تنظیم هیجان در خود و دیگران
تنظیم هیجان در خود به معنی تجربه فراخورده کنترل و ارزیابی عمل و خلق خویشتن دست تنظیم هیجان در دیگران یعنی تعامل مؤثر با سایر افراد برای مثال آرام کردن هیجانات درمانده کننده در دیگران.

3-بهره برداری از هیجان:

با بهره گرفتن از اطلاعات هیجانی در تفکر، عمل و مسئله گشایش است. مایر و سالووی در 1997 مدل اصلاح شده ای از هوش هیجانی که بر مؤلفه های شناختی رشد هوشمندانه و هیجانی تأکید داشت ارائه دادند. این مدل هوش هیجانی را به صورت عملیاتی در دو سیستم شناختی و هیجانی بررسی می کند. سیستم استعداد تشخیص با وارد کردن، اطلاعات، توانایی پردازش اطلاعات را در تمام مدت و دستکاری سریع نمادها و ارجاع آن با دانش تخصصی را دارد. هر دو سیستم تک الگویی و کاملاً سنجیده عمل می کنند. مدل مورد نظر از چهار شاخه تشکیل شده که هر یک طبقه‌ای از توانایی ها را به صورت اساسی سنجیده و سلسله مراتب مرتب شده ای را نشان می‌دهند. (مایر و سالووی 1997)
شاخه اول:
ادراک و ارزیابی و بیان هیجان که شامل ادراک هیجان می باشد
تنظیم هیجان
فهم هیجان
کنترل هیجان
در چرخه سیستم شناختی هیجانی این شاخه شامل بازشناسی و وارد کردن اطلاعات است. هوش هیجانی بدون شاخه اول نمی تواند شروع شود. اگر هر زمان احساس ناخوشایندی به سمت شخص آید شخص توجهش را از آن منحرف می سازد چرا که توجه به احساسات و آموخته است. درک هیجانی، توجه به رمزگشایی پیام های هیجانی که در حالات چهرع تن صدا و آثار هنری نهفته است را بیان می کند. برای مثال شخص حالات خنده و چیزهایی زیاد دیگری را در مورد هیجانات و احساسات دیگران درک می کند اما فرد دیگری این هیجانات و حالات را درک نمی کند. این توانایی ها، پایه و مهارت های پردازش اطلاعات مربوط به احساس ها و حالات خلقی هستند. افرادی که با سرعت و دقت هیجاناتشان را ارزیابی و بیان می کنند بهتر می‌توانند به محیط و اطراف خود پاسخ دهند افرادی که مهارت بیشتری در این کار دارند و بهتر می توانند به محیط اجتماعی شان واکنش نشان دهند و می توانند چهارچوب حمایت اجتماعی مناسبی را برای خویشتن بسازند (مایر و سالووی 1997)

شاخه دوم:
تسهیل هیجانی تفکر که توانایی اولوین دادن و به کار گرفتن تفکر شخصی بر پایه احساسات در ارتباط با اشیاء، وقایع و سایر افراد، توانایی ایجاد یا تقلید هیجانات واضح و فعال جهت تسهیل قضاوت، تشخیص و حافظه مربوط به احساسات، توانایی استفاده از حالات هیجانی برای تسهیل مسئله گشایش و خلاقیت را در بر می گیرد (برای مثال احساس زمینه خلاقیت را تسهیل می کند) ین شاخه با بهره گرفتن از هیجان برای تقویت پردازش های شناختی است. هیجان دو سیستم شناختی را تسهیل می کند. احساسات شناخته شده، زمانیکه شخص تصور می کند که من ناراحت هستم و شناخت های متغیر، زمانیکه شخص در حالت ناراحتی فکر می کند که من خوب نیستم. تسهیل هیجانی بر تفکر و چگونگی ورود داده های هیجانی به سیستم شناختی و متغیر شناخت جهت مساعدت تفکر، تمرکز یافته است.
فردی که هیجانات و معانی آنها و چگونگی ترکیب و بهبود آن ها را درک می کند، استعداد درک حقایق بنیادی ماهیت انسان در روابط میان فردی را دارد.
حالات هیجانی و اثرات آن می تواند افراد را به سوی هدف متفاوت هدایت کند. برای مثال خلق مثبت با احتمال بیشتری بیاید مثبت را ایجاد می کند در حالی که خلق منفی پیامد منفی را به دنبال دارد. (مایر، گاسکه و براون 1993)
این دو سبک متفاوت پردازش اطلاعات به ترتیب برای دو نوع متفاوت تکلیف مسأله گشایش نتیجه بخش است و این تغییر و تفاوت های سیستم شناختی ما را برای توجه به جهات اطرافمان از چشم اندازهای مختلف وا می دارد.
مثلاً تفاوت میان شک و خوش بینی، مزیت چنین تفاوت هایی کاملاً آشکار است بیان شک و خوش بینی فرد را برای دیدن نقاط چندگانه و در نتیجه تصور یک مسئله به صورت عمیق ترغیب می کند. افراد با هوش از لحاظ هیجانی قادر به مهار و هدایت کیفیت های انگیختگی هستتند. دانش آموزی با یادآوری پیامدهای منفی شکست و یا ایجاد حالت ترس خود را برای مطالعه تحریک می کند. و به این ترتیب منجر به تقویت اعتماد به نفس تداوم و پشتکار در انجام تکلیف می شود. (به نقل از خسرو جاوید 1381)

شاخه سوم:
فهم و تحلیل اطلاعات هیجانی
کاربرد دانش هیجانی که شامل توانایی فهم و چگونگی اربتاط میان هیجان های مختلف است. توانایی ادراک علت ها و پیامد احساسات
توانایی متغییر تحساسات پیچیده نظیر هیجانات مختلف و حالات احساسی متناقض توانایی فهم و پیش بینی و بین هیجانات نظیر انتقال از عصبانیت به رضایت یا از عصبانیت به شرمساری.
توانایی برچسب زدن هیجانات و بازشناسی روابط میان هیجانات و کلماتی که در توصیف آن به کار می رود این شاخه با دانش پایه ای سیستم شناختی هیجانی ارتباط دارد. افراد با هوش هیجانی به خوبی توانای تشخیص اصطلاحاتی که برای توصیف هیجانات در مجموعه ای از واژگان آشنا و گروهی از عبارات هیجانی که در طبقه ای از واژگان نامشخص ترتیب یافته اند را دارند.(کلینز 1998)
شاخه چهارم:

تنظیم هوشمندانه هیجان:
ارتقاء هیجانی و رشد هوشمندانه که توانایی به تعویق انداختن احساسات خواه خوشایند خواه ناخوشایند.
توانایی گریز از یک هیجان به صورت متکبرانه بسته به آموزندگی یا ادراک
توانایی کنترل فکورانه هیجانات در ارتباط با خویشتن و دیگران.
توانایی تنظیم هیجان در خود و دیگران از طریق تعدیل هیجانات منفی و افزایش هیجانات خوشایند
خوشایند بدون سرکوب یا اغزاق در اطلاعاتی که این هیجانات منتقل می کنند.
مهارت تنظیم هیجان، منجر به حفظ خلق و راهکارهای میدان می شود نظیر اجتناب از فعالیت های ناخوشایند یا پرداختن به فعالیت هایی که پاداش به دنبال دارند.
افرادی که توانایی تنظیم هیجان را ندارند به احتمال بیشتری عاطف را تجربه می کند و در حالت روحی ضعیف باقی می مانند. (ایروبر 96)

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درمورد امپراتوری عثمانی

دیدگاه مختلط هوش هیجانی (شخصیتی هیجانی اجتماعی)
یکی از نظریه پردازان مدل فوق گلمن (1995) می باشد. که مفهوم هوش هیجانی را در این حوزه قرار داد. گلمن در سال 95 در کتاب خود با عنوان هوش هیجانی در کار 5 مؤلفه را به 25 توانش هیجانی متناوب تقسیم می کند که آگاهی سیاسی نظم کارکنان اعتماد به نفس هوشیاری و انگیزه پیشرفت استعانت اشتیاق و خوش بینی را تشکیل می دهد. و اگر این گونه نیست پس آنها چه چیزی هستند در پاسخ به این سؤال مایر (95) الگویی از طبقه بندی مؤلفه های شخصیت را عنوان سیستم های از بخش اصلی شخصیت ارائه داد. در این الگو شخصیت به چهار بخش اصلی تقسیم می‌شود و هر بخش شامل مؤلفه های فرعی است که با آن می توان متوجه شد که بخش های مختلف هوش هیجانی از نظر گلمن در کجای سیستم شناختی قرار می‌گیرند.
این چهار بخش عبارتند از شبکه انرژی ، کارخانه شناخت ، بازی گر نقش ، مدیر هوشیار
1-شبکه انرژی شامل انگیزه ها و هیجانات فردی است که در مسیر کلی انجام کارها را هموار می سازد. این سیستم مشارکت آشکار پایین ترین سطوح انگیزش و هیجانی سیستم شخصیت را نشان می دهد. بخش ای فرعی آن انگیزش نیاز به پیشرفت نیاز به قدرت سطوح انگیزش استقامت، شادی فهم افسردگی سبک هیجانی و هیجان خواهی و ثبات هیجانی است.
2-انباره . اطلاعات شخیصی: احساسات و تفکرات درباره خود و جهان اطراف خود و عمل کردن بر اساس آن اطلاعات می باشد. شاخه های فرعی آن نیز شامل هوش کلامی و هوش هیجانی سبک های شناختی خوش بینی بدبینی توانایی پیشرفت و هوش فضایی می باشد.
3-طراحی فعالیت های اجتماعی مهم نظیر رهبری و دریافت اطلاعات از دیگران همدلی و تأثیر مثبت گذاردن در دیگران است این سیستم به سبک های برون گرایی و درون گرایی و توانایی ایفای نقش مرتبط می شود.
4-مرکز هوشیاری خودآگاهی شالوده هوشیاری و کنترل خود است. این بخش از شخصیت که بر تفکر خلاق و عملکرد مطرح بالای شخصیت که ضرورت داشته باشد نظارت دارد. شامل هشیاری نیروی اراده بالا و پایین آگاهی و ناآگاهی است. اکنون استقامت و اشتیاق خوش بینی و بدبینی و شعور سیاسی و کنترل خود را بررسی کنیم که از سوی برخی از محققان جنبه هایی از هوش هیجانی را تشکیل می دهند.
ثبات، استقامت و اشتیاق در شبکه انرژی قر ار دارد که به هدایت فرد در مواجه با موانع کمک می کند خوش بینی شیوه ای از پیش بینی محیط اطراف است که در سیستم دوم یعنی کارخانه شناخت قرار می گیرد. شعور سیاسی با بخش بازی که نقش ارتباط دارد. کنترل خود در شاخصه مدیر هوشیار جای می گیرد. به نظر می رسند استقامت خوش بینی و شعور سیاسی و کنترل خود خیلی کم با هیجانات هوش در ارتباط باشند به عبارت دیگر آنها خیلی کم یک کل واحد را تشکیل می دهند. از این جهت تفاوت دیدگاه توانایی و دیدگاه محتلط هوش هیجانی بسیار اساسی است. دیدگاه مختلط جنبه های چندگانه شخصیت را مطالعه می کند که ارتباط با مفهوم جدید هوش هیجانی دارد، برای مثال پرسش نامه روان شناختی کالیفرنیا (SPI) ترکیبی از مواردی است که به نظر می رسد شبیه برخی تست های هوش هیجانی مختلط امروزی است نظیر پذیرش خود همدلی و جامعه پذیری، تحمل انعطاف پذیری کنترل خود در پاسخ به چنین مواردی عنوان شده است که هوش هیجانی مفهوم جدیدی نیست شاید مقیاس های از صفات مختلف هوش هیجانی مشابه با پچوهش های تخصصی اما با یک نام متفاوت باشد. ارتباط دقیق میان چنین دیدگاه های مختلفی بازنمایی شخصیت و برداشت فهم علت هم پوشی قابل توجه تعارض های قدیم و جدید را آسانتر ساخته است.
مدل هوش هیجانی بار- آن
یکی دیگر از نظریه پردازان مدل مختلط هوش هیجانی بار- آن (1997) است که مئلی از توانشهای هیجانی را ارائه داده است. این مدل پنج حیطه از مهارت ها و توانایی ها را در بر می گیرد.
1-مهارت های درون فردی که خودآگاهی یجنی (بازشناسی و فهم احساسات خود) جرأت ابراز احساسات، عقاید تفکرات و دفاع از حقوق شخصیتی به شیوه ای سازنده خود تنظیمی (آگاهی فهم و پذیرش و اقدام به خویشتن) خود شکوفایی و تحقق بخشیدن به استعدادهای بلقوه خویشتن است و استقلال (خود فرمانی، خود کنترلی در تفکر و عمل شخصیتی و رهایی از وابستگی هیجانی ) را در بر می گیرد.
2-مهارت میان فردی که شامل روابط میان فردی- آگاهی- فهم و ادراک احساسات دیگران و ایجاد و حفظ روابط رضایت بخشی و دو جانبه که به صورت نزدیکی هیجانی و وابستگی شخص می شود. تعهد اجتماعی (عضو مؤثر سازنده گروه اجتماعی خود بودن، نشان دادن خود به عنوان یک شریک خوب و همدلی است.
3.سازگاری: شامل مسئله گشایی و تشخیص و تعریف مسائل همچنین ایجاد راهکارهای مؤثر (ارزیابی)
مطابقت میان آنچه به طور ذهنی و آنچه به طور غیر تجزیه می شود انعطاف پذیری تنظیم هیجان در تفکر در رفتار به هنگام تغییر موقعیت و شرایط می‌باشد.
4.کنترل استرس که توانای تحمل استرس (مقاومت در برابر وقایع نامطلوب و موقعیت‌های استرس زا کنترل تکانه ها و ایستادگی در برابر تکانه ها را شامل می شود.
5-خلق عمومی که شامل شادی و احساس رضایت از زندگی خویشتن شاد کردن خود و دیگران خوش بینی نگاه به جنبه های روشن زندگی و حفظ نگرش مثبت حتی در مواجه با ناملایمات است.
الگوی 5 بخش هوش هیجانی بار- آن
1-درون فردی
خودآگاهی
جرأت
حرمت نفس
استقلال
2-بین فردی
عمدلی
روابط میان فردی
مسئولیت اجتماعی
4-قابلیت سازگاری و انطباق

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه رشته روانشناسی درباره هیجانهای مثبت

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

حل مسئله
انعطاف پذیری
5-مدیریت فشار روانی
عمق فشار روانی
کنترل تکانه
5-خلق عمومی
خوش حالی
خوش بینی
یافته های اصلی از مطالعه های مربوط به افراد باهوش هیجانی پایین و بالا
هین (1996) بر اساس الگوی مایر، سالووی و کارسوراجع به افراد با هوش هیجانی پایین موارد زیر را بیان کرده است.
از مسئولیت احساس های خود را بر عهده نمی گیرند.
2-از عبارتهای مانند «من احساس می کنم» استفاده نمی کنند.
3-افراد را ملامت می کنند و به دیگران دستور می دهند.
4-افراد دیگر را بی اعتبار می کنند و در مورد آنها قضاوت می کنند.
5-دیگران را موعظه می کنند.
6-در مورد احساسهایشان دروغ می گویند. احساسهایشان را کوچک یا بزرگ نمایی می‌کنند.
7-احساس های خود را به صورت غیر کلامی و کنش ابراز می‌کنند.
8-همدلی و محبت ندارندو
9-احساسهای دیگران را در نظر نمی گیرند.
10-هنگامی که به آنها انتقادی شود به فرد مقابل حمله می کنند.
11-در حالت دفاعی قرار دارند.
12-متعصبانه به نظرهای خود اصرار دارند. (هین 1996)

یافته های اصلی در مورد افراد با هوش هیجانی بالا:
1-احساس های خود را به طور مستقیم بیان می کند.
2-از ابزار احساس های خود نمی ترسد
3-روابط غیرکلامی را درک می کنند.
4-احساس های خود را به صورت عقلانی بیان می کند.
5-کاری که در نظر دارند انجام می دهند
6-وابسته به دیگران نیستند
7-انتظار موفقیت دارند
8-به احساس های یکدیگر احترام می گذارند.
9-از روی ترس با نگرانی اقدام به انجام دادن کاری نمی کنند. همین 1996

کودک خیابانی و پیشینه تاریخی آن:
از مظاهر صنعتی شدن و پیشرفت تکنولوژی کودک خیابانی تکدی و ولگردی است که شاید قدتی به اندازه تاریخ شهرنشینی داشته باشد. با وقوع انقلاب صنعتی در قرن 18 و سیر هجوم روستائیان به شهر برای کار در کارخانه ها و درامد بیشتر آغاز گردید.
این امر موجب حاشیه نشینی برخی از افراد جامعه شد که یا بیکار و یا به جهت عائله مندی و یا عدم مهارت کافی درآمد مناسبی نداشتند در این موقع کودکان ولگرد یا متکدی به صورت قارچ گونه ای در شهرها رشد کردند که ردپای آنها د رادبیات رئالیست اروپا می توان یافت. الیورتویست یکی از قهرمانان داستانهای چارلز دی کنز انگیس و گاوروش یکی از شخصیت های رمان برای نوایان ویکتور هوگوی فرانسوی است زندگی هایی شبیه کودکان خیابانی امروز داشتند.
جنگ که از عوامل آوارگی و بینوایی انسانهاست تاثیر منفی بر کودکان به ویژه ولگردی وتکدی آنها گذارد.
در کنفرانس تعلیم و تربیت وبازگشت دادن اطفال به راه راست در اجتماع دکتر ژان شازدل قاضی ددگاه اطفال فراسنسه در سخنرانی خود تحت عنوان دسته ای ضداجتماعی اطفال و بازگشت دادن آنها به محیط و جامعه از اصطلاح کودک کوچه استفاده کند و براین باور است که کودک کوچه را به جهت مشکلات خانوادگی ووضعیت نامطلوب اقتصادی انتخاب می کند (افتخاری –مواد ولگردی از نظر حقوق جزای تطبیقی)
کودکان خیابانی به دو دسته تقسیم می شوند
1-کودکان خیابانی اینها کودکانی هستندکه در خیابان زندگی می کنند وروابط بسیار کمی با خانواده خود دارند و یا اصلا خانواده ندارند و یا روابط خود را با آنها قطع کرده اند
2-کودکان در خیابان اینها کودکانی اند که عمدتا در طول روز در خیابان هستند و شبها به منزل بر می گردند اینها اغلب کمک معاش خانواده ی می باشند.
از نظر تربیتی این کودکان به گروه کودکان غایب تعلق دارند یعنی به کودکانی که هر زمان که به من حضور در مدرسه ابتدایی یا متوسطه را دارند خارج از هر نهاد اجتماعی یا بازپروری باقی می مانند.
به آنها کودکان در وضعیت دشوار نیز گفته می شود. برخی از کودکان خیابانی جز کودکان دشوار قلمداد شوند. زیرا مشکلات تربیتی برای پدر و مادر اولیا مدرسه پلیس و دستگاه های قضایی به وجود آورند( صلاحی-جاوید 1354)

پیشینه کودک خیابانی و کار
کودک یا صغیر اصطلاح حقوقی به کسی گفته می شود که از نظر سنی به نحو جسمی و روحی بریا زندگی اجتماعی نرسیده باشد براساس تبصره 1 ماده 1210 قانون فلانی ایران کودک به کسی اطلاق می شود در مورد پسران به پانزده سال تمام به دختران به نه سال تمام قمری نرسیده باشد و به عبارت