پایان نامه های روانشناسی

پایان نامه ارشد درمورد امپراتوری عثمانی

فوریه 6, 2019

و بطور مستقیم وارد میدان نشدند.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

(نقوی، 1361)
نقوی (1361) از «برنارد لیویس» نقل می کند، در کشورهایی مانند الجزایر و هندوستان که مستقیما توسط استعمارگران غربی اداره می شدند، جریان غربگرایی به آرامی و با احتیاط جلو رفت، زیرا این جریان موجبات نا آرامی و بر افروخته شدن خشم مردم و شورش برعلیه آنها را به دنبال داشت ولی در کشورهای نیمه مستعمره مانند ایران، ترکیه و مصر که در راس آنها زمامداران وابسته به غرب و ظاهراً مسلمان حکومت داشتند جریان غربگرایی به شدت تمام ادامه پیدا کرد و موجب غربزدگی گردید. زیرا دراین کشورها افراد به ظاهر مسلمان حکومت می کردند. لذا خطر شورش مردم و ایجاد مقاومت کمتر وجود داشت.
الف- غربگرایی، در ترکیه (عثمانی سابق)
عوامل گرایش به غرب در ترکیه را می‎توان نتیجه شکستهای امپراتوری عثمانی و ناکامی در فتح «وین» در سال (1095 هـ. ق. 1683 میلادی) و فتح منطقه آزوف توسط روسها در سال (1111هـ.ق- 1699 م) و واگذاری شبه جزیره مسلمان کریمه به روسها دانست. زیرا پس از شکستهای پی در پی دولت عثمانی از بیگانگان نتیجه گرفتند که علت غلبه دشمن، برتری شیوه ها و ابزار نظامی آنها است و لذا به اقتباس شیوه ها و ابزار نظامی از غرب تصمیم گرفتند .
کاریترین ضربه، که موجب شناخت ضعف مسلمانان در برابر غرب شد، اشغال مصر، توسط ناپلئون در سال (1213 هـ. ق. – 1798 م) است در آن زمان مصر جزیی از امپراتوری عثمانی محسوب می گردید.
در قرن 19 میلادی نیز امپراتوری عثمانی، میدان مبارزه قدرتهای استعماری و دولت عثمانی تشویق انگلیسیها، در زمینه شیوه های اداری و نظامی، دست به اصلاحاتی به شیوه غربی زد که این مساله یکی از عوامل مهم آغاز گرایش به غرب در ترکیه محسوب می‎شود.
(نقوی، 1361)
ب- غربگرایی و غربزدگی در مصر
غربگرایی در مصر، همزمان با ترکیه آغاز شد.
« … حمله ناپلئون به مصر در سال (1213 هـ.ق- 1798 م) بی گمان آغاز غربرگایی مصریان بود، اگر درابره تاثیر تمدن و فرهنگ فرانسه بر اصلاحات اجتماعی محمد علی تردیدی وجود داشته باشد، در تاثیر تمدن و فرهنگ فرانسه بر زندگی فرهنگی و گرایش مصر به غرب مجال تردید نیست»
(عنایت ، 1358، ص 22)
تقلید مصر از فرهنگ فرانسه دو دلیل داشت: دلیل اول – تلاش فرانسه در گسترش فرهنگ خود در مصر بود. و دلیل دوم – تلاش مصریان در اخذ فرهنگ فرانسه بود. چون به همراه ناپلئون مظاهری از فن و صنعت چاپ وارد مصر شد و موجب انتشار بسیاری از آثار ادبی و فرهنگی و اسلامی در مصر گردید که موجبات جلب اعتماد مصریان به فرانسه و غرور ملی و فرهنگی آنها شد. و نیز با انتشار آثار اندیشمندان سیاسی و اجتماعی فرانسه و غرب زمینه آشنایی مصریان با این اندیشه ها فراهم گردید. تاسیس «بنیاد مصر» بدست ناپلئون برای بررسی و پژوهش در تاریخ و فرهنگ مصر باستان زمینه تقویت سیاست فرهنگی فرانسه در مصر را فراهم نمود. و گروهی از اندیشمندان فرانسوی در زمینه آشنایی مصریان با فرهنگ فرانسه تلاش زیادی نمودند. ازسوی دیگر، محمد علی خدیو مصر، برای تأمین نیازهای مالی کارشناسی دستگاه های اداری و نظامی دولت سیصد تن از دانشجویان مصری را برای ادامه تحصیلات ابتدا به ایتالیا و سپس به فرانسه اعزام نمود.
دلایل توجه وگرایش شدید مصریان به فرهنگ فرانسه عبارتند از:
دلیل اول – احساس حقارت فرمانروایان مصر در برابر فرانسویان فاتح مصر که این امری طبیعی است و تمام کشورها در برابر تسلط سیاسی بیگانه ، فرهنگ غالب را کورکورانه تقلید می‎کنند.
دلیل دوم – وجود سیاسد فعال فرهنگی فرانسه در مقایسه با سایر کشورهای غربی است. و تنها رقیب فرانسه در مصر، انگلیس بود که هر چند حریص و افزون خواه بود ولی تمایلی به گسترش فرهنگ خود نشان نمی داد.
(عنایت، 1358)
طهطاوی:
یکی از میهن پرستان و رهبران «مصر نو» که آرزوی نیرومندی دوباره مسلمانان را داشت، رفاعه رافع الطهطاوی (1216- 1290 هـ.ق. = 1801-1873م) ، از بزرگان فرهنگ و ادب مصر در زمان محمد علی خدیو مصر می‎باشد. او از خانواده ای متدین وبد و اولین دسته دانشجویان مصری بود که از جانب محمد علی به فرانسه فرستاده شد. درآنجا فن ترجمه را یاد گرفت و آثار و نوشته های بعضی از ادیبان و شاعران فرانسه را خواند ولی نوشته های «ولتر» و «روسو» و «مونتسکیو» و کندیاک در تحول فکری او اثر زیادی داشت.
او پس از بازگشت به مصر، مدرسه ی مترجمی را به سرپرستی محمد علی تاسیس نمود که در این مدرسه علاوه بر آموزش زبانهای اروپایی ، تاریخ اروپا و فقه اسلامی نیزآموزش داده می شد.
ج- غربگرایی در ایران
گرایش و توجه ایرانیان به غرب، سابقه ای بس طولانی دارد. و یکی از علل اولیه آن ترس دولتهای ایران از همسایه ی نیرومند و مقتدر غرب خود یعنی امپراتوری عثمانی بود. بدینجهت است که امیر تیمور گورکانی برای مقابله با دولت عثمانی با جمهوری «ونیز» متحد می‎شود و با دولت عثمانی می جنگد و آنرا شکست می‎دهد یا «اوزون حسن آق قویونلو» با دختر امپراتور طرابوزان ازدواج می‎کند که نخستین ثمره ی این ازدواج دختری است به نام «مارتا» که بعدا به همسری شیخ حیدر پدر اسماعیل صوفی، سردودمان شاهان صفوی در آمد.
(حائری، 1367)
گرایش به غرب در زمان صفویه با هم پیمانی شاه عباس اول با انگلستان در سال (1598 م) ادامه یافت و با ورود برادر آن «شرلی» به ایران، پایه های دوستی و ارتباط محکمتر گردید.
««شاه عباس آنتونی را برصندلی خود نشاند و او را بوسید و گفت:
برادر فی الحقیقه تو شایسته ی اینجا هستی. شاه عباس به همونبز گفت که از وقت آمدن شما نزد من، من تقریبا عیسوی هستیم»
(حائری، 1367، ص 143)
علت اساسی و آشنایی و دوستی با غرب، نیاز ایران به ابزارهای جنگی و دانش نظامی جهت مقابله با دولت عثمانی بود. این روند ادامه یافت تا نهضت مشروطه آغاز گردید.
4- دوره غربزدگی:
الف- غربزدگی در ترکیه:
سرنگونی سلطان عبد الحمید و آغاز انقلاب «ترکان جوان» را می توان، آغاز دوره ی غربزدگی در ترکیه دانست. زیرا رهبران آنها همه تحصیلکرده غرب بودند. و از افکار و اندیشه های غرب الهام می گرفتند و بطور مرموزی از نظر فکری با محافل امپریالیستی و صهیونیستی ارتباط داشتند. ترکان جوان از نظر فکری از خود بیگانه بودند و لذا به تقویت عناصر وابسته به غرب پرداختند و به ترویج اندیشه های غرب از طریق آموزش و پرورش و فرهنگ اقدام نمودند و به تضعیف اسلام و فرهنگ آن پرداختند و به جای ایده وحدت جهانی اسلام، ناسیونالیسم و تورانیگری را جایگزین آن کردند و با استیلای فرهنگ و آموزش و پرورش غربی در ترکیه، مقدمات آزادی زنان و رواج بی بند و باری و فحشا، فراهم آمد.
(نقوی، 1362)
انقلاب «ترکان جوان» که مرکز آن «سالونیک» بود و در آن هفت میلیون یهودی، زدنگی می کردند که عده زیادی از آنها از سرمایه داران و ثروتمندان یهودی بودند به پیروزی رسید که نشاندهنده آنست که صهیونیسم و امپرایالیسم در ایجاد و به قدرت رسیدن نهضت «ترکان جوان» نقش مهمی را ایفا کرده اند زیرا صهیونیست ها در صدد گرفتن مجوز تاسیس یک کشور یهودی نیشن در فلسطین از سلطان عبدالحمید بودند ولی او با تحقیر صهیونیست ها به این تقاضا پاسخ منفی داد و این مساله موجب سرنگونی او گردید. در جریان نهضت «ترکان جوان» غربزدگی و اسلام زدایی شدت وگسترش پیدا کرد و با به قدرت رسیدن کمال آتاترک به اوج خود رسید.
(نقوی، 1361)
«کمال آتاترک ، افراطی ترین و بارزترین چهره «غربزده» در جهان اسلام می‎باشد. از این رو، اربابانش و پیروانش، یعنی غربیها و غربزدگان، از وی سیمان یک قهرمان افسانه ای ساخته اند ولی در واقع وی انسان خود بافته ای بود که در برابر غرب، احساس بی هویتی و بی شخصیتی نموده است»
(نقوی،1361، ص 70)
آتا ترک، بر خلاف رضاخان، یک «وطن پرست» بوده است واز روی صداقت برای درمان مشکلات ملت خود «غربی شدن» را در پیش رگفته بود. ولی به علت فقدان بینش عمیق و صحیح، میمون وار به تقلید الگوهای غربی پرداخت بدون این که ویژگیهای مملکت خویش را درک کرده باشد.
(نقوی، 1361)
ب- غربزدگی در ایران:

«توطئه ای که دولت استعماری انگلیس در آغاز مشروطه کرد به دو منظور بود:
یکی در همان موقع فاش شد این بود که نفوذ در روسیه تزاری را در ایران از بین ببرد و دیگری هم این که با آوردن قوانین غربی، احکام اسلام را از میدان عمل و اجرا خارج کند»
(امام خمینی ، ولایت فقیه ص 13)
آغاز دوره «غربزدگی» درایران همزمان با انقلاب مشروطه و تاسیس دارالفنون و سایر موسسات آموزشی به سبک غربی و نیز خاطرات «اعتماد السلطنه» و «امین الدوله» و نوشته های خسرو میرزا، و میرزا صالح وسفر نامه هایی که غربیها و نمایندگان آنها در ایران تهیه می کردند، می‎باشد که منجر به گرایش شدید به فرهنگ بیگانه و غرب گردید. زیرا آنها در برابر پیشرفت و فرهنگ و تمدن غرب احساس حقارت می نمودند.
از دیگر عوامل تشدید غربزدگی در ایران، کتابهای «تاریخ مختصر ایران» نوشته سی – ار- مار فام و «تاریخ ایران» نوشته سرجان ملکم خان ارمنی می‎باشد که موجب وابستگی شدید و دلباختگی ایران به غرب گردید و سرانجام این افراد، رهبری سیاسی انقلاب مشروطه را بدست گرفتند و به نام «مشروطه» ، «غربزدگی» را در ایران حاکم کردند.
(نقوی، 1361)
نمایندگان فرهنگ بیگانه ، از جمله ملکم خان با پنهان کردن هدف واقعی خود و به نما حمایت از مشروطه، و محدود ساختن اختیارات شاه، حمایت روحانیون را جلب نمودند.
«اگر روحانیونم از جنبش حمایت نمی کردند. اقلیت کوچک غربزده، همانند ملکم و یفرم ارمنی هیچوقت قادر نبودند، مشروطه را تحقق بخشند.»
(نقوی، 1361، ص 77)
هدف ملکم خان و سایر غربزدگان از ایجاد «مشروطه» وابسته ساختن ایران به بیگانه و از نظر سیاسی زمینه سازی برای ظهور «رضا خان»، و از نظر فرهنگی بیگانگی از خود و فرهنگ خودی و نفی شخصیت و هویت تاریخی، فرهنگی و اسلامی کشور بود.
(نقوی، 1361)
سازندگان و نظریه پردازان مشروطه همه از غربزدگان و وابسته گان فرهنگ بیگانه بوده اند. مشار الدوله یکی از اولین نگرش آفرینان مشروطه ایران است و غربزدگی او و سایر «الدوله ها» به حدی است که از کلمات عادی فارسی استفاده نمی کردند. دومین نظریه پرداز ملکم خان وابسته امپریالیسم غرب بود، ملکم خان را می‎توان تئوریسین و بارزترین چهره این غربزدگان دانست.
او نه تنها درصنعت و تکنولوژی، بلکه در نظام ارزشها و طرز تفکر و باورهای غربیان که او آنرا، «کارخانجات انسانی» می نامید، بی قید و شرط تقلید آن را جایز می شمرد. همچنانکه تقی زاده نیز معتقد بود:
«ایرانی باید، سر تا قدم اروپایی باشد، اروپایی فکر کند، اروپایی بپوشد و اروپایی غذا بخورد»
(وندی، ارزیابی تمدن غرب، ص 164)
بنابراین این ملکم خان «بنیانگذار جریان غربزذگی و قبله روشنفکران غربزده (لیبرالها و چپیها)، نخستین کسی است که بی شرمانه وابستگی سیاسی و اقتصادی کشور را به قدرتهای استعمارگر غربی توصیه می‎کند»
(نقوی، 1361، ص 81)
چهره دوم غربزدگی نخست میرزا آقا کرمانی و بعدی میرزا فتحعلی آخوند زاده است. آخوند زاده ضمن این که خود را ملی گرا معرفی می کرد از طرفداران تغییر خط فارسی به لاتین بوده است.
(اندیشه های میرزا فتحعلی آخوندزاده – بی تا)
«آخوند زاده از جمله اولین کسانی بوده است که به مبارزه علیه روحانیت برخاست و مدعی تجدید نظر طلبی در اسلام گشته و پروتستانیسم اسلامی را مطرح کرد.»
(مطهری پایه گذار نهضت نوین دربازسازی اسلام اصیل، 1352)
در ذوب شدن شخصیت او در فرهنگ غرب همین بس که می نویسد: … بر شما لازم است که بزرگ خود (یعنی غرب) را بشناسید … همیشه به امر و نهی او مطیع باشید و رسوم بندگی واداب انسانیت را یاد بگیرید»
(اندیشه های میرزا فتحعلی ، ص 118)
با ورود استعمارگران غربی به به ایران، ضمن این که آنها به چپاولهای اقتصادی و فرهنگی، دست می زدند، بعضی کارهای مفیدی نیز انجام می دادند. درسال (1328هـ.ق- 1910م)، برای اولین بار طب پیشگیری وارد شد واکسن های «آبله» و «دیفتری» به مردم تزریق شد. و آموزشهای داروسازی به داروسازان در سال (1329 هـ..ق- 1911 م) داده شد.
(نقوی، 1361)
آل احمد می نویسد:
« در این 50- 60 ساله آخر هم که سروکلیه نفت پیدا شده است … سرنوشت سیاست و اقتصاد و فرهنگمان یک راست در دست کمپانیها و دولتهای غربی حامی آنها است و روحانیت نیز که آخرین بر ج و باروی مقاومت در مقابل فرهنگی بود … قدم به قدم عقب نشست.
اینکه پیشوای روحانی طرفدار «مشروعه» در نهضت مشروطیت بالای دار رفت خود نشانه ای از این عقب نشینی بود.»
(چاپ جدید- 1350، ص 77-78)
انقلاب مشروطیت موجبات غربزدگی در زمینه فرهنگ فکر و اندیشه و قانون را رواج داد و تا روی روی کار آمدن رضا خان ، اقدامات عملی، مانند آنچه که توسطس آتاترک در ترکیه اتفاق افتاد، انجام نگردید ولی مشروطه زمینه مناسب را برای رضاخان آماده کرد که با حاکمیت او جریان غربزدگی اوج تازه ای گرفت.
«سر دمداران غربزدگی چون تقی زاده ها، تدینها و میرزا یقعوبها، مزنیه را برای رضا خان، همواره ساختند و این نوکر انگلیس به کمک روشنفکران غربزده، لیبرال وچپ نما فروغی ها، سید ضیاء ها و اسکندریها به قدرت رسید و حیدر عمر اوغلی و روشنفکران چپ هم ازاو پشتیبانی می کردند»
(نقوی، 1361، ص 84)
رضا خان در سال در سال (1344 هـ . ق- 1925- م) به دستور غرب به ویژه انگلیس، توسط پارلمان مشروطه به عنوان شاه جدید روی کار آمد و غربزدگی، فرنگی مآبی و وابستگی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی به امپریالیسم، شدت یافت. درزمانی که مصطفی کمال، درترکیه به اجرای برنامه های استعمارگران غربی مشغول بود، در ایران رضا خان توسط قدرتهای بیگانه به پیاده کردن همان برنامه ها مشغول بود، با این تفاوت که به علت وجود عناصر نیرومند اسلامی درایران، رضا خان در مسابقه غربزدگی و نوکر مآبی غرب از مصطفی کمال عقب ماند.
رضا خان بسیاری از برنامه های آتاترک که در زمینه غربزدگی و گرایش به فرهنگ بیگانه را از قبیل اعزام دانشجو به خارج، تاسیس مدارس جدید با مدیریت استعمارگران و اساتید خارجی و وارد کردن شیوه های اداری و … تقلید می کرده است. «ولی فرق میان آتاترک و رضا خان در این بوده است که آتاترک دلبسته به غرب بود ولی رضا خان وابسته به آن «زیرا آتاترک با همه دلبستگیهایش به غرب، وطن پرست بود ولی رضا خان، نه تنها به ملت خود علاقه ای نشان نمی داد، بلکه به عنوان یک نوکر تمام عیار غرب محسوب می شد و هدف نهایی او نفی اسلام و پی ریزی شیوه های اداری غربی در کشور بود.
(نقوی، 1361)
اقدامات رضا خان در زمینه غربزدگی و اسلام زدایی:
او د ر زمینه اسلام زدایی و تثبیت نظام شاهنشاهی اقدامات متعددی انجام داد که اهم آنها عبارتند از:
1- پی ریزی نظامات اداری به شیوه غربی، و اجباری کردن لباسهای فرنگی برای ایرانیان.
2- اسلام زدایی به صورت کشف حجاب زنان و برداشتن عمامه از سر روحانیون و تضییقات شدید برای روحانیون در مدارس دینی و مساجد.
3- محدودیت آداب و رسوم و شعائر اسلامی ازقبیل سوگواریها و اعیاد.
4- مبارزه با روحانیت حزء یکی از اصول اساسی سیاست رژیم دراین دوره غربزدگی بود.
5- اوج فعالیت فراماسونرها که از وابستگان دولت انگلیس بودند و عضویت او در «الژ همایونی» که به خاطر او به این نام نامیده می شد.
6- تشویق احمد کسوری به مبارزه علیه اسلام و مذهب کسوری فعالیتش را از زمان رضا خان آغاز کرده بود و تا حکومت محمدرضا ادامه داشت. او می گفت اسلام دیگر کهنه شده است و پاسخگوی نیازهای عصر احضر نیست و باید دین جدیدی جایگزین آن گردد. ولی آن را «پاکدینی» نامید.
و …
(نقوی، 1361)

اقدامات شاه در جهت غربزدگی و اسلام زدایی:
اقدامات زیر از طرف شاه اوج نوکر مآبی و وابستگی او را به امریکا و بیگانه و دشمنی او را به اسلام و فرهنگ اسلامی نشان می‎دهد: 1- تصویب لوایح شش گانه و فرم امریکایی که بعدا

No Comments

Leave a Reply