سایت: 09371247133

    آدرس ایمیل: [email protected]

    آدرس فروشگاه:

    بخش مرکزی ، شهر شیراز، تپه تلویزیون ، خیابان جهادسازندگی ، کوچه 16 ارم[8جهادسازندگی] ، پلاک 0 ، مجتمع مسکونی جام طلایی 1 ، ورودیAB ، طبقه پنجم ، واحد A503 – چنچنه کوچه 8 م

     

    روانشناسی و علوم تربیتی

    عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی زناشویی

     

    از عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی زناشویی می­توان به عوامل فردی، عوامل ارتباطی و عوامل خارجی اشاره کرد. در ادامه هریک از این عوامل به تفصیل ارائه می‌شوند.

    ۲-۱-۴-۱٫ عوامل فردی

    جنسیت: بین دیدگاه مردان و زنان نسبت به کیفیت زندگی زناشویی چند تفاوت جنسیتی مشاهده شده است. مثلاً لاکسلی (۱۹۸۰)، گزارش کرده است که خانم ها نارضایتی و ناکامی بیشتری را در قبال رابطه گزارش می‌کنند و معتقدند که بیش از همسرانشان مورد سوء تفاهم واقع می­شوند (الیس، ۲۰۰۴). اسمیت (۱۹۸۵) بین سازگاری زناشویی مردان و زنان تفاوتی پیدا نکرد. اما فاورز (۱۹۹۱) در بررسی سازگاری و رضایت­مندی دو نفره مشاهده کرد که مردان بیشتر از زنان ازدواج خود را با شاخص­های مالی، والدینی، خانواده و دوستان بررسی می­ کنند (آخرتی، ۱۳۸۶).

    هیتون و بلیک (۱۹۹۹)، معتقدند که از آن جایی که مردان و زنان از نقش­های متفاوت برخوردار هستند و دید متفاوتی نسبت به ابعاد گوناگون رابطه (از قبیل تقسیم وظایف، فرزند پروری و جمعیت جنسی) دارند به شکل متفاوتی به ارزیابی رابطه می­پردازند. آن ها هم چنین معتقدند که ارزیابی زنان از رابطه دقیق تر از مردان است چون آنها بر رابطه تأکید بیشتری می­ورزند. این تفاوت ها برخی از پژوهشگران را بر آن داشته است تا بیان کنند که به الگوهای رضایت زناشویی مجزا برای مردان و زنان به دلیل تفاوت در دیدگاه شان نسبت به رابطه، نیاز می­باشد (به نقل از غلامعلیان و احمدی، ۱۳۸۷).
    سن ازدواج: بوث و همکاران (۱۹۸۷) دریافتند که افرادی که در سنین کمتر از بیست سالگی ازدواج کرده‌اند، کمترین پایداری را در ازدواج داشتند. صرف نظر از طول مدت ازدواج، نتایج منفی ازدواج زود هنگام بر پایداری زناشویی مشهود بوده است. این محققان نتایج معکوسی را برای افرادی که دیرتر ازدواج کرده­اند گزارش دادند. با وجود این فقط در هفت سال اول زندگی می ­تواند مشکل وجود داشته باشد و پس از هفت سال اثر مشکلات ازدواج می ­تواند کاهش یابد. اگر چه سن به عنوان یک عامل پیش بینی کننده کیفیت زندگی زناشویی تأیید نشده است ولی ارتباط آن با سازگاری کماکان مورد انتظار بوده است چرا که عملکرد ضعیف در ایفاء نقش در ازدواج زود هنگام بیشتر دیده می­شود (مرادی،۱۳۷۹).

      سلامتی: ممکن است نقصان در سلامتی با کاهش کیفیت زندگی زناشویی رابطه داشته باشد که تحت تأثیر عواملی همچون کاهش درآمد، تغییر در بازار کار، فعالیت­های مشترک اندک یا رفتار مشکل زا قرار می­گیرد (بوث و جانسون،۱۹۹۷؛ نقل از الیس،۲۰۰۴). فارل و ماکیدز (۱۹۸۵) در بررسی­های خود نشان دادند که نیازها و مشکلات مربوط به سلامت جسمانی ممکن است انرژی، زمان و توجهی که باید بر روابط زناشویی متمرکز باشد را به خود اختصاص دهد و کیفیت هیجانی مناسب مورد نیاز در رابطه زناشویی را تحت تأثیر قرار دهد. در یکی از مطالعات انجام شده درباره ارتباط بین ازدواج و سلامت جسمانی مشخص شده که کیفیت زندگی زناشویی با سلامت همسران سنین بالا مرتبط نبوده بلکه با سلامت سنین متوسط و جوان ارتباط داشته است. از این رو رضایت­مندی زناشویی چنانچه در سال­های نخست ازدواج باشد و انتظار مشکلات جسمانی وجود نداشته باشد، ممکن است با سلامت بیشتر ارتباط داشته باشد (آخرتی،۱۳۸۶).

    اثرات کیفیت زندگی زناشویی ممکن است برای همسری که سالم است قوی تر باشد و کیفیت زندگی زناشویی زنان ممکن است نسبت به بیماری مزمن همسر حساس­تر باشد (الیس، ۲۰۰۴). بررسی تحقیقات مختلف نشان می­دهد که کیفیت پایین زندگی زناشویی، آشفتگی زناشویی و طلاق، با افزایش آشفتگی روان­شناختی و کاهش سلامتی کلی همبستگی دارد و تأثیرات بسیار مخربی بر بهزیستی کلی ایجاد می­ کند (هاوکینز و بوث، ۲۰۰۵، نقل از یاوری،۱۳۸۷).

    ویژگی­های شخصیتی: بر اساس تحقیقات کاستا و مک­گری (۲۰۰۵) روابط زناشویی می ­تواند از مسائل مختلف تأثیر بپذیرد، که برخی از مهم ترین آن‌ها عوامل شخصیتی و سبک­های هیجانی ارتباطی و تجربی است که در طی زمان ثابت فرض شده است (سامانی،۱۳۸۶). بنتلز و نیوکام (۱۹۷۹) مطالعات طولی درباره سازگاری زناشویی انجام دادند و اهمیت متغیرهای شخصیت، مانند ثبات هیجانی، بی­قراری، عینیت، رفتار سنجیده و درون­گرایی و برون­گرایی و روان آزردگی را تأیید کردند (الیس،۲۰۰۴).

    هانسن (۱۹۸۴) در تحقیقی نشان داد که شایستگی ارتباط به عنوان ویژگی افراد است که امکان برقراری، تحول و حفظ روابط ارضاء کننده دو جانبه را تسهیل می­ کنند. برای مثال، شواهد پژوهشی نشان داد که کمرویی و اضطراب اجتماعی از ویژگی­های اجتماعی مؤثر در هنگام آغاز ارتباط است. مطالعات آلن و ریونسون (۱۹۸۴) نشان داد که زوجینی که شباهت بیشتری با هم دارند، بیشتر از سایر زوجین که کمتر شباهت دارند، احساس رضایت­مندی می­ کنند. مشاهدات جانسون و تسکان (۱۹۹۹)، نشان داد که افرادی که کمترین تعارض را در ارتباط با والدین خود داشته اند، بالاترین میزان کیفیت زندگی زناشویی را از خود نشان می­دادند و کمترین تعارض را تجربه کرده­اند (میراحمدی زاده، نخعی، طباطبایی و شفیعیان،۱۳۸۲).

    معمولاً افراد با کسانی تمایل به ازدواج دارند که دارای شخصیت مشابه با خودشان باشد و اگر با هم احساس راحتی کنند به احتمال قوی به یکدیگر وابسته می­شوند. پس از شکل گیری رابطه نیز ممکن است احساس آزادی و مالکیت مردان دچار شک و تردید واقع شود و یا زنان با کاستی و فقدان احساس نزدیکی و صمیمیت مواجه شوند که البته این می ­تواند منشاء فرهنگی نیز داشته باشد و به تصورات قالبی آموخته شده در گذشته باز گردد (برنشتاین و برنشتاین،۱۳۸۰).
    به منظور بررسی ارتباط بین پرخاشگری فیزیکی و اختلال زناشویی، یک تحقیق طولی صورت گرفته است. نتایج نشان داده­اند که اختلال زناشویی در میان زوجین پرخاشگر رایج­تر از زوجین غیر پرخاشگر است و نیز در میان زوجین با پرخاشگری شدید معمول­تر از زوجین با پرخاشگری کمتر است. محققان با کنترل حوادث استرس زا و ارتباطات منفی، دریافتند که پرخاشگری یک عامل پیش ­بینی کننده معتبر برای نتیجه زندگی زناشویی زوجین است (لاورنس و برادبوری، ۲۰۰۱)

    نحوه فرزندپروری: فرزند پروری ضعیف می ­تواند از طریق میانجی­گری عوامل دیگر نظیر تعارض زناشویی بر کارکرد رابطه تأثیر گذار باشد. اثرات فرزندپروری ضعیف ظاهراً به جنسیت، شدت سوءاستفاده و بعد خاص کیفیت زندگی زناشویی بستگی پیدا می­ کند (بلت و ابیدین،۲۰۰۳؛ نقل از آخرتی،۱۳۸۶). کلی و کونلی (۱۹۸۷)، گزارش کرده­اند که ابعاد محیط اجتماعی اولیه همانند عدم ثبات روانی ـ اجتماعی و نزدیکی هیجانی پیش ­بینی­های قوی­تری برای کیفیت زندگی زناشویی زنان محسوب می­شوند (الیس، ۲۰۰۴).

    وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی و استخدام: احتمالاً شرایط اقتصادی ـ اجتماعی مطلق از اهمیت کمتری در پیش بینی کیفیت زندگی زناشویی برخوردار هستند تا انتظارات و ادراکات مربوطه. از این رو رضایت از سبک زندگی و وضعیت شغلی و اقتصادی ـ اجتماعی می ­تواند به سطوح بالای رضایت زناشویی بینجامد (الیس، ۲۰۰۴). کانجر و همکاران (۱۹۹۰)، با ارائه توصیفی از الگوهای کارکرد بد زناشویی در بعد مسائل اقتصادی، معتقدند که این مسائل قبل از هر چیز با ایجاد احساس ذهنی، فشار روانی ـ اقتصادی، تغییرات شناختی، عاطفی و رفتاری به دنبال دارد. همچنین فشارهای اقتصادی با افزایش سطح رفتار خصومت آمیز در مردان رابطه دارد. نتایج تحقیقات درباره و ضعیت اقتصادی و کیفیت زناشویی متناقص بوده است. به عنوان مثال، بوس و همکاران (۱۹۸۴) دریافتند که افزایش وضعیت اقتصادی زنان در افزایش طلاق تأثیر بسزایی دارد (غلامعلیان و احمدی، ۱۳۸۷).

    لارسون و همکارانش (۱۹۹۴) دریافتند که استرس عدم امنیت شغلی از رابطه­ای منفی با تعدادی از کارکردهای زناشویی برخوردار است. آنها پیشنهاد کردند که اضطراب مرتبط با کار به زندگی خانوادگی سرایت پیدا می­ کند (الیس، ۲۰۰۴). بیکاری از رابطۀ قوی با کیفیت زندگی زناشویی برخوردار نیست اما با افسردگی و روابط استرس آور که پیش بینی کیفیت زندگی زناشویی ضعیف هستند رابطه دارد (غلامعلیان و احمدی، ۱۳۸۷).

    هم چنین ممکن است اثرات استرس شغلی از یکی از همسران به دیگری تسری پیدا کند. به عنوان مثال، بولگر و همکاران (۱۹۸۹) دریافتند که بین استرس­های کاری (همانند سر ریز نقش یا مشاجرات) یکی از زوجین و استرس­های خانگی همسر دیگر رابطه وجود دارد (الیس، ۲۰۰۴).

    نگرشهای مربوط به ازدواج و طلاق: آماتو و راجرز (۱۹۹۹) به بررسی رابطۀ بین نگرش­های مربوط به طلاق و کیفیت زناشویی پرداختند. آنها پیشنهاد کرده­اند که ممکن است تحمل طلاق باعث تضعیف موانع موجود بر سر ترک یک ازدواج گردد و نگرش­های مربوط به ازدواج برانگیزۀ سرمایه گذاری در آن تأثیرگذار باشد. (الیس، ۲۰۰۴).

    [۱]. Locksley

    [۲]. Smith

    [۳]. Favourz

    [۴]. Heaton

    [۵]. Blake فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.

    [۶]. Booth

    [۷]. Johnson

    [۸]. Farl

    [۹]. Markedz

    [۱۰]. Haekins

    [۱۱]. Casta

    [۱۲]. Macgarey

    [۱۳]. Bentelze

    [۱۴]. Newcom

    [۱۵]. Honsen

    [۱۶]. Allen

    [۱۷]. Revenson

    [۱۸]. Johnson

    [۱۹]. Teskan

    [۲۰]. Lawrence

    [۲۱]. Belt

    [۲۲]. Abidin

    [۲۳]. Kelly

    [۲۴]. Conley

    [۲۵]. Boose

    [۲۶]. Bolger

    [۲۷]. Amato

    [۲۸]. Rogers

    روانشناسی و علوم تربیتی

    کیفیت زندگی زناشویی نامطلوب

     

    روزنبرگ (۱۹۸۳) چنین مطرح می­ کند «هنگامی که رابطه زناشویی دچار مشکلی­ می­شود، می­توان چنین فرض کرد که عملکرد ساختاری آن بدکار است». بنابراین کیفیت زندگی زناشویی نامطلوب حکایت از آن دارد که قواعد نهان حاکم بر تبادل­های زوجین شاید موقتاً بی­تأثیر یا نامناسب شده ­اند و باید مجدداً بر سر آن‌ها مذاکره شود (گلدنبرگ و گلدنبرگ،۱۳۸۹).
    طبق تعریف، یک رابطه زناشویی با کیفیت نامطلوب نمی­تواند کارکرد خود را از لحاظ رشد عاطفی خود تحقق بخشد (کولاپینتو، ۱۹۹۱، به نقل از برواتی و دیگران، ۱۳۸۷). مینوچین (۱۹۷۴) برچسب آسیب­شناسی بیمارگون را برای روابطی در نظر می­گیرد که وقتی با یک موقعیت تنش­زا مواجه می­شوند، انعطاف­ناپذیری الگوهای تبادلی و مرزبندی­های خود را افزایش می­ دهند و بدین ترتیب، جلوی بررسی سایر شق‌ها را می­گیرند. از سوی دیگر، روابط زناشویی بهنجار با حفظ تداوم رابطه و در عین حال، انعطاف­پذیری کافی برای مجاز دانستن بازسازی رابطه، با فشارهای گریزناپذیر منطبق می­شوند. پس رابطه زناشویی بهنجار بر خلاف رابطه زناشویی بدکارکرد با تغییرات ناشی از زندگی مشترک به شیوه صحیح برخورد می­ کند و موجب رشد زوجین می‌شود (گلدنبرگ و گلدنبرگ، ۱۳۸۹).

    ۲-۱-۷٫ نظریه های کیفیت زندگی زناشویی

    روانشناسان ونظریه­پردازان رشته‌های علوم انسانی در رابطه باکیفیت زندگی زناشویی و روابط فی مابین زوجین نظریات مختلفی را ارائه داده اند.هریک ازاین نظریه پردازان باتوجه به حوزه پژوهشی وعملی خودشان به یک یا چند بعد از این موضوع چندوجهی پرداخته اندو می­توان گفت که این نظریات مکمل یکدیگر می باشند.در این مرحله به ارائه این دیدگاه‌های متفاوت و دربعضی موارد متعارض می‌پردازیم.

    ۲-۱-۷-۱٫ دیدگاه برادبوری

    برادبوری (۱۹۹۷؛ به نقل از برادبوری، فینچام و بیچ،۲۰۰۰) مدلی ازکیفیت زندگی زناشویی ارائه کرده است که به صورت یک پژوهش طولی درمورد ازدواج است.دراین پژوهش متغیرهای مختلف تعیین کننده کیفیت زندگی زناشویی وثبات زناشویی بررسی شده­اندکه همگی را می­توان به ۳ دسته که در بردارنده چهار زمینه بنیادی ازدواج هستند تقسیم نمود.

    الف) متغیرهادر بردارنده فرایندهای تطابقی،

    یا روش­هایی که افراد و زوج­ها با اختلاف عقاید ومشکلات فردی یا زناشویی کنار می­آیند.درپژوهش­های این زمینه بر رفتارهای قابل مشاهده­ای تأکید شده است که همسران هنگام حل مشکلات زناشویی نسبت به هم دارند،ونیز شناخت­هایی که پس ازاین رفتارها ایجاد می­شود.
    ب) متغیرها مربوط به رخدادهای تنش­زا یا گذارهای تحولی،

    مطالعات مربوط به این متغیرها براین موضوع تأکید میکندکه چطور حوادث وشرایط محیطی که زوج­ها با آن روبرو می­شوند برکیفیت و ثبات ازدواج تأثیر میگذارد.ریشه بررسی این دسته ازمتغیرها در”نظریه بحران” است که به چگونگی اثر بحران­ها برثبات زناشویی می ­پردازد.

    ج) آسیب پذیری­های پایدار

    یاعوامل جمعیتی، تاریخی، شخصیتی یا تجربی پایدار که افراد با خود وارد ازدواج می­ کنند.تحقیقات دراین زمینه مشخص کرده است که کیفیت وثبات ازدواج ممکن است تحت تأثیر طیفی ازمتغیرهایی قرارگیرد که در طول ازدواج زیاد تغییر نمی­کنند. به عنوان مثال، یک ویژگی پایداری که ازدواج را تحت تأثیر قرار می­دهدشامل سبک صمیمیت همسران درروابط بزرگسالی است، با این فرض که تجربیات اولیه افراد در روابط نزدیک، ماهیت و چگونگی روابط بعدی آنها در بزرگسالی را تشکیل می­دهد. متغیرهای دیگر در این مورد عبارتند از:تجربیات آموزشی،موفقیت­ها،تعاملات باهمکلاسی­ها، سابقه زناشویی، نموجنسی، سابقه پزشکی، تجربیات خانواده اصلی یعنی جدایی وطلاق والدین، تعارض خانواده، روابط همشیره­ها، تنگناهای مالی و نیز نوروتیک بودن که به معنای گزارش کردن تنش، ناراحتی و نارضایتی در طول زمان صرف نظر از شرایط، حتی بدون وجود یک منبع آشکار تنش­زا است.

    براساس این مدل، می­توان گفت “فرایندهای تطابقی احتمالاً بیشترین تأثیر مستقیم را بر کیفیت زندگی زناشویی زناشویی دارند و به نوبه خود باعث ثبات یا عدم ثبات ازدواج می­شوند. این فرایندها، به عنوان متغیری که در کیفیت زناشویی نقش اصلی دارد، ممکن است عملکرد رخدادهای تنش­زایی باشد که زوجین با آن روبرو می­شوند. به طور کلی ازدواج به سطح بالایی از تطابق یا مدارا نیاز دارد. زوجین باید علیرغم هر گونه انتظاری که از گذشته با خود حمل کرده­اند با تفاوت­های فردی یکدیگر خو گرفته و محدودیت­های یکدیگر را بپذیرند. افرادی که در خانواده اصلی­شان مورد آسیب یا بدرفتاری قرار گرفته­اند، در زندگی زناشویی خود به الگوهای مخرب رفتاری روی می­آورند. چنانچه میزان تطابق زوجین به میزان کافی نباشد، هیچ یک از زوجین دربیان احساسات خود احساس امنیت نکرده و اعتمادی در بین نخواهد ماند(برادبوری، فینچام و بیچ،۲۰۰۰).

    ۲-۱-۷-۲٫ دیدگاه بیورز

    مدل بیورز (۱۹۹۷) دارای دومحور است: یکی مربوط به کیفیت سبک تعامل زوجین که تحت عنوان گرایش به مرکز، و گریز از مرکز طبقه بندی می­شود و دیگری پیوستار گرمسیری (انعطاف و انطباق) نامیده می­شود که ساختار، اطلاعات موجود و انعطاف پذیری انطباقی رابطه زناشویی را در بر می­گیرد و مربوط به میزان کارآیی رابطه زناشویی است. و بر همین اساس روابط زناشویی به پنج دسته تقسیم می­شوند:

    1. روابط زناشویی با عملکرد شدیداً مختل،
    2. روابط زناشویی مرزی،
    3. روابط زناشویی متوسط،
    4. روابط زناشویی با کفایت یا مناسب
    5. روابط زناشویی با عملکرد بهینه.

    زوحین دارای سبک گرایش به مرکز افرادی هستند که رضایت از رابطه­شان را به صورت آمدن به درون رابطه می­بینند. آنها تمایل دارند بچه­هایی را پرورش دهند که خانواده از آنها سفت و سخت مراقبت می­ کند به طوری که مستعد رفتار ضد اجتماعی، غیر مسئولانه و خود محورانه هستند و انواع خاص نشانه­ های مرضی را در نوجوانی نشان می­ دهند.

    زوجین دارای سبک گریز از مرکز، تمایل به بیرون راندن اعضا و دیدن رضایت از رابطه­شان به صورت بیرون آمدن از رابطه زناشویی می­باشد. احتمال دارد آنها بچه­هایی را تربیت کنند که از نظر اجتماعی منزوی، درهم ریخته یا کناره گیر باشند (برنشتاین و برنشتاین،۱۳۸۰).

    ۲-۱-۷-۳٫ دیدگاه السون

    درمدل چند مختصاتی السون وهمکارانش (۱۹۹۶)، ابعاد همبستگی وانطباق پذیری کیفیت زندگی زناشویی مشخص شده ­اند.

    بعد انطباق پذیری از پایین به بالا درمقوله­هایی به صورت:

    الف) خشک،

    ب) باساختار

    ج) انعطاف پذیر

    د) هرج و مرج گونه،

    مشخص می­شوند. مقوله­های باساختار و انعطاف پذیر دو سطح ملایم عملکرد هستند.

    بعدهمبستگی درچهارسطح:

    الف) گسسته،

    ب) جدا شده،

    ج) متصل

    د) بهم تنیده،

    مشخص می­شوند. فرض بر این است که سطوح بالای بهم تنیدگی یا سطوح پایین همبستگی در شکل گسستگی ممکن است برای زوجین مشکل ساز باشند. زوجینی که آشکارا در هر دو بعد همبستگی وانطباق پذیری درجات خیلی بالا ویاخیلی پایین دارند ناکارساز به نظر می­رسند (برنشتاین و برنشتاین،۱۳۸۰).

    ۲-۱-۷-۴٫ دیدگاه سه محوری تسنگ و مک درموت

    طرح سه محوری تسنگ و مک درموت (۲۰۰۱) یک طبقه ­بندی سه محوری از کیفیت زندگی زناشویی ارائه داده است. محور این طرح تعیین سه طبقه از مشکلات بود:

    1. مشکلات رشدی رابطه زناشویی،
    2. مشکلات نظام رابطه زناشویی،
    3. مشکلات گروه رابطه زناشویی.

    مشکلات رشدی رابطه زناشویی مسائلی از قبیل اشکال درتحقق رابطه زناشویی رضایت آمیز، اشکال در فرزندآوری و فرزندپروری، مشکلات تفرد و جدایی و اشکال درگردهمایی خانواده و نیز مشکلات مربوط به خانواده گسیخته، خانواده تک والد، خانواده بازساخته و بی ثبات مزمن را در بر می­گیرد.

    مشکلات نظام رابطه زناشویی، اشکالاتی در مورد نظام­های فرعی زن و شوهری، والد ـ کودک و فرزندان را شامل می­شود.

    مشکلات گروه رابطه زناشویی، اختلالات کنشی ـ ساختاری و مشکلات سازگاری اجتماعی را در بر می­گیرد (نقل از الیس،۲۰۰۴).

    ۲-۱-۷-۵٫ دیدگاه مک مستر

    مدل مک مستر (۱۹۹۳) درباره کیفیت زندگی زناشویی شش جنبه کارکرد رابطه زناشویی را مد نظر قرار می‌دهد:

    ۱ـ حل مشکل،

    ۲ـ ارتباط،

    ۳ـ نقش­ها،

    ۴ـ پاسخگویی عاطفی،

    ۵ـ دخالت عاطفی

    ۶ـ کنترل عاطفی (نقل از باگاروزی،۱۳۸۷). در ادامه توضیحی مختصر از هر کدام ارائه می­شود:

     

    حل مشکل: حل مشکل درالگوی مک مستر مربوط می­شود به توانایی زوجین درحل مشکلات یکدیگردر حدی که بتواند کارایی مؤثری داشته باشد.حل مشکل شامل هفت مرحله است: ۱- شناسایی مشکل، ۲- مشکل را به اطلاع افراد یا منابع ذیربط رساندن، ۳- چاره­اندیشی برای راه­حلهای متعدد، ۴- تعمیم در مورد یک راه­حل عملی، ۵- اجرا و عمل نمودن تصمیم، ۶- کنترل اجرایی، ۷- ارزشیابی میزان موفقیت راه­حل­های به کار گرفته شده. هر گاه مراحل به خوبی اجرا شوند، مشکل به مؤثرترین وجه حل می­شود و هر گاه زوجین در شناسایی و تشخیص مشکل خود در مانند، در حل مشکلات ناتوان خواهند بود.

    ارتباط: درالگوی سنجش کیفیت زندگی زناشویی مک­ مستر،ارتباط مربوط به توانایی زوجین درتبادل اطلاعات است. مدل مک­ مستری بر ارتباط کلامی توجه بیشتر دارد. چهارنوع ارتباط در این مدل شناسایی شده است ۱- آشکار و صریح، ۲- آشکار وغیرصحیح، ۳- نقابداروصریح، ۴-نقابدار و غیرصریح. مؤثرترین شکل ارتباط، نوع آشکار و صریح آن است و کم­اثرترین آن، نقابدار وغیرصریح است. زیرا پیام­های ناآشکار وغیرصحیح به دلیل ابهام، دوگانگی، متعارض یا پوشیده بودنشان، مخاطبان را سردرگم ومضطرب می­سازند. به همین دلیل بهتراست که پیام‌ها به طورمستقیم توسط شخص فرستنده، و نه ازطریق واسطه یا شخص سوم ابلاغ گردند. در چنین شرایطی احتمال سوء تفاهم و یا حتی سوء استفاده شخص واسطه وجود دارد. در یک رابطه زناشویی با عملکرد بالا، زوجین افکار و احساسات خود را با یکدیگر به شیوه ­های ظریفی در میان می­گذارند. آنها علایق و نگرانی­های خود را عنوان می­ کنند و درباره مسائل مهم با یکدیگر به گفتگو می­پردازند. هر یک از آنها می­توانند درباره خود و زندگیش با دیگری صحبت کند و می­داند که هم به او گوش می­سپارند و هم او را درک می­ کنند.

    نقش­ها: نقش­ها در قالب «رفتارهای توصیه شده و تکراری در مجموعه ­ای از فعالیت­های دو جانبه با شریک زندگی» تعریف شده است. مدل مک مستر کارکردهای «ضروری» روابط زناشویی یعنی نقش­هایی را که باید برای کیفیت زندگی زناشویی سالم­تر انجام بگیرند و «سایر» کارکردهای روابط زناشویی را از هم متمایز می‌سازد. کارکردهای ضروری، شامل تأمین امور مادی، تغذیه، حمایت زوحین از یک‌دیگر، ارضای جنسی زن و شوهر، ایجاد مهارت­های زندگی و حفظ و کنترل سیستم خانواده می­شود. «سایر» کارکردهای روابط زناشویی عبارت است از کارکردهایی که ویژگی­های زوجین خاصی هستند، مثل «سپر بلا» یا ایده­آل کردن یک عضو خانواده. اولی زمینه­ای مشابه کارکردهای ضروری را در برمی­گیرد، در حالی که نقش­های اختصاصی، اغلب جلوه­ای از آسیب­شناسی فرد و روابط زناشویی هستند.

    پاسخگویی یا همراهی عاطفی: پاسخگویی عاطفی به توانایی پاسح‌گویی عاطفی زوجین در مواقع مناسب به موقعیت­های هیجانی مثبت و منفی گفته می­شود. در مدل مک مستر دو نوع پاسخدهی عاطفی عمده شناخته شده است:

    احساس آسایش که شامل واکنشهای هیجانی مثبتی مثل عشق، مهربانی و شادی است.

    احساسات اضطرابی که شامل عواطفی مانند ترس،اضطراب، خشم ومانند آن می­شود. کارایی عاطفی در این بعد شامل توانایی زوجین در برابر دامنه وسیعی از احساسات متناسب با موقعیت است.

    دخالت یا آمیختگی عاطفی: واکنشی که هر یک از زوجین در برابر علاقه و توجه دیگری نشان می­ دهند. درواقع میزان علاقه ونگرش زوجین را نسبت به هم توصیف می­نمایند.به طور ایده­آل،رابطه زناشویی نیازهای هیجانی زوجین را برآورده می­ کند،تا به مرحله­ای از رشد برسند.

    انواع دخالت عاطفی درالگوی مک مستر متمایز شده ­اند:

    الف) فقدان دخالت: اشاره به این دارد که زوجین بیشتر مانند غریبه­ها در خانه‌ای بزرگ زندگی می­ کنند.آنها اغلب تنها وناشاد هستند.

    ب) علاقه از احساسات جدا هستند: درچنین روابط زناشویی به نظر می­رسد آمیختگی زوجین بایکدیگر از احساس وظیفه، نیازی دریک عضو برای کنترل عضو دیگر، وحس کنجکاوی نشأت می­گیرد.

    ج) آمیختگی خودخواهانه:دراینجا یکی از زوجین به منظور حفظ خود خواهانه مرضی با عضو دیگر همراه می­شود،نه به خاطر مراقبت یا نگرانی واقعی نسبت به وی.

    د)دخالت دلسوزانه: این امر به درک واقعی نیازهایی که فرد با آنها دست به گریبان است، مبتنی است و به پاسخ­هایی می­انجامد که این نیازها را برآورده می­سازد.

    ه) شبکه: این اصطلاح در الگوی فرآیند به کار رفته است. هرچند الگوی مک مستر حاوی دو طبقه است که مفهوم مشابهی را توصیف می­ کند: در آمیختگی بیش ازحد و درآمیختی هم زیستی.درمفهوم دوم تنها در روابط به شدت مختل دیده می­شود.

    کنترل عاطفی: این بعد مربوط به فرآیندی است که زوجین بر آن اساس شورش را می­گذراند. بعد کنترل رفتار همچنین دربرگیرندۀ میزان تأثیر و نفوذی است که زوجین بر یکدیگر دارند. زوجین برای بقاء و سازگاری نیاز به شیوه­هایی جهت کنترل یکدیگر دارند. مدل مک مستر چهار شیوه کنترل رفتار را در روابط زناشویی شناسایی می­ کند:

    خشک: در چنین روابطی، نقش­ها و وظایف روزمره زوجین قابل پیش‌بینی و مشخص است.این قبیل زوجین به دلیل خشک ونامنعطف بودن، قدرت سازگاری با تغییرات را ندارند و چه بسا حتی قدرت برون­سازی تغییراتی که رابطه زناشویی درهرمرحله از رشد فرد با آن مواجه است، نیزنداشته باشند. فضای کیفری چنین روابط زناشویی، زوجین را به طرف رفتارهای مخرب وپرخاشگرانه پنهان سوق می­دهد و مبارزه برای کسب قدرت در رابطه زناشویی شدت می­گیرد. همچنین احتمال دارد که زوجین خشم خود را در محیط­های برون از رابطه زناشویی بروز دهند.همان طور که گفته شد، قابلیت پیش ­بینی درچنین روابط زناشویی بالاست اما قابلیت سازندگی درآن‌ها پایین است.

    انعطاف­پذیر: رفتار زوجینی که از این شیوه­ها بهره می­برند، هم قابل پیش ­بینی و هم سازنده است. آنها می­توانند به شکل مناسبی خود را با شرایط جدید انطباق دهند. شیوه آموزشی و حمایت­گرایانه زوجین، مشوق آن‌ها در فعالیت و انطباق با مقررات رابطه زناشویی است.

    بی­قید: این شیوه تا حدی قابل پیش ­بینی است اما قدرت سازگاری کمی دارد. بی­حالی در این روابط زناشویی جایگزین سازماندهی و عمل شده است. زوجین به وظایف خویش به خوبی عمل نمی­کنند و اغلب در ارتباط با یکدیگر و تشخیص نقش­ها دچار مشکل هستند. ضعف سازماندهی در این روابط زناشویی باعث احساس عدم امنیت در طرفین می­شود و آنها رفتارهای نامهربانه­ای را نشان می­ دهند (باگاروزی،۱۳۸۷).

    [۱] . Rosenberg

    [۲]. Bradbury

    [۳]. Adaptive processes

    [۴]. Developmental transitions

    [۵]. Enduring vulnerabilities

    [۶]. Beavers model

    [۷]. Centripetal

    [۸]. Centrifugal

    [۹]. Olson

    [۱۰]. Circumplex model فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.

    [۱۱]. Tseng

    [۱۲]. Mc Dermott

    [۱۳]. Mc Master

    [۱۴]. Affective responsiveness

    [۱۵]. Affective involvement

    [۱۶]. Behavioral control

    روانشناسی و علوم تربیتی

    عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی زناشویی

     

    عوامل خارجی

    ویژگی­های والدین: نشان داده شده که غالباً کیفیت زندگی زناشویی از نسلی به نسل دیگر منتقل می­شود (لارانس و هولمان،۲۰۰۲؛ به نقل از سامانی،۱۳۸۶). یک تبیین به عمل آمده برای این مطلب آن است که کودکانی که در معرض ازدواج­های دارای کیفیت پایین قرار می­گیرند از الگوهای نقش مناسب کارکرد ارتباطی محروم مانده و از مهارت­های اجتماعی مناسب برخوردار نمی­شوند و یا اینکه پاسخ­های ناسازگارانه­ای را در قبال تعارضات اکتساب می­ کنند. لویس و اسپانیر (۱۹۹۹) گزارش کرده­اند که هر چه مواجهه فرد با الگوهای نقش مناسب برای کارکرد زناشویی بیشتر باشد کیفیت زندگی زناشویی بالاتر خواهد بود (الیس، ۲۰۰۴).
    آماتور و بوث (۱۹۹۷) دریافتند که سطح تحصیلات والدین و درآمد از رابطه­ای مثبت با کیفیت و کمیت روابط زناشویی فرزندان برخوردار است. آنها پیشنهاد کرده­اند والدینی که از منابع بیشتری بهره­ مند هستند بهتر قادر به برطرف ساختن فشارهای اقتصادی فرزندان و تسهیل رفاه اجتماعی ـ اقتصادی آنها خواهند بود (مثلاً از طریق تسهیل ورود آنان به تحصیلات عالی) (الیس،۲۰۰۴). با این حال برنز و دانلوپ (۲۰۰۰) پیشنهاد کرده‌اند که اثرات طلاق والدینی از تأثیر قوی­تر به نسبت اثرات ویژگی­های فردی برخوردار نیستند و این ویژگی­ها حائز تأثیر قوی­تری بر روابط فردی هستند. بنابراین ممکن است یک مؤلفۀ توارث ویژگی­های روانی و شخصیتی در تأثیرات والدینی دخیل باشد.

    ویژگی های افراد مهم دیگر: لویس و اسپانیر (۱۹۹۶) با مرور شواهد مربوطه پیشنهاد کرده­اند که تأیید یا مخالفت با یک رابطه از سوی خانواده و دوستان می ­تواند بر کیفیت زندگی زناشویی تأثیر معنادار بگذارد. در حالی‌که یک شبکۀ اجتماعی قوی می ­تواند منجر به افزایش کیفیت زندگی زناشویی شود، مقاومت مستمر می ­تواند حائز تأثیری منفی بر کیفیت یک رابطه باشد (آخرتی، ۱۳۸۶).

    رویدادهای استرس­آور: ویلیامز (۱۹۹۵) یک رابطۀ معنادار را بین رویدادهای استرس­آور زندگی و کیفیت زندگی زناشویی گزارش کرد. رویدادهای استرس­آور زندگی از قبیل رویدادهای ضربه زا و فشارهای شغلی یا اقتصادی نیز می­توانند باعث افزایش فشارهای خانوادگی و استرس­های ارتباطی از طریق پاسخ­های انزجاری و نامؤثر به تعارضات گردند. با این حال زوجینی که قادر به مقابله هستند ممکن است در این بین به تقویت رابطۀ خود بپردازند (برادبوری و همکاران، ۲۰۰۰).
    ۲-۱-۵٫ کیفیت زندگی زناشویی مطلوب

    در گذشته کیفیت زندگی زناشویی مطلوب برآوردن نیازهای ضروری زوجین بدون تغییری خاص در آن بود. این همان معنای دانش فرمانش اولیه را می­رساند، یعنی اینکه زوجین در برابر تغییر مقاومت می­ کنند و می­کوشند آن را به حالت قبل باز گرداند. گلدنبرگ و گلدنبرگ (۱۳۸۹) در حال حاضر، کیفیت زندگی زناشویی مطلوب را به گونه‌ای در نظر می­گیرند که زوجین به خاطر تداوم رابطه خویش می­توانند تغییرات مربوطه را تحمل کنند. در واقع، استواری زوجین وابسته به تغییر آن‌هاست. در ادامه گلدنبرگ و گلدنبرگ (۱۳۸۹) موازنه میان تعادل ساختی و ساخت­زدایی را معرف زوجین برخوردار از کیفیت زندگی زناشویی مطلوب می­دانند. از یک طرف تعادل ساختی به گرایش نظام برای حفظ ثبات ـ یا حالت تعادل پویا ـ اشاره دارد، و از طرفی دیگر منظور از ساخت­زدایی فرآیندی است که نظام با بهره گرفتن از آن، ساختار خود را به منظور انطباق با شرایط محیطی جدید تغییر می­دهد. این تغییر منعطف نظام، این امکان را فراهم می­سازد تا در برابر تحریکات جدید پاسخ­گو بوده و نسبت به نوآوری، تغییر و رشد حالتی گشوده داشته باشد. فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.

    به نظر ویرجینیا ستیر و ریسکین (۱۹۷۹؛ به نقل از آخرتی،۱۳۸۶) زوجینی که دارای کیفیت زندگی زناشویی مطلوب هستند، مشکلات خود را به درجات و در زمان­بندی­های متفاوت حل می­ کنند، این زوجین از فلج یا خشک و سنگواره نمودن فرآیندهای تعاملی در رابطه‌شان اجتناب می­ورزند. در چنین روابطی، کشمکش و تعارض از آنجا که فرآیندهای رشدی را تقویت می­ کند، مثبت ارزیابی می­شود. والش (۱۹۸۲) زوجینی را که فاقد علائم مرضی هستند و در شرایط مطلوب به سر می­برند و نیز آنهایی را که از لحاظ آماری عادی هستند، دارای کیفیت زندگی زناشویی مطلوب معرفی کرده است. وجه دیگر تعریف کیفیت زندگی زناشویی مطلوب می‌تواند بر حسب فرآیندهای موجود در رابطه زوجین باشد؛ فرآیندهای اساسی شامل پا گرفتن، نگهداری، شکوفایی زوجین در رابطه با یک‌دیگر و نیز سیستم­های اجتماعی است. اینکه چه چیزی طبیعی، نمونه و یا مطلوب به شمار آید در زمینه ­های عرفی و اجتماعی توصیف می شود و متناسب با خواسته­ های متفاوت داخلی و خارجی رابطه زوجین که احتیاج به انطباق با جریان چرخه زندگی دارد، تغییر می­ کند (نقل از نیکولز و شوارتز،۱۳۸۷).

    زیمون، کلمنت و اشتیرلین (به نقل ۱۹۹۵؛ نقل ازپیرمرادی،۱۳۷۹) تفاوت­های اساسی بین دو نوع رابطه زناشویی با کیفیت مطلوب و نامطلوب را در استراتژی حل مشکل، فضای عاطفی رابطه، قابلیت تغییر در مراحل مختلف چرخه زندگی زناشویی، تعادل و توازن در نزدیکی و فاصله در روابط زناشویی و وجود مرزهای مؤثّر بین زوجین می­دانند.

    [۱]. Larson

    [۲]. Holman

    [۳]. Lewis

    [۴]. Spanier

    [۵]. Burns

    [۶]. Dunlop

    [۷]. Williams

    روانشناسی و علوم تربیتی

    عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی زناشویی – عوامل ارتباطی

     

    تعاملات: ممکن است ویژگی تعاملات میان زوجین برای کیفیت زندگی زناشویی مهمتر از صفات اجتماعی یا فردی باشد. مثلاً، لویس و اسپانیر (۱۹۷۹)، گزارش کرده­اند که احترام مثبت، ارتباطات اثر بخش، غیاب تعارض نقش و رضایت­مندی به کیفیت زندگی زناشویی بالاتر می­انجامد (غلامعلیان و احمدی، ۱۳۸۷).
    برقراری و حفظ ارتباط زناشویی سالم و رضایت بخش بر اساس فراهم شدن فضای خانوادگی با همسرانی برخوردار از سلامت و رضایت، مثبت اندیشی، مساوات، انعطاف پذیری، احساس مسؤلیت و عالم و عامل بودن، تعهد و انصاف و خوش بینی، حل مسالمت آمیز مسایل و مانند اینها را لازمه تحکیم روابط زناشویی و در نتیجه داشتن زندگی رضایت­مندانه می­دانند (به پژوه و رمضانی،۱۳۸۴). برادبوری و همکاران (۲۰۰۰) به گزارش مطالعاتی پرداخته­اند که پیشنهادگر یک الگوی چرخه­ای از تقاضاهای بسیار از یک همسر و احتراز بسیار از جانب دیگری می­باشد که در نهایت به کاهش کیفیت زندگی زناشویی می­انجامد.

    شکست در برقراری ارتباط یکی از رایج­ترین مشکل­هایی است که از سوی همسران ناراضی ابراز می­شود. ده رفتار مانع از ارتباط همسران به شرح زیر است: نق زدن، حرف همدیگر را قطع کردن، فاجعه آمیز کردن مسایل، بگو مگو کردن در مورد چیزهای کم اهمیت، تعمیم بیش از اندازه، منحرف شدن از موضوع اصلی، پر توقع بودن، توهین کردن، ریشخند زدن و انتقاد گزنده (برنشتاین و برنشتاین،۱۳۸۰).

    روابط جنسی: فعالیت جنسی تنها یک نمونه از رفتار متقابل زن و شوهر است و بدیهی است که رضایت از رابطه جنسی ارتباط تنگاتنگی با رابطه کلی زن و شوهر دارد. یک ارتباط جنسی مشکل آفرین ممکن است بر تعامل عمومی زن و شوهرها تأثیر زیان آوری داشته باشد. در عمل ممکن است چرخه معیوبی از تأثیر رخ دهد که در آن ناهماهنگی زناشویی در عملکرد موفقیت آمیز جنسی تداخل نموده و ناهنجاری جنسی موجب بروز ناسازگاری زناشویی بیشتری گردد. وقوع هر یک از مشکلات جنسی یا زناشویی ممکن است تأثیر زیان آوری بر سایر حوزه­ها بگذارد (باگاروزی،۱۳۸۷). بنابراین جای شگفتی نیست که بین کیفیت زندگی زناشویی و رضایت جنسی همبستگی بالایی وجود دارد. یاوری کرمانی (۱۳۸۷) در پژوهش خود به بررسی رابطه رضایت‌مندی زناشویی و جنسی در زنان پرداخت، نتایج بررسی او نشانگر وجود همبستگی بالا در این دو بود.

    اکثر زن و شوهرهایی که برای اختلال جنسی به درمان روی می­آورند، کیفیت زندگی زناشویی پایین را نیز عنوان می­ کنند. به طور مشابه، اغلب افرادی که برای درمان زناشویی مراجعه می­ کنند از مشکلات رابطه جنسی رنج می‌برند. گاهی اوقات مشکلات مربوط به رابطۀ غیر جنسی زوجین می ­تواند مسایل جزیی را که احتمالاً در زندگی جنسی آنان وجود دارد، تشدید کند. بعضی مواقع رابطه جنسی به میدان جنگ برای کشمکش­های زناشویی مبدل می‌شود. برای مثال، برخی از همسران برای اثبات برتری یا به دلیل حسادت و تنبیه­گری، ناخواسته مشکلات عمده­ای را در رابطۀ جنسی میان خود و شریک جنسی­شان پدید می­آورند (مرادی،۱۳۷۹).
    مدت ازدواج: این یافته که کیفیت زندگی زناشویی با گذشت زمان کاهش می­یابد، یافته­ای متداول محسوب می­شود (استتس، به نقل از غلامعلیان و احمدی،۱۳۸۷). اکثر پژوهش­ها بر سال­های اولیۀ ازدواج تمرکز کرده‌اند. به عنوان مثال، کارنی و برادبوری (۱۹۹۷)، دریافتند که نمرات رضایت زناشویی در خلال چهار سال اول ازدواج کاهش یافته و سپس افزایش می­یابد. ادعاهای اولیه مبنی بر اینکه ازدواج­ها بعدها در طی سال‌های آتی بهبود می­یابند توسط پژوهش­های اخیر تأیید نشده­اند. مقایسۀ میان مطالعات پیشنهادگر آن است که کیفیت زندگی زناشویی در وهلۀ اول به سرعت کاهش یافته و سپس افزایش می­یابد (الیس، ۲۰۰۴).

    روابط قبل از ازدواج: روابط قبل از ازدواج با فردی به غیر از همسر فعلی از رابطه­ای منفی با رضایت و ثبات زناشویی برخوردار است (استتس،۱۹۹۶؛ به نقل از الیس، ۲۰۰۴). همچنین کیفیت زندگی زناشویی در ازدواج‌های اول بالاتر از ازدواج­های بعدی است. روابط قبل از ازدواج از رابطۀ منفی با کیفیت زندگی زناشویی برخوردار است. اما با این حال مشخص نمی­باشد که آیا واقعیت زندگی کردن با هم یا نوع افرادی که قبل از ازدواج با هم زندگی می­ کنند در این اثر دخیل می­باشد (الیس، ۲۰۰۴).

     حضور کودکان: افراد با فرزند کیفیت زندگی زناشویی بهتری را در قیاس با افراد بدون فرزند گزارش می‌کنند. اینکه فرزندان چگونه در طی دوران بارداری و طفولیت بر کیفیت زندگی زناشویی تأثیر بگذارند در بین زوجین متفاوت است و ممکن است در این بین سبک­های تعاملی و فرزند پروری در تعیین اثرات تولد فرزندان بر کیفیت زندگی زناشویی حائز اهمیت­تر باشند (برادبوری و همکاران، ۲۰۰۰). همچنین به نظر می­رسد پس از تولد فرزندان رابطه زناشویی بیشتر بر کارکردهای ابزاری و کمتر بر ابراز هیجان متمرکز می‌شود بویژه برای زنان. تولد یک نوزاد از رابطه معنادار با اختلافات زناشویی ادراکی برخوردار است (راجرز،۲۰۰۱؛ به نقل از الیس، ۲۰۰۴).

    تقسیم وظایف: عدم توافق بر سر تقسیم وظایف در منزل یک منبع کیفیت زندگی زناشویی پایین محسوب می­شود. ویلکی و همکارانش (۱۹۹۸) دریافته­اند که شوهران دارای نگرش­های سنتی در هنگامی که همسرانشان شاغل هستند از سطوح کیفیت زندگی زناشویی پایین­تری برخوردار هستند. ظاهراً ادراک از عدالت، اثرات ترجیحات تقسیم وظایف و ترجیحات نقش بر کیفیت زندگی زناشویی را متعادل می­ کند. کیفیت زندگی زناشویی همچنین متأثر از انتظارات نقش در بافت طبقۀ اجتماعی می­گردد، مثلاً در طبقات پایین­تر ممکن است زنان به خاطر احتیاج روی به کار بیاورند و از زنان دارای تحصیلات بالا انتظار کار کردن برود. بنابراین در اینجا این خود استخدام نخواهد بود که برای کیفیت زندگی زناشویی حائز اهمیت است بلکه مسئله مهم میزان تطابق تجارب خانواده با استخدام خواهد بود (الیس، ۲۰۰۴).

    کیفیت زندگی زناشویی همسر: نشان داده شده است که کیفیت زندگی زناشویی زنان و شوهران از رابطه‌ای معنادار و مثبت در هر یک از مقاطع سنجش برخوردار است. راسل و ولز (۱۹۹۴)، دریافتند که کیفیت زندگی زناشویی همسر حائز بیشترین تأثیر بر کیفیت زندگی زناشویی است. با پیشنهاد به اینکه عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی زناشویی یکی از زوجین از تأثیر قابل ملاحظه بر کیفیت زندگی زناشویی دیگری برخوردار است (الیس، ۲۰۰۴).

    [۱]. Stets

    [۲]. Karney

    [۳]. Bradbury

    [۴]. Rogers
    فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.
    [۵]. Wilkie

    [۶]. Russel

    [۷]. Wells

    روانشناسی و علوم تربیتی

    تاریخچه کیفیت زندگی زناشویی

     

    آن‌گونه که از قدیمی ترین قانون مدوّن و ساخته دست بشر یعنی «قانون حمورابی» استنباط می شود خانواده اساسی اجتماعی بوده و روابط بین زن و شوهر مورد توجه قرار گرفته است. روابط زن و شوهر در گذر سده ها و بر اساس فرهنگ‌های زمان‌های مختلف، دگرگون شده است. در جامعه گذشته که دارای قواعد خشک و مستبدانه بود روابط مردم در قالب مافوق و زیردست برقرار بود، پدر خانه قدرت برتر به حساب می آمد و مادر مطیع او و فرزندان مطیع هر دو بودند. جامعه خوب و سازمان یافته بود و هر کس به نقش خود در جامعه واقف بود. اگر جامعه همان ساختار را حفظ می کرد بسیاری از مشکلات عمده ی امروزی به وجود نیامده بود. اما جامعه ایستا نیست و تغییرات وسیع آن منجر به طرح سوالات اساسی در زمینه پایه ساختار جامعه شده است (گی زیبر ۲۰۰۵، به نقل از یاوری کرمانی، ۱۳۸۷).

    چیزی که در همه اعصار مورد پذیرش همگان بوده است اینست که بدون شک ازدواج، از مهمترین و تاثیرگذارترین وقابع زندگی هر فرد محسوب می‌شود. خصوصاً در فرهنگ عاطفی و اعتقادی ما ایرانی‌ها ازدواج مرحله‌ای حساستر و تعیین‌کننده‌تر به حساب می‌آید، زیرا در قاموس فرهنگ جمعی ما، این انتخاب و تصمیم به سادگی فرهنگهای دیگر قابل جبران و تکرار نیست. کیفیت زندگی زناشویی موضوعی محوری و کلیدیست که هر زوج پس از سالهای تثبیت ازدواج ناگزیر با آن مواجه می‌شوند. این سوال کلیدی و تعیین کننده از آن جهت دغدغه جدی و ناگزیر همگانی است که تعادل زندگی انسان را نشانه می‌رود. پس از آن تصمیم بزرگ وسرنوشت‌ساز، با آن همه سرمایه‌گذاری و تعهد مادی و معنوی و تغییر در سبک زندگی، به ناچار باید پاسخ دهیم، آیا واقعاً ارزشش را داشته است؟ آیا این معامله‌ای منصفانه بوده؟ آیا چنین تغییر بزرگ و همه جانبه‌ای به بهترین شکل و به مناسبترین مقصد صورت پذیرفته است؟ آیا آنچه باید می‌شد، شده است (جدیدی و جان بزرگی، ۱۳۸۸).

    شاید تصور شود همه زوجها واقعاً با چنین پرسشهای سهمگینی رو در رو نمی‌شوند. نکته حائز اهمیت اینکه مکانیزم‌های دفاعی ما آدم‌ها که وظیفه حراست از تعادل روحی و روانی ما را بر عهده دارند، اغلب به گونه‌ای عمل می‌کنند تا ما به طور مستقیم و کاملا هوشیار در معرض پاسخگویی به سوالات تهدید‌کننده قرار نگیریم. این مکانیزم‌های ناخودآگاه، به گونه‌ای در سیستم ما عمل می‌نمایند تا سوالات سخت و وحشتناک در لباسی ملایم‌تر و کمتر تهدیدکننده با ما ملاقات کنند. به دلیل عملکرد همین مکانیزم‌های دفاعی حیات بخش است که بحران عمومی پس از ازدواج همواره تهدیدکننده و ویرانگر ظاهر نمی‌شود، گرچه کاملاً واقعیت دارد. پاسخ این سوال از آنجا مهم و تعیین کننده است که می‌توان ریشه بسیاری از معضلات و معماهای پیچیده در روابط زن و شوهرها را در آن جستجو کرد. درکی که‌آگاهانه یا ناخودآگاه زن و مرد از عشق موجود میان خود و شریک یگانه و همیشگی زندگیشان دارند، می‌تواند تاثیری عمیق بر سایر شئون زندگی در روابط متقابل داشته باشد(جدیدی و جان بزرگی، ۱۳۸۸).

    بنابراین با توجه به تاثیر عمیقی که کیفیت زندگی زناشویی بر جنبه های مختلف انسانی دارد این موضوع از دیرباز مورد توجه دانشمندان علوم انسانی و علمای دین قرار گرفته است. از نظریه پردازانی که در دهه های اخیر به بررسی موضوع ارتباط بین زوجین و کیفیت زندگی زناشویی پرداخته اند می توان به اندیشمندانی همچون الیس(۲۰۰۴، ۱۹۸۹)، وارینگ (۱۹۸۰، ۱۹۸۳)، مک مستر، فارمن، برادبوری، جانسون و ویفن (۲۰۰۳)، تسنگ و مک درموت، جسلسن، بیورز، باگاروزی (۲۰۰۱) و السون اشاره کرد.

    ۲-۱-۲٫ تعاریف کیفیت زندگی زناشویی

    برای روشن شدن مفهوم کیفیت زندگی زناشویی بهتر است ابتدا به توصیفی از مفهوم کیفیت زندگی بپردازیم. معمولاً کیفیت زندگی به شکل آشکار یا ضمنی در نقطه­ مقابل کمیت قرار می­گیرد که منظور از آن سالهای عمر می­باشد که ممکن است عالی، رضایت آمیز یا لذت بخش بوده یا نباشد (کینگ و هیندز، ۲۰۰۳). کیفیت زندگی می ­تواند با زمان تغییر یابد، و در شرایط خاصی به طور قابل توجهی نوسان داشته باشد. کیفیت زندگی مستلزم سعی در کم کردن فاصله بین انتظارات و آرزوها و آن چیزی است که واقعاً اتفاق می­افتد، یک زندگی کیفی و خوب، معمولاً به صورت خشنودی، رضایت، شادی، خرسندی و توانایی فایق آمدن بر مشکلات بروز می­ کند. در واقع کیفیت زندگی به وسیله فرد ارزیابی و توصیف می­شود (لی، ۲۰۰۶).

    سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی را “درک فرد از موقعیت خویش در زندگی، در متن فرهنگی و سیستم­های ارزشی که فرد در آن زندگی می­ کند، در رابطه با هدفها، انتظارات، استانداردها و علایق خود تعریف می­ کند”. و این تعریف ابعاد فیزیکی، روانشناختی، سطح استقلال، ارتباطات اجتماعی، ارتباط با محیط و معنویت را شامل می­شود (نوحی، عبدالکریمی، و رضاییان، ۱۳۸۹).

    کیفیت زندگی از مهمترین مؤلفه های مفهوم کلی بهداشت محسوب می گردد (پارک،۱۹۹۵)، به گونه ای که به عقیده هنکلیفت و همکاران (۱۹۹۳) برای تعیین نیازهای حیطه سلامت و ارتقای سطح سلامتی افراد، کیفیت زندگی آن ها را مورد بررسی قرار می دهند. در واقع اهداف، انتظارات، معیارها و خواسته های فرد به میزان وسیعی بر وضعیت جسمانی، روانی، میزان استقلال، روابط اجتماعی و اعتقادات او تأثیر گذار می‌باشد. بنابراین بر اساس این تعریف جامع، کیفیت زندگی ارتباط نزدیکی با وضعیت جسمی، روانی، اعتقادات شخصی، میزان خودکفایی، ارتباطات اجتماعی و محیط زیست دارد.  به علاوه  سلا (۱۹۹۴)،  سینسیا (۱۹۹۸) و اِیزنک (۱۹۹۸) نیز کیفیت زندگی را به صورت رضایت فرد از مجموع جنبه های زندگی از جمله جنبه های روانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، معنوی و جنسی تعریف کرده اند.

    تمامی پژوهشگران بر سه اصل در ارتباط با کیفیت زندگی اتفاق نظر دارند:

    ۱ـ کیفیت زندگی یک ارزشیابی ذهنی است و به، قضاوت افراد راجع به کیفیت زندگی بستگی دارد.

    ۲ـ کیفیت زندگی یک ماهیت پویا و دینامیک است، بدین معنا که کیفیت زندگی فرآیندی وابسته به زمان بوده و تغییرات درونی و بیرونی در آن دخالت دارد.

    ۳ـ کیفیت زندگی یک مفهوم چند بعدی است و باید از زوایا و ابعاد مختلف سنجیده شود. این ابعاد، اجزاء اصلی تحقیقات مربوط به کیفیت زندگی را تشکیل می­ دهند.

    هورنکویست (۲۰۰۳) کیفیت زندگی را بر اساس مطالعات خود و یافته­ های سایرین به عنوان نیاز بیان شده و رضایت عملی در یک تعداد از ابعاد اصلی زندگی با تمرکز خاص بر احساس خوب بودن تعریف می­نماید (غلامعلیان و احمدی، ۱۳۸۷).

    یکی از حیطه­های بزرگ کیفیت زندگی، کیفیت زندگی زناشویی است. از مفاهیم بسیاری از قبیل سازگاری، رضایت، شادمانی، یکپارچگی و تعهد برای کیفیت زندگی زناشویی استفاده شده است (الیس، ۲۰۰۴). در مورد معنای هر یک از این مفاهیم توافق وجود ندارد. علت آن به نبود یک نظریه واحد در مورد چیستی کیفیت زناشویی باز می­گردد (گلن، ۱۹۹۰، به نقل از الیس، ۲۰۰۴).

    کُل و اسپانیر (۱۹۷۶)، کیفیت زندگی زناشویی را به عنوان موفقیت و عملکرد یک ازدواج توصیف کرده­اند. لارسون و هولمان (۱۹۹۴)، بیان کردند کیفیت زندگی زناشویی یک مفهوم پویا است زیرا ماهیت و کیفیت روابط میان افراد در خلال زمان تغییر می­یابد که این مطلب امکان شناسایی عوامل تأثیر گذار بر کیفیت یک رابطه را فراهم می­نماید. هر چند ممکن است که این قبیل روابط پیچیده بوده و حاوی تعاملات میان متغیرهای بسیار باشند (غلامعلیان و احمدی، ۱۳۸۷).

    کیفیت زندگی زناشویی به احساس عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن و یا مرد برمی‌گردد، وقتی که همه جنبه‌های مشترک زندگی‌شان را در نظر بگیرند (الیس،۲۰۰۴). کیفیت زندگی زناشویی را بیشتر به صورت نگرش‌ها یا احساسات کلی فرد درباره همسر و رابطه‌اش تعریف می‌کنند. یعنی کیفیت زندگی زناشویی یک پدیده درون‌فردی و یک برداشت فردی از همسر و رابطه است. چنین تعریفی از کیفیت زندگی زناشویی، نشانگر آن است که کیفیت زندگی زناشویی یک مفهوم تک‌بعدی و بیانگر ارزیابی کلی فرد درباره همسر و رابطه‌اش است. کیفیت زندگی زناشویی پیامد توافق زناشویی است و به صورت درونی احساس می‌شود. اصطلاح توافق زناشویی، رابطه مناسب زن و شوهر را توصیف می‌کند. در رابطه با توافق بالا، هر دو زوج، به گونه‌ای رفتار، تصور و ادارک می‌کنند که گویا نیازها و انتظار‌هایشان برآورده شده و چیزی وجود ندارد که در روابطشان خلل ایجاد کند. در ازدواج بدون توافق زناشویی، مشکلات موجود میان زوجین به حدی زیاد است که آن‌ها را از احساس برآورده شدن نیازها و انتظارات باز می‌دارد. اغلب زوج‌ها، جایی بین این دو انتها قرار دارند و زمینه‌هایی از توافق و نبود توافق را تجربه می‌‌کنند (مرادی، ۱۳۷۹).

    کیفیت زندگی زناشویی متاثر از سازش بین انتظارات فرد از زندگی زناشویی و آنچه که به طور واقعی در زندگی‌اش تجربه می کند، می‌باشد. این سازش همواره با احساس خشنودی و لذت همراه است (گی زیبر ۲۰۰۵، به نقل از یاوری کرمانی، ۱۳۸۷). بنابراین کیفیت زندگی زناشویی یک متغیر نگرشی است و بنابراین از خصوصیات فردی زن و شوهر محسوب می‌شود. طبق تعریف فوق، کیفیت زندگی زناشویی در واقع نگرش مثبت و لذت‌بخشی است که زن و شوهر از جنبه‌های مختلف روابط زناشویی دارند (یاوری کرمانی،۱۳۸۷). کیفیت زندگی زناشویی، یک مفهوم کلی است که در وضعیت مطلوب روابط زناشویی احساس می‌شود. از طرفی کیفیت زندگی زناشویی مطلوب زمانی اتفاق می‌افتد که روابط زن و شوهر در تمامی حیطه‌ها بهنجار گزارش شود. کیفیت زندگی زناشویی مطلوب حالتی است که زن و شوهر از زندگی در کنار یکدیگر و از با هم بودن احساس شادمانی و رضایت می کنند، این احساس در دوره های مختلف زندگی متفاوت است. کیفیت زندگی زناشویی را نمی‌توان صرفاً بر اساس فشارهای روانی بیرونی تبیین کرد؛ زیرا تمامی ازدواج‌ها دست کم با چند فشار روانی مواجه هستند. در بسیاری از خانواده‌ها، فقر، تعدّد فرزندان و بیماری وجود داشته، اما در عین حال، ‌موفق هستند و بسیاری از ازدواج‌هایی که هیچ کدام از این موارد در آن‌ها وجود نداشته، به شکست منتهی شده‌ است. تفاوت ازدواج‌های شادکام و ناشاد را حداقل تا حدودی می‌بایست در پرتو شیوه‌ای تبیین کرد که طرفین به فشار روانی پاسخ می‌دهند و یا با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند (مرادی، ۱۳۷۹).

    کیفیت زندگی زناشویی مطلوب وضعیتی است که در آن زن و شوهر از ازدواج با یکدیگر و با هم بودن، احساس شادمانی و رضایت دارند (احمدی و همکاران، ۱۳۸۴). هلت ، کیفیت زندگی زناشویی را متاثر از توافق زناشویی دانسته که رابطه مناسب بین زن و شوهر را توصیف می­ کند. هنگامی که زن و شوهر به میزان قابل توجهی از برآورده شدن نیازها و انتظاراتشان در رابطه زناشویی رضایت داشته باشند، کیفیت زندگی زناشویی مطلوب را گزارش خواهند کرد (بنر و هیل، ۲۰۰۶). طبق نظر آلوجا، باریو و گارسیا (۲۰۰۵) ، کیفیت زندگی زناشویی عبارت است از برونداد ناشی از مجموعه ای از عوامل، نظیر حل تعارض موفقیت آمیز، یا موفقیت در فعالیت های مرتبط با شادکامی در فرایند ازدواج. در واقع، کیفیت زندگی زناشویی، یک ارزیابی کلی از وضع فعلی ارتباط ارائه می دهد (غلامعلیان و احمدی،۱۳۸۷).

    همچنین کیفیت زندگی زناشویی یکی از گسترده­ترین مفاهیم برای تعیین و نشان دادن میزان شادی و میزان پایداری رابطه است. کیفیت زندگی زناشویی متغیری است که در طول زندگی زوجین بوجود می آید و لازمه مناسب بودن آن انطباق سلیقه ها، شناخت ویژگیهای شخصیتی، ایجاد قواعد رفتاری و شکل گیری الگوهای مراوده ای است. بدین ترتیب می توان گفت: زوجین دارای کیفیت زندگی زناشویی مناسب، در حیطه های گوناگون زندگی با همدیگر توافق دارند. این چنین زن و شوهر هایی از نوع و سطح روابط کلامی و غیرکلامی شان راضی اند، روابط جنسی شان را لذت بخش و ارضا کننده می دانند، پای بندی های مذهبی مشترکی دارند، وقت و مسایل مالی خودشان را به خوبی برنامه ریزی و مدیریت می کنند، در مسائلی که اختلاف نظر دارند، مصلحت زندگی و خانواده را بر مصلحت خود ترجیع داده از انعطاف پذیری بالایی برخوردارند، از نوع و کیفیت گذران اوقات فراغت و رفت و آمد با اقوام و دوستان رضایت دارند و در نهایت در تعداد نوع تربیت فرزندان با هم اشتراک نظر دارند (احمدی و همکاران، ۱۳۸۴).

    در رویکرد منطقی الیس (۲۰۰۴)، کیفیت زندگی زناشویی برایند مبادله رفتارهای پاداش بخش است. الیس (۲۰۰۴) می‌گوید طرق مختلفی برای تعریف کیفیت زندگی زناشویی وجود دارد که یکی از بهترین تعریف­ها توسط هاکنیز (۱۹۶۸) ارائه شده است. وی کیفیت زندگی زناشویی را به احساسات عینی از خوشنودی و رضایت لذت تجربه شده توسط زن و شوهر زمانی که همه جنبه های ازدواجشان را در نظر می گیرند، مربوط می‌داند. کیفیت زندگی زناشویی حتی بیشتر از وجود بچه‌ها و مسائل مربوط به آن‌ها در پیش بینی طلاق نقش ایفا می‌کند (دوین و فورهند، به نقل از نصیری جامی، ۱۳۷۸). اهمیت کیفیت زندگی زناشویی، در تاثیر آن بر سلامت روانی و جسمانی پدیدار می­شود. مطالعات نشان داده است که کیفیت زندگی زناشویی، بر بسیاری از ابعاد زندگی فردی و اجتماعی تاثیر می­گذارد (جدیدی و جان بزرگی، ۱۳۸۸).

    [۱] . Giziber

    [۲] . Ellis

    [۳] .Waring

    [۴]. Mc Master

    [۵] .Furman .

    [۶] Bradbury

    [۷] Johnson & whiffen

    [۸] Tseng فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.

    [۹] Mc Dermott

    [۱۰] Josselson

    [۱۱] Beavers model

    [۱۲] Olson

    [۱۳] King & Hinds

    ۲۱ Liu

    [۱۵] Park

    [۱۶] Hinchlift

    [۱۷] Cella

    [۱۸] Cynthia

    [۱۹] Eysenck

    [۲۰]. Hornquist

    [۲۱]. Glenn

    [۲۲]. Cole

    [۲۳]. Larson

    [۲۴]. Holman

    [۲۵] Giziber

    [۲۶] Baner

    [۲۷] Hile

    [۲۸] Aloja

    [۲۹] Bario

    [۳۰] Garsia

    [۳۱] Hakinse

    روانشناسی و علوم تربیتی

    اجزای تشکیل دهنده کیفیت زندگی زناشویی

     

    محققان برای آسانی در سنجش، همچنین عملیاتی کردن مفهوم کیفیت زندگی زناشویی، آن را به چهار بٌعد اساسی تقسیم کرده‌اند که عبارتند از:
    الف) جاذبه: عبارت است از جنبه‌ای از یک شئ، یک فعالیت یا یک شخص، که بر‌انگیزاننده پاسخ‌های نزدیکی‌ در دیگران باشد؛ تمایلی برای نزدیک شدن به یک شی، فعالیت یا شخص. در کیفیت زندگی زناشویی جاذبه‌های بدنی و جنسی انسان مد نظر قرار گرفته است.

    ب) تفاهم: ارتباطی مبتنی بر پذیرش دوسویه، راحت و بدون تنش و دغدغه خاطر که بین دو نفر برقرار می‌شود.

    ج) نگرش: نوعی سوگیری عاطفی درونی که عمل یک فرد را تبیین می‌کند. در اصل، این تعریف در برگیرنده قصد و نیت فرد ‌است.

    د) سرمایه‌ گذاری: منظور از این عبارت آن است که هر یک از زوج‌ها برای بهتر ساختن رابطه و نیز خوشایندی طرف مقابل، کارهایی را انجام می‌دهند و یا از انجام آن خود‌داری می‌کنند. به بیان دیگر، مقابله به مثل کردن، هنگامی که رفتار طرف مقابل پاداش‌دهنده است و خودداری از انجام عمل متقابل، هنگامی که رفتار وی پاداش‌دهنده نیست (مرادی، ۱۳۷۹).
    در تقسیم بندی دیگری اجزای تشکیل دهنده کیفیت زندگی زناشویی را اینگونه نام برده اند: عشق، همدلی، محبت، صمیمیت، تعهد، احساس مسئولیت، وفاداری و جانب داری و اعتقاد و اعتماد. در ادامه به بررسی تفصیلی هریک از این مولفه ها پرداخته می شود.

    ۲-۱-۳-۱٫ عشق

    ستیر (۱۹۹۸) معتقد است که عشق بین دو جنس مخالف مهمترین پاداش و بهترین احساسی است که هر آدمی می ­تواند تجربه کند. بدون عشق و علاقه و همچنین بدون برخورداری از علاقه دیگران جسم و روح انسانی پژمرده می‌شود و می­میرد. در درون عشق و عاشقی گرایش طبیعی و عشق موجود در میان دو دلداده، بسیاری از گرفتاری­ها را حل می­ کند. زن و شوهر انگار که یک روح در دو بدن هستند. اشعه پر نفوذ عشق با ذوب تفاوت‌های اخلاقی به خواسته­ و هدف­های متفاوت به ایجاد احساس هم­دردی و مهر و نوع دوستی کمک می‌کند (ستیر،۱۹۹۸؛ نقل از باگاروزی،۱۳۸۷).

    عشق مجموعه ­ای از احساسات مثبت نسبت به طرف مقابل است، از نظر ماهیت این احساسات شامل توجه، مراقبت، صمیمیت و نزدیکی انگیختگی و روابط حسنه است. دوست داشتن و مورد توجه قرار گرفتن مطمئناً از جمله غنی­ترین تجربه­های مردم هستند و به این کیفیت سایر امتیازات زندگی مشترک یعنی صمیمیت، با هم بودن، رسیدگی به یکدیگر، امنیت عاطفی و خیلی جنبه­ های دیگر بیفزایید تا بر شدت تحیر شما اضافه شود و می­بینید که کسی هست که روح خسته­تان را آرام بخشد، با یأس­ها و دلتنگی­هایتان در می­ستیزد و با شما در هیجان زندگی و اتفاقات خوشایند آن سهیم می­گردد. احساس عشق، البته یکی از زیباترین و لطیف­ترین احساساتی است که داریم و به ندرت کسانی پیدا می­شوند که بتوانند از اشتیاق لذت و هیجان و نشاط ناشی از عشق یا وجود رویه آن که نرسیدن به وصال و یأس و ناامیدی است چشم بپوشد (بک، ۱۳۷۸).

    ۲-۱-۳-۲٫ همدلی                 

    داشتن یک مونس و غمخوار و همدم که در تمام مسایل زندگی اعم از غم و شادی و اندوه رویارو و همراه باشد، یقیناً از نظر روانی امری مهم محسوب می­شود. ازدواج می ­تواند این خلاء روحی و عاطفی را پر کند و سپس داشتن یک رفیق، یک هم­نشین در کنار شخص امری بسیار ضروری و مهم تلقی می­شود. همدلی یک نوع عشق خیرخواهانه و نوع پرستانه است (برنشتاین و برنشتاین،۱۳۸۰). احساس مشترک داشتن با دیگری، همان رسیدگی و توجه به اوست. برای دریافت عشق و محبت بیشتر در زندگی به کسانی نیاز داریم که بتوانیم به راحتی همه­ حرف­ها و احساسات خود را با آن‌ها مطرح کنیم، بدون این که مورد سرزنش و انتقاد و طردشدگی قرار بگیریم (باگاروزی،۱۳۸۷).

    ۲-۱-۳-۳٫ محبت

    محبت در روان­شناسی و واقعیت زندگی مشترک عمیق­ترین، پایدارترین، جدی­ترین و در عین حال زیباترین معانی را دارد. محبت فقط یک احساس محض یا کلام تنها نیست. محبت تنها در تقدیم یک هدیه، گفتن یک جمله زیبا و نگاهی پرمعنا خلاصه نمی­ شود، همه این ها می ­تواند نشانه­ای از رفتار محبت آمیز باشد. اما محبت یک مرام تربیتی و شیوه زندگی است، محبت زیباترین جلوه ایمان و باشکوه­ترین رفتار مذهبی است. محبت پاسخی به گران قدرترین نیاز فطری انسان است و در یک کلام محبت آمیزه­ای از گذشت و ایثار، شجاعت و صداقت، حق شناسی و عدالت و صبوری و همدلی و احسان است. رفتار محبت آمیز رفتاری است به همراه ایثار، قربانی کردن هوس­ها و کشش­های نفسانی، فدا کردن میل­ها و تحمل سختی­ها و لب فروبستن، روشنی بخشیدن، تشنه ماندن فرد، اندیشه سیراب کردن دیگران (باگاروزی،۱۳۸۷).

    ۲-۱-۳-۴٫ صمیمیت

    عامل دیگری که ارتباط تنگاتنگی با کیفیت زندگی زناشویی دارد صمیمیت می‌باشد. صمیمیت به عنوان توانایی ارتباط با دیگران با حفظ فردیت تعریف می‌شود. این‌گونه تعاریف مبتنی بر خویشتن، حاکی از آن است که فرد به درجه‌ای از رشد فردی دست یابد تا بتواند با دیگران رابطه صمیمانه بر قرار کند. صمیمیت را می‌توان به عنوان توانایی شناخت خود در حضور دیگران دانست که خودآگاهی و رشد هویت، برای ظرفیت قابلیت شخص در جهت صمیمیت بسیار ضروری است. مفهوم پردازی رایج از صمیمیت، سطح نزدیکی به همسر، به اشتراک گذاری ارزش‌ها و ایده‌ها، فعالیت‌های مشترک، روابط جنسی، شناخت از یکدیگر و رفتارهای عاطفی نظیر نوازش کردن است. فردی که میزان صمیمیت بالاتری را تجربه می‌کند قادر است خود را به شیوه مطلوب‌تری در روابط عرضه کند و نیازهای خود را به شکل موثرتری به شریک و همسر خود ابراز کند. رضایت زناشویی می‌تواند در زوج‌هایی که میزان صمیمیت بالاتری دارند، بیشتر باشد؛ به عبارت دیگر زوج‌هایی که صمیمیت بالاتری دارند ممکن است قابلیت بیشتری در مواجهه با مشکلات و تغییرات مربوط به رابطه خود داشته باشند و در نتیجه رضایت زناشویی بالاتری را تجربه کنند (پاتریک، سلز، گیوردانو و فولراد،۲۰۰۷).

    صمیمیت شامل مراقبت و محافظت از علائق فردی و معشوق و در صورت لزوم قربانی ساختن منافع و مصلحت‌های خود است. صمیمیت تنها به رابطه جنسی محدود نمی­ شود بلکه به معنای احساس توجه و تعهد نیز هست که آزادانه و بدون استفاده از هیچ گونه وسایل خود حمایتی، بدون ترس از دست دادن هویت خود در رابطه مورد نظر ظاهر می­شود. میل به صمیمیت نه فقط جنبه جسمی بلکه جنبه روانی نیز دارد. این میل مکرراً به عنوان اشتیاق خاص به خلوت و تنهایی در نظر زوج­ها جلوه گر می­شود. کیفیت ارضای جنسی و عاشقانه در افراد سالم با گذشت زمان تکامل می­یابد و بیشتر به آشنایی و صمیمیت نزدیک می­گردد (متولی، بختیاری، علوی مجد و ازگلی،۱۳۸۸).

    توانایی ایجاد رابطه صمیمی مستلزم مصاحبه و گذشت است. حتی رابطه جنسی سالم در زناشویی زمانی امکان پذیر است که فرد به هویت مطلوب دست یافته باشد. به نظر اریکسون حل بحران صمیمیت در برابر کناره­گیری به توانایی عشق ورزیدن می­انجامد که از نظر او نوعی از خود گذشتگی متقابل بین کسانی است که شریک زندگی یکدیگرند. به اعتقاد اریکسون رابطه­ای که بین زوجینی که به هویت مستقل دست نیافته اند برقرار می شود ممکن است آسیب روانی به دنبال داشته باشد (حیدری و اقبال،۱۳۸۹).

    دوستی و رفتار دوستانه با همسر از جمله عوامل تعیین کننده کیفیت زندگی زناشویی است. به نظر می­رسد که این خصوصیت اغلب ازدواج­ها نباشد و کیفیت بسیاری از آنها تا حد نامناسبی تنزل می­ کند. صمیمیت حالتی است که بین زن و شوهر پرده و مجابی نباشد، آنچه در دل دارند بگویند و یاور و غمخوار یکدیگر باشند و در این زمینه از صمیم قلب عمل کنند. صمیمیت آینه­ای است که آنچه در ذهن است در آن منعکس می‌شود (بک،۱۳۷۸).

    ۲-۱-۳-۵٫ تعهد فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.

    تعهد به تصمیم گیری یک فرد که در درازمدت عاشق است اشاره می­ کند. تعهد ادامه بقای رابطه را افزایش می­دهد و از نظر بسیاری از انسان­ها جزء لاینفک عشق محسوب می­شود. تعهد ملاک طول رابطه است. بعد از شیدایی اوایل ازدواج و پس از آنکه شور روزهای نخست ازدواج فروکش می­ کند، توجه به رفاه و خوشبختی همسر، مهمترین نیروی پیوند دهنده روابط زن و شوهر می­شود. این احساسات کم و بیش با زندگی مشترک و نقش بعدی مراقبت از فرزندان منطبق هستند. زن و شوهر در هر شرایطی، در بیماری و در سلامت، در قبال آسایش، ناراحتی، ثروت و فقر یکدیگر مسئولند. مسئولیت یعنی نشان و عیار تعهد، معیاری فراهم می­آورد تا زن و شوهر خود را با آن بسنجند. گر چه بعضی از زوج­ها در آغاز زندگی مشترک خود را نسبت به رابطه زناشویی خود متعهد می­دانند، ممکن است میزان تعهد آنها، آنقدر نباشد که در برابر طوفانهای ناگزیر و ناشی از ناملایمات زندگی زناشویی مقاومت کنند (برنشتاین و برنشتاین،۱۳۸۰).

    ۲-۱-۳-۶٫ احساس مسئولیت

    یکی از جنبه­ های مهم مربوط به یک رابطه عاطفی خوب چیزی است که می­توان آن را همسان ­سازی نیاز و یا احساس مسئولیت در رابطه با نیازهای دیگری نامید. تأثیر این احساس مسئولیت این است که شخص نیازهای دیگری را همچون نیازهای خودش احساس می­ کند و به همین پایه نیازهای خودش را نیز تا حدودی متعلق به دیگری می­داند. اکنون یک من تا آن جا گسترش می­یابد که هر دو فرد تحت پوشش قرار می­دهد هر دو فرد به خاطر مقاصد روان شناختی تا حدودی به یک نفس واحد یک شخص منفرد و یک من منفرد تبدیل می‌شود (حیدری و اقبال،۱۳۸۹).

    ۲-۱-۳-۷٫ وفاداری و جانبداری

    وفاداری با تعهد تفاوت دارد، به این شکل که ممکن است زن یا شوهر ضمن علاقه و تعهد نسبت به حفظ رابطه ازدواج با یکدیگر صمیمی نباشند. وفاداری با این مفهوم یعنی آن که زن و شوهر خواسته­ های یکدیگر را به خواسته­ ها و منافع دیگران ترجیح بدهند. مثلاً، وقتی شوهرش مورد انتقاد قرار می­گیرد، انتظار دارد که همسرش در مقام دفاع از او صحبت کند. وفاداری صرفاً به منزله ظرفیت انسان بر اعتماد به دیگران نیست بلکه ظرفیت فرد برای قابل اعتماد بودن را نیز در بر می­گیرد. زن و شوهر آنچه لازم همسری است باید تا آخر عمر مورد نظر قرار دهند و حقوق همسر خود را رعایت نمایند. یکی از چیزهایی که باعث رضایت زناشویی می­شود وفاداری نسبت به یکدیگر است. اریکسون وفاداری را این طور تعریف می­ کند: وفاداری در واقع داشتن ایمان و نوعی احساس تعلق است، وفاداری ممکن است در یک سلوک خاص نوعی اعتقاد مذهبی، مجوعه ارزش و حتی یک رابطه عاشقانه و پایبند به ارزش­ها یا فرقه معین جلوه­گر شود (برنشتاین و برنشتاین،۱۳۸۰).

    ۲-۱-۳-۸٫ اعتقاد و اعتماد

    ممکن است زن و شوهر به رغم تعهد نسبت به ازدواج خود نتوانند احساس اعتماد و اطمینان محکمی در خود ایجاد نمایند. به اعتقاد بسیاری از نویسندگان ریشه ­های اعتماد و اطمینان اولیه، مدت ها قبل از ازدواج پا می­گیرد. اریکسون به این نتیجه رسیده است که این طرز تلقی از دوران کودکی و زمانی ایجاد می­شود که کودک ارتباط با افراد شاخص خانواده را تجربه می­ کند. این اعتماد فراتر از وابستگی کورکورانه طفولیت است و حاصل احساساتی که کودک نسبت به پدر و مادر و خواهر و برادرش دارد (بک، ۱۳۷۸). زندگی زناشویی که در آن اعتماد حاکم نباشد نتیجه­اش اضطراب و نگرانی و بدبینی و بالاخره نابسامانی است. اگر پایه اعتماد و اطمینان در خانواده­ای سست باشد زندگی از نظر روانی وضع نابسامانی پیدا خواهد کرد. بنابراین رفتار و حرکاتی که ممکن است از طرفین سلب اعتماد کند باید کنترل شود تا ترتیبی فراهم گردد که زوجین نسبت به یکدیگر اعتماد کامل داشته باشند (باگاروزی،۱۳۸۷).

    روانشناسی و علوم تربیتی

      نظریه و مشاوره گشتالتی:

    فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.
    گشتالت درمانی از روش‌های مشاوره است که فردریک پرلز[۱] (۱۹۷۰ -۱۸۹۳) و همسرش لورا[۲] آن را ارائه دادند. آنها از مکاتب اصالت وجود، پدیدار شناسی و روان شناسی گشتالت تأثیر گرفته بودند. در مکتب اصالت وجود، بر تجارب زمان حال فرد، در روان شناسی گشتالت بر ادراک و کلی نگری و در پدیدار شناسی بر ادراک فرد از هستی واقعیت تأکید می‌شود. در حالی که گشتالت درمانی، ضمن توجه به اهمیت تجربه، ادراک فرد از هستی خود در زمان حال، بر ارگانیزم، به عنوان یک کل، هم چنین چگونگی ارتباط ارگانیزم با محیط و چگونگی کسب تجربه از جانب فرد تأکید می‌شود.
    گشتالت درمانی بر افکار و احساسات و برداشت فرد از دنیا در زمان حال تمرکز دارد وبه گذشته‌ی فرد توجهی ندارد. در این روش بیش از این که به گفنگوهای انتزاعی در مورد وقایع وموقعیت‌های مختلف توجه شود بر ایجاد زمینه برای تجربه مستقیم تأکید می‌شود. در گشتالت درمانی درمانگر به مراجع کمک می‌کند که رفتارهای اجتنابی را به سطح آگاهی بیاورد تا بدین وسیله حالت تعادل در فرد ایجاد شود. زیرا هنگامی که فرد از امیال، تحریکات و عواطف ناخواسته خود مطلع شود می‌تواند بامحیط تعادل مناسب‌ تری داشته باشد. توجه به مکان و زمان موجود (حال) و ایجاد حداکثر آگاهی اساس گشتالت درمانی است. فرد پس از کسب آگاهی قادر خواهد بود به کمک اصول گشتالت رابطه بین مشکل و زمینه را وسعت بخشد و موقعیت‌های ناتمام را تشخیص داده و در صدد اصلاح آن برآید. منظور از موقعیت‌های نا تمام، نیازهای ارضا نشده‌ای است که معمولاً فشار روانی زیادی بر فرد وارد می‌کند و رفتارش را تحت تأثیر قرار می‌دهد (کری ۲۰۰۵٫ به نقل از خدایاری فرد ۱۳۸۷؛ ۲۰۱).
    روانشناسی گشتالت یک شیوه درمانی است که مشاور طی آن به مراجع برای حصول یک پارچه خود و آموختن طرز استفاده از انرژی خود برای رشد، کمال و خودشکوفایی کمک می‌کند. هدف عمده مشاور گشتالتی یکپارچگی فرد است و این امر را بنا به اصطلاح متدوال می‌توان منسجم کردن کل وجود قلمداد کرد. مشاور برای رسیدن به انجام وجود متر صد آن است که خودآگاهی مراجع را افزایش دهد. در نتیجه مشاور به شیوه‌ای عمل می‌کند که مراجع در اتمسفری قرار گیرد که به کشف نیازهای او و شرایطی منجر شود که مراجع در آن شرایط می‌تواند شناخت و رشد لازم را پیدا کند.مشاور گشتالتی بر این باور است که مردم همواره در راستای سازماندهی محرک‌ها در قالب تصاویر کلی یا کل‌ها عمل کنند. تمرکز این نظریه بر خودآگاهی نسبت به تجارب کنون اینجایی است. هانس استوسک و وارنر[۳] (۱۹۸۶) سه اصل تبیین کننده این روند را بیان کرده‌اند:

    اصل بندش: وقتی که ما تصاویر ناقصی دریافت می‌کنیم ذهن ما برای تکمیل کردن آن و ادراک آن به صورت کامل فعال می‌شود.

    اصل مجاورت: فاصله نسبی محرک‌ها از یکدیگر در حیطه ادراکی مشخص کننده چگونه دیدن آنهاست.

    اصل مشابهت: محرک‌هایی حیطه ادراکی باعث می‌شود ما آنها را با هم گروهبندی کنیم.

    پارسونز[۴] (۱۹۸۵) هشت فریضه درباره ماهیت انسان بر می‌شمارد که مبنای مشاوره گشتالتی را تشکیل می‌دهند:

    1. انسان یک کل متشکل از اجزای به هم مرتبط است. هیچ یک از این اجزا بدن، عواطف، افکار حواس و ادراکات را نمی‌توان خارج از بافت کل انسان درک کرد.

    ۲-انسان جزئی از محیط خویش است وجدای از آن قابل درک نیست.

    1. انسان طرز پاسخ خود را به محرک‌های درونی وبرونی انتخاب می‌کند، انسان کنش گراست نه واکنش گرا.
    2. انسان از قابلیت خود آگاهی کامل نسبت به حواس، افکار، عواطف و ادراکات خود برخوردار است.
    3. انسان به علت خودآگاهی قادر به انتخاب است.
    4. انسان از قابلیت اداره مفید زندگی خود برخوردار است.
    5. انسان نمی‌تواند گذشته و آینده را تجربه (ادراک واحساس) کند او فقط می‌تواند خود را در زمان حال تجربه کند.
    6. انسان اساساً نه خوب و نه بد است.

    می‌توان چنین نتیجه گرفت که درمانگر گشتالتی نسبت به قابلیت انسان برای خود رهبری، نظریه مثبت دارد. علاوه بر این باید مراجعان را برای استفاده از این قابلیت وقبول مسئولیت زندگی خود تشویق کرد و آنها باید کار را هم اینک در زمان حال انجام دهند باید «اکنون و اینجا» را تجربه (ادراک و احساس) کنند (گیبسون، میشل. ترجمه ثنایی. ۱۳۸۸؛ ۱۸۳ – ۱۸۲).

    [۱].Perls

    [۲]. Laura

    [۳].Hansen, Stevic,& Warner

    [۴]. Parssons

    روانشناسی و علوم تربیتی

      نظریه واقعیت درمانی:

    نظریه واقعیت درمانی توسط ویلیام گلسر[۱] تدوین شده است. رویکرد گلسر یک رویکرد نسبتاً صریح است که در آن مراجع برای پرداختن به نیازهایش از طریق یک روند منطقی یا واقع بینانه اعتقاد دارد. مشاوره از دید واقعیت درمانی صرفاً یک نوع تعلیم یا کارآموزی ویژه است به فرد آنچه را که باید طی رشد طبیعی خود فرا گیرد در یک مدت زمان نسبتاً کوتاه بیاموزد.
    واقعیت درمانی از بسیاری جهات به گشتالت درمانی و درمان مراجع – محوری شباهت دارد. در همه نظریه‌های یاد شده نحوه دریافت واقعیت از سوی مراجع و شیوه ارزشیابی درونی او از واقعیت مورد تأکید قرار می‌گیرد. به نظر گلاسر، مراجع در دنیای بیرونی (دنیای واقعی) و درونی خود زندگی می‌کند و دنیای واقعی بر رفتار فرد تأثیر نمی‌گذارد، بلکه دریافت و ادراک او از دنیای واقعی بر رفتار او تأثیر گذار است. انسان آزاد است و توان انتخاب دارد و باید مسئولیت پیامد انتخاب‌های خود را بر عهده بگیرد. در این روش درمانی، مواجه شدن با واقعیت، مسئولیت ‌پذیری و ارزشیابی در مورد رفتارهای درست  نادرست مورد تأکید قرار می‌گیرد. فرد نه تنها در مقابل اعمال خود، بلکه در برابر تفکرات واحساسات خود نیز مسئول است. فرد قربانی گذشته و حال خود نیست، مگر این که خود بخواهد. این رویکرد درمانی هم در مورد رفتارهای بهنجار و هم در مورد رفتارهای نابهنجار و هم در مورد تدوین شیوه‌های مناسب تعلیم و تربیت به کار می‌رود (خدایاری فرد ۱۳۸۷؛ ۲۰۷). فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.
    واقعیت درمانی بر رفتار فعلی تأکید دارد و لذا به تاریخچه گذشته مراجع تکیه نمی‌کند. واقعیت درمانی بر این فرض مبتنی است که در سراسر زندگی یک نیاز روانی وجود دارد: نیاز به هویت (که شامل نیاز به احساس منحصر به فرد بودن، مجزا بودن و متمایز بودن) است. نیاز به هویت به عنوان محرک رفتار در تمام فرهنگ‌های عمومیت دارد.واقعیت درمانی مبتنی بر این پیش بینی است که مراجع مسئولیت شخصی سلامت خود را خواهد پذیرفت. قبول این مسئولیت به یک معنا به شخص برای حصول استقلال و یا بلوغی کمک می‌کند که نتیجه آن اتکا به حمایت درونی خود اوست. گلسر معتقد است که آموزش و پرورش می‌تواند کلید روابط انسانی موثر باشد و در کتاب مدارای بدون شکست، برنامه حذف شکست، تأکید بر تفکر به عوض کار حفظی، طرح ایده مرتبط بودن برای برنامه درسی قرار دادن انضباط به جای تنبیه، ایجاد محیط یادگیری یعنی جایی که کودک بتواند تجارب موفق و منتهی به هویت موفق خود را به اوج برساند. ایجاد انگیزش، درگیر شدن، کمک به کسب رفتار مسئولانه دانش آموز و برقراری شیوه‌های فعال شدن والدین و جامعه در مدارس را عنوان کرده است. کری رویکرد واقعیت درمانی را چنین خلاصه می‌کند: یک درمان فعال، دستورالعملی، آموزشی، شناختی و رفتار – محورانه اغلب از روش عقد قرارداد استفاده می‌شود و هنگامی که قرارداد انجام شد درمان خاتمه می‌یابد. این رویکرد می‌تواند هم حمایتی و هم مواجه ای باشد از سؤالات چه و چطور ولی نه از سؤالات چرااستفاده می‌شود (کری ۱۹۸۷؛ ۴۹ به نقل از لندرث، ترجمه آرین. ۱۸۷، ۱۳۸۹، ۱۸۹).

    نظریه تحلیل مراوده‌ای:

    تحلیل مراوده‌ای یک رویکرد رفتاری – شناختی و مبتنی بر این فرض است که انسان از قابلیت انتخاب و تصحیح مسیر یا دوباره شکل دادن سرنوشت خود برخوردار است. این نظریه برای کمک به مراجعان جهت مرور وارزیابی تصمیمات اولیه و اتخاذ تصمیمات جدید و مناسب ‌تر تدوین شده است. تحلیل مراوده‌ای تکیه زیادی بر خود دارد که بنا به این نظریه دارای سه حالت والد، بالغ و کودک است.

    در تحلیل مراوده‌ای، از پرسش‌نامه، نمایش‌نامه زندگی، تحلیل ساختی، نقش بازی، تحلیل بازی‌ها استفاده می‌گردد. تحلیل مراوده‌ای بر فرد متمرکز است اما روشی است که طی آن مشاوره فردی در محیط گروه صورت می‌گیرد. مشاوره روش تحلیل مراوده‌ای بر آن است که گروه روند عرضه بازخورد به اشخاص در مورد مناسبات و روابط آنان را تسهیل می‌کند. لذا گروه مشاوره‌ای تجلی جهان کوچکی از عالم واقعی است. در این محیط تک تک اعضای گروه برای کار روی اهداف خود حضور دارند و نقش مشاور در گروه رهبری آنان است (لندرث، ترجمه ارین. ۱۳۸۹، ۱۱۱، ۱۱۲).

    نام دیگر این نظریه، نظریه تحلیل رفتار متقابل[۲] است که توسط اریک برن[۳] عنوان شده است. در این روش تأکید ضروری بر رفتارهای متقابل است که آن را برای کار خانواده ومهارت‌های اجتماعی و رفتارهای اجتماعی  و رفتارهای ضد اجتماعی و برخی از مشکلات فردی، مناسب می‌سازد. گرچه محدودیت‌های فنی سبب می‌شود که این روش برای درمان مشکلاتی که به راه حل‌های اضطراری نیاز دارند (نظیر گرایش به خشونت) به کار نبریم.در این روش درمانی، مقدار زیادی اصطلاح تخصصی غیر ضروری وجود دارد. در این روش برای تفسیر ومرور ذهنی، تسلط بر مفهوم‌های پیچیده بازی‌ها و تمرین‌های مربوطه، لازم است. این موضوع، مستلزم آموزش‌های تخصصی است و از این رو کاربرد این روش‌ها را محدود می‌سازد.

    از سوی دیگر مبنای نظری و تصوراتی که در این روش درمانی به کار گرفته شده به عنوان ابزاری تحلیلی، انگیزاننده بسیار سودمند است. در روش درمانی تحلیل رفتار متقابل به تأکیدی به جا، بر اهمیت «خود پنداره» در شیوه‌های تعیین کننده تعامل بین کودکان و دیگران بر می‌خوریم. این روش به علت تأکید مشابهی که به شناخت و باورهای تغییر پذیر دارد، به ایجاد ابراز وجود و توانایی شخصی در تعامل‌ها تأکید دارد. برای اجرای این روش، شرایط ویژه‌ای نیاز نیست و می‌توان آن را در مورد طیف وسیعی از افراد در سن‌های متفاوت و با مشکلات مختلف و هم چنین به صورت فردی یا گروهی به کار برد؛ اجرای این شیوه در مقایسه با شیوه‌های دیگر، نگرانی‌های اخلاقی یا حرفه‌ای ایجاد نمی ‌کند. (حسینی نژاد ۱۳۸۹؛ ۱۵۰ – ۱۴۹).

    [۱].William Glasser

    [۲]. Transactional Snalysis

    [۳] . Eric Bern

    روانشناسی و علوم تربیتی

    طبقه بندی نظریه‌های مشاوره:

    گروهی از نظریه پردازان سعی کرده‌اندکه نظریه‌های مشاوره را در پیوستاری از نظریه‌های عاطفی و شناختی ارائه دهند و نظریه‌های رفتاری را در حد میانی این دو قرار دهند اما بهترین طبقه بندی مربوط به رادولف و تامسون[۱] (۲۰۰۳) می‌باشد که به جای یک پیوستار دو بعدی مدلی از روابط هماهنگ میان افکار، احساسات و رفتار به وجود می‌آورند. آنها با تمرکز بر روی نوع مداخله، ۸ نظریه عمده مشاوره‌ای را به قرار زیر طبقه بندی می‌کنند:

    عاطفی (احساس کردن) شامل: مشاوره مراجع محوری، گشتالت درمانی

    رفتار (رفتار کردن) شامل: مشاوره رفتاری، واقعیت درمانی، روان شناسی فردی

    شناختی (فکر کردن) شامل: رفتار درمانی عقلانی – عاطفی، رفتار درمانی شناختی، مشاوره روان تحلیل گری، و تجزیه و تحلیل مقابله‌ای (حسینی نژاد ۱۳۸۹؛ ۱۴۲).

     نظریه روان تحلیلی:

    پس از درمان‌های پزشکی، نظریه روان کاوی[۲] «فروید» را شاید بتوان به عنوان شناخته شده‌ترین نظریه در مورد اختلالات معرفی نمود. در واقع این روش، موجب شد که برای اولین بار در تاریخ روان شناسی، احساسات و عواطف، مقام مهمی در حیات آدمی پیدا کرده و آنها را بخش منفی وجود آدمی به شمار نیاورند. این دیدگاه به انسان و آینده وی بدبین است؛ وروشی مبتنی بر گفتار است که با بهره گرفتن از گفتار، سعی دارد فرد را به بینش برساند تا از این طریق مسائل و مشکلات وی، تقلیل پیدا کند.روان تحلیل گری با نام «زیگموند فروید» عجین شده است اگر چه افرادی از قبیل «آنا فروید»، «کلاین»، «هورنای» و «اریکسون» نیز در این زمینه کارهای با ارزشی دارند. هسته مرکزی نظریه «فروید» درباره ذهن بشر، تأکید بر وجود دو نوع غریزه کلی است. طبق نظریه «فروید» این دو غریزه در تمام افراد وجود دارد:
    غریزه زندگی: که انگیزه بشر برای لذت و خشنودی است. انرژی مربوط به این غریزه «لیبدو» یا «انرژی جنسی» نام دارد.

    غریزه مرگ: غریزه‌ای ویرانگر و پرخاشگر است و هدفش از بین بردن زندگی است .این دو غریزه برای تمام فعالیت‌های روانی، حکم منبع انرژی را دارند. نظریه «فروید» نظریه‌ای جبری است. یعنی برای تمام رفتارها، حتی رفتارهای کم اهمیت، علت خاصی قائل است. نظریه روان تحلیلی شخصیت را به سه سیستم کلی تقسیم می‌کند: نهاد، خود و فراخود. نهاد تجلی عوامل ارثی است که در دنیای  درون شخصیت فرد عمل می‌کند و لذا عمدتاً ناخودآگاه است. نهاد سیستم اصلی شخصیت تلقی می‌شود که ذاتی بوده واز بدو تولد وجود دارد. بسیاری معتقدند نهاد تحت سیطره اصل ذات است و به دنبال پرهیز از تنش و درد بوده ودر مقابل جویای ارضاء لذت است. به عقیده کوری (۱۹۸۹) نهاد فرزند سرکش شخصیت است. خود تنها عنصر منطقی شخصیت تلقی می‌شود و با دنیای واقعیت در تماس است. خود به خاطر همین تماس با واقعیت خواآگاهی را در کنترل دارد و عامل طرح ریزی و تفکر منطقی و واقع بینانه است. فراخود تجلی خودآگاهی ذهن است و بر اساس واقع گرایی اخلاقی عمل می‌کند. فراخود بازتاب استانداردهای اخلاقی فرداست که مبتنی بر برداشت او از اخلاقیات و ارزش‌های جامعه است. در این مثلث، فراخود به خاطر این که عمدتاً در نیمه آگاه قرار دارد بیش از همه به سائق‌های نهاد واقف است و بر آن است که خود را به سوی کنترل نهاد بکشاند. نتیجتاً نظریه روان تحلیل، تنش، کشمکش و اضطراب انسان را اجتناب ناپذیر می‌کند و لذا رفتار انسان را معطوف به کاهش این تنش می‌داند. لذاکاهش تنش در نظریه روان تحلیل یکی از اهداف عمده مشاوره است. چون تعارض شخصیت در تمام مردم وجود دارد، همه می‌توانند از مشاوره حرفه‌ای، (تخصصی) بهره‌مند شوند (گیبسون؛ میشل؛ ترجمه ثنایی. ۱۳۸۸ ؛۱۶۸ – ۱۶۹).

    [۱]. Rodolph& Thompson فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.

    [۲]. «روان تحلیل گری» یا «پویای روانی».

    روانشناسی و علوم تربیتی

     نظریه روان شناسی فردی:

    آموزش و پرورش، روان درمانی فردی و گروهی ومشاوره خانوادگی شد. آدلر نیز مانند فروید اعتقاد داشت، شش سال اول زندگی هر فرد تأثیر بسیار زیادی بر زندگی بزرگ سالی او دارد، ولی او تنها به کشف وقایع گذشته اکتفا نمی‌کرد؛ بلکه توجه او به ادراک فرد از وقایع گذشته و نحوه تعبیر و تفسیر او از این وقایع معطوف بود. به نظر آدلر اختلال‌های روانی؛ ناشی از یادگیری نامناسب ادراک‌ها وتصورات معیوب و منحرف است.
    نظریه آدلر بر «احساس حقارت»[۱] متمرکز است. به نظر اواحساس حقارت نشانه نابهنجاری نیست، بلکه علت پیشرفت‌ها و موفقیت‌های انسان به شمار می‌اید. انسان به منظور غلبه بر احساس حقارت خود تلاش می‌کند تا خود را به جلو براند. هدف زندگی کمال جویی است نه لذت جویی. نظام درمانی آدلر بر یک دیدگاه اجتماعی و هدفمند مبتنی است. در این دیدگاه انسان موجودی خلاق؛ مسئول و در حال کامل شدن است. آدلر رفتار را تحت تأثیر تلاش‌هایی می‌دانست که درصد جبران احساس حقارت هستند. شیوه زندگی فرد یعنی ادراک فرد از خود است و زندگی تحت تأثیر احساس حقارت قرار می‌گیرد. اگر فرد قادر نباشد از احساس حقارت خود رهایی پیدا کند احساس ناکامی می‌کند. بنابراین فردی که به مشاور مراجعه می‌کند، بیمار نیست، بلکه فردی مأیوس و ناکام است که علایق اجتماعی مختلی دارد (کری[۲]، ۲۰۰۱ به نقل از خدایاری فرد ۱۳۸۷؛ ۱۸۸ – ۱۷۸).
    از آنجا که تمایل اجتماعی یک قابلیت ذاتی تلقی می‌شود می‌یابد به صورت خود آگاه در طول زمان تکامل پیدا کند (منستر و کورسلین ۱۹۹۲). تمایل اجتماعی یا قدرت بده بستان از طریق تکالیف زندگی که تمام انسان‌ها درگیر آنند قابل رشد است. این تکالیف عبارتند از:

    الف. اشتغال          ب. جامعه             ج. جنسیت فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.

    وقتی کسی به دنبال درمان می‌آید در یک یاچند زمینه از تکالیف زندگی احساس ناراحتی و ناهماهنگی می‌کند. لذا روند مشاوره ابزاری تلقی می‌شود که طی آن درمانگر و مراجع برای کمک به مراجع در حصول خودآگاهی و دست یافتن به رفتار و نگرش‌های سالم‌ تر با هم کار می‌کنند تا مراجع بتواند به کسب خودآگاهی و رفتار و نگرش‌های سالم ‌تر دست پیدا کند و در جامعه و در بعد مفیدتر زندگی فعال باشد. روند مشاوره‌ای آدلری مستلزم ۴ مرحله است.

    الف. ایحاد رابطه               ج. بصیرت/ تعبیر و تفسیر

    ب. تشخیص                   د. باز جهت گیری (لندرث،. ترجمه آرین. ۱۳۹۰، ۴۰-۳۹).

     نظریه مراجع – محوری:

    این نظریه اساساً به عنوان واکنشی در مقابل آنچه که محدودیت‌های اساسی روان تحلیل تلقی می‌شود توسط کارل راجرز وضع و توصیف شد. این رویکرد به علت نفوذ راجرز غالباً راجرزی خوانده می‌شود. رویکرد انسان – محوری بر مسئولیت وقابلیت مراجع برای یافتن راه‌های موجهه کامل ‌تر با واقعیت تأکید دارد. مراجع که خود را بهتر می‌شناسد کسی است که مناسب ‌ترین رفتار را برای خود پیدا می‌کند. رویکرد انسان محوری بر دنیای پدیداری تمرکز دارد. درمانگر با هم فهمی دقیق و سعی در درک مبنای داوری درونی مراجع؛ توجه خود را عمدتاً معطوف به ادراک مراجع از خود و جهان می‌کند. راجرز این فرضیه را عنوان می‌کند که نگرش‌های خاص درمانگر (صدق، گرمی و پذیرش غیر مالکانه و همفهمی دقیق) شرایط لازم وکافی برای درمانی را تشکیل می‌ دهند.

    مراجع باشد و علاوه بر این تجربه کنون – اینجای ناشی از رابطه خود با مراجع تمرکز داشته باشد (کوری، ۱۹۹۲؛  به نقل از خدایاری فرد، ۱۳۸۹٫ ۱۹۹).

    به نظر راجرز (۱۹۹۷) برای ایجاد تغییر در شخصیت شش شرط زیر ضروری به نظر می‌رسند:

    1. حضور دو شخص که با یکدیگر تماس روانی داشته باشند.
    2. فرد اول یعنی مراجع، در یک حالت ناهماهنگی روانی به سر می‌برد.
    3. فرد دوم یعنی مشاور، دارای هماهنگی روانی و یک پارچگی شخصیت است.
    4. مشاور، نسبت به مراجع احترام مثبت و بدون قید و شرط ابراز می‌کند.
    5. مشاور شناخت همدلانه‌ای نسبت به حالات درونی مراجع پیدا کرده وبا توجه به آن با مراجع به گفتگو می‌پردازد. او دنیای درون مراجع را همان گونه که هست احساس وتجربه می‌کند و آن را به مراجع نیز منتقل می کند.
    6. درک همدلانه مراجع و احترام مثبت و بدون قید و شرط، حتی اگر در حداقل آن به مراجع ابراز شود موجب پیشرفت او می‌شود. (خدایاری فرد ۱۳۸۷، ۱۹۹). بنابراین دید الگوی مراجع – محوری نسبت به انسان مثبت یا خوش بینانه است. مراجع اساساً خود و صاحب قابلیت‌های خود شناسی، بصیرت، حل مشکل، تصمیم گیری، تغییر و رشد تلقی می‌شود نقش مشاور همانا تسهیل‌گر و منعکس کننده است مشاور خودشناسی مراجع را تسهیل می‌کند ونگرش‌ها و احساسات ابراز شده مراجع را تصریح و به او منعکس می کند.

    دریافت مراجع محوری، دادن اطلاعات برای حل مشکل معمولاً مسئولیت مشاور محسوب نمی‌شود مشاور مراجع محوری متر صد مداخله مستقیم در دنیای درونی مراجع هم نیست بلکه بیشتر در صدد ایجاد جوی است که مراجع در آن بتواند خود را تغییر دهد. در سال‌های اخیر، عنوان دیگری که همان نظریه خود باشد به جای عناوین سنتی مراجع محوری یا راجرزی اشاعه روز افزون یافته واین امر احتمالاً از تأکید بر تعالی خود، قابلیت خود و شکوفایی و ادراک خود شناسی شده است (لندرث، ترجمه آرین. ۱۳۸۹؛ ۲۷۴ – ۲۷۳).

    نظریه رفتاری:

    در زمینه شرطی سازی کلاسیک یافت. مبانی رویکرد رفتاری بعدها از یک سیستم روان شناسی موسوم به رفتار گرایی گرفته شد. بنیان این سیستم جدید توسط روان شناسی آمریکایی جان، بی، واتسون (۱۹۲۳) گذاشته شد. این نظریه رفتار را مجموعه پاسخ‌های فرا گرفته شده نسبت به وقایع، تجارب یا محرکات تاریخچه زندگی فرد می‌داند. رفتار گرا معتقد است که رفتار را می‌توان با ایجاد تجارب و شرایط یادگیری مناسب، اصلاح کرد. مبانی تجربی رویکرد رفتاری، توجیه کننده بی تفاوتی رفتارگرا نسبت به مفاهیمی است که قابل مشاهده و اندازه گیری تجربی نیستند. بنابراین رفتار گرا به عوض توجه به پویاییهای عاطفی ویژگی‌های رفتاری که در رویکردهای مبتنی بر بصیرت خواه از نوع فرویدی یا راجرزی آن متداول است؛ برهدفهای رفتاری ویژه تمرکز دارد و بر روش‌های دقیق و قابل تکرار تأکید می‌ورزد. لذا مشاوره برای رفتار گرا مستلزم کاربرد منظم روش‌های گوناگون است که بر مبانی هدف‌های متقابلاً توافق شده مراجع و مشاور متوجه تغییر رفتار است روش‌های مورد استفاده گسترده و وسیعی از فنون بر گرفته شده از دانش مربوط به فرایندهای یادگیری را شامل می‌شود.

    رهبران فعلی روان شناسی رفتاری، جان. دی. کرومبولنز[۳]  و کارل شورسون[۴] این روش‌ها را در چهار مقوله قرار می‌دهند.

    1. یادگیری عامل: این رویه مبتنی بر کاربرد تقویت و زمان بندی اعمال آن برای تغییر رفتار است تقویت کننده می‌تواند یاد داشت‌های ملموس باشد و یا به صورت تأیید با توجه ابراز شود.
    2. یادگیری تقلیدی: این رویکرد کسب پاسخ‌های جدید را با عرضه سر مشق‌هایی تسهیل می‌کند که به رفتار مطلوب مبادرت می‌ورزند.
    3. یادگیری شناختی: این تکنیک صرفاً با آموزش روش‌های بهتر تطابق باعث یادگیری پاسخ‌های مناسب می‌گردد.
    4. یادگیری عاطفی: مستلزم جایگزین کردن پاسخ‌های عاطفی مورد قبول با واکنش‌های عاطفی نا مطلوب وبا استفاده از فنون بر گرفته شده از شرطی سازی کلاسیک است.

    از دید رفتار گرا نتایج مشاوره باید به صورت تغییر رفتارهای آشکار قابل مشاهده باشد (گیبسون؛ میشل؛ ترجمه ثنایی. ۱۳۸۸؛ ۱۷۵).

    از نقطه نظر کالیس[۵] مهم ‌ترین مشکلی که مردم دارند نارسایی در رفتار است و سه عامل موجب این نارسایی می‌شود: فقدان تجربه؛ ادراک تحریف شده، اشتباه در تعمیم. او معتقد است هیچ روش مشاوره‌ای به تنهایی نمی‌تواند در تصحیح بی کفایتی‌های رفتاری مراجع مؤثر باشد بلکه باید به اقتضای هر یک از مشکلات روش مشاهده‌ای خاصی انتخاب شود، اگر مشکل فقدان تجربه باشد روش مشاهده مستقیم باید استفاده شود. در حالیکه اگر مشکل ادراکی تحریف شده یا تصمیم غلط باشد؛ باید از روش غیر مستقیم استفاده شود (حسینی ۱۳۷۸؛ ۳۱۴).

    کرومبولتز (۱۹۸۶) سه ملاک برای اهداف مشاوره عنوان می‌کند:

    1. اهداف مشاوره را باید بتوان به صورت متفاوتی برای هر فرد مراجع بیان کرد.
    2. اهداف مشاوره برای هر مراجع باید هماهنگ و نه لزوماً منطبق بر ارزش‌های مشاور باشد.
    3. این که هر مراجع تا چه حد به اهداف موردنظر مشاوره رسیده باید قابل مشاهده باشد.

    فرض مشاوری که نظریه رفتاری را به کار می‌برد آن است که رفتار مراجع معلول شرطی سازی است و هر فردی بسته به آنچه فرا گرفته نسبت به محرک یاشرایط معین به شیوه‌ای قابل پیش بینی واکنش نشان می دهد. به نظر هورن[۶] (۱۹۸۹) بدیهی است که هدف مشاوره رفتاری معطوف به تصمیم گیری اتخاذ یک تصمیم است. پاترسن عنوان می‌کند. هدف رفتار درمانی ایجاد مجموعه کاملی از اصول روان شناختی است. که از اولین مرحله عرض حال بیمار تا هنگام مرخصی او به کار گرفته می‌شود. این امر مستلزم روش‌های منظم جمع آوری اطلاعات به مظور ارزیابی مشکلات بیمار و تصمیم گیری در مورد برنامه درمان است. چارچوب مبتنی بررفتار گرایی مستلزم آن است که درمانگر:

    1. مشکل را موضع یابی کند.
    2. عرض حال اولیه بیمار را به زبان یک مجموعه سؤالات متناسب با تکنولوژی رفتاری امروز ترجمه نماید (هورن ۱۹۷۹؛ ۲۲۶ – ۲۲۵ به نقل از گیبسون؛ میشل؛ ترجمه ثنایی. ۱۳۸۸، ۱۷۶).

       نظریه منطقی – عاطفی:

    نهضت درمان منطقی – عاطفی توسط آلبرت[۷] الیس به وجود آمده است. این نظریه متکی است بر این فرض که انسان می‌تواند به شیوه‌ای منطقی عمل کند. رفتار منطقی رفتاری مفید و بالقوه ثمر بخش تلقی می‌شود در حالی که رفتار غیر منطقی به ناخرسندی و بطالت منجر می‌گردد. فرض الیس بر این است که بسیاری از انواع مشکلات عاطفی نتیجه الگوهای تفکر غیر منطقی است. الگوهای غیر منطقی از همان اوایل زندگی توسط اشخاص مهم زندگی فرد و کل فرهنگ و جامعه تقویت می‌شود. بنا به نظر الیس، اشخاص دچار مشکلات عاطفی به منظومه باوری می‌رسند که باعث تکلم مکنون و با خودگویی‌های  مبتنی بر مفروضات و منطق غلط منجر می‌شود و آنچه که فرد با خود می‌گوید رابطه نزدیکی با احساس و عمل او دارد.

    مبنای اساسی نظریه پردازی الیس در الگو AB.CD به شرح زیر خلاصه می‌شود.

    A: مربوطه به یک واقعه خارجی است که شخص مشمول آن قرار می‌گیرد.

    B: مربوط به سلسه افکار یا با خودگویی هایی است که شخص در پاسخ واقعه خارجی بدان می‌پردازد.

    C: به احساسات و رفتارهای ناشی از B مربوط می‌شود.

    D: به تلاش درمانگربرای تغییر سلسله افکار با خودگوییها بر می‌گردد.

    E: پیامدهای رفتاری و عاطفی مفروض ناشی از مداخله درمانی درمانگر است.

    به طور خلاصه مشاوره منطقی – عاطفی مبتنی بر این فرض است که اکثر افراد جامعه دچار روش‌های متعدد افکار غیر منطقی می‌شوند. همین افکار غیر منطقی به رفتارهای غیر منطقی منجر می‌گردد. لذا هدف مشاوره باید کمک به اشخاص جهت شناسایی و تغییر همه عقاید غیر منطقی باشد. تحقق این هدف مستلزم وجود مشاوری فعال موجه و مقتدر است که بتواند از یک مجموعه فنون گوناگون استفاده کند (هانس و دیگران ۱۹۹۰، ۱۷۳ به نقل از گیبسون، میشل. ترجمه ثنایی. ۱۳۸۸٫ ۱۷۵).

    در روش منطقی – عاطفی مشاور بیشتر یک معلم و مراجع بیشتر یک دانش آموز تلقی می‌شود و روش‌های مشاوره نه فقط شامل تدریس و فعالیت‌های وابسته به آن مانند مطالعه یا سایر تکالیف، بلکه سؤال کردن وزیر سؤال بردن حتی تاکتیک‌های مواجهه، عقد قرار داد، تلقین و ترغیب را هم شامل می‌شود. مشاوره منطقی – عاطفی را می‌توان نه فقط در درمان فردی بلکه در گروه درمانی، گروه‌های مواجهه ماراتون، مشاوره زناشویی و خانواده درمانی هم به کار گرفت. (گیبسون؛ میشل؛. ترجمه ثنایی.۱۳۸۸؛ ۱۷۷: ۱۷۸).

    مبنای بنیادی درمان عقلانی – عاطفی و رویکردهای هم خانواده آن این دیدگاه است که واکنش‌های عاطفی و رفتاری انسان را باورهای اشخاص هدایت می‌کنند. فرایند رشد اجتماعی، بسیاری از باورها و ارزش‌هایی را که فرد نسبت به آنها هوشیار نیست و به روشنی بیان نشده‌اند (مانند آزادی، انصاف و حقوق فردی)، به وی تحمیل می‌کنند؛ بنابراین اشخاص به بسیاری از باورهای مهم دیگر به صورت آشکار معتقدند و با توجیه عمل خود از آنها استفاده می‌کنند (حسینی نژاد ۱۳۸۹؛ ۱۵۱).

    [۱]. Inferiority feeling

    [۲]. Cory

    [۳]. John D. Krumbotlz

    [۴] .Carl Thoreson

    [۵] . Callis

    [۶].Horan

    [۷].Albert Ellis

    روانشناسی و علوم تربیتی

    شیوه هدایت تحصیلی دانش آموزان و ضوابط آن[۱]

    ماده ۹۶: هدف: هدایت دانش آموز به مناسب ‌ترین شاخه یا رشته تحصیلی، بر اساس استعداد و علاقه وی و به تناسب امکانات و نیازهای کشور.

    ماده ۹۷: ادارات کل آموزش و پرورش استانها خط مشی‌های هدایت تحصیلی را با توجه سیاست‌های کلی توسعه وضوابط هدایت تحصیلی اعلام شده باتأکید بر نیازهای شغلی که توسط وزارت متبوع به آنها ابلاغ می‌شود، به ادارات آموزش و پرورش شهرستان‌، منطقه و نواحی ابلاغ می‌کنند.

    ماده ۹۸٫ شهرستان‌ها، مناطق ونواحی، ظرفیت‌های شاخه/ رشته تحصیلی را در هر سال تحصیلی به طور کتبی با توجه به امکانات به واحدهای آموزشی اعلام می‌کنند.

    ماده ۹۹٫ مسؤلان منطقه، ناحیه یا شهرستان با همکاری مدیران ومشاوران واحدهای آموزشی در طول هر سال تحصیلی خط مشی‌های توسعه و تعدیل ظرفیت هر شاخه/ رشته را بر اساس علاقه واستعدادها وتقاضاهای دانش آموزان و اولیای آنان به اداره کل آموزش و پرورش استان اعلام می‌کنند.

    ادارات کل اطلاعاتی را که به این ترتیب حاصل می‌شود در تدوین خط مشی‌های هدایت تحصیلی منظور خواهند کرد.

    ماده ۱۰۰: مشاوران کلیه اولیاء دانش آموزان پایه اول را مطابق تقویم اجرایی، به واحد آموزشی دعوت می‌کنند و ضمن توضیح اهداف نظام آموزش متوسطه در مورد سیاست‌های آتی کشور، مسائل علمی، فرهنگی، فنی آوری و میزان نیاز جامعه به تخصص های مختلف واهمیت هر یک از شاخه‌ها/ رشته‌های تحصیلی، آنان را راهنمایی می‌کنند و پس از برگزاری جلسات متناوب در نیمه دوم فروردین سال اول،نمون برگ شماره (۴) (نظر والدین دانش آموز در مورد شاخه/ رشته تحصیلی دانش آموز) را ارائه ودر نیمه اول اردیبهشت جمع آوری می‌کنند.

    ماده ۱۰۱: مشاور باید، در طول سال تحصیلی پایه اول به طور گروهی و انفرادی طی جلساتی با دانش آموزان، اطلاعات مورد نیاز رادر خصوص رشته‌های تحصیلی، مشاغل مرتبط، سیاست‌های توسعه … در اختیار آنان قرار دهد وسپس نمون برگ شماره ۳ (نظر خواهی از دانش آموز) را در نیمه دوم فروردین سال اول به آنان تحویل و در نیمه اول اردیبهشت جمع آوری کند.

    ماده ۱۰۲: مشاور باید، باهمکاری مدیر دروس پس از توجیه معلمان، نمون برگ شماره ۲ (نظر معلمان درسهای مربوط نسبت به وضعیت درسی دانش آموزان) را بعد از امتحانات نوبت اول در اختیار معلم مربوطه قرار دهد وحداکثر دو هفته قبل از شروع امتحانات نوبت دوم (در سال اول) جمع آوری کند وپس از انتقال به نمون برگ شماره ۵ هر دانش آموز امتیاز رشته‌ها را محاسبه کند و مورد استفاده قرار دهد.

    ماده ۱۰۳: مشاور، پس از جمع بندی نتایج آزمون‌های استعداد و رغبت، نظر خواهی از معلمان، اولیا، دانش آموز و بررسی مدارک موجود در پرونده‌های تربیتی تحصیلی ونمرات مربوط، نمونه برگ شماره ۵ را تکمیل ونظر خود را در هر یک از شاخه‌ها و رشته‌های تحصیلی در مورد دانش آموز با لحاظ اولویت‌ها در نمونه برگ شماره یک ثبت می‌کند.

    تبصره در واحدهای آموزشی که مشاور به میزان مورد نیاز وجود ندارد بر اساس شیوه نامه‌ای که اداره کل مشاوره و بهداشت مدارس با هماهنگی سایر دفاتر ذیربط ابلاغ می‌کند نیروی انسانی مورد نیاز جهت انجام امور هدایت تحصیلی دانش آموزان تأمین خواهد شد.

    ماده ۱۰۴: معلمان به منظور بررسی وضعیت آموزشی دانش آموز در درس‌های مختلف با مشاور همکاری لازم را داشته باشند.

    ماده ۱۰۵: متصدی امور دفتری یا مسئول ثبت نمرات موظف است نمرات درس‌های مرتبط با شاخه‌ها و رشته‌ها و امتیاز بررسی‌های مشاوره‌ای را در نمونه برگ شماره یک هدایت تحصیلی ثبت و امضا کند.

    ماده ۱۰۶: مسئولیت حسن اجرای امر هدایت تحصیلی دانش آموزان و تأیید نهایی نمونه برگ شماره یک هدایت تحصیلی به عهده مدیر واحد آموزشی می‌باشد.

    ماده ۱۰۷: نمونه برگ شماره یک هدایت تحصیلی باید هم زمان با اعلام نتایج امتحانات خردادماه سال اول برای دانش آموز صادر شود و پس از تأیید و امضاء آن توسط مسئولان ثبت نمرات، مشاور و مدیر واحدآموزشی با دعوت از اولیاء دانش آموز در اختیار آنان قرار گیرد. در این فصل شرایط وی بررسی وپس از راهنمایی‌های لازم حداکثر تا پایان شهریور ماه مجدداً نسبت به تکمیل نمودن برگ شماره یک هدایت تحصیلی عنداللزوم اقدام خواهد شد.
    ماده ۱۰۸: ملاک‌های هدایت تحصیلی

    الف: نمرات دوره راهنمایی تحصیلی و پایه اول متوسطه دانش آموز برابر نمونه برگ شماره یک هدایت تحصیلی (به میزان ۵۰ امتیاز).ب: بررسی‌های مشاوره‌ای (به میزان ۵۰ امتیاز)[۲]

    ماده ۱۰۹:  ضوابط مربوط به نمرات درسی رشته‌ها و شاخه‌های مختلف

    ۱- رشته ریاضی فیزیک:

    ۱-۱ – مجموع سه نمره پذیرفته شده خرداد یا شهریور هر یک از درس‌های ریاضی و علوم تجربی در سه پایه در دوره راهنمایی تحصیلی، بدون ضریب کمتر از ۳۰ نباشد.

    ۲-۱ – نمره درس ریاضی (۱) (پایه اول) دردوره متوسطه حداقل ۱۲ باشد و درس فیزیک (۱) و آزمایشگاه را با موفقیت (کسب حداقل نمره ۱۰) گذارنده باشد.

    ۳-۱- مجموع نمرات درس‌های مرتبط با رشته دردوره راهنمای وپایه اول دوره متوسطه باید حداقل ۹۶ باشد و یا به عبارت دیگر معدل درس‌های مرتبط با رشته از ۱۲ کمتر نباشد.

    ۲ – رشته علوم تجربی:

    ۱-۲- مجموع سه نمره پذیرفته شده خرداد یا شهریور هر یک از درس‌های ریاضی و علوم تجربی، در سه پایه در دوره راهنمایی تحصیلی، بدون ضریب کمتر از ۳۰ نباشد.

    ۲-۲- در دوره متوسطه درس‌های ریاضی (۱)، شیمی (۱) و آزمایشگاه و علوم زیستی و بهداشت (درس‌های پایه اول) را با موفقیت (کسب نمره حداقل ۱۰) گذرانده باشد و حداقل در یکی از سه درس مذکور نمره ۱۲ اخذ کرده باشد.

    ۳-۲- مجموع نمرات درس‌های مرتبط با رشته در دوره راهنمایی و پایه اول دوره متوسطه باید حداقل ۱۰۸ باشد یا به عبارت دیگر معدل درس‌های مرتبط با رشته از ۱۲ کمتر نباشد.

    ۳- رشته ادبیات و علوم انسانی:

    ۱-۳-  مجموع سه نمره پذیرفته شده خرداد یا شهریور هر یک از درس‌های ادبیات فارسی (معدل درس‌های فارسی، دستور، املا و انشاء) و عربی در سه پایه در دوره راهنمایی تحصیلی، بدون ضریب کمتر از ۳۰ نباشد.

    ۲-۳-  در درس‌های ادبیات (۱)، زبان فارسی (۱)، عربی (۱) و مطالعات اجتماعی پایه اول متوسطه نمره حداقل ۱۰ را کسب کرده باشد و نمره درس ادبیات (معدل نمرات درس‌های ادبیات فارسی(۱) و زبان فارسی (۱) حداقل ۱۲ باشد.

    ۳-۳- مجموع نمرات درس‌های مرتبط با رشته در دوره راهنمایی و پایه اول دوره متوسطه باید حداقل ۱۲۰ باشد یا به عبارت دیگر معدل درس‌های مرتبط با رشته از ۱۲ کمتر نباشد.

     

     

    ۴- رشته علوم و معارف اسلامی:

    ۱-۴- مجموع سه نمره پذیرفته شده خرداد یا شهریور هر یک از درس‌های ادبیات فارسی (معدل درس‌های فارسی، دستور، املاء و انشاء) و عربی در سه پایه در دوره راهنمایی تحصیلی، بدون ضریب کمتر از ۳۰ نباشد.

    ۲-۴ – در درس‌های ادبیات فارسی (۱)، زبان فارسی(۱) (که معدل آنها به عنوان نمره درس ادبیات در نمونه برگ ثبت می‌شود) عربی (۱) و تعلیمات دینی و قرآن (۱) نمره حداقل ۱۰ را کسب کرده باشدوحداقل در یکی از دو درس عربی (۱) یا تعلیمات دینی و قرآن (۱) نمره ۱۲ اخذ کرده باشد.

    ۳-۴- مجموع نمرات درس‌های مرتبط با رشته در دوره راهنمایی و پایه اول دوره متوسطه باید حداقل ۱۲۰ باشد یا به عبارت دیگر معدل درس‌های مرتبط با رشته از ۱۲ کمتر نباشد.

    د- شاخه فنی و حرفه‌ای:

    ۱-۵- مجموع سه نمره پذیرفته شده خرداد یا شهریور هر یک از درس‌های ریاضی، علوم تجربی و حرفه و فن سه دوره راهنمایی بدون ضریب کمتر از ۳۰ نباشد.

    ۲-۵- در دوره متوسطه از درس ریاضی (۱) نمره حداقل ۱۰ و از درس کارگاه خوداتکائی نمره حداقل ۱۲ کسب کرده باشد چنانچه نمره درس کارگاه خوداتکایی دانش آموز کمتر از ۱۲ باشد در هدایت تحصیلی وی منظور نمی‌شود.

    ۳-۴-مجموع نمرات با درس‌های مرتبط با شاخه، در دوره راهنمایی وپایه اول دوره متوسطه باید حداقل ۱۳۲ باشد و در صورت عدم انتخاب یا حذف درس کارگاه خوداتکایی ۱۲۰ باشد. یا به عبارت دیگر معدل درس‌های مرتبط با شاخه از ۱۲ کمتر نباشد.

    ۶- شاخه کار دانش:

    ۱-۶- مجموع سه نمره پذیرفته شده خرداد یا شهریور هر یک از درسها‌ی حرفه و فن و هنر، در سه پایه در دوره راهنمایی بدون ضریب کمتر از ۳۰ نباشد.

    ۲-۶- در دوره متوسطه از درس کارگاه خوداتکایی نمره حداقل ۱۰ کسب کرده باشد. چنانچه نمره درس کارگاه خوداتکایی دانش آموز کمتر از ۱۰ باشد در هدایت تحصیلی وی منظور نمی‌شود.

    ۳-۶- مجموع نمرات درس‌های مرتبط با شاخه، در دوره راهنمایی و پایه اول دروه متوسطه دانش آموز در صورت انتخاب درس کارگاه خوداتکایی حداقل ۷۰ و در صورت عدم انتخاب با حذف درس کارگاه خوداتکایی حداقل ۶۰ باشد به عبارت دیگر معدل درس‌های مرتبط با شاخه از ۱۰ کمتر نباشد.

    ۴-۶- دانش آموز برای ورود به برخی از رشته‌های مهارتی در شاخه‌ کاردانش علاوه بر احراز شرایط فوق‌الذکر باید ضوابط خاص رشته (در محدوده درس‌های پایه اول) را که معاونت آموزشی تعیین می‌کند کسب کند.

    تبصره: نمرات دوره راهنمایی دانش آموزی که به دلایل موجه نظیر: شرکت در امتحانات جامع دوره راهنمایی، شرکت در امتحان تعیین پایه (موضوع ماده هفتاد (۷۰) این آیین نامه، تحصیل در مدارس غیر ایرانی خارج از کشور، و بروز حوادثی از قبیل، سیل، زلزله، جنگ، آتش سوزی و … فاقد نمرات پایه‌های اول و دوم و سوم راهنمایی تحصیلی است به شرح ذیل محاسبه می‌شود:

    الف- چنانچه نمرات پایه اول یا دوم و یا هر دو پایه دوره راهنمایی موجود نباشد نمرات درس‌های مرتبط پایه سوم راهنمایی برای درس‌های همنام پایه‌های مذکور نیز منظور می‌شود و با رعایت سایر ضوابط در نمونه برگ شماره یک هدایت تحصیلی ثبت می‌گردد.
    ب- چنانچه نمرات پایه سوم دوره راهنمایی موجود نباشد نمونه برگ شماره یک هدایت تحصیلی بر اساس نمرات درس‌های مرتبط پایه اول متوسط با رعایت سایر ضوابط تنظیم می‌شود.
    فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.
    ماده ۱۱۰: بررسی‌های مشاوره‌ای مندرج در بند ب ماده یکصد و هشت (۱۰۸) به شرح زیر می‌باشد:

    با توجه به اهمیت بررسی‌های مشاوره‌ای که در طول تحصیل دانش آموز، از طریق گردآوری اطلاعات و به شیوه‌های گوناگون انجام می‌شود. ۵۰ امتیاز به این قسمت اختصاص داده شده است. در این بررسی‌ها مشاور موارد زیر را در نظر می‌گیرد و امتیاز آن را محاسبه می‌کند.

     

    ۱٫ نظر اولیای دانش آموز۵ امتیاز
    ۲-نظر دانش آموز۵ امتیاز
    ۳-نظر معلمان درس‌های مربوط۱۰ امتیاز
    ۴-نتایج آزمونه‌ای رغبت و استعداد (هر کدام ۱۰ امتیاز)۲۰ امتیاز
    ۵- نظر مشاور بر اساس بررسی پرونده تربیتی تحصیلی۱۰ امتیاز

    تبصره: هر یک از موارد یاد شده بر اساس شیوه‌ نامه‌های مربوط و جدول پیوست و با توجه به وظیفه مشاور در این خصوص تنظیم می‌شود.

    ماده ۱۱۳: کلید امتیازهای نمرات دانش آموز:

    ۱-۱۳- امتیاز هر یک از دانش آموزان به شرح زیر تعیین می‌شود و در نمونه برگ هدایت تحصیلی ثبت می‌شود. با در نظر گرفتن ۵۰ امتیاز برای نمره‌ها، امتیاز هر یک نمره برابر ۵/۲ خواهد بود.

    (امتیاز هر یک نمره ۵/۲=۲۰:۵۰)  بدین صورت اگر دانش آموزی معدل نمراتش در شاخه یا رشته‌ای ۱۵ باشد در مجموع، امتیاز نمره‌های وی در آن شاخه یا رشته برابر ۵/۳۷ خواهد بود.

    (۵/۳۷=۲۵/×۱۵)

    تبصره: در محاسبه امتیاز معدل تا یک رقم اعشار محاسبه درج شود.

    کلیدهای امتیازهای آزمون:

    ۲-۱۳- اجرا، تصحیح، نمره‌گذاری و تفسیر نتایج آزمونهای مربوط به هدایت تحصیلی از وظایف مشاور است که در خصوص اجرای آزمونهای مذکور می‌تواند از همکاری سایر عوامل اجرایی واحد آموزشی بهره‌مند شود.

    امتیازهای مربوط به آزمون شامل موارد زیر می‌باشد.

    آزمون رغبت           ۱۰ امتیاز                        (مطابق با شیوه‌ نامه مربوط)

    آزمون استعداد         ۱۰ امیتاز                        (مطابق با شیوه ‌نامه مربوط)

    تبصره ۲- امتیاز آزمون استعداد و رغبت رشته علوم و معارف اسلامی همانند رشته ادبیات و علوم انسانی می‌باشد.

    تبصره ۳- در مواردی که دانش‌آموز هیچ یک از درسهای هنر یا کارگاه خود اتکایی را انتخاب نکرده باشد امتیاز نظر معلم برای شاخه کاردانش به امتیاز نظر مشاور در نمودن برگ شماره ۵ اضافه می‌شود.

    ۳-۱۳- امتیازهای نمونه برگ نظر خواهی از دانش آموزان (۵ امتیاز)

    انتخاب اولانتخاب دومانتخاب سومانتخاب چهارمانتخاب پنجمانتخاب ششم و انتخاب نکرده
    پنج امتیازچهار امتیازسه امتیازدو امتیازیک امتیازصفر امتیاز

     

    ۴-۱۱۳- امتیازهای نمونه برگ نظر خواهی از والدین (۵ امتیاز)

    انتخاب اولانتخاب دومانتخاب سومانتخاب چهارمانتخاب پنجمانتخاب ششم و انتخاب نکرده
    پنج امتیاز امتیازسه امتیازدو امتیازیک امتیازصفر امتیاز

     

    ۵-۱۱۳- امتیازهای نمونه برگ نظر خواهی از معلمان (۱۰ امتیاز)

    عالیخیلی خوبخوبمتوسطضعیفبی‌جواب
    ده امتیازهشت امتیازشش امتیازچهار امتیازدو امتیازصفر امتیاز

     

    ماده ۱۱۴: هدایت تحصیلی دانش آموزان واحدهای آموزشی بزرگسالان، ایثارگران، استعدادهای درخشان، استثنایی، داوطلبان آزاد و دانش آموز تطبیقی تابع ضوابط خاص خود می‌باشد.

    ماده ۱۵۵- شیوه نامه اجرایی هدایت تحصیلی دانش آموزان توسط اداره کل مشاوره و بهداشت مدارس تنظیم و به استانها ابلاغ می‌شود.

    موضوع: آئین نامه آموزشی دوره سه ساله متوسط روزانه (سالی- واحدی) موضوع بخشنامه شماره ۰۰۲۷۷/۴۰۰-۳۱/۷۸ در جلسات ۲۳۲ و ۲۲۳ و ۲۳۴ و ۲۳۶ و ۲۳۷  مورخ ۴/۷۸ و ۵/۵/۹۷ و ۱۱/۵/۷۹ و ۲۵/۵/۷۹ و ۸/۶/۷۹ مورد بازنگری قرار گرفت و در پنج فصل و ۱۱۵ ماده و ۹۶ تبصره و به تصویب گروه دوم شورای تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش (هیأت اجرایی نظام جدید آموزش متوسطه) رسید، صحیح است به موارد اجرا گذارده شود (مجموعه مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش ۱۳۸۶:۵۰۵ الی ۵۱۵)

    [۱]. شیوه نامه هدایت تحصیلی بر گرفته از کتاب مجموعه مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش می‌باشد.

    [۲].شرح آن در ماده ۱۱۰ موجود می‌باشد