پایان نامه های روانشناسی

پایان نامه روانشناسی با موضوع : اختلال‌های یادگیری

فوریه 6, 2019

5-آزمایش‌های مربوط به تشخیص برتری جانبی
6- پرسش نامه تاریخچه رشدی و خانوادگی آزمودنی

روش‌های تجزیه و تحلیل داده ها
جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از دو دسته روش آماری استفاده می‌شود:
1 ـ آمار توصیفی: در این دسته از فراوانی، درصد فراوانی، نمودارها، میانگین و انحراف معیار استفاده می‌شود.
2 ـ آمار استنباطی: به منظور مشخص کردن تفاوت بین میانگین گروه‌های LD و عادی و هم چنین رابطه یابی بین متغیرهای موجود بین فرضیه‌های تحقیق و پیش بینی این که به ازای یک واحد تغییر، واحد دیگر به چه اندازه تغییر می‌کند و مشخص کردن سهم هر یک از عوامل در ایجاد اختلالات یادگیری از آزمون‌های مک نمار، آزمون T مستقل و هم بسته و از آزمون تحلیل ممیز به شیوه رگرسیون گام به گام و هم چنین آزمون تحلیل عاملی استفاده می‌شود. برای آزمون فرضیه‌های یک دو و سه از آزمون مک نمار استفاده می‌شود زیرا برای ارزیابی همانندی دو نمونه وابسته برحسب متغیرهای موجود در فرضیه‌هایی که نیازمند به مقایسه تفاوت بین میانگین‌های گروه‌های LD و عادی است، از آزمون T برای گروه‌های مستقل استفاده می‌شود و به دلیل این که به دنبال تبیین علی روابط بین متغیرها هستیم و می‌خواهیم روابط علت و معلولی متغیرها را مشخص کنیم و تأثیر عوامل مختلف بر همدیگر را بررسی کنیم از آزمون تحلیل عاملی استفاده می‌شود و به منظور مشخص کردن میزان و سهم تأثیر هر یک از عوامل بر اختلالات یادگیری از رگرسیون استفاده خواهد شد. هم چنین برای متغیرهای اسمی در جداول 2×2 از آزمون مک نمار استفاده شده است.

شیوه اجرا
پس از تعیین هر یک از آزمودنی‌های گروه نمونه LD و عادی، آزمون‌های مورد نظر جهت ارزیابی متغیرهای آسیب مغزی، ادراک بینایی، اختلال در حافظه شنوایی و هم چنین فعالیت‌های آزمایشی مربوط به تعیین برتری جانبی اندام‌ها به صورت انفرادی روی آزمودنی‌ها اجرا گردید.
برای سنجش متغیر آسیب مغزی از آزمون بندر گشتالت استفاده می‌شود و آزمودنی هایی که نمرات خطای آن‌ها 2 انحراف معیار بیش از میانگین خطای هنجار این آزمون بوده، آسیب مغزی تشخیص داده می‌شوند.
برای ارزیابی متغیر ادراک بینایی از آزمون آندره ری (ترسیم از روی شکل) کارت A استفاده گردید و برای ارزیابی متغیر حافظه بینایی نیز از همین آزمون (ترسیم از حفظ شکل) استفاده شد.
هم چنین برای بررسی میزان ابتلا به بیماری عفونی در دوران بارداری مادران آزمودنی‌ها از پرسش نامه‌های تاریخچه رشدی و خانوادگی استفاده می‌گردد که توسط مادر آزمودنی‌ها تکمیل شده و سپس مورد بررسی قرار می‌گیرد.

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری و پیشنهادات
بحث ، نتیجه گیری و پیشنهادات:
امکان‌ دارد که‌ اختلال‌های‌ یادگیری‌ با روحیه‌ ضعیف‌، عزت‌ نفس‌ پایین‌ و کمبودهایی‌ در مهارت‌های‌اجتماعی‌ همراه‌ باشند. میزان‌ ترک‌ تحصیل‌ کودکان‌ یا نوجوانانی‌ که‌ اختلال‌ یادگیری‌ دارند، تقریباً 40 درصدگزارش‌ شده‌ است و یا تقریباً 5/1 برابر میزان‌ متوسط). بزرگسالانی‌ که‌ اختلال‌ یادگیری‌ دارند ممکن‌ است‌ درزمینه‌های‌ استخدامی‌ یا سازگاری‌ اجتماعی‌ با مشکلات‌ جدی‌ روبرو شوند. در بسیاری (یعنی‌ بین‌ 10 تا 25درصد) از افرادی‌ که‌ اختلال‌ سلوک‌، اختلال‌ لج بازی‌ و نافرمانی‌، اختلال‌ کاستی‌ توجه‌، بیش‌ فعالی‌، اختلال‌افسردگی‌ عمده‌ یا اختلال‌ افسرده‌ خویی‌ دارند، در عین‌ حال‌ اختلال‌ یادگیری‌ هم‌ دیده‌ می‌شود. شواهدی‌ دردست‌ است‌ که‌ نشان‌ می‌دهد تأخیرهایی‌ در رشد زبان‌ ممکن‌ است‌ با اختلال‌های‌ یادگیری (به‌ ویژه‌ اختلال‌ درخواندن) همراه‌ شوند، هر چند احتمال‌ دارد این‌ تأخیرها آن چنان‌ شدید نباشند که‌ تشخیص‌ جداگانه‌ای تحت‌عنوان‌ اختلال‌ ارتباطی‌ را مطرح‌ کنند. هم چنین‌ اختلال‌های‌ یادگیری‌ ممکن‌ است‌ با میزان‌ بالایی‌ از اختلال‌ درهماهنگی‌ حرکتی‌ مربوط به‌ رشد همراه‌ باشند. امکان‌ دارد در پردازش‌ شناختی (مانند اختلال‌‌هایی در ادراک‌بینایی‌، فرایندهای‌ زبانی‌، توجه‌ یا حافظه‌ و یا ترکیبی‌ از آن ها( بهنجاری‌های‌ اساسی‌ وجود داشته‌ باشند که‌اغلب‌ مقدم‌ بر اختلال‌های‌ یادگیری‌ و یا همراه‌ با آن‌ها هستند. آزمون‌های‌ استاندارد برای‌ اندازه‌گیری‌ این‌فرآیندها به‌ طورکلی‌ در مقایسه‌ با سایر آزمون‌های‌ روانی‌ ـ تربیتی‌ از اعتبار و روایی‌ کمتر برخوردارند. هر چندزمینه‌ ارثی‌، آسیب‌ زمان‌ تولد و انواع‌ گوناگون‌ بیماری‌های‌ عصب‌ شناختی‌ و طبی‌ ممکن‌ است‌ با گسترش‌اختلال‌های‌ یادگیری‌ رابطه‌ داشته‌ باشند ولی‌ وجود چنین‌ شرایطی‌ به‌ طور حتم‌ نمی‌تواند اختلال‌ یادگیری‌نهایی‌ را پیش‌بینی‌ کند و بسیاری‌ از افراد دچار اختلال‌های‌ یادگیری‌ چنین‌ سابقه‌ای‌ ندارند. در هر حال‌اختلال‌های‌ یادگیری‌ غالباً همراه‌ با انواعی‌ از بیماری‌های‌ جسمانی‌ دیده‌ می‌شوند.
بینایی‌ و شنوایی‌ مختل‌، ممکن‌ است‌ بر توانایی‌ یادگیری‌ تأثیر بگذارند، بنابراین‌ باید به‌ وسیله‌ آزمون‌های ‌بینایی‌ سنجی‌ و شنوایی‌ سنجی مورد بررسی‌ قرار گیرند. تشخیص‌ اختلال‌ یادگیری‌ در شرایطی‌ که‌ چنین‌ نقیصه‌های‌حسی‌ وجود دارند تنها زمانی‌ مطرح‌ می‌شوند که‌ مشکلات‌ یادگیری‌ بیش‌ از آن‌ حدی‌ باشد که‌ معمولا با این‌نقصیه‌ها همراه‌ است‌.
اختلال‌ در ریاضیات‌ و اختلال‌ در بیان‌ نوشتاری‌ بیشتر همراه‌ با اختلال‌ در خواندن‌ دیده‌ می‌شوند و یافتن‌ هریک‌ از این‌ اختلال‌ها به‌ تنهایی‌ و بدون‌ وجود اختلال‌ در خواندن‌ به‌ طور نسبی‌ به‌ ندرت‌ امکان پذیر است‌.
تقریباً 60 تا 80 درصد افرادی‌ که‌ تشخیص‌ اختلال‌ در خواندن‌ در مورد آنان‌ داده‌ می‌شود، مذکر هستند.تعیین‌ میزان‌ شیوع‌ اختلال‌ در خواندن‌ مشکل‌ است‌ زیرا بسیاری‌ از بررسی‌ها بر شیوع‌ اختلال‌های‌ یادگیری‌بدون‌ جداسازی‌ دقیق‌ اختلال‌های‌ اختصاصی‌ در خواندن‌، ریاضیات‌ یا بیان‌ نوشتاری‌ متمرکز هستند.
اختلال‌ در خواندن‌ دارای‌ تراکم‌ خانوادگی‌ است‌ و در بین‌ خویشاوندان‌ بیولوژیکی‌ درجه‌ اول‌ افرادی‌ که‌اختلال‌ در خواندن‌ دارند، شایع‌تر است‌.

برآورد شیوع‌ اختلال‌ در ریاضیات‌ به‌ تنهایی (یعنی‌ زمانی‌ که‌ با سایر اختلال‌های‌ یادگیری‌ همراه‌ نیست) تقریباً یک‌ مورد از هر پنج‌ مورد اختلال‌ یادگیری‌ است‌. تخمین‌ زده‌ شده‌ است‌ که‌ یک‌ درصد از کودکان‌ دبستانی‌اختلال‌ در ریاضیات‌ دارند.
شواهدی‌ وجود دارند که‌ نشان‌ می‌دهند نقیصه‌های‌ زبانی‌ و ادراکی‌ ـ حرکتی‌ ممکن‌ است‌ با اختلال‌ در بیان‌نوشتاری‌ رابطه‌ داشته‌ باشند. اختلال‌ در بیان‌ نوشتاری‌ بدون‌ همراهی‌ با سایر انواع‌ اختلال‌های‌ یادگیری‌ به‌ندرت‌ یافته‌ می‌شود (DSM-IV-TR، 2000)
نکته‌ حائز اهمیت‌ این‌ است‌ که‌ نمی‌توان‌ یک‌ عامل‌ را به‌ تنهایی‌، علت‌ وقوع‌ یک‌ پدیده‌ محسوب‌ کرد. اصولاپدیده‌های‌ اجتماعی‌، چند عاملی‌ هستند و پدیده‌ اختلال‌ یادگیری‌ نیز یک‌ پدیده‌ چند عاملی‌ و چند بعدی‌است‌، لذا در پیدایش‌ این‌ پدیده‌ بایستی‌ به‌ نقش‌ همه‌ عوامل‌ توجه‌ کرد تا بتوان‌ به‌ عمق‌ و ژرفای‌ این‌ مسئله‌ پی‌برد. براین‌ اساس‌ است‌ که‌ نظریه‌های‌ زیستی‌، اجتماعی‌، فرهنگی‌، برتری‌ جانبی‌ و… در این‌ زمینه‌ مطرح‌شده‌اند. در نتیجه‌ از طریق‌ در نظر گرفتن‌ نقش‌ همه‌ عوامل‌ در بروز این‌ اختلال‌، می‌توان‌ سهم‌ عوامل‌ مهم‌تر رامشخص‌ کرد.
تحلیل یافته‌ها و بحث در نتایج

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

فرضیه شماره یک
بین آسیب مغزی در دوران رشد و اختلال یادگیری ارتباط معنی داری وجود دارد.
نظریه آسیب خفیف مغز
در اینجا این سئوال مطرح نیست که آیا کودکانی که ضایعات مغزی دارند، اختلالات یادگیری نیز دارند یا نه؛ بلکه سئوال این است : کودکانی که اختلالات یادگیری دارند و هیچ ضایعه مغزی مشخص شده‌ای در آنان وجود ندارد، آیا دچار ضایعات جزئی مغز، یا عدم رشد اعصاب اند؟
(باباپور خیرالدین و صبحی قراملکی، 1380، ص 60).
نتایج تحقیقات برتنر و دیگران (1972)، نشان داده است که کودکان بااختلالات یادگیری در مقایسه با کودکان بهنجار دارای نشانه‌های بیشتری از آسیب‌های عصبی هستند.
به اعتقاد اشتراوس، مغز در طی سه دوره زندگی کودک در معرض آسیب قرار دارد: قبل از تولد، در حین تولد و بعد از تولد. ابتلای مادر به سرخجه در دوران قبل از تولد کودک، سبب ابتلای کودک به آسیب مغزی می‌شود. آسیب مغزی در حین تولد می‌تواند ناشی از کمبود اکسیژن باشد. بعد از تولد نیز، آسیب مغزی در اثر ضربات وارد به سر در دوره نوزادی یا کودکی بوجود می‌آید.
عزیزیان (1380)، عنوان نموده است: بین آسیب مغزی در دوران رشد و ابتلا به اختلال یادگیری ارتباط معنی داری وجود دارد.
با توجه به مباحث نظری و تحقیقات انجام شده قبلی، نتیجه این تحقیق با نظریه‌های مطرح شده و تحقیقات قبلی هماهنگی و هم خوانی دارد. در نتیجه این پژوهش تأکیدی بر نتایج تحقیقات و نظریه‌های قبلی است. به عبارت دیگر یکی از عوامل مهم در ایجاد ناتوانی‌های یادگیری در دانش آموزان LD، آسیب‌های خفیف مغزی است از طرف دیگر چون براساس یافته‌های به دست آمده رگرسیون گام به گام مشخص شد که متغیر آسیب مغزی به تنهایی 34% از تغییرات و واریانس متغیر وابسته (اختلال یادگیری) را تبیین می‌کند. در نتیجه بایستی از طریق آزمون‌های معتبر از جمله آزمون بندرگشتالت در جهت تشخیص آسیب‌های خفیف مغزی همت گماشت.
فرضیه شماره دو
بین ابتلای مادر به بیماری‌های عفونی در دوران بارداری و اختلال‌های یادگیری ارتباط معنی داری وجود دارد.
برای بررسی این فرضیه از اطلاعات مربوط به تاریخچه رشد آزمودنی‌ها که از طریق مصاحبه با مادر آن‌ها تکمیل شده بود، استفاده گردید و به وسیله آزمون همخوانی مجذور خی رابطه یابی شد و نتایج نشان داد که مادران آزمودنی‌های LD در دوران بارداری نسبت به مادران آزمودنی‌های عادی از درصد و فراوانی بالاتری برخوردارند. ولی این رابطه از نظر آماری معنی دار نبود (809% = Sig).
هر چند که مباحث نظری موجود و برخی از تحقیقات قبلی بر رابطه بین بیماری‌های عفونی مادر در دوران بارداری و ابتلای اختلال‌های یادگیری تأکید دارند ولی نتیجه این تحقیق با آن‌ها هماهنگی و هم خوانی ندارد. البته نتیجه این تحقیق با یافته عزیزیان (1380) هم خوانی دارد. اما این احتمال وجود دارد که داده‌های جمع آوری شده در زمینه سابقه بیماری‌های عفونی در بین مادران به درستی بیان نشده باشند. از طرف دیگر 12 مورد از پرسش نامه‌های مربوط به تاریخچه رشد آزمودنی‌ها عودت داده نشدند. همین امر می‌تواند در پایین آوردن دقت اندازه گیری یافته‌ها مؤثر باشد.
فرضیه شماره سه
بین اختلال در برتری جانبی و اختلال‌های یادگیری ارتباط معنی داری وجود دارد.
نظریه برتری نیمکره‌ای
در چپ برتر شدن یا راست برتر شدن کودک، سنین 5-3 سالگی اهمیت زیادی دارد زیرا در این مدت کودک بر آن می‌شود تا دستی را بر دست دیگری برتری دهد. تأخیر در تثبیت برتری یکی از دست ها، کودک را در ترجیح دادن یکی از دست‌ها دچار سرگردانی و عدم تصمیم می کند. کودک با مقاومت بی جا در برابر عوامل و شرایط محیطی که او را به سوی برتری دادن یکی از دست‌ها می‌راند، در انجام کارهای بدنی از همسالان خود عقب مانده و دچار عصبانیت و بدبینی می‌شود (احدی و بنی جمال، 1379).
برتری جانبی تقریباً از سنین 4-3 سالگی به تدریج ظاهر می‌شود اما در 5-4 سالگی 40 درصد و در 7-5 سالگی 20 درصد کودکان هنوز به خوبی جانبی نشده‌اند و پس از این سنین، صرف نظر از راست برتران و چپ برتران متجانس، هنوز هم تعدادی کودک کاملاً جانبی نشده اند، بدون آن که الزاماً مشکل داشته باشند (عزیزیان، 1380).
هر چند که مباحث نظری و برخی از تحقیقات انجام شده قبلی، بر رابطه بین متغیر برتری جانبی و ابتلا به اختلال‌های یادگیری تأکید دارند، اما نتیجه این تحقیق با آن‌ها همخوانی ندارد. در تحقیق حاضر سه معیار برای تعیین اختلال در جانبی شدن در نظر گرفته شد که اگر آزمودنی‌ها حداقل یکی از این سه معیار را داشته باشند، دارای اختلال در برتری جانبی تشخیص داده می‌شوند:
1ـ چپ یا راست بودن دو اندام از اندام‌های چهارگانه
2 ـ مختلط بودن غلبه دست
3 ـ عدم هماهنگی بین چشم و دست برتر
اطلاعات به دست آمده از بررسی این متغیر به وسیله آزمون مجذور خی مورد تحلیل قرار گرفت و نتایج نشان داد اگرچه شیوع اختلال در جانبی شدن در بین آزمودنی‌های LD بیش از آزمودنی‌های عادی است ولی این تفاوت از نظر آماری معنی دار نیست (154/0 = Sig). لازم به ذکر است که نتیجه این تحقیق با یافته عزیزیان (1380) هم خوانی دارد. می‌توان گفت کلیه افرادی که تأخیر در تثبیت برتری دارند، اختلال یادگیری دارند ولی عکس آن همیشه صادق نیست. یعنی نمی توان گفت کلیه دانش آموزان LD، تأخیر در تثبیت برتری دارند.
فرضیه شماره چهار
نظریه ادراک دیداری: بین اختلال در ادراک بینایی و اختلال‌های یادگیری ارتباط معنی داری وجود دارد.
ادراک معمولاً به توانایی شناخت فرد در تشخیص و درهم آمیختن محرک‌های بیرونی گفته می‌شود. ادراک دیداری فراگردی است که پس از دریافت محرکات موجود بصری از طریق فعالیت‌های ذهنی و مربوط ساختن آن به تجاری گذشته به شناخت و تفسیر حاصل از آن می‌انجامد (فریار و رخشان، 1369).
در بین عوامل مؤثر در LD مشکلات ادراک بینایی بیشترین توجه را به خود جلب کرده اند. سؤالات مربوط به ارتباط بین بینایی و اختلال یادگیری سال‌ها رواج فوق العاده داشته اند. ادراک بینایی نه تنها جزئیات شکل و رنگ را دربرمی گیرند؛ بلکه موضوعاتی نظیر سوگیری فضایی، تشخیص موقعیت، ادراک نقش از زمینه، حافظه بینایی و سایر مشکلات مربوط به آن را شامل می‌شود همه این مسائل در مطالعه علل مؤثر در LD بویژه در ناتوانی‌های شدید خواندن در نظر گرفته شده‌اند (کرک، 1377).
راسل (1958)، در پژوهشی دریافت که تمیز دیداری و شنیداری بطور معنی داری با توانایی هجی کردن همبستگی دارد. راسل ملاحظه کرد که تمیز دیداری نسبت به تمیز شنیداری همبستگی بالاتری با هجی کردن دارد اما هر دو به یکدیگر وابسته‌اند (عزیزیان، 1380، ص 52).
حسینی گوران آبادی (1375)، در تحقیقی ویژگی‌های ادراک دیداری کودکان نارسا خوان و عادی را با هم مقایسه کرد و نتایج نشان داد که خطاهای کودکان نارسا خوان در بخش‌های تمیز حروف، اشکال و کلمات بیش از کودکان عادی بوده است.
عزیزیان (1380)، در پژوهشی تعداد 120 نفر از دانش آموزان پایه‌های سوم و چهارم ابتدایی شهر اصفهان را (60 نفر عادی و 60 نفر LD) مقایسه کرده است و بیان نموده است که آزمودنی‌های LD در حافظه بینایی، عملکرد ضعیف تری نسبت به آزمودنی‌های عادی داشته‌اند و نمرات کمتری در این متغیر کسب نموده اند.
با توجه به مباحث نظری و نتایج یافته‌های قبلی، نتیجه این تحقیق با نظریات و تحقیقات قبلی هماهنگی و هم خوانی دارد. در ضمن یافته‌های تحقیق حاضر با نظریات کرک (1398)، راسل(1958) و نتایج یافته‌های حسینی گوران آبادی (1375) و عزیزیان (1380) هم خوانی دارد. در نتیجه یافته‌های تحقیق حاضر تأییدی بر نظریه‌های موجود و نتایج تحقیقات قبلی است.
فرضیه شماره پنج
بین حافظه بینایی (دیداری) و اختلال‌های یادگیری ارتباط معنی داری وجود دارد.
نظریه حافظه دیداری
حافظه یک مفهوم کلی دارد و به آن دسته از جریانات روانی که فرد را به ذخیره سازی تجارب و ادراکات و یادآوری مجدد آن‌ها قادر می‌سازد، اطلاق می‌شود. وسعت زمان یادآوری مجدد ممکن است از چند ثانیه یا به بلندی سال‌ها باشد.
حافظه از زمان کودکی رابطه تنگاتنگی با حیات مغزی پیدا می‌کند از این رو خصوصیات کودک از همان آغاز می‌بایست مورد توجه قرار گیرد. حافظه کودک از نظر مدت زمان نگهداری محدود است ولی با مرور زمان با تکامل عصبی این وضع تغییر یافته و کودک تدریجاً قادر می‌شود که مطالب را برای مدت طولانی حفظ کند.
توانایی یادگیری تا حد

No Comments

Leave a Reply